سه برگ برنده ایران در مقابل آمریکا از نگاه ماشاءالله شمس الواعظین/ احتمالا دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه بروند

یک روزنامه‌نگار باسابقه معتقد است که در درگیری اخیر بین تهران و واشنگتن، سه مزیت جغرافیا، زمان و مذاکره در سمت ایران قرار دارد.

کیاوش حافظی: درگیری اخیر تهران و واشنگتن سومین جنگی است که ایران در یک سال گذشته آن را تجربه می‌کند. جنگ ۱۲ روزه سال قبل بین ایران و اسرائیل بدون هیچ مذاکره و قرارداد صرفا با انتقال چند پیام دیپلماتیک متوقف شد؛ موضوعی که باعث شد ناظران آن را ترک مخاصمه بخوانند.

جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل اما با تلاش میانجی‌ها به آتش‌بس انجامید تا ایران و آمریکا برای رسیدن به توافق وارد مذاکره شوند. مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن با تلاش پاکستانی‌ها به امضای تفاهم‌نامه‌ای بی‌سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی انجامید. امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ روسای جمهور دو کشور پای این سند بین‌المللی نقش بست تا دو کشور به مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی ادامه دهند.

اما همین سند بین المللی هم نقض شد و دو کشور بار دیگر وارد درگیری در جنوب ایران شدند. اینکه «این جنگ گسترش پیدا خواهد کرد یا باز هم با مذاکره و دیپلماسی به پایان خواهد رسید؟» موضوعی است که خبرآنلاین آن را با ماشاءالله شمس الواعظین روزنامه نگار باسابقه در میان گذاشته است.

شمس الواعظین که معتقد است درگیری ‌ها در سطح کنونی باقی خواهد ماند معتقد است که موقعیت جغرافیایی، زمان و مذاکره هر سه به نفع ایران پیش می‌رود.

مشروح گفت‌وگوی خبرآنلاین با ماشالله شمس الواعظین را در ادامه بخوانید؛

****

* بیش از ۱۰ روز است که میان ایران و آمریکا در جنوب کشور درگیری نظامی جریان دارد؛ آن هم در شرایطی که ایران و آمریکا در بالاترین سطح یک تفاهم‌نامه امضا کرده بودند. شرایط کنونی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید این درگیری گسترش پیدا خواهد کرد یا دوباره به سمت تفاهم خواهیم رفت؟

اتفاقی که الان در حال وقوع است، جنگی است که از یک سو کمتر از یک جنگ تمام‌عیار است و از سوی دیگر، فراتر از حملات محدود و انتخاب‌شده میان ایران و ایالات متحده آمریکاست. البته آمریکا گاهی، مثل چند روز گذشته، تعداد اهداف حملات نظامی خود را افزایش می‌دهد و در مقابل، ایران هم همین کار را انجام می‌دهد. هدف اعلام‌شده ایالات متحده آمریکا، تضعیف توان نظامی ایران برای جلوگیری از هدف قرار دادن کشتی‌هاست، اما این ادعا اصلاً با آنچه در میدان در حال وقوع است، سازگار نیست.

آمریکا به دنبال تخلیه سپر دفاعی جنوب ایران است تا در صورت لزوم بتواند عملیات هوایی یا پیاده سازی نیروی زمینی در جزایر نزدیک به تنگه هرمز را اجرا کند

آنچه بیشتر با واقعیت تطابق دارد، این فرضیه یا سناریو است که ایالات متحده قصد دارد سپر دفاعی جنوب ایران، به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز، را از توان نظامی ایران تخلیه کند تا در صورت لزوم بتواند عملیات هوایی یا حتی پیاده‌سازی نیروی نظامی در جزایر نزدیک تنگه هرمز را اجرا کند. صورت مسئله‌ای که اکنون در میدان می‌بینیم، چنین برداشتی را تقویت می‌کند.

احتمال دارد که دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه بروند

اما سؤال این است که آیا ایالات متحده در این زمینه موفق خواهد شد یا نه؟ به اعتقاد من، آمریکا اکنون پس از دوازدهمین روز حملات گسترده به سپر دفاعی جنوب کشور، به دنبال کسب یک پیروزی است؛ این موضوع کاملاً مشخص است. در عین حال، احتمال دارد که در نهایت دو طرف به سمت ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه بروند. ایران هم اعلام کرده است که اگر ایالات متحده حملات خود را متوقف کند، ما هم حملات خود را متوقف می‌کنیم.

اما آمریکا به دنبال کسب یک پیروزی است. اما اینکه این پیروزی از طریق عملیات زمینی به دست خواهد آمد یا اینکه این اقدامات صرفاً پوششی برای انجام عملیات دیگری است، محل بحث است. فرضیه من این است که آمریکا، مستقل از پرونده هسته‌ای، که آغاز جنگ به خاطر یا به بهانه آن بود، درصدد حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران است. از همین رو، هشدار اخیر قرارگاه خاتم‌الانبیا را به‌موقع می‌دانم.

به نظر می‌رسد آمریکا به دنبال آن است که حتی یک پیروزی نمادین به دست آورد؛ مثلاً اعلام کند که تا عمق ۲۰۰ یا ۳۰۰ متری نفوذ کرده، تأسیسات را هدف قرار داده و توان هسته‌ای ایران را از بین برده است. تصور من این است که واشنگتن چنین هدفی را دنبال می‌کند.

اما اصل ماجرا باقی خواهد ماند و آن، مسئله تنگه هرمز است. به نظر من، وضعیتی که اکنون در این منطقه وجود دارد، همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

به نظر می رسد وضعیت کنونی در تنگه هرمز ادامه خواهد داشت

* یعنی درگیری ادامه پیدا می‌کند؟

به نظر می‌رسد درگیری‌ها به‌صورت پراکنده و در سطحی پایین‌تر از آنچه اکنون شاهد هستیم، ادامه پیدا کند. به اعتقاد من، این وضعیت در تنگه هرمز ادامه خواهد داشت و آمریکا نیز به اقدامات خود ادامه می‌دهد، اما گسترش آن به سایر نقاط کشور، پس از یک حمله هوایی احتمالی به مراکز هسته‌ای ــ که البته مشخص نیست دقیقاً کدام مراکز مدنظر است ــ بعید به نظر می‌رسد. معمولاً آنچه ایالات متحده اعلام می‌کند، پوششی برای انجام یک اقدام دیگر است. اکنون هم می‌گویند به دنبال اورانیوم با غنای بالا هستند.

آنچه هم‌اکنون در حال وقوع است، این است که ایالات متحده عملیات نظامی خود را در منطقه خاکستری فرماندهی و دنبال می‌کند؛ در گذشته این‌گونه نبود. موضع آمریکا بسیار غبارآلود و مبهم است. این وضعیت می‌تواند ناشی از دو فرضیه باشد؛ نخست اینکه ایالات متحده و فرماندهان نظامی آن دچار سردرگمی هستند. به‌ویژه وزیر جنگ آمریکا نیز، آن‌گونه که برخی نظامیان ناتو اشاره می‌کنند، تجربه و پختگی لازم را ندارد. من نظامی نیستم و فقط این ارزیابی‌ها را نقل می‌کنم.

بنابراین، یک فرضیه این است که آمریکا دچار سردرگمی شده است. جالب اینکه برخلاف ادعای واشنگتن مبنی بر اینکه در ایران درباره جنگ چندصدایی ایجاد شده و میان تصمیم‌گیران شکاف به وجود آمده، به نظر می‌رسد این وضعیت بیشتر درباره خود آمریکا صدق می‌کند. تحولات اخیر و تعدد دیدگاه‌ها نیز همین را نشان می‌دهد.

تا همین اواخر وزیر خارجه آمریکا نقش «باز» و جی دی ونس در نقش «کبوتر صلح» ظاهر می شد؛ اما الان برعکس شده است

تا همین اواخر می‌گفتند مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در زمره «بازها» قرار دارد و جی‌دی ونس در نقش «کبوتر صلح» ظاهر شده است؛ یا به تعبیر دیگر، یکی نقش پلیس بد و دیگری نقش پلیس خوب را ایفا می‌کرد. اما اکنون شرایط برعکس شده است؛ روبیو پیام صلح ارسال می‌کند، در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا، که پیش‌تر از مذاکره سخن می‌گفت، اکنون پیام جنگ و تشدید تنش را به ایران و حتی سایر نقاط جهان مخابره می‌کند.

آمریکا جنگی با مقیاس، وسعت و عمق یک جنگ گسترده را در خاک ایران آغاز نخواهد کرد

بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که آیا در آستانه تشدید تنش‌ها و ورود به فاز یک جنگ همه‌جانبه هستیم یا نه؟ من همچنان به فرضیه قبلی خود پایبند هستم و معتقدم ایالات متحده جنگی با مقیاس، وسعت و عمق یک جنگ گسترده را در خاک ایران آغاز نخواهد کرد. این نکته مهمی است. منظورم از جنگ گسترده، جنگی با وسعت و عمق جنگ چهل‌روزه است. البته ممکن است حملاتی، حتی به تهران، انجام شود و اگر هدفی را پیدا کنند که در ادبیات نظامی به آن «شکار آسان» یا «شکار کم‌هزینه» می‌گویند، ممکن است چنین اقدامی صورت بگیرد، اما در آن مقیاس، وقوع جنگ را بسیار بعید می‌دانم.

یا شدت حملات کاهش پیدا خواهد کرد یا به‌تدریج شاهد چرخش به سمت تلاش‌های دیپلماتیک خواهیم بود

بنابراین، یا شدت حملات کاهش پیدا خواهد کرد یا به‌تدریج شاهد چرخش به سمت تلاش‌های دیپلماتیک خواهیم بود. تصور من این است که طی حدود یک هفته آینده، تحول مهمی در وضعیت یا فاز کنونی جنگ رخ خواهد داد و مشخص می‌شود که در میان‌مدت و از نظر تاکتیکی، به کدام سمت حرکت می‌کنیم.

منظورم این است که تلاش‌های دیپلماتیک، که اکنون از سوی میانجی‌گران پاکستانی و قطری دنبال می‌شود و البته در حال حاضر قطری‌ها نقش فعال‌تری دارند، احتمالاً پررنگ‌تر خواهد شد. پیشنهادهایی نیز به ایران ارائه شده و در حال بررسی است؛ از جمله اینکه دو طرف برای مدت ۱۰ روز آتش‌بس یا توقف عملیات خصمانه را بپذیرند و در این مدت، برای افزودن نکات تشریحی و مفهومی به یادداشت تفاهم با یکدیگر مذاکره کنند؛ چیزی که احتمالاً نام «ضمائم یادداشت تفاهم» بر آن گذاشته خواهد شد.

در واقع، به تعبیر حقوقدانان، قرار است منطوق و مفهوم یادداشت تفاهم تفسیر شود؛ زیرا اصلی‌ترین اختلافی که پس از امضای این یادداشت شکل گرفت، ناشی از تفسیرهای متفاوت و حتی متضاد از مفاد آن، به‌ویژه ماده پنجم یادداشت تفاهم، بود.

این تلاش‌ها با محوریت برقراری یک آتش‌بس، ترک مخاصمه یا توقف عملیات خصمانه به مدت ۱۰ روز دنبال می‌شود؛ آتش‌بسی که در طول آن دو طرف بتوانند درباره یادداشت تفاهم به مجموعه‌ای از تفسیرهای مورد قبول مشترک دست پیدا کنند، آن‌ها را در قالب ضمیمه منتشر کرده و در صورت لزوم اصلاحاتی نیز انجام دهند.

در حال حاضر، ایران این پیشنهاد را در دست بررسی دارد. همان‌طور که می‌دانید، در داخل کشور درباره این موضوع تعدد آرا وجود دارد، اما به نظر می‌رسد گرایشی که اکنون پررنگ‌تر است، این دیدگاه را مطرح می‌کند که ایالات متحده آمریکا به دنبال آن است که با گرفتن یک فرصت یک‌هفته‌ای، دو هفته‌ای یا ۱۰ روزه، آرایش نظامی جدیدی بگیرد و سپس دوباره به ایران حمله کند. در حال حاضر، صدای این دسته از افرادی که چنین تحلیلی را مطرح می‌کنند، در ایران بلندتر است.

بر همین اساس، معتقدم نباید اجازه داد ایالات متحده آرایش نظامی خود را تغییر دهد و متناسب با شرایط جدیدی که پس از حملات گسترده ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه ایجاد شده است، بار دیگر خود را بازسازی کرده و توان تهاجمی‌اش را علیه اهداف داخل ایران از سر بگیرد. به نظر می‌رسد این نگاه، در مقطع کنونی، در فضای تصمیم‌گیری ایران پررنگ‌تر شده است.

اختلافات در کاخ سفید بالا گرفته است

اما دیروز الحدث مدعی شده بود که ترامپ این پیشنهاد را رد کرده است...

در حال حاضر اختلاف‌نظر میان رئیس‌جمهور آمریکا، وزیر امور خارجه، وزیر جنگ و معاون رئیس‌جمهور در کاخ سفید بالا گرفته و این موضوع کاملاً مشهود است. البته ما از طریق تنوع و گاه تضاد موجود در اظهارات این افراد می‌توانیم چنین برداشتی داشته باشیم و اطلاعات دقیق‌تری در اختیار نداریم.

آمریکا دنبال چراغ سبز تهران به ازسرگیری مذاکرات است

اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود، این است که واشنگتن به دنبال آن است که چراغ سبز ازسرگیری مذاکرات از تهران روشن شود و خودش ابتکار عمل را در این زمینه به دست نگیرد. دلیلش هم این است که معتقدند اگر این بار ایالات متحده مانند جنگ ۴۰ روزه، پیشنهاد آتش‌بس را مطرح کند، ایران دست برتر را خواهد داشت و ممکن است امتیازهایی فراتر از مفاد یادداشت تفاهم به دست آورد.

در ایران صدای گروهی که بر ادامه حملات نظامی تاکید دارند بلندتر است/ اما گروهی معتقد است این امتیازات تاکتیکی باید با مذاکره به دستاورد راهبردی تبدیل شود

البته پیش از ادامه بحث، لازم است به یک نکته اشاره کنم. همان‌طور که گفتم، اکنون صدای آن گروهی که بر ادامه حملات نظامی ایران برای کاهش توان تهاجمی ایالات متحده تأکید دارند، بلندتر است. اما در مقابل، جریان دیگری در ایران معتقد است امتیازهای تاکتیکی که ایران تاکنون به دست آورده، می‌تواند از طریق ورود به مذاکرات به یک دستاورد راهبردی تبدیل شود. از نگاه این گروه، ادامه جنگ به شکل فرسایشی کنونی ممکن است این امتیازهای تاکتیکی را کاهش دهد و در نتیجه، فرصت تبدیل آن‌ها به یک دستاورد استراتژیک از دست برود.

صدایی که از دستگاه‌های رسمی شنیده می‌شود صدایی واحد است

البته این اختلاف‌نظرها لزوماً منفی نیست، اما خوشبختانه صدایی که از شورای عالی امنیت ملی و نهادهای رسمی آن، از جمله قرارگاه خاتم‌الانبیا، به گوش می‌رسد، صدایی واحد است. اختلاف دیدگاه در فضای سیاسی کشور نیز طبیعی است و اشکالی ندارد. به نظر من، این اختلاف‌نظرها در ایالات متحده حتی بیش از ایران دیده می‌شود.

می‌خواهم یک افق کلی را ترسیم کنم. به گمان من، ایران تاکنون در ایجاد موازنه قدرت در برابر حملات ایالات متحده موفق عمل کرده و آمریکا را وادار کرده است که عملیات نظامی خود را در محدوده‌های مشخصی نگه دارد و از گسترش حملات به قلمروهای حیاتی و راهبردی ایران خودداری کند. این، به نظر من، یکی از تحولات مهم این جنگ است.

این وضعیت نشان می‌دهد که قدرت بازدارندگی ایران در عرصه نظامی قابل اندازه‌گیری است و یکی از شاخص‌های آن نیز همین است که دامنه جنگ به مراکز حیاتی و راهبردی گسترش پیدا نکرده است. این نکته بسیار مهمی است.

با ادامه وضعیت موجود انتقال انرژی به بازارهای جهانی مختل می شود

همچنین به نظر من، اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، ایران می‌تواند ایالات متحده را با پیامدهای احتمالی بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در انتقال انرژی به بازارهای جهانی مواجه کند. اگر بازار جهانی انرژی را دنبال کنید، مشاهده می‌کنید که قیمت نفت دوباره به ۱۰۰ دلار نزدیک شده و پیش‌بینی می‌شود در هفته آینده نیز افزایش بیشتری داشته باشد. علت این موضوع، از نگاه بسیاری از کارشناسان انرژی، این است که ایالات متحده در حوزه برنامه‌ریزی نظامی با محدودیت‌هایی روبه‌رو شده و در قبال ایران بیش از آنکه ابتکار عمل جدیدی داشته باشد، صرفاً در حال مدیریت بحران و حملات نظامی است و هدف تازه‌ای به عملیات خود اضافه نکرده است.

در مقابل، ایران بخش‌های مهم‌تری از توان عملیاتی آمریکا را هدف قرار داده است. همچنین اقداماتی مانند جابه‌جایی هواپیماهای سوخت‌رسان و درخواست آمریکا از برخی کشورهای منطقه و اروپا برای نزدیک کردن تجهیزات و جنگنده‌ها به خاورمیانه، از نگاه من نشانه‌هایی از اثرگذاری قدرت بازدارندگی ایران در مراکز حیاتی آمریکا در منطقه است.

در مجموع، به نظر من اکنون دو طرف به نوعی موازنه رسیده‌اند و اگر ایران بتواند این وضعیت را حفظ کرده و قدرت خود را افزایش دهد، ممکن است متغیرهای جدیدی در محاسبات طرف مقابل ایجاد شود؛ متغیرهایی که در نهایت به سود ایران خواهد بود.

سه عنصری که ایران در برابر آمریکا برخوردار است

* فکر می‌کنید با توجه به شرایطی که توضیح دادید، ابتکار عمل از سمت ایران به سمت تفاهم و دیپلماسی خواهد رفت؟

ببینید، یک نکته را باید عرض کنم. ایران از سه عنصر مهم برخوردار است که کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد. این سه عنصر در واقع سه مزیت تعیین‌کننده برای ایران هستند.

موقعیت جغرافیایی ایران یک مزیت مهم در برابر آمریکاست

مزیت نخست، عنصر جغرافیا است. ایران از این مزیت برخوردار است، زیرا در سرزمین خود از خود دفاع می‌کند، در حالی که دشمن و توان نظامی‌اش عمدتاً روی دریا مستقر است و در نقاط جغرافیایی آسیب‌پذیری قرار دارد؛ از اردن گرفته تا نزدیکی جزایر منطقه. این مسئله کاملاً قابل ارزیابی و اندازه‌گیری است و از منظر جغرافیایی، موقعیت ایران یک مزیت مهم به شمار می‌رود.

عنصر زمان به سود ایران در حرکت است

مزیت دوم، عنصر زمان است. ایالات متحده با فشار زمانی مواجه است و این مسئله برای واشنگتن مشکلاتی ایجاد کرده است. انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، محدودیت زمانی اختیارات رئیس‌جمهور برای اداره جنگ، نیاز دولت آمریکا به دریافت مجوز کنگره برای ادامه جنگ با ایران و احتمال عدم صدور چنین مجوزی، همگی از عواملی هستند که فشار زمانی را بر آمریکا افزایش می‌دهند. در کنار این موارد، فشار بازار جهانی انرژی و افزایش قیمت بنزین در آمریکا، آن هم در فصل سفرهای سنتی و پرتقاضای مردم این کشور، نشان می‌دهد که عنصر زمان بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع ایران در حال حرکت است.

از ۱۴ بند تفاهم ایران و آمریکا، ۱۳ بند به سود تهران است

اما مزیت سوم، که کمتر به آن توجه می‌شود و در پرسش شما هم نهفته است، توان مذاکراتی ایران است. به اعتقاد من، ایران در مذاکرات مهارت بالایی از خود نشان داده، به‌گونه‌ای که در یادداشت تفاهم، از مجموع ۱۴ بند، تقریباً ۱۳ بند آن به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به سود ایران است.

ایران ابتکار عمل در روند مذاکرات را در اختیار دارد

از نگاه من، قدرت مذاکراتی ایران و در مقابل، ضعف تیم مذاکره‌کننده آمریکا، به‌ویژه ترکیب افرادی مانند ویتکاف و کوشنر، نشان می‌دهد که همان‌گونه که در حوزه جغرافیا و زمان ایران دست برتر دارد، در عرصه مذاکرات نیز از مزیت برخوردار است.

اگر دقت کنید، تقریباً همه پیشنهادها از آن سو به تهران ارسال می‌شود، نه از طرف ایران به آمریکا. این موضوع، از نگاه من، نشان می‌دهد که ایران ابتکار عمل در روند مذاکرات را هم در اختیار دارد و هر زمان که اراده کند، می‌تواند این روند را گسترش دهد یا متوقف سازد.

۳۱۲۱۱

کد مطلب 2250210

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین