خبرآنلاین - فاطمه غریبی: صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه و نماینده پیشین جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری اسلامی، در گفتوگو با خبرآنلاین با تشریح نگاه رهبر شهید به محور مقاومت، تأکید کرد که حمایت از نیروهای مقاومت صرفاً یک رویکرد سیاسی نبود، بلکه بخشی از راهبرد تأمین امنیت ملی ایران به شمار میرفت.
به گفته زنگنه، از زمان آغاز رهبری آیتالله خامنهای، در ارتباط با نیروهای ملی کشورهای منطقه که در برابر اشغالگری و سلطهگری مقاومت میکردند، اصطلاح «محور مقاومت» مطرح شد و جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان حامی این جریان و کانونهای ایستادگی در برابر اشغالگری و سلطهگری شناخته شد.
زنگنه معتقد است در این نگاه، امنیت ایران و کشورهای عضو محور مقاومت به یکدیگر پیوند خورده است و تضعیف هر یک از اجزای این محور، امنیت سایر اعضا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با صباح زنگنه، نماینده پیشین جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری اسلامی مطالعه میکنید.
محور مقاومت اصطلاحی برای توصیف کردن مجموعهای از نیروهای مخالف اشغالگری و استعمار است
*** مسئله محور مقاومت از چه زمانی مورد تأکید رهبر شهید قرار گرفت و نگاه و رویکرد ایشان نسبت به این موضوع چگونه بود؟
ببینید، محور مقاومت اصطلاحی است که شامل مجموعهای از نیروهای مقاومتِ ضداشغالگری و ضداستعماری میشود. این نیروها در لبنان، فلسطین، یمن و برخی مناطق دیگر تجلی پیدا کردهاند.
از زمانی که آیتالله خامنهای به رهبری رسیدند، در ارتباط با این مناطق و نیروهای ملی این کشورها که در برابر اشغالگری و سلطهگری مقاومت میکردند، اصطلاح «محور مقاومت» مطرح شد. ایران نیز بهعنوان حامی این محور و مراکز ایستادگی در برابر اشغالگری و سلطهگری قرار گرفت.

رهبری شهید حمایت از محور مقاومت را یک وظیفه انسانی و هم یک وظیفه ملی میدانستند
*** ایشان شخصاً چه نقشی در شکلگیری و تقویت محور مقاومت داشتند؟
جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان الهامبخش این نیروها تلقی میشود؛ بنابراین باید وظیفه خود را در قبال آنها انجام دهد. حمایت از این نیروها، در حقیقت بهصورت غیرمستقیم حمایت از امنیت ملی ایران نیز محسوب میشود و در مقابل، حمایت از ایران نیز در راستای حمایت از این نیروها خواهد بودایشان بر اساس نظریهای که داشتند، معتقد بودند نیروهای مقاومت، نیروهای پیشتاز کشورهای خود در برابر پدیده اشغالگری و سلطهگری هستند. از همین رو، حمایت از این نیروها را هم یک وظیفه انسانی و هم یک وظیفه ملی تلقی میکردند. ملی از این جهت که این کانونهای مقاومت، حلقهها و زنجیرهای را تشکیل میدهند و مقاومت هر یک از این حلقهها میتواند با تکیه بر سایر اعضای این زنجیره استمرار پیدا کند.
جمهوری اسلامی ایران نیز بهعنوان الهامبخش این نیروها تلقی میشود؛ بنابراین باید وظیفه خود را در قبال آنها انجام دهد. حمایت از این نیروها، در حقیقت بهصورت غیرمستقیم حمایت از امنیت ملی ایران نیز محسوب میشود و در مقابل، حمایت از ایران نیز در راستای حمایت از این نیروها خواهد بود. بنابراین، اگر هر یک از اجزای این محور آسیب ببیند یا تضعیف شود، سایر اجزای آن نیز متأثر خواهند شد.
وقتی به آمریکا نگاه میکنیم، میبینیم که بدون آنکه از ایجاد محور مشخصی سخن بگوید، با ایجاد پایگاههای نظامی در حدود ۵۰ تا ۶۰ کشور، در عمل نوعی محورسازی انجام داده است؛ محوری که محور سلطه، اشغالگری و حمایت از رژیم صهیونیستی است. از اینرو، محور مقاومت نیز ناگزیر است در برابر اقدامات اشغالگرانه، سلطهگرانه و جنایتکارانه آمریکا در منطقه ایستادگی کند.
آمریکا نیز در برابر اجزای محور مقاومت، دست به اقدامات و جنایتهای متعددی زده و همچنان میزند. نمونههای این اقدامات را در سوریه، لبنان، یمن، عراق و فلسطین بهطور گسترده شاهد بودهایم. در عمل، آمریکا حامی اقدامات جنایتآمیز رژیم صهیونیستی بوده و هست. اسرائیل نیز علیه کشورهایی که نیروهای مقاومت در آنها حضور دارند اقدام میکند و این نیروها در برابر آن ایستادگی و مقاومت میکنند.
این تفکر در اندیشه رهبر شهید تبلور پیدا کرد و بهصورت عملی نیز نمود یافت. مردم فلسطین به ایشان ارادت داشتند و از حمایتهای ایشان برخوردار بودند. در لبنان نیز همین وضعیت وجود داشت. این رویکرد از حدود سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ شکل گرفت و حمایتها بهصورت روشن و منسجم ادامه یافت. در سوریه نیز، با توجه به اشغال بخشی از سرزمین این کشور توسط اسرائیل، ایران از سوریه حمایت میکرد تا مناطق اشغالی، بهویژه در استانهای جنوبی، از اشغال اسرائیل خارج شود.
شکلگیری گروههای مقاومت یک اقدام تدافعی بود نه یک اقدام تهاجمی
*** هدف اصلی در واقع ایستادگی در برابر آمریکا بود یا میتوان گفت رهبر شهید اهداف دیگری را نیز برای تقویت محور مقاومت در نظر داشتند؟
این کشورها مورد تعرض قرار گرفتند و مردم، در واکنش به این تجاوزها و جنایتها، سازماندهی شدند و نیروهای مقاومت را تشکیل دادند. بنابراین، این اقدام از ابتدا یک اقدام تدافعی بود، نه یک اقدام تهاجمیببینید، آغاز این فعلوانفعالها از سوی آمریکا و اسرائیل بود. این کشورها و ملتها که به دنبال ایجاد درگیری و دردسر نبودند. سرزمینهایشان تحت بمباران و اشغال قرار گرفت و یا در معرض سلطه و اعمال زور آمریکا قرار داشت. بنابراین، آنها آغازگر این روند نبودند.
برای مثال، اسرائیل چندین بار به لبنان حمله کرد، فلسطینیهای ساکن لبنان را تحت فشار قرار داد تا این کشور را ترک کنند، بخشهایی از لبنان را اشغال کرد و حتی تا بیروت، پایتخت لبنان، پیش رفت. همچنین در مناطق اشغالی لبنان، جنایتهای بسیار گسترده و فجیعی مرتکب شد. حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز جنایتهای اسرائیل در لبنان کاملاً مشهود بود و این رژیم به جنگهای داخلی لبنان نیز دامن میزد.
مردم لبنان وقتی با چنین شرایطی مواجه شدند و از سوی دیگر مشاهده کردند که آمریکا و در مقاطعی حتی فرانسه از این اقدامات حمایت میکنند، ناگزیر شدند برای مقابله با این اقدامات جنایتآمیز، متشکل شوند، سازماندهی پیدا کنند و مقابله کنند.
همین وضعیت در فلسطین، عراق و یمن نیز وجود داشت. این کشورها مورد تعرض قرار گرفتند و مردم، در واکنش به این تجاوزها و جنایتها، سازماندهی شدند و نیروهای مقاومت را تشکیل دادند. بنابراین، این اقدام از ابتدا یک اقدام تدافعی بود، نه یک اقدام تهاجمی.
بازسازی نیروهای مقاومت امنیت ایران را چند برای خواهد کرد
*** تأثیر محور مقاومت بر جایگاه منطقهای ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
یک معادله دوطرفه شکل گرفت؛ هر زمان این نیروها آسیب میدیدند، ایران نیز در معرض تعرض آمریکا و اسرائیل قرار میگرفت. تا زمانی که نیروهای مقاومت توانمند و پابرجا بودند، آمریکا و اسرائیل جرئت حمله به ایران را نداشتندایران زمانی که این ایستادگی و مقاومت را از سوی ملتهای منطقه مشاهده کرد، از آنها حمایت کرد؛ هم حمایت سیاسی، هم حمایت مالی و اقتصادی و هم از طریق ارائه آموزشها به این نیروها کمک رساند. در مقابل، این نیروها و حلقههای مقاومت نیز از ایران حمایت کردند.
بارها شاهد بودیم که هر زمان اسرائیل قصد حمله به ایران را داشت، نیروهای مقاومت در یمن، لبنان، فلسطین، عراق و سوریه در برابر اسرائیل ایستادگی میکردند و مانع از گسترش اقدامات جنایتکارانه این رژیم علیه ایران میشدند.
اما پس از سقوط حکومت اسد در سوریه، مشاهده کردیم که خود سوریه نیز مورد تعرض قرار گرفت و بخشهای وسیعی از استانهای جنوبی این کشور به اشغال اسرائیل درآمد. بنابراین، این نیروها هم از کشور خود دفاع میکردند و هم از ایرانی که حامی آنها بود. اما زمانی که آسیب جدی به حکومت در سوریه رسید، شاهد اشغال زمینهای بیشتری در سوریه بودیم.
در لبنان نیز، زمانی که حزبالله آسیب دید و دولتمردان لبنان از آن حمایت نکردند، پس از مدتی شاهد بودیم که بخشهای بیشتری از خاک لبنان به اشغال درآمد؛ بهگونهای که نیروهای اسرائیلی حتی از رودخانه لیتانی نیز عبور کردند و علاوه بر پنج روستایی که پیشتر اشغال کرده بودند، روستاهای دیگری را نیز به اشغال خود درآوردند.
در نتیجه، یک معادله دوطرفه شکل گرفت؛ هر زمان این نیروها آسیب میدیدند، ایران نیز در معرض تعرض آمریکا و اسرائیل قرار میگرفت. تا زمانی که نیروهای مقاومت توانمند و پابرجا بودند، آمریکا و اسرائیل جرئت حمله به ایران را نداشتند، اما با آسیب دیدن این نیروها، ایران نیز متأسفانه هدف حملات قرار گرفت و همانطور که میدانید در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، مناطق متعدد و زیرساختهای گوناگون ایران مورد تعرض قرار گرفت و آسیب دید. اما با بازسازی نیروهای مقاومت، امنیت ایران نیز چند برابر خواهد شد.
*** بنابراین از نظر شما حمایت از محور مقاومت در منطقه کاملاً در راستای منافع ملی ایران بوده است؟
ببینید، این یک موضوع دوجانبه است. وقتی مردم لبنان از ایران حمایت میکنند، در واقع از امنیت خودشان نیز حمایت میکنند. همچنین زمانی که مردم سوریه یا عراق در برابر اقدامات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل ایستادگی میکنند، هم از امنیت ایران حمایت میکنند و هم از امنیت کشورهای خودشان.
به همین دلیل، هر زمان که نیروهای مقاومت در سوریه به دلایل مختلف سیاسی آسیب دیدند، خود سوریه نیز مورد تعرض قرار گرفت و بخشهای بیشتری از سرزمین این کشور به اشغال درآمد. بنابراین، با آسیب دیدن هر یک از اجزای این محور، هم امنیت ملی آن کشورها و هم امنیت ملی ایران آسیب میبیند. در مقابل، هر زمان امنیت یکی از اجزای این محور تقویت شود، امنیت ایران نیز تقویت خواهد شد و هر زمان امنیت ایران تقویت شود، امنیت این کشورها نیز افزایش مییابد.
۴۲/۴۲







نظر شما