محمد بویری ؛ در ادبیات توسعه، معمولاً از ضرورت ساختن سخن گفته میشود؛ ساختن راه، کارخانه، زیرساخت، شهر و فرصت. اما کمتر از یک ضرورت دیگر سخن به میان میآید؛ توانایی «نه» گفتن. هیچ سرزمینی تنها با افزودن بر داشتههای خود توسعه پیدا نکرده است؛ توسعه از جایی آغاز میشود که یک جامعه بتواند میان آنچه باید حفظ شود و آنچه باید تغییر کند، مرزی روشن ترسیم کند. شاید امروز، مهمترین مسئله مازندران نیز نه کمبود طرح و برنامه، بلکه دشواری در انتخاب میان توسعه و توسعهنما باشد.
در سالهای اخیر، واژه توسعه آنقدر تکرار شده که گاه معنای واقعی خود را از دست داده است. هر پروژهای توسعه نامیده میشود و هر تغییری پیشرفت تلقی میشود، در حالی که توسعه، صرفاً افزایش ساختوساز یا رشد چند شاخص اقتصادی نیست. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که کیفیت زندگی مردم، سرمایه انسانی، اعتماد عمومی، بهرهوری و آیندهنگری نیز همزمان رشد کنند. اگر این عناصر نادیده گرفته شوند، ممکن است ظواهر تغییر کند، اما بنیانهای پیشرفت همچنان سست باقی بماند.
مازندران امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای دشوار نیاز دارد؛ تصمیمهایی که شاید در کوتاهمدت پرهزینه به نظر برسند، اما آینده استان را تضمین کنند. گاهی بزرگترین خدمت به توسعه، آغاز یک پروژه جدید نیست؛ بلکه جلوگیری از تصمیمی است که منابع، هویت یا فرصتهای استان را در بلندمدت تضعیف میکند. شجاعت مدیریتی، تنها در افتتاح طرحهای تازه معنا پیدا نمیکند؛ گاهی در انصراف از تصمیمهای نادرست است که بیشترین مسئولیتپذیری دیده میشود.
از سوی دیگر، توسعه واقعی با انباشت پروژهها سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی یک استان در زفع مسئله ارزیابی میشود. هر جامعهای مسائل خاص خود را دارد و نسخههای آماده، همیشه پاسخگوی آنها نیستند. مازندران نیز زمانی به الگویی موفق تبدیل خواهد شد که به جای تکرار تجربه دیگران، بر اساس نیازها، مزیتها و واقعیتهای خود تصمیم بگیرد. توسعه، بیش از آنکه محصول تقلید باشد، نتیجه شناخت دقیق یک سرزمین است.
در این میان، نقش رسانهها تنها روایت رویدادها نیست. رسانه میتواند از هیاهوی روزمره فاصله بگیرد و پرسشهایی را مطرح کند که آینده را میسازند؛ اینکه کدام تصمیمها ماندگار خواهند بود، کدام سیاستها نیازمند بازنگری هستند و چگونه میتوان منافع کوتاهمدت را فدای آینده بلندمدت نکرد. رسانهای که چنین رسالتی را بپذیرد، صرفاً ناظر توسعه نیست؛ بخشی از فرآیند توسعه خواهد بود.
اما هیچ تصمیم درستی بدون مشارکت جامعه به نتیجه نمیرسد. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که مردم، دانشگاه، بخش خصوصی، رسانهها و مدیران، خود را نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار یکدیگر تعریف کنند. تجربه نشان داده است که بهترین برنامهها نیز اگر از پشت درهای بسته تدوین شوند، در اجرا با مقاومت، بیاعتمادی یا بیتفاوتی روبهرو خواهند شد. در مقابل، هر جا گفتوگو جایگزین تصمیمهای یکسویه شده، کیفیت سیاستگذاری نیز ارتقا یافته است. سرمایه واقعی یک استان، فقط منابع طبیعی یا بودجههای عمرانی نیست؛ اعتماد متقابل میان مردم و نهادهای تصمیمگیر، ارزشمندترین سرمایهای است که آینده بر آن بنا میشود.
مازندران امروز بیش از هر زمان دیگری به تغییر زاویه نگاه نیاز دارد. پرسش اصلی نباید این باشد که «چه پروژهای باید ساخته شود؟» بلکه باید پرسید «کدام مسئله باید حل شود؟». تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان توسعه ظاهری و توسعه پایدار است. هنگامی که مسئلهمحوری جای پروژهمحوری را بگیرد، اولویتها نیز روشنتر خواهند شد و منابع محدود، دقیقتر و اثربخشتر هزینه میشوند. این همان تغییری است که میتواند فاصله میان ظرفیتهای فراوان استان و دستاوردهای واقعی آن را کاهش دهد.
در چنین رویکردی، دانشگاه صرفاً محل آموزش نیست، بلکه اتاق فکر توسعه است؛ رسانه تنها منتشرکننده خبر نیست، بلکه حافظ منافع عمومی است؛ مدیر تنها مجری برنامهها نیست، بلکه امانتدار آینده استان است و شهروند نیز فقط دریافتکننده خدمات نیست، بلکه شریک ساختن آینده به شمار میرود. هرگاه این نقشها به رسمیت شناخته شوند، توسعه از یک شعار اداری به یک فرهنگ عمومی تبدیل خواهد شد.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین سرمایههای هر سرزمین، «حافظه نهادی» آن است؛ یعنی تجربههایی که در طول سالها به دست آمده و نباید با هر تغییر مدیریتی از میان برود. توسعه زمانی شتاب میگیرد که تجربههای موفق حفظ شوند، خطاها صادقانه بررسی شوند و برنامههای بلندمدت، قربانی تغییرات کوتاهمدت نشوند. آینده را نمیتوان هر چند سال یکبار از نقطه صفر آغاز کرد.
شاید بزرگترین موفقیت مازندران در سالهای پیش رو، افتتاح یک پروژه بزرگ یا ثبت یک آمار تازه نباشد؛ بلکه شکلگیری نسلی از تصمیمگیران و شهروندانی باشد که بتوانند میان منفعت امروز و مصلحت فردا تعادل برقرار کنند. توسعه، پیش از آنکه در بودجهها، نقشهها یا گزارشها دیده شود، در شیوه اندیشیدن متولد میشود. استانی که یاد بگیرد در کنار «آری» گفتن به فرصتها، در زمان مناسب به تصمیمهای نادرست نیز «نه» بگوید، آینده خود را آگاهانه انتخاب کرده است. شاید راز پیشرفت مازندران نه در داشتن ظرفیتهای بیشتر، بلکه در شجاعت انتخابهای درست باشد؛ انتخابهایی که آثارشان سالها بعد، در کیفیت زندگی مردم، پایداری اقتصاد، انسجام اجتماعی و اعتبار استان نمایان خواهد شد.







نظر شما