به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
مطابق آیه 93 سورۀ آلعمران، همۀ غذاها بر بنیاسرائیل حلال بود، اما اسرائیل برخی از آنان را حرام کرد. منظور از اسرائیل در این آیه کیست؟ چرا او برخی از غذاها را حرام کرد؟ آیا خوک و شراب هم بر بنیاسرائیل حلال بوده است؟
پاسخ :
بر اساس آیۀ 93 سورۀ «آلعمران»، همۀ خوراکیها بر بنیاسرائیل حلال بود تا اینکه «اسرائیل» قبل از نزول تورات برخی از طعامها را بر خود حرام کرد: «کُلُّ اَلطَّعٰامِ کٰانَ حِلاًّ لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ إِلاّٰ مٰا حَرَّمَ إِسْرٰائِیلُ عَلیٰ نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ اَلتَّوْرٰاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرٰاةِ فَاتْلُوهٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ: همۀ خوراکیها بر بنیاسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل پیش از آنکه تورات نازل شود بر خود حرام کرد؛ بگو اگر راستگویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید، [و اگر از آوردن تورات و خواندنش خودداری ورزید، اعتراف کنید که به تورات دروغ میبندید]».
«اسرائیل» در آیۀ 93 سورۀ آلعمران
«اسرائیل» لقب حضرت یعقوب علیه السلام است. این واژه غیرعربی در اصل عبری و حاصل ترکیب «اسر» به معنای «عبد» و «ایل» به معنای «خدا» است؛ بنابراین اسرائیل یعنی بندۀ خدا. البته اهل کتاب معتقدند «اسر» در عبری به معنای «غلبه» است و اسرائیل یعنی کسی که بر خدا یا فرشته خدا غلبه کرد؛ چراکه مطابق کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان (1)، حضرت یعقوب با خدا کُشتی گرفت و بر او پیروز شد! (2). در کتاب مقدس آنان درباره «اسرائیل» نامیدهشدن حضرت یعقوب چنین آمده است: «24 و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی میگرفت. ... 28 گفت: از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا و با انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی» (3).
جالب اینکه این آیه تنها آیهای است که خدا در آن از حضرت یعقوب با عنوان «اسرائیل» یاد میکند (4). همچنین مطابق کتاب مقدس، حضرت برای نخستین بار در همین واقعهای که این آیه به آن اشاره دارد، «اسرائیل» نامیده شده است.
دلیل حرامکردن برخی غذاها از سوی حضرت یعقوب بر خود
برخی از مفسران داستانی را نقل کردهاند که هرچند به طور مشخص با اسرائیلیات ترکیب شده است، اما بخشی از آن میتواند درست باشد. داستان به این ترتیب است که حضرت یعقوب شبی برای آبیاری زمینش به بیرون رفته بود که فرشتهای را دید، اما گمان کرد که او دزد است؛ به همین دلیل با او درگیر شد. موقعی که فرشته میخواست از یعقوب جدا شود، ران او را فشار داد؛ درنتیجه رگ یا عصب سیاتیک (5) حضرت یعقوب گرفت و از آن به بعد، یعقوب شبها از درد نمیتوانست بخوابد. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه حضرت نذر کرد که اگر خدا او را شفا بدهد، گوشت و شیر شتر را که خیلی دوست داشت، بر خودش حرام کند. خداوند او را شفا داد و حضرت آنها را بر خودش حرام کرد. بعد از حضرت یعقوب نیز بنیاسرائیل به تبعیت از پدرشان آنها را بر خود حرام کردند (6).
اما بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام، هرگاه حضرت یعقوب گوشت شتر میخورد، درد لگن او شدید میشد؛ به همین دلیل گوشت شتر را بر خودش حرام کرد (7).
سبب نزول آیۀ 93 سورۀ آلعمران
همه مفسران اتفاق نظر دارند که این آیه در مقام تخطئه و تکذیب یهودیان نازل شده است؛ اما دربارۀ اینکه آیه در مقام تخطئه و تکذیب کدام ادعا و افترای یهودیان است (8)، آرای مختلفی بیان شده است:
1. حرامشدن عِرقالنساء توسط حضرت یعقوب و نه تورات
گروهی از یهودیان به پیامبر مراجعه کردند و پیامبر به آنان فرمود: ما بر دین حضرت ابراهیم هستیم (9). یهودیان گفتند: شما چگونه بر دین حضرت ابراهیم هستید، درحالیکه غذاهایی همچون گوشت شتر که از زمان حضرت نوح تا الان حرام بوده را حلال میدانید (10). پیامبر به آنان فرمود: این غذاها را خدا حرام نکرده است، بلکه حضرت یعقوب آنها را بر خودش حرام کرد؛ اما یهودیان مدعی شدند که خدا این غذاها را در تورات بر ما حرام کرده است. خدا از پیامبرش میخواهد که به آنان بگوید: اگر راست میگویید، تورات را بیاورید و بخوانید. اینگونه بود که مشخص شد این غذاها در تورات حرام نشده است (11).
اما آنچه حضرت یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرد و حرامشدن آن ارتباطی با تورات ندارد، نمیتواند گوشت شتر باشد؛ چراکه مطابق تورات کنونی که با تورات زمان پیامبر خدا فرق چندانی ندارد (12)، گوشت شتر آشکارا در تورات حرام شده است: «1 و خداوند موسی و هارون را خطابکرده، به ایشان گفت: 2 بنیاسرائیل را خطاب کرده، بگویید اینها حیواناتی هستند که میباید بخورید، از همه بهایمی که بر روی زمیناند. 3 هر شکافته سم که شکاف تمام دارد و نشخوارکنندهای از بهایم، آن را بخورید. 4 اما از نشخوارکنندگان و شکافتگان سم اینها را مخورید، یعنی شتر؛ زیرا نشخوار میکند لیکن شکافته سم نیست، آن برای شما نجس است» (13).
بنابراین اگر اختلاف بر سر حرمت گوشت شتر بود، یهودیان نباید از آوردن تورات امتناع میکردند؛ چراکه آشکارا در آن به حرمت گوشت شتر از سوی خداوند اشاره شده است.
البته دربارۀ اینکه حضرت یعقوب چه چیزی را بر خود حرام کرد، اختلاف است. با اینکه بسیاری از مفسران از گوشت و شیر شتر یاد کردهاند، بسیاری از مفسران نیز گفتهاند حضرت رگهای حیوانات را بر خودش حرام کرد (14). به نظر میرسد آنچه حضرت بر خود حرام کرد، رگ خاصی به نام «عِرقالنساء» بود؛ چراکه در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که خدا از یهودیان میخواهد آن را بیاورند و بخوانند تا ثابت شود دروغ میگویند، آمده است: «24 و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی میگرفت. 25 و چون او دید که بر وی غلبه نمییابد، کف ران یعقوب را لمس کرد، و کف ران یعقوب در کشتیگرفتن با او فشرده شد. 26 پس گفت: مرا رها کن زیرا که فجر میشکافد. گفت: تا مرا برکت ندهی، تو را رها نکنم ... و چون از "فِنوئیل" گذشت، آفتاب بر وی طلوع کرد و بر ران خود میلنگید. 32 از این سبب بنیاسرائیل تا امروز عِرقالنساء را که در کف ران است، نمیخورند؛ زیرا کف ران یعقوب را در عِرقالنسا لمس کرد» (15).
همانطور که مشخص است بنیاسرائیل پیش از نزول تورات، خودشان «عِرقالنساء» را برای خودشان حرام کردند و این حرمت ارتباطی با خدا و تورات ندارد؛ ازاینرو اگر تورات را میآوردند، مشخص میشد که یهودیان دروغ گفتهاند (16).
2. ابتدای آیه یعنی «کُلُّ اَلطَّعٰامِ کٰانَ حِلاًّ لِبَنِی إِسْرٰائِیلَ إِلاّٰ مٰا حَرَّمَ إِسْرٰائِیلُ عَلیٰ نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ اَلتَّوْرٰاةُ» نقل قول قرآن از یهودیان است و ادامه آیه یعنی «قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرٰاةِ فَاتْلُوهٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ» تکذیب این قول یهودیان است؛ بنابراین یهودیان دو ادعا داشتهاند:
الف) همۀ غذاها قبل از نزول تورات برای آنان حلال بوده است؛
ب) حضرت یعقوب برخی از غذاها را بر خودش حرام کرد؛ اما خدا هر دو ادعای یهودیان را تکذیب میکند؛ یعنی نه قبل از نزول تورات همۀ غذاها بر بنیاسرائیل حلال بود و نه حضرت یعقوب چیزی را بر خود حرام کرد، بلکه خود بنیاسرائیل برخی غذاها را بر خود حرام کردند (17).
3. بر اساس آیۀ 160 سورۀ «نساء»، خداوند در مقام مجازات یهودیان، برخی از طیبات را بر آنان حرام کرده است: «فَبِظُلْمٍ مِنَ اَلَّذِینَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا عَلَیْهِمْ طَیِّبٰاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ کَثِیراً: پس به کیفر ستمی که یهودیان روا داشتند و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزهای را که بر آنان حلال شده بود، حرام کردیم» (18).
یهودیان در مقام تکذیب قرآن، گفتند هرچه در تورات حرام شده، قبل از نزول تورات هم حرام بوده است؛ بنابراین حرامشدن برخی طعامها ارتباطی با ظلم ما ندارد. قرآن آنان را تکذیب میکند و میگوید قبل از نزول تورات، طعامها ـ بهجز آنچه یعقوب بر خود حرام کرد ـ حلال بودهاند (19).
با رجوع به کتاب مقدس نیز مشخص میشود که این احکام ویژۀ قوم بنیاسرائیل بوده است؛ چراکه بیان احکام خوراکیهای حلال و حرام با این جمله شروع شده است: «1 شما پسران یهُوَه خدای خود هستید، ... 2 زیرا تو برای یهُوَه، خدایت، قوم مقدس هستی و خداوند تو را برای خود برگزیده است تا از جمیع امتهایی که برروی زمیناند به جهت او قوم خاصّ باشی. 3 هیچ چیز مکروه مخور ...» (20).
4. امکان نسخ احکام
این آیه در مقام نقد باور یهودیان درباره استحاله «نسخ احکام» است. یهودیان معتقدند محرمات تورات ازلی و ابدی است؛ بنابراین محرمات تورات حتی پیش از نزول تورات نیز حرام بودهاند؛ اما آیه میگوید قبل از نزول تورات، طعامها حلال بودهاند و با نزول تورات، حلیت آنها نسخ و درنتیجه، حرام شدند (21).
آیا شراب و گوشت خوک نیز حلال بودند؟
دربارۀ اینکه آیا قبل از نزول تورات، شراب و گوشت خوک نیز حلال بود یا نبود، مطلب صریحی در قرآن یافت نشد؛ هرچند اینکه قرآن شراب و گوشت خوک را «رجس» و پلید دانسته است (22)، میتواند نشاندهندۀ حرمت همیشگی این دو باشد (23). افزون بر این، آیه درباره «طعام» است و ارتباطی با «شراب» ندارد؛ زیرا اگر «طعام» شامل نوشیدنیها نیز میشد، نیازی به عطف «یَسْقِی» به «یُطْعِمُ» در این آیه نبود: «وَ اَلَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ: و آنکه او طعامم میدهد و سیرابم میکند» (24).
چنانکه در روایتی از امام رضا علیه السلام نیز آمده است که خدا هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه یکی از احکام آن پیامبر، تحریم شراب بود (25).
نتیجه:
آیۀ 93 «آلعمران» در مقام تکذیب بنیاسرائیل است. یهودیان به خداوند دروغی را نسبت داده بودند؛ قرآن برای اینکه ثابت کند یهودیان دروغ میگویند، از آنان میخواهد که تورات را بیاورند و بخوانند؛ اما آنان که میدانستند اگر تورات را بیاورند و بخوانند، رسوا میشوند، از آوردن آن خودداری کردند. مفسران درباره چیستی ادعای دروغ یهودیان با هم اختلاف دارند؛ بیشتر آنان معتقدند یهودیان به پیامبر مراجعه کردند و گفتند اگر شما پیرو آیین ابراهیم هستید، چرا برخی از غذاهایی که حضرت ابراهیم حرام میدانست را حلال میدانید؟ قرآن در مقام پاسخ به آنان میگوید: این غذاها قبل از نزول تورات و در آیین حضرت ابراهیم حلال بود و بعدها بر یهودیان حرام شده است.
پینوشتها:
1. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، سِفر پیدایش، فصل 32.
2. مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ دایرةالمعارف قرآن کریم؛ چ 3، قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، 1382 ش، ج 3، ص 220. علیاکبر قرشی بنابی؛ قاموس قرآن؛ چ 6، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 1، ص 81. طالقانی معتقد است منظور از «اسرائیل» در این آیه، بنیاسرائیل است (محمود طالقانی؛ پرتوی از قرآن؛ چ 4، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1362 ش، ج 5، ص 238).
3. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، سِفر پیدایش، فصل 32.
4. محمود طالقانی؛ پرتوی از قرآن؛ ج 5، ص 235.
5. «عِرقالنسا» (سیاتیک) یکی از شایعترین مشکلات مرتبط با دردهای عصبی است که به دلیل تحریک یا فشار بر عصب سیاتیک ایجاد میشود. این عصب که طولانیترین عصب بدن است، از ناحیه پایین کمر شروع شده و تا پاها ادامه دارد. درد ناشی از عرقالنسا معمولاً به صورت تیر کشنده و شدید توصیف میشود و میتواند از کمر به باسن، ران و حتی پایین پاها انتشار یابد.
6. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 1، ص 290. علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ محقق: طیب موسوی جزایری؛ چ 3، قم: دارالکتاب، 1363 ق، ج 1، ص 108. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج 4، ص 2 - 5. در تفسیر قمی و طبری به موضوع فرشته اصلاً اشاره نشده است. مطابق نقل دیگری، حضرت یعقوب نذر کرد که اگر خدا به او دوازده فرزند بدهد و به بیتالمقدس برود، آخرین آنان را قربانی کند. فرشتهای آمد و کاری کرد که رگ سیاتیک برای ایشان پیدا شود و گفت این به جای قربانیکردن فرزندت است (احمد بن محمد ثعلبی؛ الکشف و البیان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1422 ق، ج 3، ص 112).
7. محمد بن مسعود عیاشی؛ تفسیر العیاشی؛ تهران: مکتبه العلمیه الاسلامیه، 1380 ق، ج 1، ص 184.
8. آیه بعدی آشکارا میگوید یهودیان بر خدا افترا بستهاند.
9. سلیمان بن احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ اربد اردن: دارالکتاب الثقافی، 2008 م، ج 2، ص 89.
10. نصر سمرقندی؛ تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم؛ محقق: عمر عمروی؛ بیروت: دارالفکر، 1416 ق، ج 1، ص 231. محمد بن حسن طوسی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، [بیتا]، ج 2، ص 532.
11. عبدالرحمن بن محمد ابنابیحاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفی الباز، 1419 ق، ج 3، ص 706.
12. محمدجواد بلاغی؛ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن؛ چ 2، قم: وجدانی، [بیتا]، ج 1، ص 311.
13. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، سِفر لاویان، فصل 11.
14. عبدالرزاق بن همام صنعانی؛ تفسیر القرآن العزیز المسمی تفسیر عبدالرزاق؛ بیروت: دارالمعرفه، 1411 ق، ج 1، ص 132. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن؛ ج 4، ص 2 - 4. دراینباره اقوال دیگری هم وجود دارد: زائدهای در کبد و کلیهها و پیه (عبدالرحمن بن محمد ابنابیحاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ ج 3، ص 705)؛ هر حیوان دارای ناخن و چنگال و پیه گاو و گوسفند (سلیمان بن احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ ج 2، ص 89).
15. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، سِفر پیدایش، فصل 32.
16. شاید هم بگوییم نزاع بر سر حرامبودن گوشت شتر قبل از تورات و در آیین حضرت ابراهیم بوده است، نه حرامشدن آن توسط تورات و تورات ظهور دارد که حرامشدن شتر خاص بنیاسرائیل است.
17. محمدجواد بلاغی؛ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن؛ ج 1، ص 310 ـ 311.
18. همچنین آیۀ 146 سورۀ انعام.
19. محمود بن عمر زمخشری؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل؛ چ 3، بیروت: دارالکتاب العربی، 1407 ق، ج 1، ص 385. بلاغی با این تفسیر مخالف است؛ چراکه تورات از محرمات با عنوان رجس یاد میکند و ممکن نیست رجس زمانی حلال بوده باشد (محمدجواد بلاغی؛ آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن؛ ج 1، ص 312).
20. سفر تثنیه، 14.
21. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج 3، ص 345 ـ 346.
22. مائده: 90. انعام: 145.
23. برخی از مفسران نیز گفتهاند حلالبودن شامل مردار و خون و گوشت خوک نمیشده است (محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1426 ق، ج 2، ص 425).
24. شعراء: 79.
25. «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ أَنْ یُقِرَّ لِلَّهِ بِالْبَدَاءِ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 148).








نظر شما