در ستایش فروتنی، در تقابل با سرسختی

لیبرالیسم آبدیده بر نظام فکری تکیه ندارد بلکه متوجه حساسیت‌های متنوع اخلاقی و روانشناختی است که با توجه به موقعیت‌های انضمامی به اشکال مختلف نمود پیدا می‌کند. در این رویکرد لیبرالیسم انعطاف‌پذیریِ مواجهه با اندیشه‌های متفاوت با خود را دارد و در برخورد با نهادها به تأثیر متقابل افراد و نهادها بر یکدیگر تأکید دارد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، هومن هنرمند نوشت: کتاب «لیبرالیسم در روزگار ظلمت» از کتاب‌های جدید موجود در بازار کتاب است که توسط احسان سنایی اردکانی ترجمه شده و نشر مرکز آن را به انتشار رسانده است. این کتاب برداشتی تیزبینانه و نوآورانه از نظریات پنج متفکر مهم قرن بیستم یعنی ماکس وبر، آلبر کامو، ریموند آرون، راینهولد نیبور و آیزایا برلین را شامل می‌شود. این پنج نفر که منادیان لیبرالیسم آبدیده معرفی می‌شوند در مقابل با تک‌شخصیت منفی کتاب یعنی جورج لوکاچ قرار می‌گیرند که نماینده‌ی نگرش سرسختانه است و در فصل مرتبط با ماکس وبر به‌اختصار به جنبه‌هایی از آرای او توجه می‌شود. امّا آن‌چه این پنج نفر را برای نویسنده‌ی کتاب برجسته می‌کند نه باورهای مبتنی بر نظریه بلکه سیره‌ی آن‌هاست. سیره، مفهوم اصلی این کتاب است که مقتضیات لیبرالیسم آبدیده را می‌توان با توجه به آن در پنج شخصیت موجود در کتاب جست‌وجو کرد.

در ستایش فروتنی، در تقابل با سرسختی

سیره دلالت بر نوعی سبک زندگی، اتخاذ شکلی از رویکرد و تناسب تفکر با عمل دارد که در زندگی پنج شخصیت کتاب قابل بررسی است. آن‌ها نه با ترتیب دادن یک نظام فکری بلکه در نسبت با نظرگاهی اخلاقی به سیاست می‌نگریستند. این نظرگاه اخلاقی، اخلاق و سیاست را در پیوند با هم و نه به شکلی مجزا می‌بیند. در این نگرش آن‌چه اهمیت دارد توان حفظ اخلاقیات حزم، فروتنی، شکاکیت و دوری از مطلق‌گرایی است. کتاب متوجه زمان خاص بین دو جنگ جهانی است که ارزش‌های لیبرال رفته‌رفته رنگ می‌باختند و توده‌ی مردم جذب اندیشه‌های رادیکال و سرسختانه می‌شدند. اندیشه‌هایی که گاه از ساحت واقع‌گرایی و گاه در ساحت آرمان‌گرایی استفاده از وسیله برای رسیدن به هدف را توجیه کرده و توانایی دیدن تناسب میان هدف و وسیله با یکدیگر را نداشتند. جورج لوکاچ نماینده‌ی این شکل از اندیشه است که آرمان کمونیسم را تا سطحی ارتقا داده بود که دیگر نسبتی با اخلاق نداشت. او حاضر بود هر آن‌چه لازم است فدا شود تا غایت مورد نظر او به ثمر بنشیند. متفکرانی چون ریمون آرون و آلبر کامو به‌ترتیب گرایش به اندیشه‌ی واقع‌گرا و آرمان‌گرا داشتند، امّا حساسیت اخلاقی، فروتنی و پرهیز از جزم‌گرایی در آن‌ها مانع از گرایش به سرسختی‌های نظام‌های اندیشه در میانه دو جنگ شد. آن‌ها نه واقع‌گرا به معنی ماکیاولیستی آن بودند و نه آرمان‌گرایی که تعهد کمونیسم را بر تمام ارکان زندگی اولویت می‌دهد. آن‌ها هشیار و شکاک نه متوجه کل بلکه اجزای اندیشه‌ای اخلاقی شدند که در عین حساسیت به کاهش رنج انسانی و دوری از تنزه‌طلبی، در موقعیت‌های انضمامی جانب احتیاط را برگزیدند و نسبت به نابخردی‌ها و افراطی‌گری‌های زمانه‌ی خود هشدار دادند.

در ستایش فروتنی، در تقابل با سرسختی
جاشوآ ال. چرنیس

 سیره در شخصیت این پنج نفر همچون ذائقه‌ و بصیرتی حامل اعتدال اخلاقی، مسئولیت‌پذیری همراه با خودانتقادی و طنز و امید جلوه داشت. آن‌ها نقد خود را متوجه بی‌پروایی، خودبرترانگاری و جاه‌طلبی کردند. درعین‌حال با شک و تردید به خوش‌بینیِ لیبرالیِ لیبرال‌های پیش از خود نگریستند. آن‌ها که در دوران بعد از جنگ شخصیت‌های برجسته‌ی زمانه‌ی خود بودند از نظر نویسنده بیش از هر چیز نمایندگان نوعی از سیره بودند. هر کدام از پنج نفر مسیر فکری و زندگی متفاوتی را از سر گذراندند ولی در نهایت بر سر باورهایی چون کثرت‌گرایی توافق داشتند. نویسنده آن‌ها را نمایندگان یک سیره‌ی الگوساز می‌داند امّا اعتقاد به پیروی تمام و کمال از آن‌ها ندارد؛ هم‌چنان که آن‌ها نیز درعین اشتراکات زیاد، تفاوت‌هایی هم از حیث جهت‌گیری‌های سیاسی و هم از جهت نوع برخورد با رویدادهای زمانه داشتند. کثرت‌گرایی در خود باور به تعارض ارزش‌ها را حمل می‌کند و متوجه تفاوت‌های موجود در سبک و گستره‌ی روحیات، احساسات و اخلاقیات است. لذا توجه به سیره‌ی لیبرال ممکن است با تقلید برخی جنبه‌های شخصیتی همراه باشد ولی همواره به درونی‌سازی اخلاقیات لیبرالیسم آبدیده در فرد فرد اعضای اجتماع متکی است.

در ستایش فروتنی، در تقابل با سرسختی
هومن هنرمند

 درنهایت لیبرالیسم آبدیده نه متولی نئولیبرالیسم است و نه متولی پروژه‌ی عدالت‌خواهی جان رالز. لیبرالیسم آبدیده بر نظام فکری تکیه ندارد بلکه متوجه حساسیت‌های متنوع اخلاقی و روانشناختی است که با توجه به موقعیت‌های انضمامی به اشکال مختلف نمود پیدا می‌کند. در این رویکرد لیبرالیسم انعطاف‌پذیریِ مواجهه با اندیشه‌های متفاوت با خود را دارد و در برخورد با نهادها به تأثیر متقابل افراد و نهادها بر یکدیگر تأکید دارد. نهاد به‌تنهایی افراد را شکل نمی‌دهد و افراد نیز با برپایی و تشکیل نهادها مناسبات موجود در آن‌ها را تعیین می‌کنند. هم‌چنین در این نگرش سیاست بر دیگر جنبه‌های زندگی اولویت ندارد، بلکه در پیوند تنگاتنگ با آن‌هاست. لیبرالیسم آبدیده هم‌چون یک سیره متوجه تعارض ارزش‌های متضاد است و مبلغ فروتنی، شکاکیت و حساسیت اخلاقی.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2236011

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 3 =

آخرین اخبار