آمارتیا سن: ابوریحان بیرونی عمرش را در دنیای قرن یازدهم صرف اعتلای درک متقابل و تسامح کرد/ از «توسعه به مثابه آزادی» تا «تحقیق ماللهند»

برای آمارتیا سن، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا اقتصادی نیست؛ آزادی با امکان انتخاب، استدلال و مشارکت در زندگی عمومی پیوند دارد. برای بیرونی نیز دانش بدون تحقیق، مشاهده، مقایسه و مراجعه به منبع معتبر معنایی ندارد. شاید به همین دلیل باشد که بازخوانی بیرونی در کنار آثار آمارتیا سن می‌تواند افقی تازه برای مخاطب امروز بگشاید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، سیدحسین امامی نوشت: آمارتیا سن، فیلسوف، اقتصاددان هندی تبار انگلستان و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸، در کنار نظریه‌پردازی درباره توسعه، آزادی و عدالت، توجه ویژه‌ای به تاریخ فرهنگی و سنت‌های فکری هند دارد. در این روایت، نام ابوریحان بیرونی جایگاهی ویژه پیدا می‌کند؛ دانشمندی ایرانی که هزار سال پیش، با آموختن زبان سانسکریت و مطالعه مستقیم منابع هندی و سال ها زندگی در میان مردم هند، یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ در شناخت یک فرهنگ از سوی پژوهشگری برخاسته از فرهنگی دیگر را پدید آورد.

از «توسعه به مثابه آزادی» تا «تحقیق ماللهند»

آمارتیا سن در کتاب مشهور خود، «توسعه به مثابه آزادی»، توسعه را صرفاً با رشد اقتصادی، افزایش درآمد یا انباشت ثروت یکسان نمی‌گیرد. در منظومه فکری او، توسعه با گسترش آزادی‌های واقعی انسان‌ها پیوند دارد؛ آزادی‌هایی که امکان انتخاب، مشارکت، گفت‌وگو و زندگی انسانی‌تر را فراهم می‌کنند. همین پیوند میان آزادی، عقلانیت و امکان گفت‌وگو، یکی از راه‌های ورود به جهان فکری سن و درک توجه او به شخصیت‌هایی مانند ابوریحان بیرونی است.توسعه به مثابه آزادی از مهم‌ترین آثار سن در تبیین نسبت آزادی، نهادهای اجتماعی و توسعه انسانی به شمار می‌رود.

وی در کتاب «توسعه به مثابه آزادی» در بحثی که در مورد تمدن اسلامی و مدارا و آزادی فردی مطرح می‌کند و در پاسخ به انتقادی که تمدن اسلامی و آسیایی را فاقد آزادی و مدارا اعلام می‌کند، درباره ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «ابوریحان بیرونی، ریاضیدان ایرانی از جمله اولین نظریه‌پردازان مردم‌شناسی در جهان بود. وی متذکر واقعیت تحقیر اتباع بیگانه شد و نسبت به این واقعیت که تخفیف خارجی‌ها بین همه ملل امری متداول است اعتراض کرد. بیرونی عمده عمر خود را در دنیای قرن یازدهم مصروف اعتلای درک متقابل و تسامح کرد.»

سن در آثار دیگری که به تاریخ و فرهنگ هند اختصاص دارد، این بحث را از زاویه‌ای تاریخی و فرهنگی دنبال می‌کند. هندی اهل استدلال؛ نوشته‌هایی درباره تاریخ، فرهنگ و هویت هند یکی از مهم‌ترین این آثار است. سن در این کتاب، با نقد تصویر یک‌دست و تک‌صدایی از هند، بر تنوع سنت‌های فکری این سرزمین تأکید می‌کند و از تاریخ طولانی بحث، استدلال، شک‌گرایی، مناظره و مدارا در فرهنگ هند سخن می‌گوید. در فهرست مفاهیم و شخصیت‌های مرتبط با این کتاب، نام «البیرونی» نیز در کنار چهره‌ها و سنت‌های گوناگون تاریخ اندیشه هند دیده می‌شود.

از «توسعه به مثابه آزادی» تا «تحقیق ماللهند»

در این میان، ابوریحان بیرونی برای سن، تنها یک نام در تاریخ علم نیست. بیرونی نمونه‌ای برجسته از امکان عبور از مرزهای فرهنگی برای شناخت دقیق «دیگری» است. او در اثر بزرگ خود، «تحقیق ماللهند»، کوشید تصویری گسترده و مبتنی بر مطالعه مستقیم از جامعه، دین، فلسفه، دانش، آداب و رسوم و ساختارهای فکری هند ارائه کند. این اثر در سنت مطالعات هندشناسی جایگاهی مهم دارد و موضوعات متنوعی از دین و فلسفه تا نجوم، سنجش، رسوم و زندگی اجتماعی را دربرمی‌گیرد.

اهمیت بیرونی در این است که او برای شناخت هند به گزارش‌های دست دوم بسنده نکرد. آموختن سانسکریت، مراجعه به منابع هندی و ارتباط با دانشوران این سرزمین، بخشی از مسیر پژوهشی او بود. همین روش، تحقیق ماللهند را از یک گزارش معمولی درباره سرزمینی بیگانه فراتر می‌برد و به اثری تبدیل می‌کند که در آن، کوشش برای فهم منطق درونی یک فرهنگ جایگاهی اساسی دارد.

این ویژگی با یکی از دغدغه‌های مهم آمارتیا سن هم‌خوانی دارد: مخالفت با تقلیل فرهنگ‌ها و جوامع به تصویری ساده، ثابت و یک‌بعدی. سن در هندی اهل استدلال نشان می‌دهد که هند را نمی‌توان تنها با یک سنت مذهبی یا یک هویت فرهنگی توضیح داد؛ همان‌گونه که تاریخ این سرزمین را نمی‌توان از سنت‌های استدلال، شک‌گرایی و دستاوردهای علمی و فکری آن جدا کرد.

از همین منظر، بیرونی برای سن و برای خواننده امروز، اهمیتی فراتر از یک شخصیت تاریخی پیدا می‌کند. بیرونی در مواجهه با هند، با یک «دیگری» انتزاعی و یک‌دست روبه‌رو نیست. او با مجموعه‌ای از باورها، دانش‌ها، اختلاف‌ها، سنت‌ها و شیوه‌های زندگی مواجه می‌شود. مسئله او صرفاً داوری درباره یک فرهنگ نیست؛ نخستین مسئله، فهم آن فرهنگ است.

می‌توان گفت این همان نقطه‌ای است که روش بیرونی با اندیشه آمارتیا سن به هم نزدیک می‌شوند: فهم دیگری، مقدم بر ساده‌سازی دیگری است.

سن در کتاب هویت و خشونت؛ توهم سرنوشت نیز به شکل دیگری با همین مسئله روبه‌رو می‌شود. او با تقلیل انسان‌ها به یک هویت واحد مخالفت می‌کند و نشان می‌دهد که اصرار بر تعریف افراد و جوامع بر پایه یک هویت یگانه و تغییرناپذیر می‌تواند زمینه‌ساز تعصب و خشونت شود. آثار سن از توسعه به مثابه آزادی و هندی اهل استدلال تا هویت و خشونت و اندیشه عدالت، در مجموع بر اهمیت آزادی انسانی، عقل عمومی، امکان استدلال و پرهیز از نگاه‌های تک‌بعدی تأکید دارند.

اگر این نگاه را در کنار روش ابوریحان بیرونی قرار دهیم، اهمیت تاریخی تحقیق ماللهند روشن‌تر می‌شود. بیرونی، هزار سال پیش، در عمل راهی را پیمود که امروز می‌توان آن را نوعی «اخلاق شناخت دیگری» نامید. او برای فهم جامعه‌ای دیگر، زبان آن را آموخت؛ برای شناخت اندیشه‌های آن، به منابع اصلی مراجعه کرد؛ و برای داوری درباره آن، کوشید تا حد امکان پیچیدگی‌های درونی آن را نادیده نگیرد.

در این میان، کتاب برای هر دو شخصیت نقشی اساسی دارد. بیرونی از خلال ترجمه، مطالعه، مقایسه و نگارش، پلی میان جهان‌های فکری ایران و هند ایجاد کرد. سن نیز در آثار خود با بازخوانی تاریخ و متون، در برابر روایت‌هایی ایستاد که می‌کوشند هند یا هر جامعه دیگری را در یک تصویر فرهنگی ثابت زندانی کنند. یکی از راه‌های مهم هر دو برای عبور از مرزهای ذهنی، بازگشت به متن، گفت‌وگو با اندیشه‌ها و جدی گرفتن پیچیدگی تجربه انسانی است.

از این منظر، تحقیق ماللهند تنها یک کتاب درباره هند نیست. این اثر را می‌توان کتابی درباره امکان شناخت میان‌فرهنگی نیز دانست؛ کتابی که به ما می‌آموزد برای فهم یک جامعه، نمی‌توان صرفاً از بیرون درباره آن سخن گفت. باید زبان، منابع، تاریخ و منطق درونی آن را جدی گرفت.

این مسئله امروز نیز اهمیت خود را از دست نداده است. جهان معاصر، با وجود گسترش ارتباطات، همچنان گرفتار سوءفهم‌های فرهنگی، داوری‌های شتاب‌زده و تصویرسازی‌های ساده از ملت‌ها و تمدن‌هاست. در چنین شرایطی، بازخوانی بیرونی از دریچه اندیشه آمارتیا سن می‌تواند معنای تازه‌ای پیدا کند.

سن در هندی اهل استدلال بر این نکته پای می‌فشارد که سنت فکری هند تنها سنت سکوت و پذیرش نیست، بلکه تاریخ آن با استدلال، مناظره و تکثر دیدگاه‌ها نیز پیوند خورده است. اهمیت بیرونی در این روایت آن است که او از بیرون این جهان فرهنگی وارد شد، اما برای شناخت آن به منطق درونی و منابع فکری‌اش توجه کرد. او هند را صرفاً موضوع قضاوت خود قرار نداد، بلکه آن را موضوعی برای فهم و تحقیق دانست.

اینجاست که ابوریحان بیرونی و آمارتیا سن، با وجود فاصله هزارساله و تفاوت بنیادی در حوزه‌های علمی، در نقطه‌ای مشترک به هم می‌رسند: مقابله با جهل نسبت به دیگری از مسیر شناخت، استدلال و گفت‌وگو.

برای سن، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا اقتصادی نیست؛ آزادی با امکان انتخاب، استدلال و مشارکت در زندگی عمومی پیوند دارد. برای بیرونی نیز دانش بدون تحقیق، مشاهده، مقایسه و مراجعه به منبع معتبر معنایی ندارد. شاید به همین دلیل باشد که بازخوانی بیرونی در کنار آثار آمارتیا سن می‌تواند افقی تازه برای مخاطب امروز بگشاید.

در روزگاری که سخن گفتن از گفت‌وگوی تمدن‌ها گاه به مجموعه‌ای از شعارهای کلی فروکاسته می‌شود، تجربه علمی ابوریحان بیرونی یادآور معنای دقیق‌تر گفت‌وگوست: گفت‌وگو پیش از هر چیز، نیازمند شناخت است؛ و شناخت نیز بدون فروتنی علمی، آموختن زبان دیگری و مراجعه مستقیم به آثار و اندیشه‌های او ممکن نیست.

این همان میراثی است که می‌توان در پیوند میان تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی و آثاری چون توسعه به مثابه آزادی و هویت و خشونت آمارتیا سن بازخوانی کرد؛ میراثی که در مرکز آن، آزادی از جهل، رهایی از تعصب و شجاعت فهم جهانی پیچیده‌تر از تصویرهای ساده‌شده ما قرار دارد.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2269876

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار