به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۵ اوت ۱۹۶۲ [۱۴ مرداد ۱۳۴۱]، مریلین مونرو، بازیگر سینما، در خانهاش در لسآنجلس مرده پیدا شد. او در حالی کشف شد که برهنه، رو به پایین روی تختش دراز کشیده بود و یک دستش تلفن را گرفته بود. بطریهای خالی قرصهایی که برای درمان افسردگیاش تجویز شده بودند، در سراسر اتاق پراکنده بود. پلیس لسآنجلس پس از تحقیقاتی کوتاه اعلام کرد که مرگ او «در اثر مصرف بیش از حد داروهای آرامبخش توسط خود او رخ داده و نحوه مرگ، احتمالاً خودکشی بوده است.»
مریلین مونرو با نام نورما جین مورتنسن، در اول ژوئن ۱۹۲۶ [۱۰ خرداد ۱۳۰۵] در لسآنجلس به دنیا آمد. مادرش از نظر روحی ناپایدار بود و اغلب در آسایشگاه بستری میشد؛ ازاینرو نورما جین دوران کودکی خود را نزد چندین خانواده سرپرست و در یک پرورشگاه گذراند. او در ۱۶سالگی با یکی از همکارانش در کارخانه هواپیماسازی ازدواج کرد، اما چند سال بعد از او جدا شد.
نورما جین در سال ۱۹۴۴ به فعالیت در عرصه مدلینگ روی آورد و در سال ۱۹۴۶ قراردادی کوتاهمدت با شرکت «فاکس قرن بیستم» امضا کرد و نام هنری مریلین مونرو را برای خود برگزید. او ابتدا در چند نقش کوتاه ظاهر شد و سپس دوباره به مدلینگ بازگشت. مونرو در سال ۱۹۴۹، با ژستی که برای یک تقویم برهنه گرفت، به شهرت فراوانی رسید.
او در سال ۱۹۵۰، پس از بازی در نقشهای فرعی فیلمهای «جنگل آسفالت» و «همهچیز درباره ایو»، به عنوان بازیگر مورد توجه قرار گرفت. اگرچه در هر دو فیلم تنها برای مدتی کوتاه و در نقش معشوقه ظاهر شد، تماشاگران به این ستاره بلوند و خیرهکننده توجه کردند و شرکت فاکس قرارداد تازهای با او بست. فعالیت حرفهای او در سینما در اوایل دهه ۱۹۵۰ با بازی در فیلمهای «آشیانه عشق» (۱۹۵۱)، «بازی میمون» (۱۹۵۲) و «نیاگارا» (۱۹۵۳) رونق گرفت.
مریلین مونرو که بهخاطر اندام فریبنده و جذابیت معصومانهاش شهرت داشت، با ایفای نقشهای نماد جنسی در فیلمهای «آقایان موطلاییها را ترجیح میدهند» (۱۹۵۳)، «چگونه با یک میلیونر ازدواج کنیم» (۱۹۵۳) و «نمایشی مانند کسبوکار نمایش وجود ندارد» (۱۹۵۴)، به شهرتی جهانی رسید و فیلم «خارش هفتساله» (۱۹۵۵) استعدادهای کمدی او را به نمایش گذاشت... او در سال ۱۹۵۴ با جو دیماجیو، ستاره بزرگ بیسبال، ازدواج کرد؛ این ازدواج توجه رسانهها را بیش از پیش به خود جلب کرد، اما تنها هشت ماه بعد به طلاق انجامید.
مونرو در سال ۱۹۵۵ نزد لی استراسبرگ در استودیو بازیگران نیویورک به تحصیل پرداخت و پس از آن، در فیلم «ایستگاه اتوبوس» (۱۹۵۶)، در نقش هنرمندی درمانده، بازی قدرتمندی ارائه داد. او در سال ۱۹۵۶ با آرتور میلر، نمایشنامهنویس، ازدواج کرد. مونرو در سال ۱۹۵۷ همراه با لارنس اولیویه در فیلم «شاهزاده و شوگرل» بازی کرد؛ فیلمی که هم از نظر منتقدان و هم از نظر تجاری شکست خورد. بااینحال، در سال ۱۹۵۹ با بازی تحسینشدهاش در کمدی موفق «بعضیها داغشو دوست دارن» بار دیگر درخشید. آخرین نقش او در فیلم «ناجورها» (۱۹۶۱) بود؛ فیلمی به کارگردانی جان هیوستون و نویسندگی آرتور میلر که مونرو تنها یک هفته پیش از اکران آن، از میلر طلاق گرفته بود.
منبع تصویر: کیستون-فرانس/گاما-کیستون/گتی ایمیجز.
تا سال ۱۹۶۱، مونرو که از افسردگی رنج میبرد، تحت مراقبت دائمی یک روانپزشک بود. او در ماههای پایانی زندگیاش، رفتاری روزبهروز نامنظمتر پیدا کرده بود و در خانهاش در برنتوودِ لسآنجلس، تقریباً همچون یک گوشهنشین زندگی میکرد. پس از نیمهشب ۵ اوت ۱۹۶۲، خدمتکارش، یونیس موری، متوجه شد چراغ اتاق خواب مونرو روشن است. وقتی موری دریافت که در اتاق قفل است و مریلین به صدا زدنهای او پاسخ نمیدهد، با روانپزشک مونرو، دکتر رالف گرینسون، تماس گرفت. گرینسون با شکستن پنجره توانست وارد اتاق شود. او پس از ورود، مریلین را مرده یافت و مدتی بعد پلیس در جریان قرار گرفت. کالبدشکافی نشان داد مقدار مرگباری از داروهای آرامبخش در بدن او وجود دارد و علت مرگ، خودکشی محتمل اعلام شد.
در دهههای اخیر، نظریههای توطئه متعددی درباره مرگ او مطرح شده است. بیشتر این نظریهها مدعیاند که جان کندی و/یا رابرت کندی، که گفته میشد با مونرو روابط عاشقانه داشتهاند، او را به قتل رسانده یا زمینه قتلش را فراهم کردهاند. براساس این نظریهها، کندیها از آن بیم داشتند که مونرو روابطشان و همچنین دیگر اسرار دولتیای را که از آنها اطلاع یافته بود، علنی کند. رابرت کندی، که در آن زمان دادستان کل دولت برادر بزرگترش بود، در ۴ اوت ۱۹۶۲ [۱۳ مرداد ۱۳۴۱] واقعاً در لسآنجلس حضور داشت. بااینحال، یونیس موری دو دهه بعد برای نخستینبار ادعا کرد که دادستان کل در شب مرگ مریلین به دیدار او رفته و با وی مشاجره کرده است. اعتبار این ادعا و دیگر اظهارات موری محل تردید است.
چند دهه پس از مرگش، مریلین مونرو همچنان یکی از نمادهای مهم فرهنگ عامه باقی مانده است.
منبع: www.history.com
۲۵۹







نظر شما