۰ نفر
۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۳
توهین به شریعتی ادامه کار کیهان

"نقد" فقط مهارت اندیشیدن و مواجه‌ی معرفتی با ایده‌ها و اندیشه‌ها نیست، بلکه نحوه‌ای از "بودن" است. شیوه‌ای که توسط عقل نقاد از یک سو و انصاف و اخلاق از سوی دیگر، تنظیم می‌شود. "نقد"، کنش خردمندانه‌ای است برای به تعبیر عجم‌اغلو، "تخریب خلاق". اما حمله به اشخاص، کنشی برای نابودی و حذف آنانی است که قبول‌شان نداریم.

گروه اندیشه: مطلب حاضر از سوی علی زمانیان در کانال تلگرامی اش، به دنبال جدل های کلامی و توهین برخی نخبگان به دیگر اندیشمندان در این روزها نوشته شده است. در این نوشتار تلاش شده مرز میان نقد و ترور شخصیتی مشخص شود. از نظر نویسنده نقد پیشینیان و به چالش کشیدن پیش‌فرض‌ها، ضرورتی انکارناپذیر برای جلوگیری از تحجر و پویایی تفکر جامعه است. با این حال، مرز پررنگی میان نقد معرفتیِ اندیشه‌ها و تهاجم اخلاقی به شخصیت‌ها وجود دارد. برخورد مبتنی بر اهانت و برچسب‌زنی، نه نقد، بلکه سرمایه‌سوزی فرهنگی است. تخریب سرمایه‌های تاریخ‌ساز جامعه، تخریب حافظه جمعی است؛ نقد واقعی کنشی خردمندانه، اخلاقی و سازنده است، در حالی که حمله به اشخاص تنها به حذف و نابودی اندیشه می‌انجامد. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

نقد پیشینیان، ضرورت اجتناب‌ناپذیر است هم برای ساحت معرفت و هم ساحت زندگی عینی. اصلا پیشرفت بدون نقد مگر ممکن است؟ بدون واکاوی منتقدانه‌ی پیشینیان، جامعه از حرکت باز می‌ایستد و پژمرده می‌شود.

به تعبیر "آیزایا برلین" فیلسوف ": "اگر پیش فرض‌ها بررسی نشوند و همان‌طور راکد بمانند جامعه ممکن است متحجر شود. اعتقادات تصلب پیدا می‌کنند، و به صورت جزمیات در می‌آیند و قوه تخیل کج و معوج می‌شود و ادراک و تفکر از باروری می‌افتد. جامعه اگر در بستر راحت جزمیات و عقاید خشک تردیدناپذیر به خواب برود، کم‌کم می‌پوسد. اگر بنا باشد مخیله تکان بخورد و قوه‌ی فکر و ادراک بکار بیفتد و زندگی فکری و ذهنی تنزل و پسرفت نکند و طلب حقیقت، عدالت یا کمال نفس، متوقف نشود، مسلمات و پیش‌فرض‌ها باید مورد شک و سوال قرار بگیرند."

آنچه برلین بر آن تاکید دارد، نقد افکار و پیشفرض ها است، نه حمله به اشخاص. همان‌گونه که باستان‌شناس سفال را می‌کاود نه سفالگر را، نقد نیز باید لایه‌های پنهان یک اندیشه را بکاود، نه زندگی‌ صاحبِ اندیشه را. اما کاری که عموما انجام می‌دهند نه نقد، بلکه تکفیر، اهانت، برچسب زدن و اموری از این قبیل است. نقد نه این هاست، که چیز دگر است. سروش در نقد ایدئولوژی شریعتی، (حتی اگر با آن مخالف باشیم اما) دست کم یک نمونه‌ی خوبی است از نقد ایده و اندیشه‌های پیشینیان.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که کسانی به جای نقد ایده‌ها و اندیشه‌ها، به داوری اخلاقی در باره‌ی ایده‌پردازان مشغول می‌شوند. به جای ایده، صاحب ایده را مورد هدف و تهاجم قرار می‌دهند. و این، ساده‌ترین و البته خطاکارترین چیزی است که ممکن است رخ دهد. به جای نقد ایده، شخص گوینده را به لجن می‌کشند و لابد در تصور خود، چنین می‌اندیشند که ایده‌ را پاسخ گفته‌اند. آنان با چنین ترفندی، کاری می‌کنند که دیگران جسارت دفاع نداشته باشند. و این، البته نشانگر ضعف کسی است که به جای اندیشه به اندیشمند حمله می‌کند. دقیقا همان کاری است که حاکمیت فعلی با مخالف خود می‌کند. هر یک را برچسبی می‌زند و از میدان به در می‌کند.

فارغ از توصیف چنین خطایی، اما نمی‌توان از پیامد مخرب آن به آسانی عبور کرد. کارهایی شبیه آنچه غنی‌نژاد کرد، نوعی "سرمایه‌سوزی فرهنگی" محسوب می‌شود. سرمایه‌هایی که یک ملت بر هم انباشت می‌کنند و یک نفر بر آن کبریت می‌کشد. "شریعتی"، فارغ از هر نقدی که به او داشته باشیم، تاریخ یک ملت است، روایت یک نسل است، حافظه‌ی یک جریان است. وقتی شیادش می‌خوانند، تاریخ، حافظه و روایت یک نسل را مورد هدف قرار می‌دهند. نتیجه این می‌شود که فکر کنیم چه نسل ابلهی بودند آن‌هایی که شیادی با نام "شاندل"، آن‌ها را فریب می‌داده است...

کار "غنی‌نژاد"، وقتی که "شریعتی" را یک شیاد معرفی کرد، ادامه‌ی همان کاری است که "کیهان" با سرمایه‌های این مرز و بوم انجام داده و می‌دهد."نیمه‌ی پنهان" یادتان هست؟"شریعتمداری" شدن چه آسان و "منتقد" شدن چه دشوار.

"نقد" فقط مهارت اندیشیدن و مواجه‌ی معرفتی با ایده‌ها و اندیشه‌ها نیست، بلکه نحوه‌ای از "بودن" است. شیوه‌ای که توسط عقل نقاد از یک سو و انصاف و اخلاق از سوی دیگر، تنظیم می‌شود. "نقد"، کنش خردمندانه‌ای است برای به تعبیر عجم‌اغلو، "تخریب خلاق". اما حمله به اشخاص، کنشی برای نابودی و حذف آنانی است که قبول‌شان نداریم.

۲۱۶۲۱۶
 

کد مطلب 2264312

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

آخرین اخبار