«ایران متعلق به همه ایرانیان است»؛ درس فراموش‌شده مشروطه برای امروز / از بی‌اعتمادی و فساد تا مهاجرت نخبگان همچنان باقی است 

علیرضا ملایی توانی در نشست «بازخوانی مشروطه در افق امروز» مشروطه را نه فقط یک رویداد تاریخی، بلکه نخستین پاسخ جدی ایرانیان به مسئله مدرنیته و راهی ناتمامِ آزادی خواند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست «بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز» به همکاری گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم و انجمن ایرانی تاریخ و اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران روز گذشته (شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵) در کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این نشست سیدهاشم آقاجری، داریوش رحمانیان و علیرضا ملایی توانی درباره نسبت مشروطه با امروز سخن گفتند. متن سخنان ملایی توانی را در پی می‌خوانید.

«ایران متعلق به همه ایرانیان است»؛ درس فراموش‌شده مشروطه برای امروز / از بی‌اعتمادی و فساد تا مهاجرت نخبگان همچنان باقی است 
علیرضا ملایی توانی

جنبش مشروطه گرفتار نوعی مظلومیت تاریخی شده

جنبش مشروطه، انقلابی بزرگ و اثرگذار بود که در عین اهمیت، گرفتار نوعی مظلومیت تاریخی شده است؛ چرا که پس از وقوع آن، نه نظام مشروطه‌خواه فرصت یافت روایتی رسمی و جامع از انقلاب خود تدوین کند، و نه در دهه‌های بعد، شرایطی برای بازخوانیِ دقیق و چندبعدیِ آن فراهم آمد.

مشروطه‌خواهان در آن روزگار، چنان درگیر بحران‌های داخلی و کارشکنی‌هایِ جریان‌های مشروعه‌خواه، استبدادگران و فشارهای قدرت‌های خارجی بودند که بخش عمده‌ای از توان و انرژی‌شان صرفِ بقا و مدیریت امور جاری شد؛ از این‌رو، فرصتی برای ثبتِ رواییِ انقلاب باقی نماند. پس از آن نیز، استقرار دیکتاتوری رضاشاه عملاً یک حرکت ضدمشروطه بود و مجالی برای تبیین این تاریخ نگذاشت. اگرچه در دهه بیست، فضای نسبتاً بازِ سیاسی سبب شد تا خاطرات و متونی درباره مشروطه پدید آید، اما با وقوع کودتای ۲۸ مرداد و بازگشتِ نیرومندِ حکومتِ مطلقه، این روند دوباره متوقف شد و تاریخِ مشروطه همچنان در محاق باقی ماند.

در جریان‌های اپوزیسیون نیز وضعیت چنین بود؛ یعنی مارکسیست‌ها به‌شدت با مشروطه مخالف بودند، اسلام سیاسی نیز همین رویکرد را داشت و تمامی نیروهای مبارز، هر یک، برداشت‌ها، قرائت‌ها و انتظارات خاص خود را از مشروطه یا بخشی از جریان‎های آن داشتند؛ بنابراین مشروطه‌خواهی، مشروطه‌پژوهی و اندیشه‌ی مشروطه در ایران همچنان در محاق ماند و این انقلاب بزرگ، با وجود عظمتش، ناشناخته باقی ماند.

پس از انقلاب نیز روند به همین منوال بود؛ بدین معنا که هم تاریخ‌نگاری رسمی جمهوری اسلامی و هم تاریخ‌نگاری حکومت پهلوی، علیه گفتمان مشروطه در مفهوم دقیق آن قرار داشتند و هر دو جریان از رویکردها یا ایده‌هایی در مشروطه حمایت کردند که با کلیتِ آن در تعارض بود.

تنها در دو دهه‌ی اخیر است که تلاش برای مطالعه‌ی ابعاد گوناگون این انقلاب رونق گرفته است که ما آن را به فال نیک می‌گیریم. جمعی که امروز در این‌جا گرد آمده‌اند، نشان می‌دهد که رویداد مهمی در ایران رخ داده که باید آن را شناخت و برای ایرانِ امروز از آن درس گرفت. حدود ۳۰ سال پیش، در دوران لیسانس، از استادی شنیدم که می‌گفت: «سالانه حدود ۴۰۰ کتاب و هزاران مقاله درباره‌ی انقلاب فرانسه نگاشته می‌شود.» حال اگر به انقلاب مشروطه بنگرید، درخواهید یافت که ادبیاتِ تولیدشده در برابر عظمت این انقلاب بسیار ناچیز است؛ بنابراین، این موضوع نیازمند مطالعات فراوان است و ابعاد و زوایای متعددی دارد که باید پیرامون آن بحث‌های جدی صورت پذیرد.

مسئله‌های حل‌نشده منجر به انقلاب می‌شود

من به چند نکته اشاره می‌کنم که می‌خواهد نسبت مستقیم و موثر و استوار ایران امروز را با مشروطه نشان دهد؛ در کشورهایی که انقلاب رخ می‌دهد؛ یعنی مسئله‌های عمده، جدی و حل‌نشده وجود دارد. در ایران دو انقلاب بزرگ و چندین جنبش، شورش و نهضت به وقوع پیوسته است؛ این امر نشان‌دهنده‌ وجودِ مسائل بسیار پیچیده‌ای است که حتی با جوامعِ همسایه‌ ما تفاوتِ بنیادین دارد. نهادها، ایده‌ها، باورها و ساختارهایی که طیِ تاریخِ بلندِ ما در این جامعه شکل گرفته‌اند، به‌سادگی نتوانستند با جنبش‌های دموکراسی‌خواه همگام و همساز شوند؛ از این‌رو، این منازعه تا به امروز تداوم یافته است.

مشروطه نخستین پاسخِ ایرانیان به مسئله مدرنیته بود

مهم‌ترین مسئله‌ای که ما در دوران مشروطه با آن روبه‌رو بودیم و همچنان نیز با آن مواجهیم، مسئله‌ مدرنیته است. مشروطه نخستین پاسخِ ایرانیان به مسئله‌ مدرنیته بود؛ تلاش و کاوشی نظری و عملی از سوی همه‌ نخبگان و اندیشمندان ایرانی برای سهیم کردنِ ایران در میراثِ مدرنیته. طبعاً در آن فضا و در آن شرایط، این سهیم کردن نمی‌توانست بسیار گسترده باشد، زیرا امکاناتِ جامعه‌ ما و ظرفیت‌های آن بسیار محدود بود؛ اما در یک کنشِ تاریخیِ بلندمدتِ ۱۲۰ ساله، به‌تدریج لایه‌هایی از طبقاتِ اجتماعیِ جامعه‌ ایران، فکرها، ایده‌ها و نگاه‌ها بروز و ظهور یافتند و در مواجهه با مدرنیته، انرژیِ خود را آزاد کردند و تخلیه نمودند؛ و همه‌ این‌ها محصولِ جنبشِ مشروطه است. پس این جنبش بسیار مهم است.

به گمان من، جنبش مشروطه چکیده‌ای از مجموعه‌ آرمان‌های انسان مدرن بود؛ یعنی از دو خواسته‌ بزرگِ تمامی انقلاب‌ها، یعنی عدالت و آزادی (که در آن مقطع، آزادی اولویت داشت) تا بازسازی تمامی ساختارها و نهادها؛ تمام آن‌چه بشرِ مدرن در پی آن بود، در جنبش مشروطه به گونه‌ای تبلور یافت. به همین دلیل، انقلاب یا جنبش مشروطه جنبشی زنده، جاری، پویا و فعال است و همواره در حالِ «شدن» است و همچنان صورت‌های متعددی از خود را به ما نشان می‌دهد؛ صورت‌هایی که در ۱۲۰ سال گذشته، امکانِ انکشاف آن‌ها وجود نداشته بود، اما در یک روند و انبساط تاریخیِ طولانی، به‌تدریج لایه‌های خود را نمایان می‌سازد؛ بنابراین، بر همه‌ متفکران، پژوهشگران و اندیشمندان است که درباره‌ این موضوع عمیقاً بیندیشند.

یکی از دستاوردهای مشروطه جلوگیری از زوال جامعه ایران بود

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب مشروطه، جلوگیری از زوال و انحطاط جامعه‌ ایران بود. جامعه‌ ایران در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داشت؛ چه از لحاظ اقتصادی و جغرافیایی و چه از لحاظ ساختار سیاسی که بخش مهمی از نخبگان ما «آنگلوفیل» یا «روسوفیل» بودند. به عبارتی، ایران در یک موقعیت نیمه‌استعماری قرار داشت؛ چنان‌که جان فوران می‌گوید، ایران تمامی زیان‌های استعمار را تجربه کرد، در حالی که از حداقل منافع آن نیز محروم بود.

به گمان من، انقلاب مشروطه این مسیر را سد کرد و از آن زوال و انحطاط تاریخی جلوگیری نمود؛ راه را برای اندیشیدن و عمل کردن باز کرد، اما آن ایده‌ها چنان بلندپایه بودند که در آن فضا امکان تحقق نداشتند و شاید در طی ۱۲۰ سالی که از آن می‌گذرد، هنوز بسیاری بر این باورند که ظرفیت لازم برای آن‌ها فراهم نشده است.

انقلاب مشروطه باعث شد که ما از آن وضعیتِ «تحت‌الحمایگی» که ویلهم لیتن از آن یاد می‌کند، خارج شویم یا دست‌کم آن راه را مسدود کرده و به سوی مسیرهای دیگری حرکت کنیم.

مشروطه راهِ ناتمامِ آزادی بود

دستاورد دیگر انقلاب مشروطه این بود که ما به وضعیت و موقعیت تاریخی خود اندیشیدیم؛ به این که در کجای تاریخ ایستاده‌ایم، چه پشتوانه‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی، فکری و تمدنی داریم و اکنون چه باید کرد و به کدام راه باید رفت؟ و چه راهی را باید در پیش گرفت که هم با نیازهای فرهنگی و تمدنی ما سازگار باشد و هم ما را به انسانی مدرن تبدیل کند. البته مشروطه‌خواهان کوشیدند و راه‌هایی را پیشنهاد دادند و نهادهایی را نیز تأسیس کردند، اما به دلایل تاریخی و مشکلات ساختاریِ عمیق داخلی و بین‌المللی، فشار نظام جهانی و بسیاری پدیده‌های دیگر ــ و به‌ویژه کارشکنی‌های مستمر و روزانه‌ای که جنبش‌های ضد مشروطه و دشمنان آن از درون ایجاد می‌کردند ــ مانع از تحقق این آرمان‌ها شد.

به همین دلیل می‌توان گفت که مشروطه، راهِ ناتمامِ آزادی بود؛ راهی که باید پیموده شود؛ راهی که مشروطه‌خواهان بخشی از آن را پیمودند و افق‌هایی را باز کردند، اما این مسیر به دلایلی دچار فروبستگی و ناکامی شد؛ با این حال، دچار شکست تاریخی نشد. وقتی چیزی دچار شکست تاریخی می‌شود، درواقع از صفحه روزگار محو می‌گردد و امکان بازگشت مجدد به آن وجود ندارد؛ بنابراین مشروطه، به عنوان یک نظریه‌ دولت (نه آن‌گونه که سلطنت‌گرایانِ نابخرد امروز از آن سخن می‌گویند)، و به عنوان یک نظریه‌ دموکراسی‌خواهی، به نظرم بسیار خواستنی، مطلوب، زنده و جاری است و باید احیا شود.

وضعیت امروز جامعه ایران شبیه دوره پیشامشروطه است

وقتی وضعیت امروزِ جامعه‌ ایران را با دوره‌ پیشامشروطه مقایسه می‌کنیم، شباهت‌های زیادی می‌بینیم. در هر دو دوره، نوعی بی‌اعتمادی به حکومت، نوعی سرخوردگی از فساد گسترده در همه حوزه‌ها، نوعی مهاجرت گسترده‌ نخبگان به خارج از کشور، فشار فزاینده‌ قدرت‌های سلطه‌گر خارجی، احساس عجیبِ عقب‌ماندگی در قیاس با کشورهای همسایه و مبهم بودنِ آینده وجود داشت. این وضعیت در آستانه‌ مشروطه نیز، در سال‌های منتهی به آن، حاکم بود. کنشگران، اندیشمندان و صاحب‌نظرانِ آن زمان، مشروطه را به عنوان راهی برای برون‌رفت از این وضعیت شناساندند و سعی در تحقق آن داشتند. گمان می‌کنم امروز نیز می‌توان این خواسته‌ها را با تدابیری دیگر محقق ساخت.

مشروطه یکی از اقدامات بزرگی که انجام داد، اندیشیدن به سامان سیاسی بود. در کشورهایی مانند ایران، تغییر ساختارهای سیاسی دشوارتر از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است و حاکمیت به‌سختی به انجام این تغییراتِ اصلاحی تن می‌دهد.

یکی از دستاوردهای درخشان مشروطه این بود که ایرانیان در عمل، نخستین ملتِ مسلمانی بودند که به ‌جای این پرسش که «چه کسی باید حکومت کند؟»، این پرسش را طرح کردند که «چگونه باید حکومت کرد؟» ممکن است بسیاری از متفکران در نقاط دیگر جهان اسلام نیز این ایده را طرح کرده باشند، اما آن‌چه در عمل تبلور یافت و در جنبش مشروطه محقق شد.

کار بزرگ دیگری که مشروطه انجام داد و برای ایرانِ امروز نیز فوق‌العاده اهمیت دارد، این است که مبانی مشروعیت را از امری «آسمانی» و «فرازمینی» به امری مبتنی بر قرارداد اجتماعی و رای مردم تبدیل کرد؛ یعنی پادشاهِ مقدس که «ظل‌الله» و «سایه‌ خدا» بود، به انسانی معمولی و عادی تبدیل شد؛ کسی که در کنار دیگران می‌ایستاد و عکس می‌گرفت، یا در جاهایی تکفیر می‌شد و حرکت‌هایی علیه او صورت می‌گرفت. این در حالی است که در دوره‌ پهلوی، او دوباره به انسانی قدسی تبدیل شد (البته با الهام از اندیشه‌های فرهنگیِ ایزدیِ ایران باستان) و در جمهوری اسلامی نیز در گفتمان شیعی، این تقدس‌سازی دوباره مطرح شد.

مشروطه‌خواهان به ما نشان دادند که باید جامعه‌ای چندصدایی اشیم

مشروطه‌خواهان به ما نشان دادند که باید جامعه‌ای چندصدایی داشته باشیمب، نه تک‌صدایی. در آن ده تا دوازده سال پس از مشروطه تا دوره‌ استبداد ناصرالملک، و نیز در سال‌های پس از جنگ یا در دوره‌ای که مجلس سوم فعال بود، جامعه‌ ایران به سخن درآمد؛ بسیاری از نخبگان، اندیشمندان و متفکران ایرانی سخنان مهم و جدی‌ای بیان کردند و جریان‌های مختلف، ایده‌های خود را مطرح نمودند. این روند تنها یک بار دیگر در دهه‌ ۲۰ تا ۳۲ تکرار شد و در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی و پس از آن، دیگر تکرار نگردید؛ بنابراین باید به این موضوع بیندیشیم.

مشروطه اثبات کرد که ایران متعلق به همه ایرانیان است

دستاورد بعدی انقلاب مشروطه این بود که اثبات کرد ایران متعلق به همه‌ ایرانیان است. وقتی تاریخ جنبش مشروطه را در شهرستان‌ها و مناطق دیگر می‌خوانید، می‌بینید که حتی با همان سطحِ محدودِ نخبگانی که آن را درک می‌کردند، به آن به عنوان پدیده‌ای ملی می‌نگریستند که سرنوشت همه‌ ایرانیان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در آن مشارکت می‌کردند. به همین دلیل، دستاورد بعدی آن ایجاد یک ملتِ مدرن، یا دست‌کم اندیشیدن به تأسیس یک ملتِ مدرن بود که بخواهد هویت ملی ایرانیان را در جهانِ جدید تعریف کند. این نیز از دستاوردهای بزرگ مشروطه بود. همچنین، اندیشیدن به حکومتِ قانون به ‌جای اراده‌ یک فرد. اساساً اندیشه‌ قانون‌خواهی، مهم‌ترین تدبیر بشر برای جلوگیری از خودکامگی، فساد و انحراف در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و غیره بود و این نیز از دستاوردهای بزرگ مشروطه است.

۲۵۹

کد مطلب 2258710

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین