نیوپلیتیکال اکونومی: شکاف طبقاتی جهانی ۲۷۰ درصد عمیق‌تر شده / آیا توسعه جهشی یک افسانه است؟

جیسون هیکل و دیلان سالیوان در مقاله جدید خود در ژورنال New Political Economy به نظریه همگرایی و توسعه متعارف نقدهایی را وارد کرده‌اند. روایت غالب اقتصاد توسعه، به‌ویژه پس از دهه ۱۹۹۰، ادعا می‌کند که جهانی‌شدن و رشد سرمایه‌داری باعث شده کشورهای جنوب جهانی به تدریج فاصله خود را با کشورهای پیشرفته کاهش دهند. اما یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد این روایت با داده‌های واقعی سازگار نیست.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین دکتر محمدرضا دادرس در مطلب تلگرامی خود در این باره به مقاله جیسون هیکل و دیلان سالیوان در ژورنال New Political Economy اشاره کرده است. بر اساس این گزارش، این دو، بر نظریه همگرایی و توسعه متعارف نقدهایی را وارد کرده‌اند. روایت غالب اقتصاد توسعه، به‌ویژه پس از دهه ۱۹۹۰، ادعا می‌کند که جهانی‌شدن و رشد سرمایه‌داری باعث شده کشورهای جنوب جهانی به تدریج فاصله خود را با کشورهای پیشرفته کاهش دهند. اما یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد این روایت با داده‌های واقعی سازگار نیست.

برای آزمون این ادعا، نویسندگان داده‌های مربوط به تولید ناخالص داخلی سرانه ۱۷۳ کشور را از سال ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۳ بررسی کرده‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که فاصله میان کشورهای ثروتمند و فقیر نه تنها از بین نرفته، بلکه به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.

درآمد سرانه کشورهای مرکز در تمام دوره مورد بررسی بسیار سریع‌تر از کشورهای پیرامونی رشد کرده و شکاف درآمدی مطلق میان این دو گروه حدود ۱۷۰ تا ۲۷۰ درصد بیشتر شده است. همچنین کشورهای مرکز بین چهار تا ده برابر بیش از کشورهای پیرامونی از رشد اقتصاد جهانی بهره برده‌اند. به بیان دیگر، حتی اگر برخی کشورهای فقیر رشد اقتصادی را تجربه کرده باشند، سرعت رشد کشورهای ثروتمند به اندازه‌ای بیشتر بوده که فاصله واقعی میان آنها همچنان افزایش یافته است.

از این منظر، رشد اقتصادی در جنوب جهانی لزوماً به معنای نزدیک شدن به کشورهای توسعه‌یافته نیست. تنها استثنای مهم در این روند، چین است. نویسندگان اذعان می‌کنند که چین تنها کشور بزرگی است که توانسته جایگاه خود را نسبت به کشورهای مرکز به طور معناداری بهبود بخشد؛ اما تأکید می‌کنند که حتی چین نیز هنوز به سطح کشورهای مرکزی نرسیده و همچنان در جایگاه نیمه‌پیرامون قرار دارد. نویسندگان همچنین یادآور می‌شوند که رشد سریع چین تا حد زیادی در دوره رونق صادرات صنعتی و دسترسی به نیروی کار ارزان رخ داد و هنوز این کشور فاصله قابل توجهی با سطح درآمد کشورهای مرکز دارد.

مقاله توضیح می‌دهد که علت اصلی تداوم شکاف مرکز–پیرامون را نباید صرفاً در سیاست‌های داخلی کشورهای فقیر جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در ساختار اقتصاد سیاسی جهانی دید. به اعتقاد نویسندگان، کشورهای مرکز و شرکت‌های چندملیتی با استفاده از قدرت اقتصادی و سیاسی خود، دستمزدها و قیمت مواد اولیه را در کشورهای پیرامونی پایین نگه می‌دارند، زنجیره‌های ارزش جهانی را به گونه‌ای سازمان‌دهی می‌کنند که بخش‌های سودآور در شمال باقی بماند و کشورهای جنوب عمدتاً در نقش تأمین‌کننده مواد خام و نیروی کار ارزان فعالیت کنند.

نویسندگان سپس به این پرسش می‌پردازند که چگونه برخی کشورها مانند کره جنوبی، تایوان، سنگاپور، اسرائیل، پرتغال و یونان توانسته‌اند به کشورهای پیشرفته نزدیک شوند. پاسخ آن‌ها این است که این کشورها استثناهایی ژئوپلیتیکی بوده‌اند. به باور آنان، این کشورها در دوران جنگ سرد از کمک‌های گسترده مالی، نظامی و فناورانه ایالات متحده و متحدانش برخوردار شدند و اجازه یافتند سیاست‌هایی مانند حمایت از صنایع داخلی، یارانه، تعرفه‌های حمایتی و مداخله فعال دولت را اجرا کنند؛ سیاست‌هایی که همزمان از طریق برنامه‌های تعدیل ساختاری از بسیاری از کشورهای جنوب جهانی دریغ شد. بنابراین موفقیت این کشورها را نمی‌توان نتیجه اجرای نسخه‌های متعارف اقتصاد بازار آزاد دانست، بلکه حاصل شرایط ویژه ژئوپلیتیکی و حمایت خارجی بوده است.

نویسندگان در انتهای مقاله پیشنهاد می‌کنند که کشورهای جنوب جهانی برای دستیابی به توسعه واقعی باید ظرفیت صنعتی مستقل ایجاد کنند، از سیاست‌های صنعتی و برنامه‌ریزی دولتی بهره بگیرند، وابستگی خود را به مراکز قدرت اقتصادی کاهش دهند و توسعه را بر مبنای اهداف ملی، نه صرفاً ادغام در بازار جهانی، سازمان‌دهی کنند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2248631

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =