گروه اندیشه: این متن که به قلم رابرت ف. ورث نویسنده نشریه آتلانتیک و از مدیران سابق نیویورک تایمز در تاریخ ۱۰ ژوئیۀ ۲۰۲۶ منتشر شده، به بررسی پدیدهی نوظهور «تجمعات خیابانی نوجوانان» (Teen takeovers) در کلانشهرهای آمریکا میپردازد؛ رویدادهایی که با یک فراخوان ساده در شبکههای اجتماعی آغاز شده، اما اغلب به خشونت، نزاعهای دستهجمعی و ایجاد رعب در فضاهای عمومی میانجامند. بررسی حادثه رستوران چیپوتلی در واشنگتن دی.سی نشان میدهد که چگونه این گردهماییهای بهظاهر تفریحی، ظرف چند ثانیه به بستری برای خشونت تبدیل میشوند.
بر اساس گزارش آتلانتیک، این پدیده ابعادی فراتر از ناامنی شهری یافته و به موضوعی جنجالی در منازعات سیاسی مبدل شده است؛ محافظهکاران و چهرههای راستگرا مانند دونالد ترامپ آن را نشانهی «قانونشکنی شهری» و ناکارآمدی مدیریت دموکراتها میدانند، در حالی که تحلیلگران چپ و جامعهشناسانی چون رابرت سمپسون، آن را پیامد تحولات فناوری، ناکامیهای ساختاری دولتهای محلی و کمبود فضاهای عمومی مناسب برای نسل جدید تلقی میکنند.
نویسنده هشدار میدهد که تا زمان مشخص نشدن علت ریشهای — اعم از جبر تکنولوژیک یا بحرانهای عمیقتر اجتماعی — اختلال در زیست شهری و استفادهی تبلیغاتی از ناامنی نوجوانان ادامه خواهد داشت.
نویسنده یادآور می شود که این تجمعات معمولاً با یک پست ظاهراً بیخطر در شبکههای اجتماعی آغاز میشوند؛ مثلاً فراخوانی از نوجوانان برای «جمع شدن دور هم» و «رقص و پایکوبی»، همانطور که در یکی از اعلامیههای آنلاین آمده بود. این پستها دستبهدست در اینترنت میچرخند و طولی نمیکشد که انبوهی از جوانان به سمت یک میدان شهری یا پارک سرازیر میشوند و اغلب موجب ترس و لرز هر بزرگسالی میشوند که از آن حوالی میگذرد. جیدن، نوجوان ۱۷ سالهای که میگوید در بسیاری از این تجمعات حضور داشته، به من گفت: «تجمعات خیابانی نوجوانان (Teen takeovers) میتواند مثل یک مهمانی خیابانی آزاد "فوقالعاده" باشد، اما فقط تا زمانی که درگیری و دعوا شروع نشده است.»
سازمان غیرانتفاعی «با هم برمیخیزیم » نشستی دربارهٔ این «تسخیرهای نوجوانانه» و بزهکاری نوجوانان برگزار کرد. شرکتکنندگان ترکیبی بودند از والدین، فعالان محلی، یکی از اعضای شورای شهر و یک مأمور پلیس. تقریباً همهٔ حاضران اتفاق نظر داشتند که رسانهها موضوع «تسخیرها» را بیشازحد پوشش دادهاند، اما اغلب معتقد بودند که این مشکل واقعاً وجود دارد. اما دربارهٔ راهحلهای احتمالی اتفاق نظری دیده نمیشد. برخی چنین گردهمآییهایی را حاصل تربیت بد پدر و مادرها میدانستند؛ در میان جریانهای چپ، بارها این ایده مطرح شده است که این پدیده بیش از آنکه حاصل شکست والدین در تربیت فرزندان باشد، نشانهٔ ناکامی دولت محلی است. رابرت جی. سمپسون، جامعهشناس دانشگاه هاروارد نیز به من گفت: «تسخیرهای نوجوانانه محصول دگرگونی در فناوری هستند. به نظر میرسد به احتمال زیاد، خودِ فناوری نیز راهحل این مسئله را فراهم خواهد کرد».
از نظر رابرت ف ورث همین درگیریهاست که موضوع تجمعات خیابانی نوجوانان را در ماههای اخیر تا این حد جنجالی و دو قطبی کرده است. در واشنگتن دی.سی، پس از درگیری در یک شعبه از رستوران چلیپوتلی (Chipotle) در محله نیوییارد در ماه مه، این موضوع دوباره برجسته شد. ظرف چند ثانیه، این جنجال به یک دعوای خشن و دستهجمعی تبدیل شد که در آن گروهی از پسران جوان با هودیهای مشکی به سمت یکدیگر مشت میانداختند و صندلیهای چوبی را به سوی یکدیگر پرتاب میکردند. سایر مشتریان در گوشهها کز کرده بودند، در حالی که جمعیت زیادی پشت پنجرهها در بیرون تجمع کرده، جیغ میزدند و با گوشیهای خود از صحنه فیلم میگرفتند. تا زمان رسیدن پلیس، طرفین دعوا گریخته و در تاریکی شب میان جمعیت فشرده دیگر جوانان ناپدید شده بودند.
نویسنده تاکید می کند که اصطلاح «تجمع خیابانی نوجوانان» چند سال پیش، زمانی که این رویدادها در شیکاگو، آتلانتا، تامپا و چند شهر دیگر آغاز شد، رواج یافت. نزاع در رستوران چیپوتلی کمتر از یک دقیقه طول کشید و کسی آسیب جدی ندید، اما شدت و خشونت آن باعث شد مجریان و چهرههای تأثیرگذارِ جناح راست (محافظهکاران)، از نوع جدیدی از قانونشکنی شهری سخن بگویند که به زعم آنها ناشی از سیاستهای اجتماعی لیبرالهاست. وبسایت دیلیوایر (The Daily Wire) گزارش داد: «تجمعات خیابانی نوجوانان، شهرهای تحت مدیریت دموکراتها در سراسر کشور، از جمله پایتخت را گرفتار خود کرده است.» مایک لی، سناتور جمهوریخواه از ایالت یوتا، به «خشونت باندهای نوجوانی» بهعنوان دلیلی برای سلب حق خودگردانی از واشنگتن دی.سی استناد کرده است. دونالد ترامپ نیز در ماه مه در شبکه اجتماعی تر Papای (Truth Social) ابراز نظر کرد: «تجمع خیابانی نوجوانان در شیکاگو؛ پنج مامور پلیس بهشدت مجروح شدند. شهردار و فرماندار افتضاح هستند؛ باید تقاضای کمک کنند!»
اما راهحل، در نهایت، به علت ریشهای این پدیده بستگی دارد. اگر «تسخیرها» در اصل محصول اپلیکیشنها باشند، شاید فناوری بهتر همان چیزی باشد که به آن نیاز داریم. اما اگر این پدیده نشانهای از مشکلات عمیقتر در نسل کنونی نوجوانان باشد، احتمالاً ادامه خواهد یافت؛ حتی اگر با نامی دیگر شناخته شود.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما