به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - حسین روحانی صدر؛ کارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی، کارشناس گروه مرجع و خدمات ویژه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: با گذشت ۷۳ سال از فروپاشی تنها دولت ملّی پس از مشروطه در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، هنوز پرسشهای متعددی پیرامون نحوه سقوط این دولت از کودتا تا... مطرح است. البته که همواره باید دلایل متعددی را برای هر واقعه تاریخی مدّنظر قرار داد تا حقایق کالبد شکافانه به دست آید. چراکه تاریخنگاریها هرکدام به فراخور شرایط زمانی و مکانی و منافع فردی، جمعی و حزبی تهیه و تنظیم شده و هیچ یک به طور مستقل نتوانستهاند همه زوایای این حادثه را به تصویر کشند. یکی از شاهدان و فعالان حوزهی صنعت نفت، مصطفی فاتح از نیروهای فعال و با سابقه در شرکت نفت ایران و انگلیس بود. او بعضی مطالب را در قالب کتابی با عنوان «پنجاه سال نفت» (نشر علم) به رشته تحریر درآورد.
وی در صفحات نخستین اثرش بهخوبی به شرح محرومیت ساکنان و کارکنان دونپایه صنعت نفت جنوب ایران پرداخته که شاید چنین تعابیر و تصویرسازی در منابع دیگر کمتر عرضه شده باشد. اگرچه وی ۱۲ صفحه درباره کلیات و سابقه تاریخی نفت و توجیه علمی و صنعتی آن سخن رانده اما مطالب بعدی همچنان تازه و گواراست. مخاطب بهخوبی با کیفیت رقابتهای قدرتهای اقتصادی و شیوه ثبت و ضبط امتیازات نفت و قراردادهای پیرامونی آن در نقاط مختلف جهان آشنا میشود. در ادامه اهمیت نفت خاورمیانه را با جزئیات کاملی در ۵۰ صفحه تنظیم کرده که همچنان قابل استناد و کاربردی است.
همچنین نگارنده ۲۷ صفحه را به کیفیت انرژی اتمی و استفاده از حرارت برای تولید انرژی و درنهایت توصیف آینده انرژی خورشیدی اختصاص داده است. از صفحه ۲۴۵ تا پایان کتاب راوی با استفاده از محفوظات خود و دیگر دستاندرکاران به شرح امتیاز دارسی، وضعیت مناسبات ایران و جهان در طول جنگ جهانی اول، الغای امتیاز و قرارداد ۱۹۳۳، و توسعه فعالیتها تا پایان جنگ جهانی دوم، ماجرای نفت شمال و دیگر معادن مناطق مرکزی پرداخته است.
وی بهخوبی توانسته خاستگاهها و آیندهنگری قدرتهای بزرگ به نفت ایران، اختلاف شوروی و انگلستان، غائله آذربایجان، اولتیماتوم آمریکا برای خروج نیروهای خارجی از شمال ایران را تحلیل کند. او در توصیف قیام ایران برای استیفای حق خود، دیدگاههای خود را با محوریت اقدام برای استیفای حق ایران، پیشبینی برای قرارداد الحاقی، جریان وقایع سیاسی تا موقع ملی شدن نفت، و قانون اجرای اصل ملی شدن نفت و شروع زمامداری دکتر مصدق را بیطرفانه به بحث گذاشته و چند برداشت متفاوت از دیگر دستاندرکاران و صاحبان قلم را مطرح کرده، از آن جمله به نبود زیرساختهای حقوقی و استدلال صحیح از سوی دو طرف دعوی- شرکت نفت ایران و انگلیس و اداره امتیازات وزارت دارایی- و همچنین به شایعهپراکنیهای مغرضانه در تهییج احساسات مردمی که نه از بار حقوقی و نه از موقعیت اقتصادی و بازرگانی نفت چیزی میدانستند، سخن به میان آورده است.
البته که وی همانند دیگر صاحبنظران بیاعتمادی، بیتوجهی و سوءمدیریت مقامهای نفتی بریتانیا در تحریک عواطف عمومی را مؤثر دانسته است، تا آنجا که بحث مستقلی پیرامون قصور و غفلت شرکت نفت، کمی درآمد ایران از نفت، بهای فرآوردههای نفت در ایران، غفلت شرکت در ربط دادن صنعت نفت با اقتصاد عمومی کشور، سازمان اداری شرکت، رفتار شرکت با کارکنان خود، صرفهجویی بسیار در هزینه، اطمینان شرکت به پشتیبانی طبقه حاکمه و بیاعتنایی شرکت به احساسات عمومی را ارائه میکند.
مهمترین موضوع این اثر که این نوشتار بر پایه آن عرضه میشود، تحلیل و توصیف همزمانِ شیوه تشکیل نهضت ملی بر پایه آرمانهای پنجاهساله زمینمانده مشروطهخواهی ملت ایران است که در آن به برقراری قانون، تشکیل بانکداری نوین و اقتصاد در گردش و توسعه راه و ترابری تأکید شده و همچنین در طول جنگ جهانی دوم به دنبال احقاق آن بودهاند که بالاخره پس از حدود چهار سال از خاتمه این جنگ جانسوز شکل تحقق به خود گرفته است.
به اعتقاد وی گردانندگان نهضت ملی با آنکه از نخبگان، دانش آموختگان، فرنگدیدگان و سرد و گرم روزگار چشیدگان بودند به عواقب عملکردشان توجهی نداشتند و بخش عمدهای از فعالیتهایشان احساسی و از انضباط اداری و اجرایی بیبهره بود. از این رو به باور وی آنان اگرچه با طرفهای بریتانیایی از سر شهامت و اعتماد به نفس خوب مذاکره میکردند، اما از مناسبات قدرتهای بزرگ و عدم پشتیبانی از این حرکت آگاه نبودند.
وی نیز خلع ید شرکت پنجاهساله ایران و انگلیس و اخراج نیروهای غیر بومی از آن را یکی از اشتباهات دولت ملی تلقی نموده و کمبود متخصص، عدم مشارکت شرکتهای بیطرف و ورود ایران به یک چالش بینالمللی بیحاصل و اجرای پروژه تضعیف دولت – ملت از سوی قدرتهای بزرگ را از مؤلفههای آن برشمرده است.
وی ایجاد رقابت میان دو بلوک شرق و غرب از سوی گردانندگان و حامیان جبهه ملی را یک سرگرمی و بازی دانسته و تسلط قدرتهای بزرگ بر منافع جهانی را عامل اصلی در تخریب مناسبات دولت ملت و ناامیدی و انتقاد را محصول کیشِ شخصیت صحنهگردانان آن مقطع تلقی مینماید. رفتن ایران را به شورای امنیت و حضور در دادگاه لاهه و... تنها یک سردرگمی افتخارآمیز برای دولتمردان ملیگرا، و سقوط تنها دولت ملی ایران را نتیجه بیتوجهی به نیازهای داخلی و عدم آگاهی از واقعیتهای بینالمللی میداند.
کتاب پنجاه سال نفت ایران در دو مجلد بود که جلد نخست آن در سال ۱۳۳۵ منتشر و جلد دوم در سال ۱۳۳۷ و در پی دستگیری فاتح به دستور محمدرضاشاه، توسط سازمان امنیت مصادره شد. در شهریور ۱۳۴۳ محمدرضا پهلوی در نطقی در رادیو و تلویزیون به دنبال ترور حسنعلی منصور و مرگ او این اقدام را ناشی از دخالت بیگانه خواند و بی هیچ مقدمهای مصطفی فاتح را مامور انگلیسیها برای تشکیل حزب توده معرفی کرد. او در کتاب «پاسخ به تاریخ» فاتح را چنین روایت میکند: «ارگان حزب توده روزنامهای بود به نام مردم که مخارج آن را در ابتدای امر شخصی به نام مصطفی فاتح از کارمندان کمپانی نفت انگلیس و ایران میپرداخت. فاتح وقتی سمت مشاور ژنرال فریزر ( وابسته نظامی انگلیس در ایران) را به عهده گرفت چند ماه بعد تمام نیروی خود را به کار برد تا مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران از من سلب شود و این همان سیاستی بود که سالها بعد مصدق نیز آن را تعقیب کرد.»
مصطفی فاتح در دهه پنجاه شمسی بیشتر اوقات خود را در لندن میگذراند و مخالفت خود را با محمدرضاشاه هرگز پنهان نکرد. شاه را دچار جنون خودبزرگبینی میخواند و به نظر او این جنون عاملی برای سقوط شاه میشد. او در آستانه انقلاب اسلامی در گفتوگویی با پرویز راجی خوشحالی خود را از «گیر افتادن شاه در تله و سقوط قریبالوقوع» اظهار داشت. مرگ فاتح در هشتم شهریور ۱۳۵۷ فرصت تماشای پرده آخر از سرنوشت محمدرضا پهلوی را از او گرفت. تالیفات به جا مانده از مصطفی فاتح عبارتاند از پنجاه سال نفت ایران، پول و بانکداری، پیشنهاد واژههای سودورزی، راه پیشرفت در خط فارسی. فاتح مقالات اقتصادی و اجتماعی دارد که گاه با نام مستعار «چیره» در مجله آینده منتشر میشد.
۲۵۹






نظر شما