گروه اندیشه: دکتر محمود سریع القلم پژوهشگر عرصه ی اقتصاد سیاسی بین الملل و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در گزارش تفصیلی خود از اجلاس داوس چین ۲۰۲۶ در شهر دالیان،که با حضور بیش از ۲۰۰۰ نفر از رهبران سیاسی، اقتصادی و فناوری از ۹۰ کشور جهان برگزار شد، آن را گویای تحولی بنیادین در الگوی حکمرانی، توسعه و مفاهیم امنیت بینالملل ذکر کرد. از نظر سریع القلم این رویداد که بر محور «نوآوری در مقیاس کلان» برگزار شد، نشان داد که موتور پیشران توسعه اقتصادی و استقلال ملی کشورها، نه حجم دانش انباشته یا دسترسی به اطلاعات، بلکه توانایی بخش خصوصی و نخبگان در تبدیل علم به راهکارهای کاربردی و مهار «مسئلههای بدخیم سیستمی» است. در این راستا، چین با تمرکز بر ثبات، افزایش قدرت خرید خانوار، تعرفه تجاری صفر با ۶۳ کشور و تغییر شعار خود از «ساخت چین» به «خلقشده در چین»، مدل منعطف و پویایی از حکمرانی انطباقپذیر را به نمایش گذاشت که در آن بخش خصوصی سهمی ۸۰ درصدی در تحقیق و توسعه (R&D) ایفا میکند.
گزارش سریع القلم، ده فناوری نوظهور و انقلابی جهان از جمله شبکه انرژی همهجاگیر، استخراج مستقیم لیتیوم، واکسنهای شخصیسازیشده mRNA بر پایه ژنتیک فردی، شبیهسازی کوانتومی برای کشف دارو و رمزنگاری پسا-کوانتومی را تبیین کرده و به واکاوی نقش هوش مصنوعی در ساختار نوین اشتغال میپردازد. هوش مصنوعی با جایگزینی کامل در مشاغلی چون تحلیل داده و حسابداری، به دستیار کلیدی استراتژیستها بدل شده است؛ امری که ضرورت یادگیری مدام و پنج مهارت مدیریتی جدید (پرسشگری عمیق، استفاده از سرعت هوش مصنوعی، مهار تضادها در حلقه OODA، شکست عاقلانه و بهرهگیری از ذهنهای شبکهای) را دوچندان میکند.
سریع القلم در بخش ریسکهای جهانی، اجلاس دالیان افزایش ناامنی سایبری، گسترش بدهی ۲۵۱ تریلیون دلاری کشورها، بحرانهای اقلیمی و ورود متغیرهای امنیت ملی به روابط تجاری (گذار از Decoupling به De-risking) را مهمترین چالشهای پیشرو معرفی کرد. همچنین در حوزه انرژی، با ظهور مفهوم «حکمرانیهای الکترونیکی» (Electro-State)، امنیت انرژی بر انتقال به انرژیهای پاک اولویت یافته که در شاخص انتقال انرژی (ETI)، ایران با رتبه ۱۰۵ در وضعیت نامساعدی قرار دارد. فرجام سخن این گزارش، زنگ خطری جدی برای جامعه ایرانی است؛ چراکه دغدغه امروز ۹۹ درصد مردم جهان، نه ستیزهجویی با غرب، بلکه الحاق به زنجیرههای ارزش جهانی برای مهار تورم، توسعه تکنولوژی و وفاداری به پیشرفت خاک و میهن است. این گزارش را در ادامه می خوانید:
****
گزارش داوُس چین ۲۰۲۶
طی روزهای اول تا چهارم تیرماه ۱۴۰۵ (مصادف با ۲۲-۲۵ ماه ژوئن ۲۰۲۶)، اجلاس داوس در شهر دالیان چین برگزار شد. در این اجلاس ۲۰۰۱ نفر از ۹۰ کشور شرکت کردند. در کنار صدها کارآفرین، ۹۰ مقام دولتی، ۲۰۰ نوآور فنآوری و ۸۰ محقق و استاد دانشگاه، دیدگاهها و آخرین تحقیقات خود را در ۱۷۳ میزگرد پیرامون روندهای اقتصادی و ژئوپلیتیک جهان ارائه دادند. این اجلاس که با مشارکت مجمع جهانی اقتصاد (داوُس) و سرمایهگذاری دولت چین و شهر دالیان انجام گرفت با نهایت کارآمدی، دقت، نظم، زمانشناسی، بهرهوری علمی و کاربردی به ویژه توسط میزبان چینی اجرا شد. در زیر، نکات برجسته اجلاس به اطلاع علاقمندان مسائل بینالمللی میرسد:
سخنرانی نخستوزیر چین
آقای Li Qiang نخستوزیر چین در یک سخنرانی که به نظر میآمد دهها متخصص و دانشمند اقتصادی، اجتماعی و ملی در تدوین و تنظیم آن نقش ایفا کرده بودند ابتدا بر یک مفهوم تاکید کرد و آن«ثبات» بود. او قابل پیشبینی بودن جامعه، حکومت و سیاستهای دولت را مبنای حکمرانی خواند. با توجه به اینکه یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را چین تولید میکند، نخستوزیر چین مبنای رشد اقتصادی را در «نوآوری» تعریف نمود. او نوآوری را نه تنها محرکۀ جدی در رشد اقتصادی جهان معرفی کرد بلکه آن را بستری برای همکاری و تشریک مساعی میان دولتها، بخش خصوصی و در کل جوامع بشری تفسیر نمود. در ادامه سخنرانی تحسینبرانگیز خود، نخستوزیر چین بر نکات دیگری نیزاشاره کرد. او سیاستهایی که به سودآوری بخش خصوصی چین منتهی شود را نه تنها تشویق بلکه کانونی تلقی کرد. در کنار سودآوری بخش خصوصی، او تاکید داشت که وضع مردم چین روز به روز باید بهتر شود و بهبود استانداردهای زندگی مردم، کانون دیگر حکمرانی برای رهبران چین است. نخستوزیر چین اضافه کرد که علیرغم اختلافات ناشی از تحولات خلیج فارس، چین در رشد اقتصادی و بهبود وضع بخش خصوصی و عامه مردم، رشد تدریجی و مطمئنی را طی سالهای اخیر تجربه کرده است. از دیگر سیاستهای دولت چین: افزایش مصرف داخلی، زمینهسازی برای تحرک و کار اقتصادی به طوری که روزانه ۵۵۰
میلیون نفر از سیستم قطارهای سریعالسیر این کشور استفاده میکنند، تعرفه صفر در تعامل تجاری با ۶۳ کشور دنیا، بهبود کیفیت کالاهای چینی بهطوریکه دولت هر سال نمایشگاهی از کالاهای معیوب تولیدکنندگان را در معرض دید عامه مردم قرار میدهد و در نهایت تشویق بخش خصوصی به افزایش سهم تحقیق و توسعه (R&D) بهطوری که هماکنون ۸۰ درصد تحقیق و توسعه چین توسط بخش خصوصی انجام میپذیرد. نخستوزیر چین از واژه Propeller در تحقق اهداف ملی چین به عنوان پیش برنده و پیشران استفاده کرد. او ضمن تحسین بخش خصوصی چین، آنها را محرکۀ اصلی اقتصاد، جامعه، احترام و عزت بینالمللی چین قلمداد نمود. نخستوزیر چین اشاره نمود که مدلهای هوش مصنوعی چین تا ۱۰ میلیارد بار دانلود شدهاند و با تاکید بر کانونی بودن بخش خصوصی، اظهار داشت: چینیها نهتنها باید بگویند: Made in China بلکه باید جلوتر بروند و افتخار کنند و با زحمت، همت و کار بیشتر بگویند: Created in China. نخستوزیر چین اظهار داشت که ما نمیخواهیم به تنهایی راه پیشرفت را طی کنیم. ما به همکاری و تبادل، همگرایی و کار مشترک اعتماد راسخ داریم. او همچنین بیان کرد که راه پیشرفت و توسعه و ثروتیابی میانبُر ندارد و با اصول علمی و کار فراوان و یادگیری مدام تحقق مییابد. نخست وزیر چین، پانزدهمین برنامۀ ۵ ساله چین (۲۰۳۰-۲۰۲۶) را مبتنی بر نوآوری، مصرف داخلی، افزایش کیفیت صنعت، انرژیهای پاک و سبز و همکاری با جهان توصیف نمود. برنامه ۵ ساله جدید، اهمیت مشارکت با جهانیان را دوچندان میداند. نخستوزیر چین، این برنامه جدید را در راستای تنظیم مدل جدید رشد و مصرف داخلی، واکنش به تغییرات جمعیتی در چین و نظام بینالملل به مراتب پیچیدهتر از گذشته دانست. او اظهار امیدواری کرد که چین با عنایت به بازار قابل توجه داخلی، سیستم صنعتی بسیار گسترده، ظرفیت نوآوری و متعهد به اصلاح تدریجی و تطابق با واقعیتها، موفق خواهد بود. از نکات قابل توجه مباحث نخست وزیر چین، اصلاح سیستم حقوق و درآمد افراد و خانوارها برای امکان دادن به افزایش مصرف داخلی، تغییرات لازم در نظام حقوقی استخدام در کشور، حمایت از شهروندان و کاهش هزینهها به خصوص در ارتباط با انرژی های پاک را می توان نام برد. نخستوزیر چین بیان داشت که دولت چین پیوسته در جستجوی مدلهایی است که بخش خصوصی و مردم از روندها، وضعیت عمومی و تحولات، دچار شوک نشوند بلکه به موازات نااطمینانی های طبیعی (Uncertainties)، دائما فرصت، امکان و امید مشاهده کنند. دغدغه مردم و موفقیت بخش خصوصی در سخنرانی نخستوزیر چین موج میزد به طوری که یک استاد دانشگاه کلمبیا (Adam Tooze) در میزگردی به درستی اشاره کرد که حکمرانی چینی همیشه در حال بهبود، انطباق و تکامل است و اینگونه نیست که مدل مدیریت و حکمرانی کشور بر اساس اسناد ایستا، راکد، قدیمی و منجمد بنا نهاده شده باشند (Static).
نوآوری و فنآوری
تم (Theme) کنفرانس داوس چین ۲۰۲۶ “Innovating at Scale” بود. حکمرانان و مدیران بخش خصوصی در بیش از ۱۰۰ میزگرد بحث کردند که چگونه میتوان از فنآوری به عنوان یک فرصت استراتژیک برای تاب آوری در فرآیند رشد استفاده کرد. (Resilience in Growth). نوآوری در دو دایره، بیشتر مورد توجه بود: انتقال در حوزه انرژی (Energy Transition) و تحول دیجیتال (Digital Transformation). یکی از واژههای نوین اجلاس داوس ۲۰۲۶ در چین، مفهوم (Natural Capital) بدین معنا که سرمایه، سرمایهگذاری و سرمایهداری با حفظ طبیعت و بهرهبرداری صحیح از طبیعت همسو باشد. در این راستا، نهضتی در جهان به راه افتاده که چگونه هم میتوان سودآوری داشت و هم از طبیعت محافظت کرد. بنگاههایی که چنین سیستمی پیاده کنند با مجموعه ای از مشوقهای دولتی برخوردار خواهند شد. یکی از وجوه این روند، رو آوردن به افزایش تولید برق است که طی یک دهه اخیر، دو برابر شده به طوریکه گفته میشود دولت موفق آن است که هم خود و هم تولیدکنندگان کالا و خدمات، کمتر از انرژی های فسیلی و بیشتر از برق استفاده کنند. نام جدیدی برای حکومتها نیز از این منظر تبیین شده است: Electro-State. با توجه به اینکه در یک دهه آینده، یک میلیارد نفر در سطح جهان در جستجوی کار خواهند بود، بازنگری در مدلهای رشد اقتصادی به روشهای تولید ثروت و متدولوژی تامین هزینههای فرد و خانوار از ضرورتهای دهه آینده است و حکومتها/دولتها وظیفه سنگین نظارت، فکر و برنامهریزی برای این روندها را به عهده دارند. ۲۰۰ نوآور در اجلاس داوس چین امسال بر یک موضوع تکیه داشتند: چگونه از آزمایش و طراحی (Experimentation) باید به اجرا و پیاده سازی (Deployment) حرکت کرد؟ در طیفی از میزگردها، تاکید فراوانی بر این اصل بود که فنآوری باید برای درصد قابل توجهی از جوامع بشری مفید باشد، گرهی را باز کند، امور را تسهیل کند، بیماریها را درمان کند و محیط زیست را سالمتر حفظ کند. نوآوری در فن آوریهای جدید هم زمان باید چندین هدف را در نظر داشته باشد: رشد ایجاد کند، اشتغال فرآهم نماید، رقابت را بسط دهد و درعین حال به حفاظت از طبیعت مبادرت ورزد. دو گزارش مجمع جهانی اقتصاد تلاش کرده است ضمن ارزیابی چالشهای موجود به پیآمدهای سیاستگذاریهای دقیق و اندیشیده شده بپردازد:Chief Economists’ Outlook و Economic Drag Created by Fragmentation: Global Trade & Finance.
در حالی که در سال ۱۹۸۰ یک بشکه نفت، صد دلار ارزش افزوده ایجاد میکرد، هم اکنون نیم بشکه نفت به واسطه بهکارگیری فن آوریهای جدید، همان صد دلار ارزش را عرضه میکند. در این چارچوب، شیوۀ مدیریت درکارخانهها از موضوعات جدید جهانی است که چگونه از طریق فنآوریهای نوین، مدیران کارخانهها سریعتر به چالشها پاسخ دهند، همیشه در حال یادگیری باشند و بهرهوری را دائما افزایش دهند. فن آوری و عملکرد کارآمد صنعت محتاج آموزش نوین نیروی کار به طور سیستماتیک است. چین، هند، آمریکا، سنگاپور، عربستان و سوئیس با همکاری گسترده در مدیریت صنعت و فنآوری توانستهاند از ۲۹ تا ۹۹ درصد کربنزدایی کنند.
هم اکنون نوآوریها در ۱۰ نوع فنآوری در حال ظهور هستند:
۱. Everything-to-Grid Energy. در این نوع تکنولوژی، برق ذخیره میشود و میان عرضه و تقاضای انرژی تعادل برقرار میگردد و در زمانهای اوج مصرف از ذخیره بهرهبرداری میگردد. این تکنولوژی در بهرهبرداری مناطق و محلههای کوچک بسیار مفید است.
۲. استخراج مستقیم لیتیوم Direct Lithium Extraction این نوع فن آوری، لیتیوم به جای گرفته شدن از تبخیر که معمولاً سال ها طول می کشد، به طور مستقیم از شوراب گرفته می شود. با به دست آوردن لیتیوم بیشتر که از زمین کمتر استفاده شود، عرضه باطری سریعتر، تمیزتر و امنتر صورت میپذیرد.
۳. بهرهبرداری از مواد سردکننده ناشی از تابش آفتاب Passive Radiative Cooling Material. این فن آوری ضمن رها کردن گرما به بیرون از حبابهای میکروسکوپیک (ذره بینی) هوا، بدون برق برای خنک کردن ساختمانها بهرهبرداری میکند.این فنآوری به تدریج نیاز به کولر را کم کرده و در مناطق گرم، شهرها را به بهرهبرداری از آن هدایت میکند.
۴. از بین بردن PFASs
Per and Polyfluorinated Alkyl Substances Destruction در این نوع فنآوری، با استفاده از روش الکتروشیمیایی و آب فوق بحرانی، آلودگیهای وسیعی که در آب، خاک و زباله یافت میشوند را پالایش می کنند. PFAS در اطراف زندگی انسانها، مانند پلاستیک، غذاها، لباس و ظروف آشپزی یافت میشوند.
۵. تخمیر دقیق Precision Fermentation. این فنآوری وابستگی به حیوانات و غله را برای تولید غذا، دارو، لوازم آرایش و تولیدات شیمیایی را با استفاده از میکروبهای مهندسی شده به شدت کاهش میدهد.
۶. بهرهبرداری از آبدانکهای خود بدن برای درمان بیماریها Exosome Drug Delivery. در این نوع فنآوری از خود اگزوزومها یا آبدانکها که در مایعات بدن مانند خون و بزاق یافت میشوند برای تراپی، سرطان و بیماریهای عصبی استفاده میشود.
۷. تهیه واکسن شخصیسازی شده mRNA Personalized mRNA Cancer Vaccines در این نوع فنآوری ، سیستم ایمنی بدن آموزش میبیند تا با بازگشت سلولهای سرطانی خودش مبارزه کند و از طریق پرونده ژنتیک خود فرد طراحی میشود.
۸. شبکه سازی کوانتومی برای تولید دارو Quantum Simulation for Drug Discovery. در این نوع فنآوری مولکولهایی که قابلیت گستردگی دارند سریعتر مشاهده میشوند و بیماریهایی که قبلا غیر قابل درمان تلقی میشدند، زودتر تشخیص داده میشوند.
۹. مدلهای جهانی World Models. این نوعی سیستم هوش مصنوعی است که مدلهای سهگانه علیت، تحرک و تبادل را طراحی میکند که در رباتها، جریانهای آب و هوایی و برنامهریزیهای صنعتی به کار گرفته میشوند.
۱۰. شبکهسازی در رمزنگاری Lattice-Based Cryptography. در این نوع رمزنگاری از دیتا در مقابل ورود کامپیوترهای کوانتومی حفاظت میکند. با استفاده از شبکههای ریاضی، دیتا را مخفی میکند و اجازه مهندسی معکوس برای دسترسی به دیتا را نمیدهد. با توجه به جهان پس از کوانتوم که در حال ظهور است، بنیانی را برای حفاظت از دیتای حساس در برابر تهدیدهای امنیتی فراهم میکند.

هوش مصنوعی و مدیریت
در این بخش، دیتا و تحلیل ها از مجموعه ای از کارگاه ها، میزگرد ها و سخنرانی ها تهیه شده اند. هوش مصنوعی در چهار دایره، جایگزین افراد خواهد شد: تحلیل کنندگان دیتا (Data Analysts)، طراحان نرمافزار (Software Developers)، حسابداران (Accountants)، بازاریابان رسانههای اجتماعی (Social Media Marketers). در چهار دایره دیگر، هوش مصنوعی میتواند تا ۵۰ درصد دستیار افراد قرار گیرد ولی آنها را نمیتواند جایگزین کند: طراحان کالا (Product Designers)، تحلیلکنندگان سایبری(Cyber Analysts)، مدیران و استراتژیستها(Managers and Strategists) و متخصصین تطابق قانون با عملکرد بنگاهها (Compliance Experts). اما در شرایط فعلی، هوش مصنوعی در چهار گروه هنوز کاربرد ندارد: معلمان و مربیان (Teachers & Coaches )، تراپیستها (Therapists)، کارآفرینان (Entrepreneurs) و لولهکش و برقکاران (Plumbers & Electricians). مدیران و بنگاهداران، به جای انطباق با شرایط، باید فراتر از تحولات روز مدیریت و چاره اندیشیکنند و خود را آماده کنند:
اول: سوال کردن. تحقیقات نشان میدهند که یک کودک ۵ ساله در روز حدود ۱۰۰ سوال میپرسد. یک فرد چهل ساله، ۲-۳ سوال میپرسد. در این قالب، مهمترین وظیفه مدیران سوال کردن است. مدیرانی که دائما سوال میکنند، موفقترند. چگونه کالاها را نه تنها حفظ بلکه گسترش دهیم؟ چگونه رفتار مشتریان را بهتر بفهمیم؟ چگونه افراد را به خدمات جدید عادت دهیم؟ سوالات دقیق به فرصتهای جدید منتهی میشوند. از اتاقهای جلسه بیرون آمدن، مشاهده کردن، مشورت کردن و یاد گرفتن از ویژگیهای مهم یک مدیر است. مفروضات یک مدیر لازم است دائما مورد سوال قرار گیرند. چگونه میتوان قدم به قدم، راهحل جدیدی، برای یک مشکل بزرگ طراحی کرد؟ تنگناهای کار کجاست؟ و چگونه باید آنها را با مشاهده و مشورت حل کرد؟ Prompt زیر میتواند به مدیر کمک کند تا از هوش مصنوعی کارآمدتر بهرهبرداری کند: مشکل مرا به ده قسمت تقسیم کن. از اول تا دهم بگو چگونه آن را پیش ببرم. مفروضات هرکدام را بیان کن. عوامل موثر و مشکلات راه را برای من توضیح بده و در پایان راه حل کم ریسک را به من ارائه کن. هوش مصنوعی میتواند تا یک Website برای مدیر عرضه کند. هوش مصنوعی با پرسشهای دقیق میتواند، عوامل متفرق یک سازمان را به سوی تعادل، انسجام و همگرایی سوق دهد. Prompt باید فرصتها را بپرسد، روشهای جدید و قدیم را تداخل بخشد و برای عملکرد بنگاه و سازمان جهت دهی جدیدی طراحی کند. هوش مصنوعی با Prompt دقیق میتواند کالاها و خدمات را ترکیب کند. زمانی که در صنعت خودرو، خودرو کوهستانی با خودرو عادی در سطح شهر ترکیب شد و به SUV تبدیل گردید، بالاترین سطح فروش را در جهان ثبت نمود. مدیر برجسته فردی است که فرصتهایی را که دیگران از دست دادهاند شناسایی کند و آن را به نوآوری مبدل سازد.
دوم: بهرهبرداری قابل توجه از سرعت چارچوبهای هوش مصنوعی. تمرکز داشتن در مسیر بسیار کلیدی است. روانشناسی شناختی به وضوح مقرر میکند که انرژی ذهنی برای افقبینی و نگاه متمرکز دراز مدت در تحقق آنها نقش اساسی ایفا میکند. اگر کارآفرینی به جای آنکه بگوید من هفتاد درصد کار را انجام دادهام بگوید سی درصد کار من برای موفقیت باقی مانده است، انرژی و افق بیشتری پیدا میکند. اِسکَنکردن دائمی مسیر رو به رو، افقهای جدیدی باز میکند. Prompt مربوطه در این رابطه از هوش مصنوعی میپرسد: حول و حوش صنعت من، کدام بازیگران مهم هستند؟ کدام ایدهها به کار گرفته شدهاند، از آنچه دیگران متفاوت عمل میکنند صنعت من چه درسهایی میتواند بیاموزد؟ Prompt دیگری میتواند مورد استفاده قرار گیرد و به این صورت است: در صنعت من چگونه میتوانم گروههایی را شناسایی کنم که از محصولات من با آن هدفی که طراحی شدهاند استفاده نکردهاند. چه رفتارها و نیازهای جدیدی، کار و محصول مرا میتواند وارد محیط مصرف و بازار کند. چه نوع فکر و محصولی را میتوانم در بیرون از عملکرد فعلی خود آزمایش کنم؟ هیچگاه نباید در گذشته متوقف شد. موفقیت بیش از حد، می تواندآغاز شکست باشد. روشهای گذشته همیشه راهنمای آینده نیستند. Prompt دیگری که در رابطه با سرعت و تغییر میتوان مطرح کرد این است که از هوش مصنوعی پرسید: چگونه میتوانم در کار خود به آینده فکر کنم؟ من فرایند کنونی و گذشته را میگویم. به من بگو ما به چه نکاتی توجه نمیکنیم و چه ریسکهایی را متوجه نیستیم. پیشنهادهای جدیدی برای آیندهنگری، وسعت کار و صنعت من ارائه کن. چه کارهایی را نباید انجام دهم؟ آینده صنعت من چیست؟ و چگونه باید خود را آماده کنم؟
سوم: حلقه OODA. مشاهده کن، جهت را مشخص کن. تصمیم بگیر و عمل کن (Observe, Orient, Decide and Act Loop). مدیران و انسانهای زنده با این روش و مهارت، با آداب رقابت و نحوه برخورد با رقبا خود را آشنا میکنند. Review, PayPal, YouTube مثالهایی هستند که سریع متوجه یک بازار شدند و سریع اقدام کردند و از کارهای کوچک به پلتفرمهای بسیار وسیع جهانی تبدیل شدند. Jeff Bezos میگوید: وقتی شما ۷۰ درصد اطلاعات مربوط به یک تصمیم را دارید باید آن تصمیم را بگیرید. حال چگونه میتوان به آن۷۰ درصد رسید؟ چقدر زمان وجود دارد؟ یک Checklist میتواند فرآیند تصمیم را کمّی کند. برونسپاری بخشی از فرآیند و دستیابی به اطلاعات برای تصمیمگیری، یکی از روشهای تصمیمگیری دَر یک ورودی یا دَر چند ورودی است. (Single Door or Two Doors) بدین صورت که تصمیم نباید به گونهای باشد که اگر از دَری وارد شوی نتوانی برگردی اما در چند ورودی، فرد یا سیستم تصمیم میگیرد عبور کند اگر موفق نشد برمیگردد و بار دیگر با تصمیمی جدید از دَر دیگری وارد میشود. Prompt از هوش مصنوعی میتواند به این موارد اشاره کند: چه نوع تضادها و ناهماهنگیها میان کار و کالای من با محیط بازار وجود دارد؟ چگونه باید اطلاعات وسیع را مرتب کرد؟ چگونه باید با نهایت سرعت و با کیفیت تصمیم گرفت؟ چه اقداماتی باعث خواهد شد تا تصمیمسازی موفق گردد؟ Prompt میتواند از هوش مصنوعی طیفی از تصمیمهای تک دَر و دو دَر بپرسد و پیآمد هرکدام را برای کار و صنعت خاص توضیح دهد.
چهارم، عاقلانه شکست خوردن. نرخ شکست در یک پروژه چقدر است؟ در جهان امروز، گفته میشود نرخ صفر برای شکست عاقلانه نیست. درصدی از شکست را باید در طرحها و ایدهها در نظر گرفت. افراد، بنگاهها و حکومتها بهتر است نرخ شکست را در طرحها مشخص کنند. این درصد باعث میشود تا بیشتر فکر شود، انتخابها دقیقتر نوشته شوند و افقها عمیقتر کنکاش شوند. Eric Schmidt، رئیس سابق گوگل، مدیریت را به سه قسمت ۷۰، ۲۰ و ۱۰ تقسیم میکرد: ۷۰ درصد تمرکز بر کارها و طرحهای اساسی، ۲۰ درصد به حواشی کار اصلی و ۱۰ درصد خارج از کار اصلی که میتواند به جریان و روند کار اصلی کمک غیرمستقیم کند. بنگاهها میتوانند آزمایشهای مختلف هوش مصنوعی را با تیمهای گوناگون انجام دهند و موفقترها بعد می توانند ضعیفتر ها را کمک و اصلاح کنند. هر آزمایش هوش مصنوعی به زمان و تیمهای مختلف نیاز دارد. در حال حاضر بانک Chase در آمریکا ۴۰۰ نرمافزار و آزمایش هوش مصنوعی را دنبال میکند و پیشبینی این بانک این است که سال ۲۰۲۷ به ۸۰۰ مورد خواهد رسید. میزان موفقیت و شکست هریک تابع نتایج کار و عمل گروهها خواهد بود. در این فرآیند، ذهنیت افراد تعیین کننده است. آیا ذهن انسان متمایل به رشد است یا ثابت؟ (Growth Mindset vs. Fixed Mindset). آزمایش یک تلفن هوشمند توسط آمازون موفقیتآمیز نبود. قبول کردن شکست خود مسیری در حال رشد است. Prompt میتواند این پرسشها را مطرح کند: نرخ شکست این پروژه من با این جزئیات چیست؟ کدام شکستها در پروژههای مشابه وجود دارد؟ آیا این شکستها قابلیت جلوگیری و کاهش داشتند؟ چگونه پروژه بنگاه میتواند مانع از اشتباهات شود؟ روشهایی به من نشان بده تا به صورت سیستماتیک در فرآیند کار انجام دهم تا مانع از اشتباهات کوچک و بزرگ شوم.
پنجم، ذهنهای شبکهای. بهکارگیری دیدگاههای مختلف در طراحی و اجرای یک طرح در نتایج آن سرنوشت سازاست (Harnessing Cognitive Diversities). اگر یک نفر مسئلهای را حل کند و در عالم شناختی خود سیر کند، تحقیق نشان میدهد ۴۴ درصد مواقع موفق خواهد بود. اگر افراد دیگری اما با ذهنیت مشابه را به حلقه بحث و تصمیمگیری بیاورد، ۵۴ درصد مواقع، تصمیم مستعد میگیرد. اما اگر گروهی با ذهنیتهای مختلف در فرآیند قرار بگیرند، ۷۵ درصد نمونهها، موفق خواهند بود. در دنیای هوش مصنوعی، مشورتهای این نرمافزارها شریک در تصمیمگیریها خواهند بود. به همین دلیل هوش مصنوعی را شریکی با هوش هم مینامند (Co-Intelligence). هوش مصنوعی کمک میکند که رشد یک بیماری در بدن انسان رصد شود. Prompt در این قالب میتواند از هوش مصنوعی سئوال کند که در این صنعتی که در آن فعالیت می کنم ، چگونه میتوانم نگاه و رهیافت دیگری نسبت به مدیریت مالی، فروش و چرخۀ عرضه داشته باشم؟ کجاها را در فرآیند فهم و مدیریت یک کالای خاص متوجه نیستم؟ چگونه میتوانم میان دیدگاههای مختلف در طوفان نظری بنگاه، به رهیافتی با ریسک کمتر برسم؟
ششم، ترویج و گسترش فرهنگ تفاهم و درک متقابل با کمک کردن به یکدیگر(Gifting with Small Goods). Prompt میتواند این سئوال را از هوش مصنوعی بپرسد: من چگونه میتوانم در این کار و صنعت و مسئولیتی که هستم به همکار خود کمک کنم؟ چگونه میتوانم فراتر از همکاریهای جاری، در افزایش کارآمدی او، کارهای کوچک ولی موثر انجام دهم که حالت هدیهای برای افزایش موفقیت او داشته باشد؟ چگونه میتوانم این کارها را به صورت واقعی، با نیت عالی و با فکری والا پیش ببرم؟
این شش مهارت باعث میشود تا توانمندیهای انسانی با بهرهبرداری دقیق از هوش مصنوعی، به صورت تصاعدی گسترش یابند. فنآوری و هوش مصنوعی همکار بوده و در خدمت مدیر هستند تا اینکه او بهتر متوجه شود که یک معنای مهم زندگی، فعالیت و موفقیت در کیفیت تصمیمسازیها است.
ریسک و تحولات بینالمللی
پیرو افکارسنجیای که از ۱۳۰۰ کارآفرین، مقام دولتی و دانشگاهیان در سطح جهانی انجام گرفته، در دو سال آینده ۱۰ درصد شرایط اقتصادی و ژئوپلتیک جهانی را با ثبات و بدون بحران، ۸ درصد به شدت بحرانی و بیثبات، ۴۲ درصد با افزایش ریسک و بحران و ۴۰ درصد تا اندازهای بحرانی و ریسکپذیر دانستهاند. نسبت به سالهای گذشته، تنشهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک از اهمیت بالاتری برخوردارند. کاهش نرخ رشد اقتصادی، تورم خزنده و افزایش فاصله طبقاتی، ریسکهای جدید دولتها و بنگاهداران به شمار میآیند. پیشرفت فنآوری باعث شده که ریسکهای مرتبط با مسایل اقلیمی و آب و هوا قدری کاهش پیدا کنند. در عین حال، ناامنی سایبری، اطلاعات غلط در فضای مجازی، قطبی شدن جوامع، کماهمیت شدن حقوق بشر، فرسایش اندیشه و عمل دموکراتیک، اختلالات در ساختارهای عمرانی و زنجیره کالا، بحران اشتغال و نگرانیهای ناشی از بهکارگیری فنآوریهای جدید همچنان در صدر لیست ریسکهای متداول در اقتصاد و اقتصاد سیاسی بینالمللی هستند. مدیریت کارآمد اقتصادی، حفظ تورم تکرقمی، جلوگیری از بسط فاصله طبقاتی، جلوگیری از مهاجرت، اشتغال زنان، به موازات رقابتهای ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ که پیآمدهای وسیع جهانی در پیدارند از چالشهای دولتها و کارآفرینان هستند. کاهش توجه به قانونگرایی و حقوق مدنی انسانها نیز از روندهای منفی در سطح بینالمللی هستند. افکارسنجی برای یک دهه آینده، چالشها و ریسکها را متوجه موضوعات اقلیمی، زیست محیطی، تغییرات آب و هوا، آلودگی اقیانوسها، افزایش سونامی، زیر آب رفتن تعداد بیشتری از جزایر، خطرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از گرمای گسترده، کمآبی و قحطی میداند. هرچند نظام بینالملل چند قطبی شده است، این تحول در سایه نزول سطح همکاریها برای کاهش تنش، جنگهای ژئوپلیتیک و رویاروییهای ناشی از ژئواکونومیک مانند تحریم، تعرفه و محدودیتهای سرمایهگذاری خارجی همراه است. یکی از نگرانیهای جدی کشورها، اختلال در زنجیرههای عرضه مواد اولیه در فرآیندهای فراوری و تولید کالا است. این نوع اختلالات میتوانند نتیجه رقابتها و تنشهای ژئواکونومیک، ژئوپلیتیک و تشدید ناسیونالیسم اقتصادی باشند. کشورهای بزرگ مانند چین و آمریکا، ادبیات و متغیرهای امنیت ملی را بیش از گذشته وارد سیاستهای اقتصادی، روابط خارجی اقتصادی و اخذ امتیاز در سیاست خارجی کردهاند. از این رو، روندی برای استقلال بیشتر در تامین مواد اولیه، ظرفیت فراوری فلزات و دسترسی مطمئنتر به زنجیره عرضه ایجاد شده است. در این چارچوب، صنایع و تولیدات مرتبط با هوش مصنوعی، تراشهها، بیوتِک، کوانتوم، پهپادها و فلزات نادر نهتنها استراتژیک قلمداد میشوند بلکه محدودیتهای بیشتری در تجارت آزاد آنها به وجود آمده است. بسیاری از کشورها به واسطه این تحولات و ریسکهای ناشی از اختلالات، ذخائر خود را به ویژه در حوزه انرژی، مواد خام در تولیدات صنعتی، مواد غذایی، فلزات و مواد معدنی به شدت افزایش دادهاند. ذخیرهسازیهای موجود زمینه افزایش قیمتها در سطح جهانی را فراهم آورده است. در شاخص مربوط به اجرای قانون که توسط World Justice Project Rule of Law ۲۰۲۵ منتشر شده نسبت به پنج سال گذشته، عدم قانونگرایی در میان ۳۸ کشور OECD از ۵۱ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۸۳ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش نشان میدهد. از این منظر در مناظرهها، مباحث سیاستگذاری و علمی، فشار برای گسترش تعداد معاهدهها، و توافق ها برای قفل کردن کشورها به قانونگرایی و جلوگیری از قانونگریزی افزایش پیدا کرده است. در هفت سال گذشته، بیاعتمادی به اخبار فضای عمومی رسانهها، اطلاعات غلط، رشد قابل توجهی نشان میدهد. فقط در دو سال، استفاده از ابزار هوش مصنوعی برای دستیابی به اطلاعات از ۱۱ درصد به ۲۴ درصد افزایش پیدا کرده است. در کشورهای صنعتی، عمده مردم از طریق پلتفرمهای فضای مجازی به اخبار دسترسی پیدا میکنند. در این راستا، نقش تلویزیون کاهش چشمگیر داشته است. فنآوری، مخلوط کردن Fact با تخیل، توهم و اخبار غلط را تسهیل کرده و فضای شکلگیری فکر و اندیشه و موضعگیری را مخدوش کرده است. در کشورهایی که از سطح فنآوری بالاتری برخوردار هستند، انتقال اطلاعات صحیح به خصوص در ایام انتخابات با چالشهای جدی در سلامت انتخابات را روبهرو شده است. نحوه گزارش و تدوین خبر در تنشها و اختلافات و درگیریها، خود موضوعی جدی در حکمرانی نوین شده است. در سال ۲۰۲۴ تعداد ۶۱ درگیری در ۳۶ کشور وجود داشت و نوع گزارشها به تناسب موضوع و کشور نشان میدهد که زمینه ایجاد بیتفاوتی به افزایش اختلاف و جنگ قابل مشاهده است. ظهور موثر Deepfakes (تغییر فنآورانه محتوا، تصویر و صدا) از اهمیت بیشتری در فضای عمومی کشورها برخوردار شده و زمینه ساز ناامنی سایبری شده است.
ریسک متداول دیگری در سطح جهانی، رشد تصاعدی بدهی کشورهای پیشرفته در حال توسعه است. در سال ۲۰۲۴، کشورها ۲۵۱ تریلیون دلار یا ۲۳۵ درصد GDP جهانی بدهی داشتند. پیشبینی میشود که در سال ۲۰۳۵، آمریکا با ۵۳ تریلیون دلار بدهی روبهرو شود. همینطور پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰، کشورهای در حال توسعه تا ۸۲ درصد تولید ناخالص داخلی، کشورهای پیشرفته تا ۱۱۸ درصد به طور متوسط بدهی تجمیع کنند. طی دو سال آینده، یک سوم شرکتها در سطح جهانی نیاز به اخذ وام برای پرداخت بهره بدهیهای خود خواهند بود. عرضه اوراق قرضه توسط دولتها برای مدیریت بدهی، اثرات معکوس بر نرخ رشد اقتصادی اکثر کشورها به همراه خواهد داشت. در سال ۲۰۲۶، پیشبینی میشود حدود ۲ تریلیون دلار در هوش مصنوعی سرمایهگذاری بشود. پیشرفت فنآوری ممکن است اثرات معکوس در بازار کار، نیاز تصاعدی به برق در Data Center ها و مصرف قابل توجه آب برای خنک کاری این مراکز ایجاد کند. به موازت این تحولات، اگر فنآوریهای کوانتومی پیشرفت قابل توجهی داشته باشند، اثرات جدی در رشد و مدیریت Data Center ها ایجاد خواهند کرد و سطح سرمایهگذاریهای درون کشورهای بزرگ را متحول میکنند. پیشبینی میشود نرخ متوسط تورم جهانی زیر چهار درصد حفظ شود ولی این نرخ در مواد غذایی، سوخت و حمل و نقل افزایش بیشتری نشان میدهد.
مدیریت و زنان
در طیف موضوعاتی که مدیران امروز با آن رو به رو هستند، کیفیت افرادی است که در سطوح بالای بنگاهها، دادهها را تفسیر می کنند و در فرآیند های تصمیم سازی قرار می گیرند. بین سال های ۲۰۱۵ و ۲۰۲۵ ، ۲,۸ درصد سمتهای مدیریتی زنان در سطوح بالای مدیریت شرکتها افزایش پیدا کرد. زنان۴۱,۷ درصد اشتغال جهانی را در اختیار دارند و در عین حال ۲۴,۶درصد سمتهای C را دارا هستند (سمتهای C شامل CEO, CFP, COO, CTO, CMO, CHRO, CIO, CRO, CLO, CSO, CDO)، که عموماً در شبکه تصمیمسازیهای کلان، مالی، فنآوری، عملیاتی، بازاریابی، منابع انسانی، حقوقی، دیتا، سودآوری، اطلاعات و رشد را مدیریت میکنند. زنان تا ۲۹,۳ درصد در هیئت مدیره شرکتها فعالیت میکنند. در مناطق مختلف جهان، نقش مدیریتی زنان ابتدا در آمریکای شمالی و آفریقای جنوبی و سپس اروپا، خاورمیانه و در نهایت آسیا رتبهبندی میشود، هرچند نرخ رشد نقش مدیریتی زنان در مناطق مختلف جهان تفاوت دارد به صورتی که در آمریکای لاتین از همه بالاتر است. در مدیریتهای C جهانی، ۶۵ درصد این سمتها در CPO یا ارتباطات مردمی، سپس ۶۴ درصد در CHRO یا منابع انسانی، ۴۵ درصد در CMO یا بازاریابی و CCO یا مدیریت روابط با مشتریان، به زنان مدیر تعلق دارد. هرچند زنان متخصص در حوزه فنآوری و مدیریت اقتصادی بسیار رشد داشتهاند اما در مدارهای تصمیمگیری بنگاهها حضور چشمگیر پیدا نکردهاند. در مناصب دولتی نیز با وجود گستردگی زنان متخصص، عموم زنان وزیر در بهداشت، آموزش و امور اجتماعی فعال هستند و به اندازه کافی در مدیریت اقتصادی، امنیت ملی، دفاع و زیرساختها و پروژههای عمرانی نقش ایفا نمی کنند. گفته میشود یک علت اصلی نمایندگی محدود زنان در سمتهای مدیریتی چه خصوصی و چه دولتی، عدم رشد کافی شبکههای تخصصی زنان نسبت به مردان است. همینطور گفته میشود نردبان رشد مردان در سمتهای ثابت است در حالی که زنان در فونکسیونهای گوناگون فعالیت کرده، آمادگی آنها را در مناصب کلان مدیریتی و استراتژیک محدودتر میکند. به عبارت دیگر، مردانی که به سمتهای کلان میرسند، سالها به عنوان مثال در بازاریابی و فنآوری در بنگاههای مختلف نقش ایفا کردهاند اما زنان در سمتهای متنوع مالی، منابع انسانی و اجتماعی فعال بودهاند و برای ارتقاء به مدیریتهای کلان ضروری است که در حوزههای خاص، عمودی رشد کنند تا زمینههای دستیابی به سمتهای CEO را سریعتر به دست آورند. مطالعه میدانی نشان میدهد که شبکهسازی تخصصی زنان با مردان متفاوت است. مردان با حلقههای گوناگون ارتباط دارند (شکل الف) اما زنان در گروههای مستقل و کوچکتری حضور و فعالیت دارند (شکل ب). دو مانع دیگر نیز به عنوان محدودیت برای ارتقاء سطح مدیریتی زنان وجود دارد:
۱. تعاریف سنتی از اینکه مدیر کارآمد به چه فردی میگویند و
۲. فرآیندهای انتخاب افراد توانا، بازبینی نشدهاند

انتقال انرژیهای جدید
در سال ۲۰۲۵، سرمایهگذاری در صنعت انرژی به ۳,۳ تریلیون دلار رسید. انرژیهای پاک و هستهای، ۴۲ درصد برق جهان را تأمین کردند. عوامل بیرونی Externalities بر فرآیندهای مالی، قانونگذاری و فرآوریهای صنعت انرژی اثرات جدی گذاشتند. محدودیتهای تجاری مانند تعرفه و کنترلهای صادراتی بر حدود۲,۶ تریلیون دلار داد و ستد جهانی اثر گذاشت. پیامدهای اقتصادی بحران تنگه هرمز باعث شده تا بسیاری کشورهای به خصوص در حال توسعه، منابع سرمایهگذاری در انرژی را به سوی دسترسی به منابع انرژی و تأمین مالی آنها سوق دهند. تقاضا در سطح جهانی برای انرژی جهت مراکز دیتا، برق، زیرساختهای دیجیتال و رشد اقتصادی در حال افزایش است. امنیت تأمین انرژی در شرایطی که ناسیونالیسم اقتصادی و بحرانهای ژئو پلیتیک در حال رشد است نسبت به سرمایهگذاری در انرژیهای پاک اولویت پیدا کرده است. کشورهای شمال اروپا، آمریکا، چین، برزیل، نسبت به دیگران به مراتب شرایط مساعدتری دارند. سرمایهگذاری در انرژیهای پاک نزدیک به ۳ درصد طی سال گذشته کاهش را نشان میدهد. در سال ۲۰۲۵ تقاضا برای انرژی ۱,۳درصد افزایش یافت اما تقاضا برای برق در سال ۲۰۲۴، ۴,۴درصد و در سال ۲۰۲۵، ۳ درصد رشد کرد. ۷۵ درصد سرمایهگذاری برای انرژیهای غیرفسیلی در چند کشور غربی، چین و برزیل متمرکز است در حالی که کشورهای در حال توسعه از سرمایه لازم برای انتقال انرژی برخوردار نیستند. مایکروسافت، گوگل و آمازون قراردادهای مشارکتی برای تأمین برق از طریق انرژی هستهای منعقد کردهاند. در آمریکا و اروپا، بنگاههای خصوصی از برنامهریزیهای دولتی به مراتب جلوتر هستند. CO۲ ناشی از مصرف برق، تا ۳ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش نشان میدهد. کاهش ۶۰ درصدی هزینههای اجرای انرژیهای پاک، در پائین آمدن کلان CO۲ چندان تغییر قابل توجهی به خاطر بالارفتن مصرف انرژی فسیلی و افزایش تقاضا برای نفت و گاز ثبت نکرده است. با توجه به اینکه ۸۰ درصد تقاضای رشد برای مصرف انرژی در اقتصادهای در حال ظهور دیده میشود، آینده انتقال به انرژیهای پاک به میزان سرمایهگذاری و آمادهسازی زیرساختها در این کشورها وابسته است. در این چارچوب، ۴۳ درصد کشورها فاقدآمادگیهای لازم برای انتقال به انرژیهای پاک هستند. در شاخص انتقال انرژی (Energy Transition Index, ETI)، ده رتبه اول متعلق به کشورهای شمال اروپا، و سپس چین با رتبۀ ۱۴، آمریکا ۱۹، ژاپن ۲۴، ترکیه ۴۴، عربستان ۵۵، هند ۷۰، پاکستان ۹۰، بنگلادش ۹۹ و ایران ۱۰۵ رتبهبندی شدهاند. در مسائل مالی، نوآوری، آموزش و زیرساختها، عملکرد عمومی آفریقا در انتقال انرژی بهتر از آمریکای لاتین و خاورمیانه است. ثبات سیاسی، تسهیل قانونگذاری و ارتباط با بازارهای مالی از عوامل تعیینکننده برای انتقال به انرژیهای پاک در کشورهای در حال توسعه هستند. با توجه به فراز و نشیبهای ژئوپلیتیک در تنگه هرمز، بسیاری از کشورهای آسیایی وابستگی خود را به LNG کاهش داده و تقاضای خود به ذغالسنگ را افزایش دادهاند. طی ده سال ۲۰۲۵-۲۰۱۵ سرمایهگذاری چین در انرژیهای پاک و تجدیدپذیر، ظرفیت ذخیره برق و کارآمدی در مصرف انرژی بسیار قابل توجه بوده است. آمریکا و اروپا در مکانیسمهای افزایش کارآمدی در مصرف انرژی، اقدامات قابل توجهی انجام دادهاند. بقیه مناطق دنیا هنوز به انرژیهای فسیلی وابستگی بنیادی دارند.
عموم کشورها با سه چالش در حوزه انرژی و انتقال به انرژیهای پاک و تجدیدپذیر رو به رو هستند:
۱. تا چه میزان در زیرساختهای انرژی خود، تابآوری و امنیت تأمین انرژی ایجاد کرده اند؟
۲. تا چه میزان در صنعت برق و امنیت انرژی سرمایهگذاری کردهاند؟
۳. تا چه میزان زمینههای سرمایهگذاری داخلی و خارجی، ثبات در قوانین و سیاستگذاری و بهرهبرداری از فنآوری در تأمین انرژیهای پاک ایجاد کردهاند؟

فرجام سخن
فضای میزگردها، گفتگوها، دیالوگها و پرسشها در داوُس چین حکایت از اهمیت ثبات در جوامع، وابستگی به دانش و یادگیری ۲۴/۷ (بیست و چهار ساعته در هفت روز هفته) و شاید از همه مهمتر اهمیت ورود و حضور بهترین مغزها، توانمندترین مدیران و دقیقترین تحلیلگران بهرهمند از Fact را نشان میداد. اما در کنار این ظرفیتهای فکری و مدیریتی، یک خصلت بالاتر از همه قرار میگیرد: تا چه میزان برای مدیران، تصمیمسازان و قانونگذاران در یک کشور، خاک و میهن اهمیت دارد؟
این نوع انرژی بر دیگر توانمندیها سایه میافکند. چینیها، هندیها، ژاپنیها، ترکیهایها، آمریکاییها و اروپاییهای شرکتکننده در اجلاس داوس چین در پی ارتقاء سطح دانش و بهرهبرداری از فکر و تجربه صدها شرکت کننده دیگر بودند. شرکتکنندگان پیشرفت چین را طی بازدیدهای هر ساله خود در طول کنفرانس داوُس تحسین میکردند. در چشم، صورت، بیان، زبان بدن، تحلیلهای چینیها، تعهد به شکوفایی چین و حمایت از یکدیگر برای دستیابی به چنین هدفی موج میزد.
طبعاً غرب علاقهای نداشت که چین تا این میزان پیشرفت کند اما حکومت عاقل، مردم منسجم و قشر تحصیلکرده وفادار به خاک و توسعه کشور، پیشرفت خارقالعاده چین را به ارمغان آورده است. در یکی از جلسات پر طرفدار داوُس چین پیرامون «خودکفایی» (Autarky) به وضوح مطرح شد که هیچ کشوری نمیتواند خودکفا باشد. عموم کشورها به هم قفل شدهاند و در کالاها و خدمات مختلف به هم وابسته هستند. حتی مفهوم اقتصادی یک دهه پیش تحت عنوان Decoupling جای خود را به مفهوم De-risking و یا Low risking داده است.
نوآوری و اشتغال در کشورها محتاج وابستگی متقابل است. هرچند نسبت به یک دهه پیش، نقش دولتها در تنظیم شبکه سیاستگذاری مرتبط با امنیت ملی و توسعه اقتصادی بیشتر شده است اما حتی در چنین شرایطی، کشورها در هر تولید قابل تصوری به بخش خصوصی و تولیدکنندگان با درصدهای مختلف وابسته هستند. بوئینگ و ایرباس نمونههای بارز این مفهوم هستند که در آن ها ۳۵ کشور با هم همکاری میکنند تا هواپیماهای مورد استفاده بیش از هشت میلیارد نفر تولید شوند.
اما نکته نهایی که با مشارکت و مشاهده در جلسات داوُس برای یک ایرانی قابل تأمل و در عین حال اجتناب ناپذیراست ، پیآمد مقایسه موضوع غرب برای بخشی از جامعه ایرانیان و موضوع غرب از طرف دیگر برای ۹۹ درصد مردم جهان بود. موضوع ۹۹ درصد مردم جهان، بر خلاف دغدغه های قرن ۱۹ تا دهه ۱۹۶۰ میلادی، اصلاً غرب نیست. تقریبا همه در پی فرصتها، امکانات، سرمایهها و شبکهها جهت اصلاح، رشد، پیشرفت، بهتر شدن، مسئله حل کردن، گرهها را باز کردن، نرخ تورم را پایین آوردن، زمینههای تحصیل و رشد شهروندان را فراهم کردن هستند. غرب به معنایی که در قرن نوزده بود و زمینه مبارزه با امپریالیسم را ایجاد کرد امروز موجود نیست. اما چرا سوزن در قرن ۱۹ گیر کرده است؟
آیا به متون مطالعاتی بر میگردد؟ آیا به خاطر فرصت ندیدن جهان است؟ آیا به خاطر آشنا نبودن با زبانهای خارجی است؟ آیا به خاطر رانت است؟ آیا به خاطر دُرست درس نخواندن است؟ آیا به خاطر حفظ مقام و منصب است؟ آیا به خاطر نفی Fact است؟ آیا به خاطر عصبانیت و احساسات و EQ ضعیف است؟ آیا به خاطر دانش بسیار کم و بنابراین ترس از مواجهه با قدرت و توان مندی در جهان است؟ ترکیه، هم اعتراض میکند و هم با جهان تعامل دارد. اندونزی و چین از رهبران غیرمتعهدها بودند اما الان با جهان کار میکنند و در حال پیشرفت هستند. مکزیک و برزیل به استقلال سیاسی خود حساساند ولی در راهروهای قدرت و ثروت جهانی به شدت فعال هستند.
با یک ارزیابی مقایسهای مبتنی بر دهها مورد و حجم قابل توجهی از مشاهدات و تجربیات، به نظر میرسد ریشه در وفاداری به خاک است تا وفاداری به افراد. اگر ملاک پیشرفت خاک و کشور باشد همانند کره جنوبی، مالزی، سنگاپور و ویتنام، انرژی شهروندان و ادراک آنها در مسائل خود به خود به سمت عقلانیت حرکت میکند. یک بار از یک استاد دانشگاه کره جنوبی پرسیدم: چه باعث میشود شما کرهایها در این حد از دولتیها، شهروندان، دانشگاهی، کارآفرین، نویسنده و خبرنگار با هم انسجام، اشتراک، درک متقابل و احترام متقابل داشته باشید؟ پاسخ: شوکت، عظمت، قدرت و توسعه کره جنوبی.
۲۱۶۲۱۶








نظر شما