به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، از دیدگاه علامه طباطبایی تفسیر واقعی قرآن و شرح و بیان قرآن، تفسیری است که از تدبر صحیح در آیات قرآن و استمداد در آیه به آیات مربوطه دیگر به دست آید. علامه طباطبایی بر این باور است که قرآن برای تفسیر آیات به دلیل اینکه نور است و به دلیل اینکه اخبار هم باید برای اینکه صحت و سقم آن ها روشن شود به قران عرضه گردد، خود دلیل بر این است قرآن برای تفسیر خود به چیزی خارج از خود نیاز ندارد.
تفسیر واقعی قرآن از دیدگاه قرآن
بنابر روایت الشیعه، روش تفسیر واقعی قرآن از خود قرآن به دست می آید؛ زیرا قرآن مجید کتابی است همگانی و همیشگی و همه را مورد خطاب قرار داده و به مقاصد خود ارشاد و هدایت می کند و نیز با همه به مقام تحدی و احتجاج می آید و خود را نور و روشن کننده و بیان کننده همه چیز معرفی می کند و البته چنین چیزی در روشن شدن خود نباید نیازمند دیگران باشد.
همچنین در مقام احتجاج به این که کلام بشر نیست می گوید[1] قرآن کلامی یک نواختی است که هیچ گونه اختلافی در آن نیست و هرگونه اختلافی که به نظر می رسد به واسطه تدبر در خود قرآن حل می شود و اگر کلام خدا نبود این طور نبود. و اگر چنین کلامی در روشن شدن مقاصد خود حاجت به چیزی دیگر یا کس دیگر داشت این حجت تمام نبود.
زیرا اگر کسی که مخالف دین اسلام است یک مورد اختلافی پیدا کند که از راه دلالت لفظی خود قرآن حل نشود از هر راه دیگری غیر لفظ حل شود؛ مانند اینکه ارجاع به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شود و وی بدون شاهدی از لفظ قرآن بفرماید مراد آیه چنین و چنان است، البته مخالفی که معتقد به عصمت و صدق آن حضرت نیست اقناع نخواهد شد.
به عبارت دیگر، بیان و رفع اختلاف پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مثلا بدون شاهد لفظی از قرآن تنها به درد کسی می خورد که به نبوت و عصمت آن حضرت ایمان داشته باشد و روی سخن و طرف احتجاج در آیه: «أ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً» کسانی است که ایمان به نبوت و عصمت آن حضرت ندارند و قول خود آن حضرت بی شاهد قرآنی، آنان را قانع نمی کند.
از طرف دیگر خود قرآن به بیان و تفسیر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیغمبر اکرم به بیان و تفسیر اهلبیت خود حجیت می دهد. نتیجه این دو مقدمه این است که در قرآن مجید برخی از آیات با برخی دیگر تفسیر شود و موقعیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهلبیت او در برابر قرآن موقعیت معلمین معصومی باشد که در تعلیم خود هرگز خطا نکنند و قهرا تفسیری که آنان کنند با تفسیری که واقعا از انضمام آیات به همدیگر به دست می آید مخالف نخواهد بود.
تفسیر واقعی قرآن
تفسیر واقعی قرآن و شرح و بیان قرآن، تفسیری است که از تدبر در آیات و استمداد در آیه به آیات مربوطه دیگر به دست آید؛ به عبارت دیگر در تفسیر آیات قرآنی یکی از سه راه را در پیش داریم:
1. تفسیر آیه به تنهایی با مقدمات علمی و غیر علمی که در نزد خود داریم.
2. تفسیر آیه به معونه روایتی که در ذیل آیه از معصوم رسیده اند.
3. تفسیر آیه با استمداد از تدبر و استنطاق معنای آیه از مجموع آیات مربوطه و استفاده از روایت در مورد امکان.
طریق سوم، روشی صحیح برای تفسیر واقعی قرآن است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت او در تعلیمات خود به آن اشاره فرموده اند؛ چنانکه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ان القرآن لم ینزل لیکذب بعضه بعضا و لکن نزل لیصدق بعضه بعضا».[2]و امیرالمومنین فرماید: «ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض».[3]
از بیان گذشته روشن است که این طریقه غیر از طریقه ای است که در حدیث نبوی معروف: «من فسر القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار؛[4] هر کس قرآن را به رای و نظر خود تفسیر کند جای خود را در آتش درست کند» از آن نهی شده است، زیرا در این روش قرآن با قرآن تفسیر می شود نه با رای تفسیر کننده که به آن تفسیر به رای گفته شود.
طریق اول، قابل اعتماد نیست و در حقیقت از قبیل تفسیر به رأی می باشد؛ مگر در جایی که با طریق سوم توافق کند.
تفسیر واقعی قرآن با کمک روایت
این طریق روشی است که علمای تفسیر در صدر اسلام داشتند و قرن ها رایج و مورد عمل بود و تاکنون نیز در میان اخباریین اهل سنت و شیعه معمول است.
محدویت روایات برای تفسیر واقعی قرآن
این طریقه، طریقه ای است محدود در برابر نیاز نامحدود؛ زیرا ما در ذیل ششهزار و چند صد آیه قرآنی صدها و هزارها سوالات علمی و غیرعلمی داریم؛ پاسخ این سوالات و حل این معضلات و مشکلات را از کجا باید دریافت نمود؟
آیا به روایات باید مراجعه نمود؟ در صورتی که آنچه نام روایت نبوی می شود بر آن گذاشت، از طرق اهل سنت و جماعت به دویست وپنجاه حدیث نمی رسد. گذشته از این که بسیاری از آن ها ضعیف و برخی از آن ها منکر می باشند.
اگر روایات اهل بیت را که از طرق شیعه رسیده در نظر آوریم درست است به هزارها می رسد و در میان آن ها مقدار معتنابهی احادیث قابل اعتماد یافت می شود؛ ولی در هرحال در برابر سوالات نامحدود کفایت نمی کند، گذشته از این که بسیاری از آیات قرآنی هست که در ذیل آن از طریق سنی و شیعه حدیث وارد نشده است.
نادیده گرفتن نیازهای علمی
ممکن است برای حل این مشکل گفته شود که به نیازهای علمی توجه نگردد تا نیازی به تفسیر نشود. مشکل این روش این است که در این صورت آیه «وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ»[5] با دلالت روشن تر از آفتاب خود چه معنا خواهد داشت؟
همچنین جمله «أَ فَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»[6] «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیکَ مُبارَکٌ لِیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ؛[7] کتابی است مبارک بر تو نازل کردیم برای این که آیاتش را تدبر کنند و ارباب عقول متذکر شوند»
و آیه: «أَ فَلَمْ یدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِینَ؛[8] آیا این سخن را تدبر نکرده اند یا به سوی ایشان چیزی (تازه) آمده که به سوی پدران گذشته شان نیامده بوده» چه مفهومی خواهد داشت؟
از این آیات به دست می آید که تفسیر واقعی قرآن با تدبر در آیات قرآن امکان پذیر است و احادیث محدود و برخی ضعیف ناتوان از تفسیر واقعی و قابل پسند قرآن است.
عرضه احادیث بر قرآن
احادیث عرضه اخبار به قرآن خود دلیل بر این است تفسیر واقعی قرآن توسط آیات قرآن امکان پذیر است.
از طرق عامه در حدیث پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و از طرق خاصه در اخبار متواتر[9] از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اهل بیت (علیهم السلام) عرضه اخبار به کتاب اللَّه وظیفه قرار داده شده، به موجب این اخبار، حدیث باید به کتاب خدا عرضه شود اگر موافق کتاب باشد به آن اخذ و عمل شود و اگر مخالف باشد طرح گردد.
بدیهی است مضمون این اخبار وقتی درست خواهد بود که آیه قرآنی به مدلول خود دلالت داشته باشد و محصل مدلول آن، که تفسیر آیه است دارای اعتبار باشد و اگر بنا شود که محصل مدلول آیه را خبر تشخیص دهد عرض خبر به کتاب، معنای محصلی نخواهد داشت.
این اخبار بهترین گواه است بر اینکه آیات قرآن مجید هم مانند سایر کلام دلالت بر معنا دارند و هم دلالت آنها با قطع نظر از روایت و مستقلا حجت است و به این ترتیب تفسیر واقعی قرآن با کمک خود آیات قرآن امکان پذیر است.
نتیجه
آنچه از بحث های گذشته روشن شد این است که تفسیر واقعی قرآن با غور در آیات امکان پذیر است و نیز وظیفه مفسر این است که به احادیث پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اهلبیت (علیهم السلام )که در تفسیر قرآن وارد شده مرور و غور کرده به روش ایشان آشنا شود پس از آن طبق دستوری که از کتاب و سنت استفاده شد به تفسیر قرآن بپردازد و از روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده به آنچه موافق مضمون آیه است اخذ نماید.[1]
پی نوشت ها:
[1]. قرآن در اسلام (طبع جدید)، ص 77- 81.
[1]. نساء، آیه 820
[2]. الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج2، ص8.
[3]. نهج البلاغة ( للصبحی صالح)، ص 192.
[4].عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج1، 174.
[5]. نحل، آیه 89.
[6]. نساء، آیه 82 و محمد، آیه 24.
[7]. ص، آیه 29.
[8]. مؤمنون، آیه 67.
[9]. بحار الأنوار( ط- بیروت)، ج2، ص 221.
منابع
1. قرآن کریم
2. ابن أبی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، محقق / مصحح: عراقی، مجتبی، قم، دار سید الشهداء للنشر، چ1، 1405ق.
3. سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) ، چ 1، 1404 ق.
4. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة( للصبحی صالح)، قم، هجرت، چ1، 1414ق.
5. طباطبایی، محمدحسین، قرآن در اسلام (طبع جدید)، قم، بوستان کتاب ، چ 3، 1388 ش.
6. مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوار( ط- بیروت)، باب اختلاف اخبار. محقق / مصحح: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چ2، 1403ق.
منبع: برگرفته از: قرآن در اسلام (طبع جدید)، ص 77- 81.







نظر شما