۰ نفر
۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۲
۲۳۰ سال کشمکش فرانسه بین سلطنت و جمهوری

هرچند انقلاب فرانسه در پی انقلاب آمریکا رخ داد، اما در استقرار خود به‌عنوان یک جمهوری دموکراتیک چندان موفق نبود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ روایت تاریخی فرانسه با تحولات سیاسی گوناگونی ازجمله (و نه محدود به) یک انقلاب پرآشوب و خونین رقم خورده است. یکی از مهم‌ترین تغییرات در ساختار سیاسی این کشور، شکل‌گیری پنج جمهوری فرانسوی است که پس از الغای سلطنت روی داد. هر جمهوری، با مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص خود، چشم‌انداز سیاسی فرانسه را شکل داده و در توسعه و پیشرفت آن نقش داشته است. در ادامه، مروری بر پنج جمهوری فرانسه، ویژگی‌های کلیدی و رویدادهای محوری هر یک خواهیم داشت.

french republic storming of the bastille
تسخیر باستیل، اثر ژان-پیر اوئل، حدود ۱۷۸۹،

انقلاب فرانسه

افزون بر الهام‌بخشی به بسیاری از آثار هنری، انقلاب فرانسه جرقه‌ای زد که تمام قاره اروپا را روشن کرد. در فاصله بین انقلاب‌های خونین آمریکا و فرانسه، سایر پادشاهان آن دوران وحشت‌زده بودند.

این انقلاب مدت‌ها بود که در راه بود و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متعددی آن را کلید زد. هرچند تلاش شد ناآرامی‌های اولیه با تشکیل یک مجلس ملی فروکش کند، اما این تلاش بی‌نتیجه ماند. ناآرامی‌ها در ۱۴ ژوئیه با یورش انقلابیون به زندان باستیل به اوج خود رسید — روزی که اکنون در فرانسه به‌عنوان «روز باستیل» تعطیل ملی است.

واکنش فوری مجلس ملی، از سرِ ترس، اعطای حق رأی به مردم فرانسه و الغای فئودالیسم در کشور بود. با این حال، ناآرامی‌های مدنی ادامه یافت و دهه ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ تحت سیطره شور انقلابی بود که با اعدام لوئی شانزدهم در ۱۷۹۳ به اوج خود رسید.

پس از آن، سلسله‌ای از جمهوری‌ها، کنسولگری‌ها، امپراتوری‌ها و یک دوره به‌حق نام‌گذاری‌شده «دوران وحشت» روی داد.

french republic napoleon alps
ناپلئون در حال عبور از کوه‌های آلپ، اثر ژاک-لوئی داوید، حدود ۱۸۰۱

جمهوری اول فرانسه (۱۸۰۴-۱۷۹۲)

جمهوری اول فرانسه با آغاز انقلاب فرانسه شکل گرفت. این انقلاب که از بذر انقلاب آمریکا — که شانزده سال پیش آغاز شده بود — روییده بود، نهادهای لیبرال-دموکراتیک را در دولت فرانسه مستقر کرد. در ۲۱ سپتامبر ۱۷۹۲ [۳۱ شهریور ۱۱۷۱] کنوانسیون ملی نخستین قانون اساسی را تصویب کرد و رسماً تشکیل جمهوری اول فرانسه را اعلام نمود.

در طول انقلاب، مرد جوان کرسیکایی به نام ناپلئون بناپارت تحت تأثیر آرمان‌های جمهوری‌خواهانه‌ای که این جنبش نمایندگی می‌کرد، قرار گرفت. کرسیکا در آن زمان تحت حاکمیت فرانسه بود؛ انقلاب حسی از ملی‌گرایی را در میان کرسیکایی‌ها برانگیخت — مردمی که از نظر زبانی و فرهنگی بیشتر به ایتالیایی‌های توسکانی شبیه بودند تا به هرجای دیگری در سرزمین اصلی اروپا.

ناپلئون، یک کهنه‌سرباز، با ذهن تاکتیکی درخشانش به‌سرعت در رده‌های ارتش فرانسه بالا رفت. ناپلئون با وجود تلاش‌های ائتلاف اول قدرت‌های اروپایی برای سرکوب انقلاب، سرزمین‌های فرانسه را به‌ طور چشمگیری گسترش داد. در پایان انقلاب، فرانسه بزرگ‌تر از زمان آغاز آن بود.

جمهوری اول با بی‌ثباتی سیاسی، بحران‌های اقتصادی و لشکرکشی‌های نظامی مشخص شد. «دوران وحشت» که توسط جناح‌های رادیکال پس از آغاز انقلاب به راه افتاد، جان بسیاری از مردم فرانسه ازجمله خاندان سلطنتی را گرفت. پایان جمهوری اول زمانی رقم خورد که ناپلئون خود را نخستین امپراتور فرانسویان تاج‌گذاری کرد: این اصطلاح حاکی از آن بود که او به نمایندگی از مردم فرانسه حکومت می‌کرد، نه به حق مالکیت زمین.

french republic napoleon iii
پرتره ناپلئون سوم اثر فرانتس خاور وینترهالتر، ۱۸۵۳

جمهوری دوم فرانسه (۱۸۵۲-۱۸۴۸) 

پس از سقوط ناپلئون در ۱۸۱۵، فرانسه شاهد احیای کوتاه‌مدت سلسله بوربن بر تخت سلطنت از ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰ بود. در ۱۸۳۰، خاندان اورلئان — خویشاوندان بوربن‌ها — بر تخت سلطنت فرانسه نشست. بدین ترتیب «سلطنت ژوئیه» آغاز شد که تا ۱۸۴۸ ادامه یافت. لوئی فیلیپ اول (حکومت ۱۸۴۸–۱۸۳۰) در ابتدا همدل با جمهوری‌خواهان بود، اما زمانی که آن‌ها پادشاه قبلی را اعدام کردند، ارتباط خود را با این جنبش قطع کرد.

فرانسه تنها کشور اروپایی نبود که در ۱۸۴۸ انقلاب را تجربه کرد. این انقلاب که در فرانسه به «انقلاب فوریه» معروف است، ناشی از ناآرامی‌های اقتصادی بود و بار دیگر منجر به سرنگونی سلطنت و بازگشت به ارزش‌های جمهوری‌خواهانه شد. قانون اساسی جدید ۱۸۴۸ مقام ریاست‌جمهوری را تأسیس کرد و شهروندی فرانسوی را با اعطای حق رأی در انتخابات محلی گسترش داد. این آغاز دوران جدیدی از دموکراسی بود.

با وجود تغییرات مختلف در نظام حکومتی، جمهوری دوم عمر کوتاهی داشت. لوئی ناپلئون بناپارت، برادرزاده ناپلئون، موفق شد خود را به‌ عنوان رئیس‌جمهور فرانسه انتخاب کند. در ۱۸۵۱، او کودتایی به راه انداخت و خود را امپراتور فرانسه اعلام کرد؛ او با عنوان امپراتور ناپلئون سوم حکومت کرد — عنوان ناپلئون دوم را برای خود برنگزید زیرا این عنوان متعلق به پسر ناپلئون بود که خود دوره کوتاهی در ۱۸۱۵ بر تخت سلطنت نشسته بود. از ۱۸۵۱، ناپلئون سوم امپراتوری دوم فرانسه را بنیان نهاد که تا ۱۸۷۰ ادامه یافت.

extreior of corps

جمهوری سوم فرانسه (۱۹۴۰-۱۸۷۰)

جنگ فرانسه و پروس پایان امپراتوری دوم فرانسه و شکل‌گیری جمهوری سوم فرانسه را رقم زد. مجلس ملی با سقوط امپراتوری، قانون اساسی جدیدی تصویب کرد و این دولت جدید با پارلمان دومجلسی (مجلس نمایندگان و سنا) و یک رئیس‌جمهور مشخص شد.

جمهوری سوم بر گسترش بسیاری از مستعمرات فرانسه ازجمله غرب آفریقا، پلی‌نزی فرانسه و ماداگاسکار فرانسه نظارت داشت. ثبات نسبی جمهوری سوم به «بل اپوک» (دوران زیبا) انجامید: دوره‌ای پررونق از رشد اقتصادی، شکوفایی هنرها و نوآوری‌های فناورانه و علمی. بل اپوک از دهه‌های ۱۸۷۰/۱۸۸۰ تا آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ ادامه یافت.

دولت «قانون جدایی کلیسا از دولت» را تصویب کرد که همان‌طور که از نامش پیداست، پیوند بین دولت و کلیسا را گسست. از ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۶، فرانسه صحنه رسوایی سیاسی بزرگی به نام «پرونده دریفوس» بود. کاپیتان آلفرد دریفوس، افسر توپخانه یهودی-فرانسوی اهل آلزاس، به‌ناحق به مکاتبه و جاسوسی با دشمن آلمانی متهم شد. این رسوایی شهرت بین‌المللی یافت.

جمهوری سوم در ۱۹۴۰ به پایان رسید، زمانی که دولت ویشی به رهبری مارشال فیلیپ پتن، قرارداد آتش‌بس با آلمان نازی امضا کرد که منجر به همکاری فرانسه با قدرت‌های محور شد.

battle of pyramids
 (نمای کلی نبرد اهرام) نوشته لویی فرانسوا، بارون لژون، ج. ۱۸۰۸،

جمهوری چهارم فرانسه (۱۹۵۸-۱۹۴۶) 

با پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم و آزادسازی متعاقب فرانسه، جمهوری چهارم فرانسه تشکیل شد. قانون اساسی جدیدی تدوین شد که قدرت پارلمان را تقویت و نقش رئیس‌جمهور را کاهش می‌داد. جمهوری چهارم از بسیاری جهات شبیه جمهوری سوم بود — که همچنان موفق‌ترین نظام سیاسی در تاریخ فرانسه، به‌جز رژیم قدیم، به شمار می‌رود.

جمهوری چهارم با استعمارزدایی از سرزمین‌های فرانسه، رشد اقتصادی و تأسیس نهادهای سیاسی رفاه اجتماعی مشخص شد. رونق اقتصادی جهانی پس از پایان جنگ جهانی دوم، تا حدی به لطف طرح مارشال، به رشد عظیم در سراسر اروپا انجامید. رشد فرانسه، همراه با همکاری با دشمن دیرینه آلمانی، سرانجام به شکل‌گیری آنچه بعدها اتحادیه اروپا شد، منجر گردید.

جمهوری چهارم همچنین با چندین چالش سیاسی مهم مواجه شد، ازجمله جنگ الجزایر، اعتصابات کارگری و بی‌ثباتی سیاسی. جنگ الجزایر، درگیری بین فرانسه و جبهه آزادی‌بخش ملی الجزایر، هشت سال به طول انجامید و در ۱۹۵۸ به سقوط دولت منجر شد.

battle for town hall
نبرد برای تالار شهر، ۲۸ ژوئیه ۱۸۳۰، اثر ژان-ویکتور شنِتز، حدود ۱۸۳۳

جمهوری پنجم فرانسه (۱۹۵۸–تاکنون)

جمهوری پنجم فرانسه پس از جنگ استقلال الجزایر با قانون اساسی جدیدی شکل گرفت که اختیارات قابل‌توجهی به رئیس‌جمهور اعطا کرد، مجلس اعلای پارلمان را حذف نمود و شورای قانون اساسی را ایجاد کرد. ریاست‌جمهوری به کانون قدرت در دولت تبدیل شد و جایگزین نقش سنتی پارلمان گردید.

جمهوری پنجم با نهادهای پایدار، ثبات سیاسی و مشارکت فعال در امور بین‌المللی مشخص می‌شود. اجرای چندین اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، مانند توسعه دولت رفاه، قوانین برابری دستمزد و قانونی‌سازی سقط جنین، از جمله نقاط عطف سیاسی جمهوری کنونی فرانسه هستند.

با وجود پیشرفت‌ها، جمهوری پنجم با چالش‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گوناگونی مواجه بوده است. اعتراضات «جلیقه زردها» که در ۲۰۱۸ برای مطالبه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی آغاز شد، چالش‌های کنونی جمهوری را برجسته ساخت. با این حال، جمهوری پنجم که با نهادهای قدرتمند، رویه‌های دموکراتیک مستمر و تعهد پیوسته بین‌المللی مشخص می‌شود، همچنان یک قدرت برجسته جهانی باقی مانده است.

منبع: thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2264254

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین