قمرالملوک وزیری؛ بانویی که مرزهای زمانه‌اش را شکست

اندکی پیش از انقلاب مشروطه به دنیا آمد و خیلی زود پدر و مادرش را از دست داد. سرپرستی‌اش به مادربزرگش سپرده شد؛ زنی روضه‌خوان و شناخته‌شده که قمر را از کودکی با مجالس زنانه مذهبی همراه می‌کرد. همین همراهی‌ها نخستین مدرسه آواز او شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قمرالملوک وزیری، بانویی که نامش با آغاز جسورانه حضور زن در صحنه موسیقی ایران گره خورده است، شامگاه پنجشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۳۸، پس از سه سال بیماری، در ۵۴ سالگی درگذشت؛ اما خاموشی او پایان صدایی نبود که سال‌ها در حافظه فرهنگی ایرانیان طنین انداخته بود. زندگی قمر، از کودکی دشوار تا شهرت خیره‌کننده و سرانجام مرگی غریبانه، روایتی است از رنج، شور، جسارت و بخشندگی.

او اندکی پیش از انقلاب مشروطه به دنیا آمد و خیلی زود پدر و مادرش را از دست داد. سرپرستی‌اش به مادربزرگش سپرده شد؛ زنی روضه‌خوان و شناخته‌شده که قمر را از کودکی با مجالس زنانه مذهبی همراه می‌کرد. همین همراهی‌ها نخستین مدرسه آواز او شد. قمر در همان سال‌ها، با صدایی صاف و نافذ، در مرثیه‌خوانی‌ها توجه حاضران را جلب کرد و کم‌کم از پای منبر، راه خود را به دنیای خوانندگی گشود.

در جامعه‌ای که هنوز موسیقی را با بدگمانی و تعصب می‌نگریست، دلبستگی دختری نوجوان به آواز آسان پذیرفته نمی‌شد. با این‌همه، شوق موسیقی در وجود قمر چنان نیرومند بود که او را از خواندن پنهانی و تجربه‌های کودکانه به آموزش جدی رساند. در شانزده‌سالگی شاگرد مرتضی‌خان نی‌داود شد؛ استادی که استعداد خارق‌العاده‌اش را دریافت و در پرورش آن از هیچ کوششی فروگذار نکرد. این شاگردی، قمر را به‌سرعت به یکی از درخشان‌ترین چهره‌های موسیقی زمانه بدل کرد؛ چهره‌ای که هم در محافل خصوصی و هم در صحنه‌های عمومی، حضوری کم‌نظیر داشت.

نام قمر بیش از هر چیز با نخستین کنسرت بی‌حجاب یک زن ایرانی در حافظه تاریخ مانده است. او در سال ۱۳۰۵، در گراند هتل تهران، در برابر تماشاگران بر صحنه رفت؛ رخدادی که در روزگار خود نه فقط هنری، بلکه اجتماعی و تاریخی بود. این حضور جسورانه، در فضایی که هنوز مفهوم کنسرت برای بسیاری تازگی داشت و تعصب مذهبی و سنتی در اوج بود، قمر را به نماد شکستن یک مرز بزرگ بدل کرد. از آن پس، او پیوسته کنسرت برگزار کرد و با آغاز به کار رادیو نیز در شمار نخستین و مهم‌ترین صداهای آن درآمد.

زندگی خصوصی او اما آرام و بی‌تلاطم نبود. چند ازدواج ناموفق، فراز و فرودهای عاطفی و مسئولیت مادری، بخشی از زندگی پرفرازونشیب او را شکل داد. در کنار این‌ها، آن‌چه بیش از همه در روایت نزدیکانش برجسته مانده، روحیه بخشنده و لوطی‌مآب اوست. قمر هرچه به دست می‌آورد، بی‌محابا می‌بخشید؛ به تهی‌دستان، درماندگان، هنرمندان و آشنایان. همین دست‌ودل‌بازی افسانه‌ای، سرانجام او را در سال‌های پایانی عمر به تنگدستی کشاند.

سه سال آخر زندگی‌اش با سکته و ناتوانی گذشت. زنی که روزگاری بلبل آواز ایران خوانده می‌شد، در حسرت یک بار دیگر خواندن ماند. سرانجام نیز در حالی چشم از جهان فروبست که از شکوه گذشته‌اش فاصله‌ای تلخ گرفته بود. تشییع جنازه‌اش، برخلاف شهرت و محبوبیت سال‌های جوانی، با اندک همراهان برگزار شد. با این همه، قمرالملوک وزیری نه با فقر پایان زندگی‌اش، بلکه با صدای بی‌مانند، شهامت اجتماعی و اثر ماندگارش در تاریخ موسیقی ایران به یاد مانده است؛ زنی که آوازش از مرز هنر گذشت و به نشانه‌ای از جسارت و انسانیت بدل شد.

متن کامل این گزارش را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2257600

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین