به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - آناهید خزیر: تاریخشناسی بدون آشنایی با مهارتهای تاریخورزی علمی و تسلط به آنها، تلاشی عامیانه است و نتیجه آن چیزی جز گردآوری ناشیانه مدلولات همسو از منابع تاریخی نیست و بهآسانی میتواند با ارائه مدلولاتی مخالف، ابطال شود. آنچه دانش تاریخ را از شبهعلم به دانشی با شأن علمی مستقل سوق میدهد، پژوهش تاریخی مبتنی و مسلط بر مهارتهای علمی است تا نتایجی که حاصل میشود، بر بنیاد توصیف و تبیین فربه دادههای تاریخی باشد تا از پایگان استدلالی استواری برخوردار شود.
آنچه در این میان شاهد آنیم، نزاع بر سر مدعیات تاریخی است که در اصل چیزی جز معرفت عامه نبودند. از این رو، میتوان گفت آنچه قادر است دانش تاریخ را از شبهعلم به معرفتی علمی تبدیل کند، انجام پژوهشهایی است مبتنی بر روشها و مهارتهای خاص تاریخشناسی که خروجی آن، معرفت خاصه باشد؛ معرفتی که برآیند آزمون دادههای خام تاریخی براساس روشها و مهارتهای تاریخورزی علمی است و یافتههای آن از قوت و استحکام منطقی و استدلالی قابل قبول برخوردار است و اقناع مخاطبان را به نحو مطلوبی در پی دارد. با حسن حضرتی، عضو هیاتعلمی گروه تاریخ و تمدن دانشگاه تهران درباره کتاب «اقلیم مورخان؛ مهارتهای تاریخورزی علمی» که از سوی انتشارات یام منتشر شده گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید:

در کتاب «اقلیم مورخان» از مهارتهای گوناگون تاریخورزی سخن گفته شده است؛ منظور از مهارتهای تاریخورزی چیست؟
اگر مهمترین وظیفه مورخ را ارائه توصیفی فربه و دقیق از رویدادهای مهم گذشته انسانی بدانیم، باید توجه داشته باشیم که این امر بهراحتی حاصل نمیشود. برای انجام چنین کاری، مورخ نیازمند مواجههای تخصصی و مهارتمحور با اسناد و مدارک تاریخی است.
با توجه به اینکه اسناد و مدارک تاریخی از تنوع بالایی برخوردارند و از کتاب، سند و نسخههای مکتوب گرفته تا سکه، عکس، فیلم و دیگر شواهد تاریخی را در برمیگیرند، مورخ باید توانایی و مهارت لازم برای برقراری ارتباط با این منابع را داشته باشد. به عبارت دیگر، باید بتواند آنها را بخواند، بشناسد، اصالتشان را تشخیص دهد و اعتبارشان را ارزیابی کند.
بر این اساس، تاریخورزی چیزی نیست که صرفاً به جمعآوری دادههایی از برخی منابع تاریخی و ارائه آنها محدود شود؛ این نگاه، سادهسازی موضوع است. تاریخورزی علمی به معنای مواجههای ماهرانه، تخصصی و روشمند با اسناد و مدارک تاریخی است. از آنجا که این اسناد و مدارک تنوع فراوانی دارند، تاریخورزی نیز مستلزم برخورداری از مهارتهای گوناگونی است که مورخان باید در مسیر فعالیت حرفهای خود آنها را فراگیرند و به کار بندند.
از «چه» سخن گفتن مسالهای است که شما به آن در مهارتهای تاریخورزی تاکید میکنید. چرا این مساله بزرگترین قوت دانش تاریخ است؟
اینکه پاسخ به پرسشهای «چیستی» و «چگونگی» مهمترین مسئلهای است که برای پاسخ دادن به آنها نیازمند مهارتهای مختلف هستیم، نکته درستی است که شما مطرح میکنید. ضمن آنکه پاسخ به پرسشهای «چرایی» نیز مهارتهای خاص خود را میطلبد، اما شاید بتوان گفت پاسخ به پرسشهای چیستی و چگونگی بیش از پاسخ به پرسشهای چرایی به مهارت نیاز دارد.
دلیل این امر آن است که پاسخ به پرسشهای چیستی و چگونگی ماهیتی سندمحور و دادهمحور دارد و یافتن پاسخ برای آنها مستلزم دادهکاویهای عمیق، گسترده و روشمند است. در مقابل، پرسشهای چرایی بیشتر بر تفسیر و تحلیلی استوارند که نزد مورخ شکل میگیرد. از این رو، ممکن است به اندازه پرسشهای چیستی و چگونگی به مهارتهای فنی و عملیاتی نیاز نداشته باشند.
البته همانگونه که عرض کردم، پاسخ به پرسشهای چرایی نیز در جای خود مستلزم برخورداری از مهارتهای خاصی است؛ ازجمله آشنایی با نظریههای علمی، چارچوبهای تحلیلی و توانایی تفسیر و تحلیل دادههای تاریخی. بنابراین، هر سه دسته پرسشهای چیستی، چگونگی و چرایی به مهارت نیاز دارند، اما جنس و سطح این مهارتها در هر یک متفاوت است.

آیا تأکید بر روش علمی، خطر حذف یا کمرنگ شدن خلاقیت، تخیل تاریخی و روایتپردازی را در پی ندارد؟
اگر منظور از خلاقیت، تخیل و روایتپردازی، سطح بلاغی و رتوریکی ماجرا باشد، تا حدودی چنین اتفاقی رخ میدهد؛ اما از نظر من این نهتنها اتفاق ناخوشایندی نیست، بلکه میتواند اتفاق مثبتی نیز تلقی شود.
این مفاهیم معمولاً بیش از همه مورد تأکید جریانهای پستمدرن قرار دارند؛ جریانهایی که تاریخ را بسیار به رمان نزدیک میکنند و غایت آن را نوعی قصهپردازی و داستانسرایی میدانند. اگر تأکید بر مهارتورزی تاریخی باعث شود از این نگاه فاصله بگیریم، من با آن مشکلی ندارم.
درواقع، وقتی بر مهارتورزی و روش علمی تأکید میکنیم، در پی آن هستیم که وجه علمی و دانشمحور تاریخ را برجستهتر کنیم. این رویکرد، تاریخ را به لحاظ روششناختی به علوم تجربی نزدیکتر میکند و بر اهمیت دادهها، اسناد و شواهد تاریخی تأکید میگذارد.
از این جهت، من چنین روندی را مثبت ارزیابی میکنم و نسبت به کمرنگ شدن برخی وجوه روایی و داستانی تاریخ نگرانی خاصی ندارم؛ زیرا معتقدم آنچه در درجه نخست اهمیت دارد، اعتبار علمی، اتکا به شواهد و توانایی ارائه تبیینهای مستند از گذشته است.
آیا نظام آموزش تاریخ در دانشگاههای ایران واقعاً این مهارتها را آموزش میدهد یا بیشتر بر محفوظات تاریخی تکیه دارد؟
متأسفانه باید بگویم که در حال حاضر این مهارتها به طور جدی آموزش داده نمیشوند و نظام آموزشی موجود بیشتر بر ارائه اطلاعات و محفوظات تاریخی استوار است.
برنامهریزی درسی و برنامههای آموزشی که اکنون در دپارتمانهای تاریخ اجرا میشود، کمتر به آموزش مهارتهای عملی تاریخورزی توجه دارد. به همین دلیل، زمانی که تصمیم گرفتم این کتاب را تدوین کنم و مدخلهای آن را بنویسم، ناچار شدم برای تهیه بخش قابل توجهی از مطالب به دوستانی مراجعه کنم که خارج از فضای دانشگاهی فعالیت میکردند یا به برخی از افرادی رجوع کنم که اگرچه در دانشگاه حضور داشتند، اما این مهارتها را با تلاش شخصی، مطالعه مستقل و تجربه عملی فرا گرفته بودند؛ نه از طریق آموزش رسمی دانشگاه.
درواقع، نظام آموزشی دانشگاهی در بسیاری از موارد این مهارتها را به دانشجویان آموزش نداده است. با این حال، به نظر میرسد در سالهای اخیر و در پی بحثهایی که در این حوزه شکل گرفته، بسیاری از استادان و برنامهریزان آموزشی نیز متوجه این خلأ شدهاند.
به گمان من، اکنون تلاشهایی برای بازنگری در برنامههای درسی رشته تاریخ در حال انجام است و توجه به آموزش مهارتهای تاریخورزی بیش از گذشته مورد تأکید قرار گرفته است. امیدوارم در این بازنگریها، این مهارتها جایگاه مناسبی پیدا کنند و بخشی از ضعفها و کاستیهایی که تاکنون در نظام آموزشی تاریخ وجود داشته، بهتدریج برطرف شود.
شما در آثارتان همواره بر «توصیف عمیق و گسترده» تاکید میکنید منظورتان از این اصطلاح چیست؟
«توصیف فربه» مفهومی است که من در نوشتههای مختلف از آن سخن گفتهام و آن را مهمترین وظیفه مورخان میدانم. منظور از توصیف فربه، مواجههای مهارتمحور با اسناد و مدارک تاریخی و انجام دادهکاوی علمی درباره گذشته است؛ دادهکاویای که گاه حتی به بهرهگیری از روشها و امکانات آزمایشگاهی نیز منتهی میشود.
همانگونه که در رشتههایی مانند جغرافیا و باستانشناسی شاهد هستیم، شناخت گذشته تنها با مطالعه متون حاصل نمیشود، بلکه نیازمند استفاده از مجموعهای از مهارتها و دانشهای تخصصی است؛ ازجمله استخوانشناسی، خاکشناسی، سنسنجی و سالیابی آثار، و نیز حوزههایی مانند واژهشناسی، عکسشناسی، سکهشناسی، سندشناسی و سندخوانی.
بنابراین، توصیف فربه به معنای دادهکاوی عمیق و علمی بر پایه آشنایی با این مهارتهاست؛ مهارتهایی که درنهایت به تولید آگاهی درباره گذشته انسانی منجر میشوند. در این نگاه، تاریخورزی صرفاً به گردآوری دادهها و اطلاعات محدود نمیشود، بلکه مستلزم شناخت دقیق، عمیق و روشمند آنهاست؛ شناختی که همه گونههای دادههای تاریخی را در برمیگیرد؛ از عکس، فیلم، سند و متن گرفته تا واژهها، نامها و سایر شواهد تاریخی. حاصل چنین رویکردی، دستیابی به درکی ژرفتر و مستندتر از گذشته است؛ رویکردی که میتوان آن را «تاریخورزی علمی» نامید.
در عصر هوش مصنوعی و دادههای دیجیتال، چه مهارتهای جدیدی باید به فهرست مهارتهای تاریخورزی افزوده شود؟
ما در «اقلیم مورخان» درباره این موضوع بسیار گفتوگو و بحث کردهایم. به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که از حیث فناوری و تکنولوژی نیز به مهارتهای جدید مجهز شویم.
یکی از مهمترین این مهارتها، آشنایی با شیوههای راستیآزمایی و فکتچکینگ دادههاست. امروزه فرایند اعتبارسنجی دادههایی که گزارش یک رویداد را در اختیار ما قرار میدهند، دیگر صرفاً با روشهای سنتی و کلاسیک گذشته قابل انجام نیست. بخشی از این فرایند از دسترس شیوههای مرسوم خارج شده و به حوزه فناوری و ابزارهای نوین منتقل شده است. به همین دلیل، راستیآزمایی دادهها بیش از گذشته ماهیتی تکنولوژیک پیدا کرده است.
در دنیای امروز، دانش تاریخ ناگزیر است به سمت نوعی «تاریخشناسی» یا Historiology حرکت کند؛ رویکردی که در آن مورخ نهتنها با متون و اسناد، بلکه با آزمایشگاه، لابراتوار، فناوریهای نوین و ابزارهای دیجیتال نیز سر و کار دارد. مورخ آینده باید بتواند از این امکانات برای سنجش اعتبار دادهها، تحلیل شواهد و راستیآزمایی روایتهایی که درباره رویدادهای انسانی ارائه میشوند، بهره بگیرد.
به بیان دیگر، در عصر هوش مصنوعی و دادههای دیجیتال، مهارتهای تاریخورزی دیگر محدود به خواندن و تحلیل اسناد مکتوب نیست، بلکه شامل توانایی کار با فناوریهای نوین، تحلیل دادههای دیجیتال و استفاده از ابزارهای پیشرفته برای ارزیابی صحت اطلاعات نیز میشود. تنها از این طریق است که میتوان اطمینان یافت آنچه امروز در جامعه انسانی رخ میدهد و در آینده به عنوان «تاریخ» ثبت خواهد شد، بر پایه دادههایی معتبر و راستیآزماییشده روایت میشود.
در پایان پیشنهاد شما برای اساتید و دانشجویان رشته تاریخ چیست؟
کتاب «اقلیم مورخان» شامل پانزده مدخل است. از این میان، دو مدخل را من نوشتهام و سایر مدخلها را همکاران عزیزم به نگارش درآوردهاند. از همه آنها صمیمانه سپاسگزارم؛ هم به خاطر اعتمادی که به من داشتند و هم به دلیل همراهیشان در این طرح علمی.
من مطالعه این کتاب را به دانشجویان تاریخ و همچنین علاقهمندان به تاریخ در رشتههای مختلف توصیه میکنم. اما بیش از همه، آن را به استادان ارجمندی که در دپارتمانهای تاریخ تدریس میکنند پیشنهاد میدهم. از آنجا که بخش عمده کتاب حاصل کار همکاران دیگر است، با آسودگی بیشتری میتوانم درباره آن صحبت و آن را معرفی کنم.
به گمان من، استادان تاریخ بیش از دیگران نیاز دارند با ایده و رویکردی که در این کتاب دنبال شده آشنا شوند و آن را مورد توجه قرار دهند. اگر این ایدهها در میان استادان مورد توجه واقع شود، بهتدریج به دانشجویان نیز منتقل خواهد شد و آنها نیز به اهمیت این مباحث و مهارتها توجه بیشتری نشان خواهند داد.
۲۵۹







نظر شما