به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ [۲۹ تیر ۱۳۲۳]، هیتلر از مرگ گریخت؛ بمبی که در یک کیف دستی جاسازی شده بود منفجر شد، اما نتوانست او را از پای درآورد.
مقامات ارشد آلمانی به این نتیجه رسیده بودند که هیتلر باید بمیرد. او آلمان را به جنگی خودکشیآمیز در دو جبهه کشانده بود و ترور تنها راه متوقف کردن او به شمار میرفت. قرار بود به دنبال آن یک کودتا رخ دهد و دولتی جدید در برلین، آلمان را از نابودی کامل به دست متفقین نجات دهد.
نقشه اینگونه بود و اما آنچه رخ داد اینگونه: سرهنگ کلاوس فون اشتافنبرگ، رئیس ذخیره ارتش، مأموریت یافت بمبی را در جلسهای که قرار بود در برشتسگادن برگزار شود کارگذاری کند، اما این جلسه بعداً به «لانه گرگ» هیتلر، مقر فرماندهی در راستنبورگ پروس، منتقل شد. اشتافنبرگ مواد منفجره را در کیفی دستی جاسازی کرد و آن را زیر میز قرار داد و سپس سریعاً محل را ترک کرد. هیتلر مشغول بررسی نقشه جبهه شرقی بود که سرهنگ هاینتس برانت، در تلاش برای دیدن بهتر نقشه، کیف را از جای خود جابهجا کرد و آن را دورتر از جایی که پیشوا ایستاده بود قرار داد.
در ساعت ۱۲:۴۲ بعدازظهر، بمب منفجر شد. هنگامی که دود فرو نشست، هیتلر زخمی، سوخته و حتی دچار فلج موقت یک بازو شده بود، اما کاملاً زنده بود. (او حتی به اندازه کافی سرحال بود که همان بعدازظهر با بنیتو موسولینی دیدار کند...) چهار نفر دیگر حاضر در جلسه بر اثر جراحات جان باختند.
همزمان با انفجار بمب، اشتافنبرگ عازم برلین بود تا عملیات والکیری، یعنی سرنگونی دولت مرکزی، را اجرا کند. در برلین، او و همدستش ژنرال اولبریخت، فرمانده ارتش ذخیره، ژنرال فروم را بازداشت کردند و شروع به صدور دستورات برای تصرف ساختمانهای دولتی مختلف کردند. اما سپس خبر از سوی هرمان گورینگ رسید که هیتلر زنده است.
فروم که با این فرض که به تلاش برای برکناری هیتلر خواهد پیوست از بازداشت آزاد شده بود، به توطئهگران پشت کرد. اشتافنبرگ و اولبریخت همان روز تیرباران شدند. هنگامی که هیتلر از ابعاد توطئه آگاه شد (که تا فرانسه اشغالی نیز گسترش داشت)، نابودی سیستماتیک دشمنان خود را آغاز کرد. بیش از ۷ هزار آلمانی بازداشت شدند (ازجمله دیتریش بونهوفر، کشیش انجیلی) و تا ۵ هزار نفر یا اعدام شدند یا خودکشی کردند.
هیتلر، هیملر و گورینگ کنترل محکمتری بر آلمان و ماشین جنگی آن به دست گرفتند. هیتلر متقاعد شد که سرنوشت او را نجات داده است: «من این را تأییدی بر مأموریتی میدانم که مشیت بر دوش من نهاده است» و اینکه «هیچ چیز برای من اتفاق نخواهد افتاد… آرمان بزرگی که به آن خدمت میکنم از خطرات کنونی عبور خواهد کرد و همه چیز به سرانجامی نیک خواهد رسید.»
منبع: history.com
۲۵۹








نظر شما