۰ نفر
۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۹
درس‏‌های ناآموخته از واقعه به توپ بستن مجلس

زمانی که محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست تصور نمی‏‌کرد پایتخت دوم ایران و شهر نایب‏‌السلطنه یعنی تبریز برای ۱۳ ماه به رهبری سردار ملی و سالار ملی به مقابله با آن برآید.

واقعه به توب بستن مجلس شورای ملی روز ۲ تیرماه ۱۲۸۷ در مقایسه با واقعه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اگر واقعه‏‌ای هم‌‏تراز در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور نباشد، کمتر از آن نیست. این واقعه که با هم‌دستی محمدعلی شاه و با همکاری بریگاد قزاق به فرماندهی لیاخوف روس صورت گرفت، همچنان برای امروز ما درس‌هایی دارد که باید از آن آموخت.

نخست این‌‏که اگر مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی در درون آن کشور حل نشود و فرایند مرض‌الطرفین برای آن انتخاب نگردد، روال کار به صورت غیرمتعارف پیش می‌‏رود. زمانی که امیرکبیر و میرزا حسین‌خان مشیرالدوله تلاش کردند ناصرالدین‌شاه را حتی با فرستادن به فرنگ به تغییرات و اصلاحات ضروری برای نجات کشور ترغیب کنند، باز موفق نشدند ساختار سیاسی کشور را تغییر دهند و این اسلحه میرزا رضا کرمانی بود که مسیر را برای پادشاهی مشروطه گشود. وقتی مظفرالدین‌شاه مشروطه را به مردم ایران «مرحمت فرمودند» محمدعلی‌شاه آن را بازپس گرفت، به توب بست و جان‌‏های گران‌قدر بسیاری در راه آن فدا شدند. اما درنهایت مجبور به کناره‌‏گیری از قدرت با زور شد. این در حالی بود که در اسفند ۱۲۸۶ اقدامات دیگری که با تحریک محمدعلی‌شاه در میدان توپخانه با همکاری بخشی از زمین‌‏داران و برخی از روحانییت منتقد، نظیر سیدعلی یزدی و شیخ فضلل‌الله نوری و مردمی با شعار «ما دین نبی خواهیم/ مشروطه نمی‌خواهیم» آغاز شده بود باعث شد تا شاه برای چندمین بار به قرآن سوگند یاد کند که به مشروطه وفادار است. اما مردم عادی چه می‌دانستند پادشاه که به کتاب خدا قسم یاد نموده، دست در دست اجنبی غیرمسلمان، مجلس را به توپ خواهد بست.

نظام‌های سیاسی نمی‌توانند جلوی خواست عمومی مردم قرار گیرد حتی با کمک خارجی. این موضوعی است که نه فقظ قاجار، بلکه دولت پهلوی نخست نیز نیاموخت و کشور اشغال نظامی شد و دولت پهلوی دوم نیندیشید و انقلاب دیگری به معنای کاملاً سیاسی نظام پهلوی را از صحنه خارج کرد.

تجربه جهانی تایید می‌کند، تا زمانی که ادراک و باور مردم با حکومتی همراهی نکند، آن حکومت تنها یک رژیم سیاسی است، و فقط با مشروعیت مردمی است که نظام سیاسی متناسب با خواست مردم و نیاز اجتماعی تحقق خواهد یافت. در این حادثه مورد بررسی هم این مجلس شورای ملی نبود که به توپ بسته شد، بلکه این قاجار بود که به تاریکخانه تاریخ پرتاب شد.

درس دیگر این است که مسائل و مشکلات مملکت با کشمکش و سرکوب حل نمی‌شود، تنها به شکل کمون باقی می‌ماند و ممکن است درنهایت به شکلی غیر قابل پیش‏بینی بروز نماید. لذا گره‌های پیچیده و ای بسا کور جامعه را به سوی پیش‏بینی‌ناپذیری متمایل می‌‏کند. زمانی که محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست تصور نمی‌‏کرد پایتخت دوم ایران و شهر نایب‌السلطنه یعنی تبریز برای ۱۳ ماه به رهبری سردار ملی و سالار ملی به مقابله با آن برآید و تمام تلاش پادشاه از طریق عین‌الدوله، محمدرحیم صمصامی و رضا ماکسیم یا شصت تیر (رضاشاه بعدی) باعث بازگشت دوباره مشروطیت به ایران از طریق قیام‌هایی در نقاط دیگر شود. سردار ملی و سالار ملی، در اوج محاصره و قحطی، حتی با خوردن علف و یونجه، تبریز را از شهر نایب‌السلطنه بدل به «پایتخت مشروطیت» ایران کردند.

درنهایت، تاریخ به مثابه معلم با تجربه و گرم و سرد روزگار چشیده به ما می‌‏آموزد، که راه‌‏حل مسائل در اجماع و همبستگی اجتماعی است و نه اعمال زور؛ نه این‌که زور در شرایط ضروری و زمانی که تمامی راه‌‏ها به بن‌بست کشیده می‌شود روش مناسبی نیست که هست؛ بلکه زمانی که زور درنهایت جایگزین عقلانیت می‌گردد، جامعه دچار انشقاق و چنددستگی می‌گردد. در این شرایط انشقاق، قطبی شدن و درنهایت گسست بخشی از جامعه، دشمن خارجی در قالب رهایی‌بخش بروز می‌یابد و غفلت از پیامدها دورنمای این حرکت را هولناک می‌سازد.

به گمان من روز ۲ تیرماه، هر ساله باید پاس داشته شود تا یادی از مردان بزرگ همچون ستار خان سردار ملی، باقر خان سالار ملی، سیدعبدالله بهبهانی، سیدمحمد طباطبایی، شیخ احمد روح‌‏القدس، محمدتقی بنکدار، ملک‏‌المتکلمین، جهانگیرخان صوراسرافیل، سیدجمال‌‏الدین واعظ اصفهانی و به‌ویژه هوارد باسکرویل شود و درس‌‏های آن مرور گردد. این موضوع را به نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم باید بیش از همه گوشزد کرد که گذشتگان آن‌ها چه رشادت‌ها کرده‌اند، آیا اینان شایستگی تکیه زدن بر این جایگاه پر ز غصه و خون دارند؟

* استادیار علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی

۲۵۹

کد مطلب 2236901

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین