ترومای جمعی؛وقتی یک زخم اجتماعی تبدیل به داستان سینه به سینه می شود

تلاش برای معنابخشی است که حادثه را به بخشی از هویت، داستان‌های سینه‌به‌سینه و نگاه آن جامعه به آینده تبدیل می‌کند.​پژوهش‌های اخیر هم دقیقاً دست روی همین ابعاد پنهان گذاشته‌اند. مثلاً در مطالعه‌ای که کرش و هران (۲۰۲۵) روی تجربه مهاجران اجباری انجام دادند، مشخص شد که ترومای جمعی چطور می‌تواند نسل به نسل منتقل شود.

گروه اندیشه: فرزانه میرزایی دانشجوی دکتری روان شناسی و عضو انجمن روان شناسی اجتماعی ایران در یادداشتی کوتاه که در سایت این انجمن منتشر شده به ترومای جمعی و زخم های یک جامعه می پردازد. این یادداشت را در ادامه می خوانید: 

****

وقتی صحبت از «تروما» می‌شود، اغلب ما یاد آسیب‌های فردی و زخم‌های درونی یک انسان می‌افتیم؛ اما در رویدادهایی مثل جنگ، خشونت‌های سازمان‌یافته یا آوارگی، آسیب در مرزهای روح یک فرد باقی نمی‌ماند.

گاهی سنگینی یک فاجعه آن‌قدر زیاد است که تمام پایه‌های امنیت، احساس تعلق، هویت و حتی درک مشترک یک جامعه از گذشته و آینده‌اش را متزلزل می‌کند. روان‌شناسی اجتماعی روی این آسیب دست می‌گذارد و آن را «ترومای جمعی» می‌نامد.

​به تعبیر هیرشبرگر (۲۰۱۸)، ترومای جمعی اتفاقی نیست که با گذر زمان در گذشته تمام شود؛ بلکه آهسته و پیوسته وارد «حافظه جمعی» یک گروه می‌شود. مردم دور هم جمع می‌شوند، روایت می‌سازند و تلاش می‌کنند برای این رنج مشترک معنایی پیدا کنند.

همین تلاش برای معنابخشی است که حادثه را به بخشی از هویت، داستان‌های سینه‌به‌سینه و نگاه آن جامعه به آینده تبدیل می‌کند.​پژوهش‌های اخیر هم دقیقاً دست روی همین ابعاد پنهان گذاشته‌اند. مثلاً در مطالعه‌ای که کرش و هران (۲۰۲۵) روی تجربه مهاجران اجباری انجام دادند، مشخص شد که ترومای جمعی چطور می‌تواند نسل به نسل منتقل شود.

اما در عین حال، چطور گروه‌های انسانی در دل همین رنج‌ها، راه‌هایی برای تاب‌آوری و «شفای جمعی» پیدا می‌کنند.​شاید وقت آن رسیده که در مواجهه با بازماندگان رنج‌های بزرگ، فقط نپرسیم «این فرد چه آسیبی دیده؟»، بلکه نگاه‌مان را گسترده‌تر کنیم و بپرسیم: «این تجربه چطور احساس امنیت، پیوند او با دیگران و اهدافش را برای فردا دستخوش تغییر کرده است؟»

عبور از نگاه صرفاً فردی و توجه به این لایه عمیقِ اجتماعی، دقیقاً همان حلقه‌ مفقوده‌ای است که می‌تواند مداخلات روان‌شناختی ما را مؤثرتر و انسانی‌تر کند.
 ​منابع:

۱-Hirschberger, G. (۲۰۱۸). Collective trauma and the social construction of meaning. Frontiers in Psychology, ۹, ۱۴۴۱.

۲-Kirsch, J., & Haran, H. (۲۰۲۵). Collective trauma in the forced migration context: A scoping review. Transcultural Psychiatry, ۶۲(۵), ۶۱۳–۶۲۴.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2265844

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 1 =

آخرین اخبار