فاشیست‌ها اولین حکومت‌هایی بودند که از فوتبال برای ابزار تبلیغاتی استفاده کردند

اگر مثلاً حکومت موسولینی دستور می‌داد که بازیکنان قبل از بازی سلام فاشیستی بدهند، اگر بازیکنی این کار را نکند، این جلوه‌ای از فوتبال علیه فاشیسم است. یا اگر دستور می‌دادند که تیم‌ها باید لباس مشکی بپوشند، اگر تیمی لباسی با رنگ دیگری می‌پوشید، این فوتبال علیه فاشیسم بود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» تالیف کریس ‌لی و ترجمه بهنام جعفرزاده از سوی نشر خوب منتشر شد.

ورزش سیاسی است؛ همیشه بوده است و همیشه خواهد ماند. در سراسر دنیا فوتبال همچنان نمونه‌ای کوچک از تمام طیف‌های جامعه است. یک قرن بعد از این‌که فوتبال تبدیل به بستری برای فاشیست‌ها و ضدفاشیست‌ها شد، در قرن بیست‌ویکم همچنان این ورزش میدان مبارزه سیاسی و ایدئولوژیک باقی مانده است. فوتبال برای گردهم آوردن جوامع در ورشو، برلین، اسلو، میلان و بسیاری از شهرهای دیگر استفاده می‌شود. در حالی‌که برای اکثر باشگاه‌ها و هواداران فوتبال، سیاست دلیلی برای درگیر بودن آن‌ها با این ورزش محسوب نمی‌شود، برای برخی، در هر کجای طیف سیاسی که باشند، این موضوع هسته اصلی هویت آن‌هاست. به بهانه چاپ این کتاب با بهنام جعفرزاده، مترجم کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

طنز تلخ ماجرا این است که سیاستمداران همیشه می‌گویند ورزش را سیاسی نکنیم اما فوتبال همیشه سیاسی بوده و هست، به نظر می‌رسد فوتبال جایگاه ویژه‌ای در بین سایر رشته‌های ورزشی دارد، چرا فوتبال از همه سیاسی‌تر است؟

فوتبال به طور کلی همیشه یک پدیده سیاسی بوده و خواهد بود. به خاطر این‌که درواقع چیزی که باعث سرگرمی آدم‌ها می‌شود اساساً مسئله‌ای سیاسی هم هست و به خاطر این‌که چیزی که جمعیت زیادی به آن توجه می‌کنند، عملاً سیاستمدارها هم به همان جهت کشیده می‌شوند. چون شما در هر شکلی از سیاست که باشید، چه دموکراسی داشته باشید و چه دیکتاتوری، به شکلی به انبوه آدم‌ها نیاز پیدا می‌کنید و این باعث می‌شود که سرگرمی عامه تبدیل به یک امر سیاسی می‌شود. فوتبال به عنوان پرطرفدارترین ورزش دنیا از وقتی که چنین توجهی به آن شده، شکل سیاسی هم پیدا کرده. برای همین این جمله که فوتبال سیاسی نیست یا نباید باشد، درواقع هیچ وقت امکانش وجود ندارد، چون به دلیلی که گفتم، تا وقتی توجه به فوتبال به این اندازه است، فوتبال سیاسی خواهد بود. تنها کاری که حالا مثلاً فیفا تلاش می‌کند انجام بدهد، این است که اتفاقاتی که در چهارچوب زمین رخ می‌دهد را غیرسیاسی نگه دارد. مثلاً این‌که بازیکن‌ها پیراهن‌شان را بالا نزنند تا شعاری را به نمایش بگذارند یا روی سکوها بنری سیاسی به نمایش دربیاید. اما این‌که بتوانیم خود فوتبال را غیر سیاسی نگه داریم، عملاً غیر ممکن است.

فاشیست‌ها اولین حکومت‌هایی بودند که از فوتبال برای ابزار تبلیغاتی استفاده کردند

سیاست از چه مسیرهایی در فوتبال نفوذ می‌کند، کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» مربوط به دوره‌ای است که رژیم فاشیستی در اروپا حضور داشت، با توجه به عنوان کتاب، فوتبال از چه راه‌هایی می‌توانست علیه فاشیسم عمل کند؟

حکومت‌های فاشیستی مثل همه حکومت‌های تمامیت‌خواه انتظار دارند که درواقع همه پتانسیلی که در فوتبال وجود دارد، در خدمت آن‌ها قرار بگیرد و اهداف آن‌ها را تبلیغ کند. هر شکلی از فوتبال که با این مخالفت کند، تبدیل به فوتبال علیه فاشیسم می‌شود. یعنی درواقع هر شکلی از نافرمانی که‌ در فوتبال وجود دارد. اگر مثلاً حکومت موسولینی دستور می‌داد که بازیکنان قبل از بازی سلام فاشیستی بدهند، اگر بازیکنی این کار را نکند، این جلوه‌ای از فوتبال علیه فاشیسم است. یا اگر دستور می‌دادند که تیم‌ها باید لباس مشکی بپوشند، اگر تیمی لباسی با رنگ دیگری می‌پوشید، این فوتبال علیه فاشیسم بود. پایه همه این‌ها، مسئله نافرمانی و عمل کردن برخلاف آن ماشین تبلیغاتی است که حکومت فاشیستی را تبلیغ می‌کند.

آیا خود فاشیست‌ها از فوتبال برای تبلیغات استفاده نمی‌کردند؟

اولین حکومت‌هایی که استفاده از ورزش و به‌ویژه فوتبال را برای ابزار تبلیغاتی استفاده کردند، فاشیست‌ها بودند. موسولینی و هیتلر اولین حاکمانی هستند که به صورت خیلی جدی سعی می‌کنند که از ورزش مدرن به عنوان ابزاری برای حکومت‌های‌شان استفاده کنند و آن‌ها هستند که این الگوی استفاده از ورزش به عنوان ابزار تبلیغاتی سیاستمدارها را باب می‌کنند. البته در گذشته‌ها هم حکومت‌ها از سرگرمی‌هایی که در جامعه وجود داشته برای کنترل مردم استفاده می‌کردند مثلاً در روم باستان می‌گفتند که مردم به دو چیز نیاز دارند: نان و سیرک. که سیرک همان سرگرمی بوده و با استفاده از آن مردم را مشغول نگه می‌داشتند اما اولین حاکمانی که از ورزش مدرن استفاده کردند، فاشیست‌ها بودند؛ یعنی موسولینی و هیتلر.

عکس فوتبال

واکنش فاشیست‌ها به فعالیت ضدفاشیست‌ها چه بود و چه پیامدی برای فوتبال و فوتبالیست‌ها داشت؟

طبیعی است که حکومت‌های فاشیستی اجازه فعالیت نمی‌دادند و از تمام ظرفیت‌شان استفاده می‌کردند چون تمام آن تبلیغ و بهره‌برداری‌ که می‌خواستند از فوتبال به نفع حکومت‌شان بکنند، توسط ضدفاشیست‌ها خنثی می‌شد و آن تبلیغ‌ها را رسوا می‌کردند. به همین خاطر بود که مثلاً در آن سال‌های جنگ جهانی دوم خیلی‌ها به صرف فوتبال بازی کردن در تیم‌های غیرفاشیستی کشته شدند. یا فوتبالیست‌هایی حرفه‌ای بودند که نمی‌خواستند برای تیم‌های فاشیستی بازی کنند؛ تیم‌هایی که تبلیغات حکومت فاشیستی را می‌کرد و این مسئله ممکن بود حتی به قیمت جان آن‌ها تمام شود.

کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» مربوط به دوره‌ای است که هنوز خصوصی‌سازی در ورزش اتفاق نیفتاده بود، آیا هنوز هم فوتبال می‌تواند خصلت ضد جریان اصلی داشته باشد؟

این مسئله ربطی به خصوصی‌سازی ندارد. خصوصی‌سازی باعث می‌شود که حکومت‌ها نتوانند از فوتبال به نفع خودشان استفاده کنند. یعنی خصوصی‌سازی اقدامی علیه فاشیسم است، نه در خدمت آن.

در این کتاب از اسطوره‌هایی مانند پله نام برده شده است، آیا سوپرفوتبالیست‌های بزرگ مثل رونالدو نیز کارکردهای سیاسی دارند یا فقط درگیر پول و شهرت هستند؟

کارکرد فوق ستاره‌های فوتبال دقیقاً مثل خود فوتبال است. یعنی با توجه به جمعیت زیادی که آن‌ها را دنبال می‌کنند، نظراتی که ابراز می‌کنند و کارهایی که انجام می‌دهند به همان اندازه تاثیرگذارتر از بازیکن‌های معمولی و آدم‌های معمولی است. اما این‌که بخواهند فعالیت سیاسی بکنند یا نه، انتخاب‌های شخصی است که ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد. یعنی ممکن است فکر کنند که ورود به سیاست می‌تواند همان‌قدر تاثیرگذاری اجتماعی آن‌ها را به بیراهه ببرد یا در موقعیتی با یک اظهارنظر سیاسی بتوانند تاثیر مثبت داشته باشند. به نظرم ورزشکاری که موضع سیاسی می‌گیرد، لزوما آدم دغدغه‌مندتری نیست. ممکن است ورزشکاری بدون ورود به سیاست، سعی می‌کند تاثیرگذاری اجتماعی‌ را به شکل دیگری نشان بدهد.

آیا فوتبال امروز هم آن ویژگی‌های رهایی‌بخش را دارد، اگر بله، مثالی بیان کنید و اگر خیر، چرا؟

اگر منظورتان این است که همچنان می‌شود از فوتبال به عنوان یک ابزار سیاسی در مقابل حکومت‌های تمامیت‌خواه استفاده کرد، قطعاً می‌شود. درواقع این‌گونه نیست که فوتبال آن تاثیرگذاری‌اش را از دست بدهد. فوتبال هم یک ابزاری است که می‌شود هم در خدمت فاشیسم قرار بگیرد و هم علیه آن استفاده شود. اما تاثیرگذاری‌اش را از دست نمی‌دهد چون به هر حال به عنوان پرطرفدارترین ورزش دنیا همیشه می‌تواند اثرگذار باشد.

با توجه به استفاده‌ای که دولت‌ها از فوتبال می‌کنند، آیا می‌توانیم بگوییم که امروز فوتبال بیشتر از این‌که جنبه رهایی‌بخش و نجات‌بخش داشته باشد، برای رسیدن اهداف پوپولیست‌ها گام برمی‌دارد؟

به هر حال همیشه حکومت‌هایی هستند که از ورزش برای نشان دادن تصویر بهتر از خودشان استفاده می‌کنند. در مقابل، آن جبهه مقابل شاید یک وقتهایی تضعیف شود اما هیچ وقت کامل از بین نمی‌رود به هر حال الان در عصری هستیم که حکومت‌ها ابزارهای کنترلی بیشتری دارند و این کار را برای آن‌هایی که بخواهند از فوتبال در جهت مبارزه استفاده کنند، سخت‌تر می‌کند اما در نهایت تاثیرگذاری فوتبال آن‌قدر زیاد است که حتی با یک استوری اینستاگرامی هم یک ورزشکار می‌تواند تاثیر خودش را بگذارد؛ بستگی به این دارد که چقدر چیزی که می‌گوید یا کاری که انجام می‌دهد، در یک راستا باشد و مردم آن را قبول کنند.

به نظر شما شرایط باید چگونه ورق بخورد تا فوتبال دوباره به دوره طلایی خود یعنی به دوره‌ای که صدای فرودستان بود، برگردد؟

نمی‌دانم منظورتان از دوره طلایی چیست. اگر منظورتان دوره‌ای است که در کتاب به آن اشاره شده و بیشتر مربوط به زمان جنگ جهانی دوم است، به نظرم الان اتفاقاً نسبت به آن موقع فوتبال پتانسیل بالاتری برای به چالش کشیدن قدرت‌ها دارد، به خاطر وجود شبکه‌های اجتماعی و این‌که هر ورزشکار خودش می‌تواند بدون واسطه نظرش را بیان کند.

۲۵۹

کد مطلب 2236424

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 13 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین