به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ هری ترومن تنها کهنهسرباز جنگ جهانی اول بود که به مقام ریاستجمهوری ایالات متحده رسید. تجربیات او باعث شد تا برای پایان دادن سریع به جنگ ترغیب شود.
از زمان حمله به پرل هاربر در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ [۱۶ آذر ۱۳۲۰]، رئیسجمهور فرانکلین د. روزولت ایالات متحده را در طول جنگ هدایت کرد. با پدیدار شدن پیروزی در افق پس از موفقیتِ پیادهسازی نیروها در روزِ D (در ژوئن ۱۹۴۴)، رئیسجمهور بیمار در ۱۲ آوریل ۱۹۴۵ [۲۳ فروردین ۱۳۲۴] درگذشت و معاون رئیسجمهور، هری ترومن، را با وظیفه به پایان رساندن جنگ تنها گذاشت. در حالی که نیروهای متفقین کمتر از یک ماه پس از آغاز ریاستجمهوری ترومن، پیروزی در اروپا علیه آلمان نازی را قطعی کردند، ترومن همچنان با این چالش روبهرو بود که چگونه مقاومت ژاپن در اقیانوس آرام را درهم بشکند. تمایل ترومن برای وادار کردن ژاپن به تسلیم سریع جهت جلوگیری از تلفات بیشتر، او را ترغیب کرد تا تصمیم سرنوشتساز استفاده از بمبهای اتمی را اتخاذ کند.
منبع: مؤسسه اسمیتسونین
اوایل زندگی و خانواده
هری اس. ترومن در ۸ مه ۱۸۸۴ [19 اردیبهشت 1263] در خانوادهای کشاورز در لامار، میزوری متولد شد. ترومن به عنوان فرزند ارشد از میان سه خواهر و برادر، تشویق شد تا در مزرعه خانوادگی کمک کند، اما پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان در سال ۱۹۰۱، این مرد جاهطلب راهی کانزاسسیتی شد تا به عنوان کارمند بانک کار کند. تنها پنج سال بعد، با درگذشت پدرش، زندگی ترومن برای همیشه تغییر کرد. ترومن بهسرعت به خانه بازگشت تا مدیریت امور پدرش را بر عهده بگیرد.
اندکی پیش از بازگشت به مزرعه خانوادگی، رئیسجمهور آینده به عنوان توپچی در گارد ملی میزوری نامنویسی کرد و از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ خدمت نمود. هنگامی که ایالات متحده رسماً وارد جنگ جهانی اول شد، ترومن داوطلب خدمت در فرانسه شد. پیش از عزیمت، او موافقت کرد که با یکی از دوستان دوران کودکیاش، الیزابت (بس) والاس ازدواج کند. این زوج در سال ۱۹۱۹ ازدواج کردند و در سال ۱۹۲۴ صاحب دختری به نام مارگارت شدند.
تاریخ نامشخص. منبع: مؤسسه اسمیتسونین
توپچی جنگ جهانی اول
علیرغم مخالفت همسر آیندهاش و سن بالا برای سربازی اجباری (۳۳ سالگی)، ترومن مشتاق بود که به عنوان توپچی به ارتش بازگردد. در سال ۱۹۱۷، ترومن به عنوان ستوان در گارد ملی میزوری، در یکی از شش آتشبارِ هنگ ۱۲۹ توپخانه صحرایی از لشکر سیوپنجم منصوب شد.
پس از ورود به فرانسه، ترومن آموزشهایی را در مدرسه توپخانه صحرایی سپاه دوم در شاتیون-سور-سن دید و پس از بازگشت به یگان خود، به درجه کاپیتانی (سروانی) ارتقا یافت. ترومن که اکنون فرماندهی آتشبار خود را برعهده داشت، اذعان میکرد که در مواجهه با چالشِ هدایت یک یگان ۲۰۰ نفره که به بیانضباطی شهرت داشتند (و بسیاری از آنها به دلیل رفتار نامتعادل و مستی تنبیه شده بودند)، ترسیده بود. ترومن با انضباطی سختگیرانه به این بیحرمتی پاسخ داد و بسیاری از زیردستان خود را تنزل درجه داد. با این حال، او بهزودی با توجه به افرادش و رسیدگی به نیازهایشان، احترام آنها را به دست آورد.
آتشبار ترومن برای نخستین بار در سال ۱۹۱۸ در نزدیکی کوههای ووژ در نبرد آزمایش شد. در حالی که سربازان ترومن در ابتدا با بارانی از گلولههای توپخانه، دشمن را غافلگیر کردند، اما آتشبار در مواجهه با آتش متقابل دشمن شروع به از هم پاشیدن کرد. ترومنِ بدون ترس، افرادش را گرد آورد تا به توپها بازگردند. این یگان انسجام خود را در طول بقیه جنگ حفظ کرد و این کاپیتان و افرادش با ارائه پشتیبانی آتش به یک تیپ تانک تحت فرماندهی قهرمان آینده جنگ جهانی دوم، جورج اس. پاتون، در تهاجم میز-آرگون مشارکت داشتند. در جریان این نبرد، ترومن با هدف قرار دادن و نابود کردن یک آتشبار دشمن در جناح چپ خود، از دستورات سرپیچی کرد تا خارج از بخش تعیینشدهاش شلیک نکند. ترومن که روزگاری گروهی سرکش را هدایت میکرد، از طریق انضباط سرسختانه، شفقت و شجاعت، آتشبار خود را به یک یگان رزمی کارآمد تبدیل کرد.
منبع: مؤسسه اسمیتسونین
آغاز دوران سیاسی
بدون خدمت در جنگ بزرگ، ترومن شاید هرگز وارد عرصه سیاست نمیشد. در طول جنگ جهانی اول، ترومن با جیم پندراست، سربازی در یک آتشبار مجاور، دوست شد. پس از بازگشت از جنگ، پدرِ پندراست که از رهبران برجسته حزب دموکرات در کانزاسسیتی بود، ترومن را تشویق کرد تا حرفهای را در سیاست دنبال کند. پندراست با متقاعد شدن به وفاداری، رهبری و موفقیت ترومن در میان سختیها، کاپیتان سابق توپخانه را به عنوان قاضی ناحیه در شهرستان جکسون، میزوری نامزد کرد. ترومن با حمایت تقریباً یک هزار کهنهسرباز محلی که در اروپا در کنار او خدمت کرده بودند، این کرسی را به دست آورد.
ترومن با کمک شبکه کهنهسربازان خود، بهزودی از قاضی ناحیه به قاضی ارشد شهرستان ارتقا یافت. با پشتیبانی تشکیلات پندراست، ترومن در سال ۱۹۳۴ برای سنا نامزد شد و با کسب ۴۰,۰۰۰ رأی پیروز شد. ترومن به عنوان سناتور تازهکار ایالت میزوری، در کمیتههای مختلفی خدمت کرد تا بیشتر از همرزمان کهنهسرباز خود دفاع کند و همچنین در تنظیم مقررات صنایع هوانوردی و راهآهن نقش داشت. در سال ۱۹۴۰ او مجدداً برای یک دوره دوم به سنا انتخاب شد.
در طول دوره دومش، این سناتور اهل میزوری به عنوان رئیس «کمیته ترومن» منصوب شد؛ نهادی تأثیرگذار برای بررسی هزینههای دولت در طول جنگ جهانی دوم. پشتکار او در انجام وظایفش با افشای فساد و اسراف گسترده، شهرتی برای صداقت و شفافیت برایش به ارمغان آورد. برای جلوگیری از شرمساری بیش از حد رئیسجمهور روزولت، او اغلب اخطارهای پیشگیرانهای به آژانسهای فدرال صادر میکرد تا پیش از نیاز به اصلاحات رسمی، مشکلات را برطرف کنند.
منبع: مؤسسه اسمیتسونین
معاون رئیسجمهور
اگرچه ترومن سناتوری باتجربه و محترم بود، اما دوره معاونت ریاستجمهوری او به طور چشمگیری کوتاه بود. رئیسجمهور روزولت ترومن را به عنوان معاون خود در انتخابات سال ۱۹۴۴ برگزید؛ انتخاباتی که در آن روزولت با کسب ۵۳ درصد آرای عمومی ملی، برای یک دوره بیسابقه چهارم پیروز شد. سلامتی روزولت رو به وخامت بود و او در ۱۲ آوریل ۱۹۴۵ [23 فروردین 1324]، تنها ۸۲ روز پس از آغاز دوره جدیدش، درگذشت. مرگ روزولت کل ملت، ازجمله معاون رئیسجمهور ترومن را شوکه کرد.
اگرچه زندگی و تجربیات سیاسی ترومن کمک زیادی به او در مقام ریاستجمهوری میکرد، اما او تا حد زیادی برای عهدهدار شدن نقش ریاستجمهوری ایالات متحده آماده نبود. به عنوان معاون رئیسجمهور، ترومن پیش از مرگ روزولت تنها دو بار با او دیدار کرده بود و این مرد اهل میزوری از برنامههای زمان جنگ دولت و ابتکارات داخلی بیخبر بود. پس از ادای سوگند رسمی، ترومن از مردم خواست برای او دعا کنند. در حالی که رئیسجمهور ترومن به طور چشمگیری فاقد تجربه در سیاست خارجی بود، تجربیات خود در جنگ جهانی اول را به کار گرفت تا تصمیمات سرنوشتسازی را که باید در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم اتخاذ میکرد، هدایت کند.
منبع: کتابخانه ملی کنگره
بمبهای اتمی
تسلیم بیقید و شرط آلمان که در اوایل ماه مه به عنوان «روز پیروزی در اروپا» گرامی داشته شد، کمتر از یک ماه پس از برعهده گرفتن مسئولیتهای ریاستجمهوری توسط ترومن رخ داد. دو ماه بعد، ترومن به پوتسدام تحت اشغال شوروی در آلمان سفر کرد تا با رهبران متفقین، ژوزف استالین و وینستون چرچیل، دیدار کند تا سرنوشت آلمان پس از جنگ را مشخص کنند. اگرچه تفاوت در نگاه جهانیِ ترومن و استالین بذر جنگ سرد را کاشت، اما هر سه رهبر مشتاق بودند از اشتباهات پیمان ورسای اجتناب کنند.
در پوتسدام، ترومن از محققان و دانشمندان نیومکزیکو پیامی دریافت کرد که پروژه منهتن با موفقیت بمب اتمی را آزمایش کرده است. ژاپن که از قابلیتهای ویرانگر آمریکا بیخبر بود، اولتیماتوم ترومن مبنی بر پذیرش تسلیم بیقید و شرط یا رویارویی با ویرانی را رد کرد. ترومن با در اختیار داشتن ارزیابیهای مشاوران نظامی مبنی بر اینکه ممکن است نزدیک به نیم میلیون سرباز آمریکایی در صورت حمله به خاک اصلی ژاپن کشته شوند، تصمیم گرفت از تسلیحات جدید استفاده کند.
در ۶ اوت ۱۹۴۵ [15 مرداد 1324]، ایالات متحده نخستین بمب اتمی خود را بر روی هیروشیما در ژاپن انداخت. سه روز بعد، سرنوشت مشابهی شهر ناگازاکی را در هم کوبید. درمجموع، بیش از ۱۰۰,۰۰۰ شهروند ژاپنی جان باختند. این تصمیم، هرچند در نگاه به گذشته بحثبرانگیز است، احتمالاً با تجربیات مستقیم ترومن در مشاهده ویرانیهای میدانهای جنگ جهانی اول انگیزه یافته بود. رئیسجمهور جدید حاضر بود هر کاری برای نجات جان سربازان آمریکایی بیشتر انجام دهد. ژاپن در مواجهه با مداخله شوروی و تهدید بمبارانهای هستهای بیشتر، در ۱۴ اوت ۱۹۴۵ [23 مرداد 1324] در ناو جنگی یواساس میزوری در برابر متفقین تسلیم شد و به مرگبارترین درگیری در تاریخ بشر پایان داد.
منبع: مؤسسه اسمیتسونین
ساختن صلح
پس از جنگ جهانی دوم، ترومن نگران گسترش کمونیسم بود. اگرچه چرچیل مقام خود را به عنوان نخستوزیر بریتانیا از دست داده بود، اما در مارس ۱۹۴۶ ترومن از چرچیل دعوت کرد تا به کالج فولتون در زادگاهش میزوری برود؛ جایی که چرچیل سخنرانی معروف «پرده آهنین» خود را ایراد کرد و در آن درباره گسترش کمونیسم در اروپا هشدار داد. در سال ۱۹۴۷، ترومن دکترین ترومن را تدوین کرد؛ بیانیهای در سیاست خارجی که قصد ایالات متحده برای مقابله با کمونیسم در هر کجا که ظاهر شود، بهویژه در کشورهای آسیبپذیری مانند ترکیه و یونان را اعلام کرد.
علاوه بر دکترین همنام خود، دوره ریاستجمهوری ترومن با حمایت او از بازسازی اروپای پس از جنگ با «طرح مارشال» مشخص میشود. طرح مارشال که به طور رسمی به عنوان قانون بازیابی اقتصادی سال ۱۹۴۸ شناخته میشود، احیای اروپای غربی را از طریق بیش از ۱۳ میلیارد دلار حمایت مالی آمریکا تقویت کرد. در حالی که کمکهای مارشال به کشورهای اروپای شرقی تحت کنترل شوروی مانند لهستان و مجارستان نیز پیشنهاد شد، همه این کشورها تحت فشار شوروی برای رد کمکهای آمریکا قرار گرفتند. این امر گام دیگری به سوی رسمی شدن جنگ سردی بود که نیمه دوم قرن بیستم را درگیر خود کرد.
پس از پیروزی غیرمنتظره در انتخابات مجدد سال ۱۹۴۸، ترومن با اعلام «قرارداد عادلانه» (Fair Deal) که بستهای از ابتکارات پیرامون مسکن عمومی، حقوق مدنی، آموزش و بیمه درمانی بود، بر مسائل داخلی تمرکز کرد. با این حال، ترومن نفوذ جهانی آمریکا را نادیده نگرفت. او در ایجاد سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نقش داشت و در طول جنگ کره از کره جنوبی حمایت کرد.
منبع: مؤسسه اسمیتسونین
میراث
دور دوم ریاستجمهوری ترومن با عدم پیروزی قاطع در جنگ کره، برکناری ژنرال محبوب داگلاس مکآرتور، کنگره جمهوریخواه متخاصمی که بیشتر برنامههای سیاست داخلی او را مسدود کرد، و میزان محبوبیت پایین تا حد ۲۲ درصد مشخص شد. اگرچه ترومن واجد شرایط نامزدی مجدد بود، اما تصمیم گرفت در سال ۱۹۵۲ به دنبال دوره دیگری نباشد. با گذشت زمان، کشور شروع به نگاهی مطلوبتر به این رئیسجمهورِ زمانی منفور کرد. به عنوان مردی عادی و فروتن که داوطلبانه برای خدمت در جنگ جهانی اول اقدام کرد، میراث ترومن به عنوان یک قاضی سختکوش، سناتور، معاون رئیسجمهور و مدافع کهنهسربازان باعث شد بسیاری از آمریکاییها درک کنند که چگونه ترومن ناخواسته در زمانی که کشور به یک رهبر استوار، توانا و شفاف نیاز داشت، به مقام ریاستجمهوری پرتاب شد.
امروز، ترومن به خاطر لغو تبعیض نژادی در ارتش ایالات متحده و تمایلش برای انتصاب سیاهپوستان به مقامهای برجسته در دولت، به نیکی یاد میشود. باورِ ترومن به رفاه آمریکا در داخل و نفوذ آن در خارج، و تصمیم او برای استقرار بمبهای اتمی علیه ژاپن — که منجر به مسابقه تسلیحات هستهای بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی شد — همچنان یکی از معدود لکههای مهم در کارنامه او باقی مانده است. با این حال، استدلال ترومن را میتوان بر اساس تجربیات او در میدانهای جنگ بزرگ به راحتی درک کرد.
منبع: TheCollector.com
۲۵۹







نظر شما