۰ نفر
۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
بیماری عاطفه گرایی در سیاست

سیاست هم می تواند آفت و بیماری داشته باشد؛ اگر کاربرد «بیماری» برای چیز بی جانی مثل سیاست استعاری است اما همه معنای آن را می فهمیم: نوعی انحراف از مسیر درست. عاطفه گرایی در سیاست یکی از این نوع انحرافات آسیب زا است.

ما در مورد حوزه عملی سیاست صحبت نمی کنیم بلکه در مورد اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی صحبت می کنیم. از این منظر اندیشه ورزانه و فلسفی که بنگریم بسیاری از مجموعه های رفتاری سیاسی انحراف و بیماری هستند و برخی از آنها برای جامعه کشنده اند. لابد دیده اید که در چند دهه اخیر هر وقت بحثی از مذاکره یا توافق بوده است عده ای کهیر زده اند و علم و کتل برداشته اند و نمایش های خیابانی راه انداخته اند علیه مذاکره. بسا بوده است که این افراد یا همفکرانشان در قدرت بوده اند و با شوق به مذاکره رفته اند و شکست خورده اند. از آن مهمتر این جماعت پر صدا اهل جنگ هم نیستند! آنها نه مذاکره می خواهند و نه جنگ. ممکن است چنین موضعی عجیب به نظر برسد اما واقعیت دارد. آنها در سیاست عاطفه گرا هستند، معادل نتراشیده ای برای اصطلاح سیاست رمانتیک کارل اشمیت.

آنها که در سیاست عاطفه گرا هستند خصوصیات خاصی دارند: نخست و از همه مهتر، سیاست را زیباشناسانه می بینند. به بیان دیگر، عرصه سیاست را به نوعی می بینند که گویی در حال خلق یک اثر هنری هستند و ارتباط کافی با واقعیت های صلب بیرونی ندارند؛ دوم، آنها نه با موضوعات سیاسی بلکه با عواطف و هیجانات و احساسات خود درگیر هستند. عرصه سیاست برای آنها نوعی خودتاملی یا شاید خوددرگیری است که هیچ گاه به پایان نمی رسد. چنین کسانی اساسا در پی حل یک بن بست سیاسی نیستند بلکه در پی یک موضوع شخصی هستند: یا می خواهند قهرمان آن داستان باشند، یا کینه و عقده ای آنها را هدایت می کند یا به نوعی موضوع سیاسی را ذیل خیال پردازی های هنرمندانه ای قرار داده اند که با واقعیت بیرونی تفاوت دارد. ویژگی مهم دیگر این است که سیاست مستلزم مشخص کردن دوگانه میان دوست و دشمن به نحو واقعی و روشنی است. اما عاطفه گرایان این خط روشن را ندارند: خط میان دوست و دشمن مبهم و تیره شده است. آنها حتی می توانند دوستان (به عبارتی نیروهای داخلی خودی) را دشمن تلقی کنند و حتی با دشمنان واقعی همسویی نشان دهند! آخرین ویژگی آنها این است که توانایی تصمیم گیری ندارند و هیچ گونه مسئولیت پذیری ندارند. برای یک سیاست مدار بسیار اساسی است که توانایی تصمیم گیری سخت و به موقع داشته باشد. اساسا حاکم سیاسی با توانایی تصمیم گیری در استثناها شناخته می شود؛ چیزی که عاطفه گرایان با آن بیگانه اند. آنها می توانند زمانی طولانی در مورد یک موضوع ساده صحبت بی پایان کنند و در نهایت هیچ تصمیمی نگیرند. با تسامح می توان گفت آنچه که یک سیاست مدار اصولی را تعریف می کند این است که ویژگی های عاطفه گرایی سیاسی را نداشته باشد.

اگرچه اشمیت بیماری سیاست رمانتیک را بیشتر متوجه لیبرالیزم غربی می دید اما به نحوی عجیب در میان ما هم در ایران این انحراف سال هاست در برخی از حلقه های خاص دیده می شود. رهبر فرزانه، مسئولان رده بالا و فرماندهان ارشد در مقاطعی تصمیم می گیرند که مذاکره کردن به نفع عموم مردم و منافع ملی است؛ تقریبا همه آنها به خون دشمنان ایران تشنه اند و همگی در این راه بسیاری هزینه ها داده اند. پس چه می شود که می پذیرند که مذاکره کنند و اگر توافقی قابل قبول در دسترس باشد توافق کنند؟ آنها برای حفظ جان و مال مردم خود و منافع ملی ایران حاضر هستند که ایثار کنند؛ سیاست مدار بودن در این است که سیاست مدار بتواند تصمیمات سخت و دردناک بگیرد. گاهی باید بجنگد و گاهی مذاکره کند. تنها کافی است که در نظر بگیریم تصمیم گیران عالی و مذاکره کنندگان همگی یا از نزدیک شهید تقدیم کرده اند یا برای این خاک جنگیده اند. اما تصمیم آنها به اینکه مذاکره می تواند افقی بگشاید توسط عده ای پر هیاهو مورد سوال قرار می گیرد که غالبا نه شهیدی داده اند و نه یک روز رزمنده بوده اند. چنین نیست که هر کس مخالف مذاکره باشد عاطفه گرا باشد، بلکه باید حساب سیاست مداران واقعی مخالف مذاکره را از بقیه جدا کرد. مخالفان مذاکره دلایل منطقی و واقعی برای مخالفت دارند. در حالی که عاطفه گرایان چنین نیستند بلکه دلایل واهی و خیالی دارند.

این عده قلیل و مخل با عاطفه گرایی سیاست را می بینند؛ آنها می خواهند از اوضاع واقعی جهان برداشتی خیالی کنند و اتفاقا در هر صورتی حاضر نیستند مسئولیت پذیر باشند. این نوع انحراف یکی از مضرترین انواع انحراف در سیاست است؛ تقریبا با منطق درونی سیاست هیچ نسبتی ندارد و جز بدبختی از آن پیدا نمی شود.

کد مطلب 2233430

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار