به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سایت پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات، در ابتدای این نشست فاطمه فلاحمینباشی از وضعیت نظرسنجیها در شرایط فعلی جامعه و میزان اعتماد به آنها سخن گفت و تصریح کرد: با اینکه چند دهه از عمر نظرسنجیها در ایران میگذرد، به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری در بوته نقد و تعدیل قرار گرفتهاند. در کنار اقبال و توجهی که مسئولان به نظرسنجیها دارند، به نظر میرسد ابزارهای سنجش افکارعمومی، ابزارهای سنتی و ساده هستند و باتوجه به تکانههای اجتماعی و سیاسی زیادی که چند وقت اخیر در جامعه داشتیم، خیلی پاسخگوی وضعیت فعلی کشور نیستند. با تحولات عمیق ساختاری که در کشور شاهد آن بودیم، دیگر مدلهای قبلی در تخمین واقعیت کمکی به ما نمیکنند. برای درک بهتر این چالش میتوانیم از تخمین نرخ پاسخگویی صحبت کنیم که به شدت کاهش پیدا کرده است.
بنابراین وقتی بخش زیادی از جامعه را در نمونههای خود بهعنوان پاسخگو نداریم، نمیدانیم گروه پاسخگو تا چه میزان معرف جامعه آماری هستند. برخی از آن به «اعتراض خاموش» یاد میکنند ولی نمیتوان با قطعیت گفت که این عدم پاسخگویی، نوعی رفتار اعتراضی است. چیزی که مهم است این است که تا چه حد میتوان به دادههایی اعتماد کرد که بخش زیادی از جامعه با آن همکاری نکردهاند و در این شرایط چطور میتوان با روشهای تعدیلکننده نظرات افراد غایب را در تحلیلها آورد. در این نرخ پایین همکاری، بحث محافظهکاری پاسخدهندگان هم وجود دارد و باید بدانیم با توجه به حاکمبودن ملاحظات سیاسی و امنیتی تا چه اندازه مردم نظر واقعی خود را ابراز میکنند. سیالیت و زوال افکارعمومی هم موضوع دیگری است که وقتی جامعه مانند شرایط جنگی دچار پراکندگی یا ابهام میشود، کار نظرسنجی دشوار میشود و ما باید بدانیم چطور میتوانیم به دادههای آنها در این شرایط اعتماد کنیم.
در ادامه مهدی رفیعی در پاسخ به چالشهای مطرحشده برای نظرسنجی گفت: درخصوص عدم پاسخگویی باید گفت این موضوع در دو سر طیف یعنی بین مذهبیها و طرفداران نظام هم وجود دارد. ما پرسشگرهایی با حجاب و کمحجاب انتخاب میکنیم که در این بین ممکن است یکی از دلایل عدم پاسخگویی افراد مذهبی، مواجهه با افراد کمحجاب باشد.
بنابراین این فرض که عدم شرکت در نظرسنجی به خاطر اعتراض است، فرض غلطی است. جنگ هم یکی از دلایل دیگر پایین آمدن نرخ همکاری است که کاملاً طبیعی است. نکته مهم این است که نرخ پایین همکاری، در اکثر مواقع نتیجه را وارونه نمیکند.
اینکه بگوییم نظرسنجی بیاعتبار است چون عدهای در آن شرکت نمیکنند، گزاره باطلی است. ما از دهه ۸۰ تاکنون وقتی از مردم پرسیدیم که چقدر به ایرانی بودن خود افتخار میکنید، با هر نرخ پاسخ و هر میزانی از رضایتمندی در این سالها، جواب همواره نزدیک ۸۵% بوده است. ضمن اینکه میتوان عدم پاسخگویی را با روشهایی چون وزندهی براساس آمارهای رسمی مثل سرشماریها و استفاده از متغیرهای رفتاری برای وزندهی یافتهها اصلاح کرد.
اینکه بگوییم نظرسنجی بیاعتبار است چون عدهای در آن شرکت نمیکنند، گزاره باطلی است. ما از دهه ۸۰ تاکنون وقتی از مردم پرسیدیم که چقدر به ایرانی بودن خود افتخار میکنید، با هر نرخ پاسخ و هر میزانی از رضایتمندی در این سالها، جواب همواره نزدیک ۸۵% بوده است
او با اشاره به چالش مطلوبیت اجتماعی و خودسانسوری و ناپایداری و سیالیت نگرشها در نظرسنجی ادامه داد: روش گردآوری داده به شکل حضوری معمولاً به دلیل مشخص نبودن آدرس، تلفن و اطلاعات شخصی افراد، روش بهتری است و باعث میشود افراد به راحتی و بدون سانسور سوالات را پاسخ دهند.
از سوی دیگر باید سعی کنیم سوالات خیلی حساس را در نظرسنجی تلفنی نپرسیم و سوالاتی بپرسیم که امکن دروغ در آن کمتر باشد. همچنین باید سوال را به نحوی بپرسیم که به گردآوری بهتر دادهها کمک کند. در شرایط اعتراضی هرچه جامعه اعتراضیتر میشود، به دلیل بالارفتن میزان جسارت در جامعه، خودسانسوری کمتر میشود.
درخصوص ناپایداری افکارعمومی هم باید گفت انتظار نداریم که افکارعمومی همیشه پایدار و دارای موضع روشن باشد و ما اتفاقاً نظرسنجی میکنیم که این ناپایداریها را بسنجیم. ما همیشه در افکارعمومی سه گروه نگرشهای تثبیتشده، نگرشهای ناپایدار و ضعیف و نگرشهای شکلنگرفته داریم. لذا افکارعمومی بیش از آنکه یک موجودیت ثابت داشته باشد، یک فرآیند است.
مدیر مرکز افکارسنجی آرا در پایان، میزان اعتماد به نتایج نظرسنجیها را بهویژه در میان مسئولان بهتر از گذشته دانست و با بیان اینکه چالش اعتماد به نتایج نظرسنجیها حتی در مؤسسات گالوپ و پیو هم وجود دارد، در انتقاد از معیار ارزیابی نتایج نظرسنجیها در ایران گفت: در جامعه سیاستزده ما اکثریت دوست دارند بگویند وضعیت همانی است که ما فکر میکنیم و معیار برای ارزیابی نتایج نظرسنجی این است که چقدر به تفکرات ما نزدیک باشد. در شرایطی که نتایج با تصورات آنها یکسان نباشد، راحتترین کار این است که بگویند نتایج نظرسنجی غلط است!
محمدرضا رضاییبایندر سخنران دوم این نشست با بیان اینکه میتوان برای هرکدام از پیشفرضهای خانم فلاح مثال نقضی را ارائه کرد، در انتقاد از عدم بهرسمیت شناختن افکارسنجی به عنوان یک علم گفت: افکارسنجی مبتنی بر علم آمار و افکار و براساس پیشبینی روندهاست نه پیشگویی.
رضایی بایندر: اگر در موضوعی نتایج بهگونهای باشد که موافق نظر عدهای خاص باشد، برایمان کف میزنند ولی اگر نتایج عکس نظرات آنها باشد، شروع به نقد میکنند. درحالی که ما در مراکز تحقیقاتی خود جز به اخلاق پژوهشی و موازین علم آمار تعهد نداریم
در ایران تکلیف مالایطاقی بر روی مراکز افکارسنجی گذاشته شده که در هیچ جای جهان چنین نیست. بیاعتمادی خاصی که به آمار وجود داشته به شکل بیناذهنی و بینامتنی به افکارسنجی باز شده است. بنیادیترین چالشی که مراکز افکارسنجی در ایران با آن مواجه هستند، چالش هستیشناختی و معرفتشناختی است؛ یعنی افکارسنجی را نه به عنوان علم بلکه به عنوان تکنیک و ابزاری که بتواند مفروضات آنها را تأیید کند، میشناسند. انتظارات نامعقولی از افکارسنجی وجود دارد و انتظار دارند ما پدیده را بشناسیم، علل و مسائل را ریشهیابی کنیم و در نهایت راهحل ارائه دهیم؛ درحالی که انتظارات باید درچارچوب ظرفیت افکارسنجی باشد.
او از برخورد سیاسی با یافتههای افکارسنجی بهعنوان چالش مهم دیگر یاد کرد و افزود: اگر در موضوعی نتایج بهگونهای باشد که موافق نظر عدهای خاص باشد، برایمان کف میزنند ولی اگر نتایج عکس نظرات آنها باشد، شروع به نقد میکنند. درحالی که ما در مراکز تحقیقاتی خود جز به اخلاق پژوهشی و موازین علم آمار تعهد نداریم و صرفاً با تمرکز بر فرآیند، یافتهها هیچ اهمیتی برایمان ندارند. افکارسنجی یکی از مشاغل سخت و پر استرس است که این برخوردها باعث دوچندان شدن استرسها میشود.
این پژوهشگر رسانه از توانمندنی مراکز افکارسنجی در پیشبینی بسیاری از تحولات سیاسی و اجتماعی در کوتاهمدت و میانمدت سخن گفت و با بیان اینکه افکارسنجی در جامعه ایران توانسته علیرغم بیاعتمادی تاریخی و سوگیری به آن، کارآمدی خود را به اثبات برساند، سخنان خود را به پایان برد.
در ادامه محمدجواد بادینفکر از نمونهگیری، شیوه اجرا و طراحی پرسشنامه بهعنوان سه عنصر اصلی هر نظرسنجی یاد کرد و با اشاره به چالشهای هرکدام گفت: اولین مسئله طراحی پرسشنامه است. در طراحی پرسشنامه در ایران چند چالش وجود دارد ازجمله اینکه عمده کارهایی که انجام میدهیم نظریهمبنا نیستند. یعنی در طراحی پرسشنامه از نظریه پایه و تعریف عملیاتی مشخص از متغیرها شروع نمیکنیم.همین باعث میشود سوگیریهایی در طراحی سوالها ایجاد شود که اغلب نادیده گرفته میشوند.
موضوع امنیتیشدن دادهها و قید محرمانگی مانع عظیمی هم برای هدایت افکارعمومی و هم فهم نظام دانشگاهی است که این موضوع هم نیازمند ساماندهی مفصل است
بادین فکر در ادامه گفت: موضوع بعدی این است که در طراحی پرسشنامه خورجینی عمل میشود؛ یعنی دائماً سوالهایی اضافه میشود و همین باعث میشود پرسشنامه روایت نداشته باشد. موضوع بعدی، شیوه اجراست. مسئله گردآوری یکی از چالشهای اصلی در این مرحله است. صرف اتکا به یک روش درست نیست و معتقدم باید سراغ شیوههای چند فریم برویم. ازجمله روشهایی که باید به روشهای گردآوری اطلاعات موجود اضافه شود، روش نظرسنجی آنلاین است.
امروز جوانان ما بیشتر در فضای مجازی وقت میگذرانند و باید از این شرایط استفاده کرد. امروز در دنیا دیگر فقط نمونهگیری تصادفی ملاک نیست؛ چراکه ممکن است نتایج درست نباشد. امروز مؤسسات بزرگ با ترکیب چند فریم در حوزه گردآوری و وزندهیهای چندمرحلهای بعد از جمعآوری عدد خام به چیزی رسیدهاند که اسم آن را «برآورد نمایندگی» میگذارند. ما نیز میتوانیم برآوردی از نمایندگی از طریق کارهای آماری و وزندهی داشته باشیم.
مدیر پژوهش مرکز افکارسنجی ملت در پایان سخنان خود با اشاره به مفهوم «سواد داده» و نیز در انتقاد از تبدیل افکارسنجی به کالای لوکس، گلوگاه حل خیلی از چالشها را انتشار داده دانست و خاطرنشان کرد: مرکزی که داده خود را منتشر کند یعنی به دیگران اجازه تفکر و ارائه نظر نسبت به آن را داده است؛ ما با عدم انتشار دادهها صرفاً تأیید گروه نزدیکان و موافقان را میگیریم و اجازه نقد به دیگران نمیدهیم. موضوع امنیتیشدن دادهها و قید محرمانگی مانع عظیمی هم برای هدایت افکارعمومی و هم فهم نظام دانشگاهی است که این موضوع هم نیازمند ساماندهی مفصل است.
۲۱۶۲۱۶






نظر شما