۰ نفر
۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹
بده‌بستان به جای بده‌بره

در جهان امروز قدرت فقط در میدان نظامی تعریف نمی‌شود بلکه قدرت نظامی در کنار دیپلماسی معنا و اثرگذاری کافی پیدا می کند.کشور قدرتمند کشوری است که بتواند قدرت نظامی، اقتصاد، فناوری، سرمایه اجتماعی و دیپلماسی را در یک راهبرد واحد و در راستای منافع ملی به کار گیرد.

هنر سیاست در این جهان صرفاً شکست دادن طرف مقابل نیست بلکه هنر آن است که بتوان با تکیه بر قدرت، بیشترین منفعت ممکن را برای کشور به دست آورد. از همین‌جاست که منطق دیپلماسی یعنی #بده_بستان خودنمایی می کند.

اما در مقابل باور #بده_بره بر یک منطق انحرافی و قدیمی استوار است که یا من پیروز می‌شوم یا تو؛ یا من امتیاز می‌گیرم یا تو؛ یا طرف مقابل عقب‌نشینی می‌کند یا من!

در این نگاه انحرافی، هر امتیازی که به طرف مقابل داده شود، نشانه شکست تلقی می‌شود و مذاکره زمانی موفق است که طرف مقابل چیزی به دست نیاورد.

این منطق، در شکل افراطی خود، به نظامی‌گری و تمامیت‌خواهی نزدیک می‌شود و فضای وهم انگیزی در معادلات فکری و ساختار ذهنی باورمندان این گفتمان ایجاد می‌شود که در آن سیاست بیش از آنکه هنر مدیریت منافع باشد، میدان صفروصدی و غلبه و حذف دیگری تبدیل است.

اما روابط بین‌الملل امروز بسیار پیچیده‌تر از این منطق ساده و توهمی است.

کشورها ممکن است در یک موضوع رقیب و در موضوعی دیگر شریک باشند؛ ممکن است همزمان با یکدیگر اختلاف امنیتی داشته باشند و در حوزه اقتصادی یا منطقه‌ای همکاری کنند.

در چنین جهانی، سیاستِ خارجی موفق بیش از آنکه به دنبال حذف اختلاف باشد، به دنبال مدیریت اختلاف است و قاعده بده‌بستان دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

بده‌بستان به معنای تسلیم یا عقب‌نشینی نیست. معنایش این است که در مذاکره، هر طرف چیزی می‌دهد و چیزی می‌گیرد و هنر دیپلماسی در این است که آنچه می‌دهیم، ارزش و هزینه‌اش کمتر از آن چیزی باشد که به دست می‌آوریم.

ممکن است از یک خواسته فرعی و جزئی عبور کنیم تا یک هدف راهبردی‌تر و اساسی‌تر را تثبیت کنیم؛ ممکن است امتیازی بدهیم تا در مقابل، تهدیدی بزرگ‌تر را کاهش دهیم و برای آینده فرصت‌سازی کنیم بنابراین چنین توافقی شکست نیست.

بنابراین، داشتن میدانِ قدرتمند دقیقاً برای این نیست که همیشه بجنگیم بلکه برای این است که مجبور نباشیم برای حفظ منافع خود همیشه بجنگیم.

بازدارندگی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل بداند هزینه تجاوز بالاست، اما در عین حال باید اطمینان پیدا کند راهی برای مذاکره و توافق نیز وجود دارد، در واقع قدرت، برای جلوگیری از جنگ است و دیپلماسی برای تبدیل قدرت به نتیجه وارد میدان می شود.

یکی از خطاهای تفکر قدیمی با پذیرش منطق بده بره، یکی دانستن پیروزی با شکست طرف مقابل است.

در سیاست مدرن، پیروزی می‌تواند شکل‌های دیگری داشته باشد: جلوگیری از یک جنگ، کاهش یک تهدید امنیتی، رفع یا کاهش فشار اقتصادی، ایجاد فرصت برای توسعه یا تثبیت یک موقعیت راهبردی. گاهی بهترین پیروزی این است که بدون شلیک گلوله، هدفی را به دست آوریم که جنگیدن برای آن هزینه‌ای بسیار بیشتر دارد.

از این منظر، قدرتِ واقعی فقط توانایی جنگیدن نیست؛ توانایی انتخاب است.کشوری قدرتمند است که بتواند در صورت ضرورت بجنگد، بازدارندگی کند، مذاکره کند، توافق کند و هزینه تحمیل اراده دیگران را بالا ببرد.

داشتن گزینه‌های متعدد، خود نشانه قدرت است.این نگاه به معنای ساده‌لوحی در برابر دشمن یا نادیده گرفتن تهدیدها نیست بلکه برعکس، دیپلماسی هوشمند زمانی موفق است که پشتوانه قدرت داشته باشد و بداند کجا باید ایستادگی کرد، کجا فشار آورد، کجا مذاکره کرد و کجا می‌توان برای دستیابی به منفعتی بزرگ‌تر از یک امتیاز کوچک‌تر گذشت.بنابراین منطق «بده‌بستان» هوشمندانه‌ترین روش تعامل با دیگران است.

در منطق تمامیت‌خواهانه، قدرت برای غلبه است؛ در منطق سیاست ملی و عقلانی، قدرت برای افزایش گستره انتخاب است.کشور قدرتمند کشوری نیست که فقط بتواند بجنگد؛ کشوری است که آن‌قدر قدرت دارد که بتواند انتخاب کند چه زمانی بجنگد، چه زمانی بازدارندگی کند و چه زمانی با قدرت مذاکره کند.

جریان سوپرانقلابی و متوهم داخلی با تهمت بده بره به جریان واقع گرای انقلابی به واقع این منطق را به عنوان یک اصل و رکن انحرافی، در گفتمان خود پذیرفته اند و از همین روی آن را به دیگران نیز نسبت می دهند و بر همین اساس است که هیچ شناختی نسبت به منطق بده بستان ندارند و آن را بده‌بره می‌دانند.

این همان تفاوت گفتمان صفر و صدی «یا بده‌بره یا همه را بگیر» با «بده‌بستان» است: اولی سیاست را بازی برد و باخت می‌بیند؛ دومی سیاست را هنر بیشتر کردن منافع ملی می‌داند.

کد مطلب 2260449

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =

آخرین اخبار