ضربه نهایی استالین؛ چگونه یک «کلنگ» پرونده تروتسکی را در تبعید بست؟

دیوارهای بتنی و محافظان مسلح تروتسکی در مکزیک، حریفِ نقشه چندساله‌ای نشدند که استالین برای شکارِ رقیب دیرینه‌اش کشیده بود. این روایتی است از روزی که یک نفوذیِ فریبکار، معمار انقلاب روسیه را در قلبِ پناهگاهش از پا درآورد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در بعدازظهر ۲۰ اوت ۱۹۴۰ [۲۹ مرداد ۱۳۱۹]، لئون تروتسکی در حالی که خرگوش‌هایش را غذا می‌داد، در انتظار سرنوشت محتوم خود بود. این معمار روشنفکر و ۶۰ ساله انقلاب روسیه، که از سوی ژوزف استالین به مرگ محکوم شده بود، می‌دانست که نه نگهبانان مسلحی که دیوارهای بلند اقامتگاهش در مکزیکوسیتی را پاس می‌دادند، و نه حتی هزاران مایل فاصله خشکی و دریا میان او و مسکو، هیچ‌کدام نمی‌توانستند او را به‌ طور کامل از دستِ مرگبار دیکتاتور شوروی در امان نگه دارند. هرگونه خیالِ یافتن پناهگاهی امن در دوران تبعید، همچون درِ اتاق‌خوابش که به گلوله بسته شده بود، از میان رفته بود؛ آن‌گاه که عوامل استالینی کمتر از سه ماه پیش، در یک سوءقصد نافرجام به ویلای او یورش برده بودند.

ضربه نهایی استالین؛ چگونه یک «کلنگ» پرونده تروتسکی را در تبعید بست؟

با این حال، تروتسکی از همان روزهای نخستین که دانشجویی انقلابی در روسیه بود، به دشمنان خطرناک عادت داشت. دولت تزاری به دلیل باورهای مارکسیستی، او را دو بار به سیبری تبعید کرده بود. در این میان، مردی که با نام «لِو داویدوویچ برونشتاین» زاده شده بود، با گذرنامه‌ای جعلی بریتانیایی و با نام «لئون تروتسکی» به لندن گریخت و با ولادیمیر لنین، هم‌رزم انقلابی‌اش، دیدار کرد. در جریان انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، او با لنین برای سرنگونی دولت موقت برنامه‌ریزی کرد و «ارتش سرخ» را تشکیل داد؛ ارتشی که در جنگ داخلیِ پس از آن، «ارتش سفید» ضدِبلشویک را شکست داد.

تروتسکی جانشینِ طبیعی لنین به نظر می‌رسید، اما پس از مرگ رهبر شوروی در سال ۱۹۲۴، در کشمکش قدرت مغلوب استالین شد. تروتسکی روزبه‌روز بیشتر به تاکتیک‌های توتالیتر (تمامیت‌خواه) استالین انتقاد می‌کرد و باورِ او به «انقلاب دائمی جهانی پرولتاریا» با تفکر رقیبش در تضاد بود؛ چراکه استالین معتقد بود بقای کمونیسم تنها در اتحاد جماهیر شوروی ممکن است. دیکتاتور شوروی که قدرت خود را در خطر می‌دید، تروتسکی را از دفتر سیاسی (پولیتبورو) و حزب کمونیست اخراج کرد و ابتدا به قزاقستانِ کنونی تبعید و سپس در سال ۱۹۲۹ او را به‌کلی از کشور طرد نمود. پس از اقامتی چهارساله در ترکیه و توقف‌هایی کوتاه در فرانسه و نروژ، تروتسکی در سال ۱۹۳۶ پناهندگی مکزیک را دریافت کرد.

این دگراندیش تبعیدی در محله سرسبز «کویواکان» در مکزیکوسیتی ساکن شد و ضمن برگزاری جلسات با حامیان آمریکایی و مکزیکی خود — و همچنین داشتن رابطه‌ای عاشقانه با فریدا کالو، نقاش معروف — سازمان «انترناسیونال چهارم» را برای مبارزه علیه سرمایه‌داری و استالینیسم پایه‌گذاری کرد. اگرچه تروتسکی از نظرِ استالین دور شده بود، اما هرگز از یاد او نرفته بود. در حالی که این تبعیدی صریح‌اللهجه به انتقاد از دشمنش ادامه می‌داد، در یک دادگاه نمایشی به خیانت متهم و به مرگ محکوم شد.

در ساعات اولیه بامداد ۲۴ مه ۱۹۴۰ [۳ خرداد ۱۳۱۹]، گروهی متشکل از ۲۰ مرد مسلح به اقامتگاه محصورِ تروتسکی یورش بردند تا حکم را اجرا کنند. آن‌ها خانه را به رگبار بستند، اما پیش از آن‌که موفق شوند هدف خود را از پای درآورند، مجبور به عقب‌نشینی شدند. محافظانِ این چهره سیاسیِ طردشده، که عمدتاً تروتسکیست‌های جوان آمریکایی بودند، پیش‌بینی می‌کردند که حمله بعدی با بمب انجام خواهد شد؛ بنابراین با پولِ ارائه‌شده از سوی خیرین ثروتمند آمریکایی، دیوارهای بیرونی اقامتگاه را بلندتر کردند، پنجره‌ها را با آجر پوشاندند و برج‌های دیده‌بانی اضافه کردند. تروتسکی در نامه‌ای به یکی از حامیانش نوشت: «به لطف تلاش‌های دوستان آمریکای شمالی، خانه آرام حومه‌شهری ما اکنون هفته به هفته در حال تبدیل شدن به یک دژ است — و در عین حال به یک زندان.»

اکنون، حدود سه ماه بعد، در حالی که این مردِ تحت تعقیب در بعدازظهری از ماه اوت برای خرگوش‌های خانگی‌اش غذا می‌ریخت، محافظانش همچنان مشغول نصب آژیر پرقدرتی بر روی سقف بودند که چهره‌ای آشنا را پشت دروازه‌های اقامتگاه دیدند. «فرانک جاکسون» در هفته‌های اخیر مکرراً به آن‌جا می‌آمد. جاکسون که دوست‌پسرِ «سیلویا آگیلوف»، یکی از افراد مورد اعتماد تروتسکی از بروکلین بود، از نظر محافظان، یکی از اعضای خانواده محسوب می‌شد.

ضربه نهایی استالین؛ چگونه یک «کلنگ» پرونده تروتسکی را در تبعید بست؟
تروتسکی در بستر مرگ.
گتی ایمجز / انریکه دیاز / گالری بیلدرولت

جاکسون در کنار بارانی‌ای که روی دست چپش تا کرده بود — انتخابی عجیب برای چنین بعدازظهر آفتابی‌ای — مقاله‌ای را که خود نوشته بود نیز به همراه داشت و از رهبر انقلابی خواست تا آن را بازبینی کند. تروتسکی مهمان را به اتاق کارش برد. ناگهان، جاکسون کلنگی با دسته‌ای کوتاه از داخل بارانی‌اش بیرون کشید و نوک فولادی و تیز آن را در جمجمه تروتسکی فرو کرد. با وجود خون‌ریزی شدید، این تبعیدی توانست با ضاربش گلاویز شود تا این‌که محافظان با شتاب به اتاق کار هجوم آوردند. آن‌ها خنجری پنهان در جیب مخفی بارانیِ خون‌آلود جاکسون و یک تپانچه خودکار در دست او یافتند. محافظان ضارب را خلع‌سلاح کردند و شروع به ضرب و شتم او با قنداق تپانچه کردند تا این‌که تروتسکی با التماس از آن‌ها خواست که متوقف شوند: «او را نکشید! او باید حرف بزند!»

با وجود تمام تدارکات برای جلوگیری از حمله از بیرون، سرانجام حمله از درون صورت گرفت. تروتسکی که پس از انتقال فوری به بیمارستان به همراه ضاربش، در ابتدا پس از جراحی اضطراری حالش رو به بهبود به نظر می‌رسید، هوشیار بود. با این حال، روز بعد ناگهان به کما رفت و در عصر ۲۱ اوت ۱۹۴۰ [30 مرداد 1319] درگذشت.

تنها دو اتاق آن‌طرف‌تر در همان بخش بیمارستان، درام دیگری در حال وقوع بود. جاکسونِ کتک‌خورده، نامه‌ای اعتراف‌آمیز به همراه داشت که احتمالاً قرار بود در صورت مرگش خوانده شود؛ در آن نامه ادعا کرده بود که یک تروتسکیستِ بلژیکیِ سرخورده به نام «ژاک مورنارد» است و به قهرمان سابقش حمله کرده، زیرا تروتسکی از تأیید ازدواجِ مورد نظر او با آگیلوف خودداری کرده و سعی داشته او را مجبور کند تا توطئه‌ای برای ترور استالین ترتیب دهد.

ضربه نهایی استالین؛ چگونه یک «کلنگ» پرونده تروتسکی را در تبعید بست؟
رامون مرکاندر، مأمور «ان‌کاوه‌ده» (NKVD)، در بیمارستانی در مکزیکوسیتی پس از حمله به تروتسکی.
گتی ایمجز / انریکه دیاز / گالری بیلدرولت

آگیلوف که از این ترور پریشان‌خاطر شده بود، تأیید کرد که نام واقعی جاکسون، مورنارد است، اما او خبر نداشت که این هم هویت واقعی او نیست. رابطه آن‌ها کاملاً فریبکارانه و بخشی از نقشه استالینیستی برای قتل تروتسکی بود که از سال‌ها پیش برای آن برنامه‌ریزی شده بود. نام واقعی قاتل، رامون مرکاندر بود؛ یک کمونیست اسپانیایی که در جریان جنگ داخلی اسپانیا توسط سازمان اطلاعاتی بی‌رحم شوروی، «ان‌کاوه‌ده» (NKVD)، به خدمت گرفته شده بود. مرکاندرِ خوش‌سیما با جعل هویت یک خوش‌گذران بلژیکی به نام مورنارد، پس از ملاقات با آگیلوف در پاریس در جریان نشست «انترناسیونال چهارم» در سال ۱۹۳۸، شروع به اغوای او کرد. این مأمور استالینی سال بعد با استفاده از گذرنامه فرانک جاکسون، یک شهروند کانادایی که در جنگ داخلی اسپانیا کشته شده بود، او را تا ایالات متحده تعقیب کرد. هنگامی که مرکاندر، آگیلوف را متقاعد کرد به مکزیکوسیتی نقل‌مکان کند، این جاسوس از روابط آگیلوف با تروتسکی برای نفوذ به اقامتگاه و جلب اعتماد او استفاده کرد.

مقامات مکزیکی مرکاندر را به ۲۰ سال زندان محکوم کردند. اگرچه دولت شوروی مسئولیت این کار را انکار کرد، اما استالین مخفیانه نشان «لنین» را به این قاتل اعطا کرد. مرکاندر یک سال پس از آزادی در سال ۱۹۶۰، به مسکو سفر کرد و نشان «قهرمان اتحاد شوروی» را دریافت نمود. این قاتل تا پیش از مرگش در سال ۱۹۷۸، زمان خود را میان کوبا و اتحاد جماهیر شوروی سپری می‌کرد. خاکستر تروتسکی که به یکی از میلیون‌ها قربانی استالین بدل شد، در باغ خانه‌اش در مکزیکوسیتی و زیر یک تک‌سنگ (مونولیت) بزرگ که با نقش داس و چکش حکاکی شده بود، دفن شد.

منبع: www.history.com

۲۵۹

کد مطلب 2262813

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

آخرین اخبار