به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اتحاد جماهیر شوروی به طور مداوم با استفاده از نیروی بیرحمانه، با مخالفتها و انتقادات داخلی برخورد میکرد. درنتیجه، اعتراضات به بخش منظمی از زندگی در اتحاد جماهیر شوروی تبدیل نشد. با این حال، چندین تظاهرات کلیدی در این کشور کمونیستی به وقوع پیوست. در این مقاله، جنبشهای اعتراضی مهم شوروی را که در طول قرن بیستم رخ داد، بررسی میکنیم؛ جنبشهایی که هر یک نشاندهنده عزم مردم برای مخالفت با حکومت و تغییر مسیر اتحاد جماهیر شوروی بود.
منبع: ویکیمدیا کامانز
کشتار نووچرکاسک در سال ۱۹۶۲
اعتراض کارگران در ژوئن ۱۹۶۲ و کشتار متعاقب آن در نووچرکاسک، لحظهای سرنوشتساز در جنبش حقوق کارگران در اتحاد جماهیر شوروی بود. این اعتراض زمانی آغاز شد که کارگران «کارخانه لوکوموتیو الکتریکی نووچرکاسک» در واکنش به توقف افزایش دستمزدها (در بحبوحه افزایش شدید هزینههای زندگی)، دست به اعتصاب و ترک کار زدند. با پیوستن هزاران شهروند همفکر به این اعتراض برای نشان دادن وخامت شرایط معیشتی و مطالبه کمکهای اقتصادی فوری، اوضاع بهسرعت از کنترل خارج شد.
نیروهای امنیتی محلی شوروی، واکنش سریع و بیرحمانهای به این اعتراض نشان دادند. ارتش شوروی به همراه مأموران KGB (کگب) به سمت گروهی از معترضان آتش گشودند که منجر به کشته شدن ۳۶ نفر و زخمی شدن ۸۷ نفر دیگر شد. بهرغم واکنش خشن سرویسهای امنیتی دولت، روز بعد صدها نفر دیگر در حمایت از معترضان و با هدف مطالبه کمک فوری در برابر افزایش قیمت مواد غذایی به خیابانها آمدند. سرویسهای امنیتی شوروی بار دیگر واکنش سریعی به این اعتراض نشان دادند و اکثر معترضان را بازداشت کردند؛ برخی به حبسهای سنگین و برخی دیگر به اعدام محکوم شدند.
اگرچه اعتراض و کشتار سال ۱۹۶۲ نووچرکاسک منجر به مرگ بیمایه شهروندان شوروی شد، اما نتیجه این بود که دولت مرکزی شروع به جدی گرفتن مطالبات آنها کرد. مسکو ذخایر غذایی بیشتری به این منطقه ارسال کرد و عملیات سرپوشگذاری بزرگی را آغاز نمود که ذکر هرگونه نامی از این وقایع را ممنوع میکرد. اعتراض سال ۱۹۶۲ تا سال ۱۹۹۲ یک راز دولتی باقی ماند، تا اینکه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اسناد رسمی مربوط به این کشتار در اختیار عموم قرار گرفت.
منبع: سیا / ویکیمدیا کامانز
تظاهرات میدان سرخ در سال ۱۹۶۸
یکی از شجاعانهترین اعتراضاتی که در تاریخ اتحاد جماهیر شوروی رخ داد، در ۲۵ اوت ۱۹۶۸ [۳ شهریور ۱۳۴۷] و در واکنش به حمله مسکو به چکسلواکی صورت گرفت. در رویدادی که به «بهار پراگ» معروف شد، تانکهای شوروی به شکلی بیرحمانه حامیان دولت چکسلواکی را که خواستار خودمختاری سیاسی و استقلال بیشتر بودند سرکوب کردند؛ اقدامی که بسیاری را در داخل اتحاد جماهیر شوروی عمیقاً نگران و آزرده کرد.
در اقدامی نمادین از همبستگی، گروه کوچکی از معترضان به میدان سرخ مسکو آمدند و بنرهایی با شعارهایی در حمایت از تظاهرکنندگان چکسلواکی برافراشتند. کا.گ.ب (KGB) بهسرعت وارد عمل شد و فعالان را بازداشت کرد. پاول لیتوینوف و ناتالیا گوربانوسکایا، از مخالفان سرشناس شوروی، در میان بازداشتشدگان بودند و تحت نظام قضایی شوروی با مجازاتهای سنگینی روبهرو شدند.
اگرچه تظاهرات میدان سرخ بهسرعت توسط نیروهای امنیتی سرکوب شد، اما در میان مردم عادی به طور گستردهای شناخته شد و اطلاعات مربوط به آن از طریق شبکههای چاپ زیرزمینی «سامیزدات» (Samizdat) منتشر گشت. این اعتراض، مقاومت داخلی در برابر اقدامات سرکوبگرانه اتحاد جماهیر شوروی در خارج از مرزهایش را برجسته کرد و نشان داد که نارضایتیهای اخلاقی و سیاسی حتی در قلب جغرافیایی شوروی نیز میتواند وجود داشته باشد. این اعتراض همچنین به تقویت مطالبات داخلی برای حقوق بشر کمک کرد و بازتاب گستردهای در میان فعالان سراسر جهان داشت.
منبع: عکس آرشیوی، پابلیک کریمه
جنبش حقوق مدنی تاتارهای کریمه
در طول دهه ۱۹۴۰، رژیم سرکوبگر جوزف استالین در پی جنگ جهانی دوم، گروههای عظیمی از تاتارهای کریمه را با این ادعا که با نیروهای متجاوز نازی همکاری کردهاند، تبعید کرد؛ اتهامی که کاملاً ساختگی بود. پس از تبعید به آسیای مرکزی و سیبری، این تاتارهای کریمه فرآیند طولانیِ ارائه درخواست به دولت شوروی برای اجازه بازگشت به وطن را آغاز کردند. در طول دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی، اعتراضات، اعتصابات غذایی و کارزارهای درخواستِ متعددی در اتحاد جماهیر شوروی در حمایت از وضعیت اسفبار کسانی که بهاجبار از کریمه رانده شده بودند، صورت گرفت.
در سال ۱۹۶۷، دولت شوروی رسماً برخی از اتهامات وارده علیه تاتارهای کریمه در طول جنگ جهانی دوم را رد کرد. با این حال، رژیم هیچ اقدام معناداری برای بازگرداندن کسانی که بهاجبار از میهن خود رانده شده بودند، انجام نداد.
چهرههای کلیدی این جنبش، مانند مصطفی جمیلف، از اعتصابات غذایی برای جلب توجه به وضعیت اسفبار مردم خود استفاده کردند و حتی برای پیشبرد آرمان کریمه، طولانیترین اعتصاف غذایی ثبتشده در تاریخ جنبشهای حقوق مدنی را انجام دادند. در اواخر دهه ۱۹۸۰، سرانجام تحت سیاست «پرِسترویکا»ی میخائیل گورباچف، آزادیهای سیاسی بیشتری به تاتارهای کریمه اعطا شد و محدودیتهای مربوط به اسکان مجدد آنها نیز بهتدریج کاهش یافت.
منبع: جورجیا تودی
فاجعه ۹ آوریل
فاجعه ۹ آوریل که به «کشتار تفلیس» نیز معروف است، در بهار سال ۱۹۸۹ [۲۰ فروردین ۱۳۶۸] در پایتخت گرجستان (که در آن زمان یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی بود) رخ داد. این فاجعه با آغاز یک اعتراض مسالمتآمیز در خیابانهای تفلیس در حمایت از استقلال ملی و پایان دادن به سلطه شوروی رقم خورد. تخمین زده میشود که ده هزار نفر از گرجیها در مقابل ساختمان دولت در تفلیس تجمع کردند و آزادی از اتحاد جماهیر شوروی را مطالبه نمودند.
واکنش نیروهای امنیتی دولتی، یکی از آخرین سرکوبهای بیرحمانه در تاریخ شوروی بود. در ساعات اولیه ۹ آوریل، به نیروهای ارتش شوروی و پلیس ضد شورش دستور داده شد تا معترضان را متفرق کنند. نیروهای امنیتی که به باتوم، گاز اشکآور و خودروهای زرهی مجهز بودند، بهسرعت اقدام کردند. ماهیت وحشیانه این سرکوب منجر به کشته شدن ۲۱ نفر و زخمی شدن صدها نفر دیگر شد. فاجعه ۹ آوریل به جنبش استقلالطلبی گرجستان شتاب بخشید؛ جنبشی که دو سال بعد، در سالگرد این کشتار، بهطور رسمی اعلام شد.
منبع: مالکیت عمومی / coberu.ru
جنبش محیطزیستی بایکال
دریاچه بایکال، که قدیمیترین و عمیقترین دریاچه آب شیرین جهان است، در بخش بزرگی از اواسط قرن بیستم، به دلیل آلودگیهای صنعتی و تخلیه غیرقانونی پسماند، در معرض تهدید قرار داشت. در پاسخ به این وضعیت، نخستین کارزار واقعی محیطزیستی در اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. جنبش محیطزیستی بایکال که در اواخر دهه ۱۹۵۰ شکل گرفت و در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شتاب گرفت، نمادی از افزایش آگاهی مردم شوروی نسبت به دغدغههای محیطزیستی ملی بود.
دانشمندان، نویسندگان و رهبران جامعه که نگران بودند، به آسیبهای محیطزیستی اعتراض کرده و مجموعهای از اقدامات را برای نجات دریاچه بایکال سازماندهی کردند. آنها از طریق «سامیزدات» (انتشارات خودجوش و غیررسمی)، جزوههایی را منتشر کردند که وضعیت اکولوژیک دریاچه را گزارش میکرد و از دولت میخواست مقررات محیطزیستی سختگیرانهتری وضع کند. والنتین راسپوتین، نویسنده، یکی از رهبران برجسته این جنبش بود که نقشی اساسی در ترویج حفاظت از دریاچه بایکال ایفا کرد.
منبع: آرشیو ملی
جنبش رفیوزنیکها
مهاجرت خانوادههای یهودی از اتحاد جماهیر شوروی به کشور اسرائیل، یکی از مطالبات کلیدی جنبش رفیوزنیکها (امتناعکنندگان- Refusenik) بود که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به اوج خود رسید. در اتحاد جماهیر شوروی، اصطلاح «امتناعکننده» به فردی با قومیت یهودی اطلاق میشد که مقامات دولتی از خروج او از کشور جلوگیری میکردند. اگر یک امتناعکننده در تلاشی برای خروج از شوروی، با وجود ممنوعیتِ وضعیتش اقدام میکرد، اغلب با پیامدهای بسیار جدی روبهرو میشد.
این جنبش با حمایت کشورهای غربی و جامعه جهانی یهودیان، فشار زیادی را بر رهبران شوروی وارد کرد. امتناعکنندگان مشهوری همچون آیدا نودل و ناتان شارانسکی، به نماد مبارزات بزرگتر برای آزادی و حقوق بشر تبدیل شدند. هر دوی آنها به دلیل اقداماتشان برای مدتهای طولانی زندانی شدند؛ تصمیمی که موجی از محکومیتهای بینالمللی را برانگیخت.
جنبش امتناعکنندگان نمونهای بود از اینکه چگونه مخالفتهای داخلی و همبستگی بینالمللی میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند. درنهایت، به دلیل فشار فزاینده بینالمللی و سیاست «پرِسترویکا»، اتحاد جماهیر شوروی در اواخر دهه ۱۹۸۰ مقررات مهاجرت را تسهیل کرد و اجازه داد شمار زیادی از یهودیان به اسرائیل مهاجرت کنند.
«اوکراین، اتحاد جماهیر شوروی را ترک کن»، ۱۹۹۱.
منبع: UNIAN از طریق کییف پست.
انقلاب گرانیتی
«انقلاب گرانیتی» یک جنبش اعتراضی دانشجویی قابلتوجه بود که در اکتبر ۱۹۹۰ در اوکراین و در واکنش به پیروزی بزرگ کمونیستها در انتخابات پارلمانی مارس ۱۹۹۰ اوکراین شکل گرفت. در جریان این تظاهرات، دانشجویان کییف برای مطالبه اصلاحات سیاسی و استعفای «ویتالی ماسول»، رئیس شورای وزیران جمهوری سوسیالیستی اوکراین، دست به اعتصاب غذای گستردهای زدند. این جنبش نام خود را از تختهسنگهای بزرگ گرانیتی گرفت که زمینِ میدان اصلی کییف را فرش کرده بود؛ جایی که دانشجویان اردوگاههای اعتراضی خود را در آن برپا کردند.
عموم مردم اوکراین بهزودی به حمایت از دانشجویان پرداختند، چرا که راهبرد مسالمتآمیز آنان بر دلِ شهروندانی نشست که از خشونت و کشمکشهای سیاسی به ستوه آمده بودند. سرانجام، «ماسول» مجبور به ترک سمت خود شد و «ویتولد فوکین» جایگزین او گردید. اعلامیه استقلال اوکراین در سال ۱۹۹۱ تا حد زیادی تحتتأثیر موفقیت «انقلاب گرانیتی» بود. این رویداد به مقامات دولتی نشان داد که جوانانِ کشور تشنه تغییر هستند و برای دستیابی به اهداف خود، مایل به استفاده از اعتراضات مسالمتآمیز میباشند.
منبع: ایگور کوستین، «چرنوبیل: اعترافات یک گزارشگر»؛
و بنای یادبود «کسانی که جهان را نجات دادند»، ۲۰۲۲. منبع: رابین گیلهام.
اعتراضات چرنوبیل در سال ۱۹۸۶
فاجعه هستهای ویرانگر چرنوبیل که در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ [۶ اردیبهشت ۱۳۶۵] رخ داد، موجی از تظاهرات را در سراسر اتحاد جماهیر شوروی در واکنش به نحوه عملکرد اولیه رژیم در قبال این فاجعه برانگیخت. فاجعه چرنوبیل، عمق بیکفایتی و سهلانگاری دولت را برملا کرد و بسیاری آن را «قطره آخری» دانستند که ناگزیر باید به پایان خودِ اتحاد جماهیر شوروی میانجامید.
بهویژه در مناطق بهشدت آسیبدیده بلاروس و اوکراین، اعتراضاتی با درخواستِ حفاظتهای محیطزیستی و بهداشتی بیشتر، و همچنین انتقاد از عدم شفافیت رژیم، شکل گرفت. جنبشهای زیستمحیطی اوکراین، بهویژه «دنیای سبز» (Green World)، پس از این فاجعه با استقبال و محبوبیت گستردهای روبهرو شدند. درنهایت، ائتلافی گستردهتر از رهبران حقوق مدنی در حرکتی همبسته، خواستار اجرای عدالت برای قربانیان چرنوبیل و پایان دادن به رژیم شوروی شدند.
منبع: Europe۱۹۸۹
راه بالتیک
در ۲۳ اوت ۱۹۸۹ [۱ شهریور ۱۳۶۸]، در سه کشور حوزه بالتیک یعنی استونی، لتونی و لیتوانی، حدود دو میلیون نفر دست در دست یکدیگر زنجیرهای انسانی به طول ۶۹۰ کیلومتر تشکیل دادند. این اعتراض که با نام «راه بالتیک» (Baltic Way) شناخته میشود، برای گرامیداشت پیمان مولوتوف–ریبنتروپ برگزار شد؛ توافقی میان آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی که به اشغال و الحاق کشورهای بالتیک به شوروی انجامید.
اعتراض مسالمتآمیز «راه بالتیک» توجه جهانیان را به خواست مردم این سه کشور برای استقلال از اتحاد شوروی جلب کرد. سرانجام، در سال ۱۹۹۱ استقلال آنها به رسمیت شناخته شد و همبستگی بیش از دو میلیون نفر در قالب این زنجیره انسانی صلحآمیز، در تاریخ به عنوان یکی از بزرگترین، و شاید بزرگترین، اعتراضات مسالمتآمیز اروپا ثبت شد.
نویسنده: رابین گیلهام؛ کارشناس ارشد (MA) در رشته سیاست روسیه و کشورهای پساشوروی.
منبع: www.thecollector.com
۲۵۹







نظر شما