۰ نفر
۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۶
آیا سخن گفتن از هزینه‌های جنگ، تسلیم‌طلبی است؟

در ساعات گذشته، بخشی از سخنان محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، در فضای مجازی دست‌به‌دست شده است؛ آنجا که می‌گوید اگر می‌دانست آمریکا در جریان جنگ رهبر انقلاب را به شهادت می‌رساند، حاضر بود از غنی‌سازی دست بردارد.

این جمله خیلی زود از زمینه سخن جدا شد و به عنوان نشانه‌ای از «تسلیم‌طلبی»، بی‌اعتقادی به استقلال کشور و حتی همسویی با دشمن بازخوانی شد.

جمله قائم‌پناه، به‌ویژه در موضوعی چنین حساس، می‌توانست دقیق‌تر بیان شود. اما آنچه او بیان کرده، پیشنهاد رسمی برای تعطیلی برنامه هسته‌ای یا روایت تصمیمی واقعی در ساختار سیاسی کشور نبود. او با آگاهی امروز درباره تصمیم دیروز سخن گفته و کوشیده سنگینی هزینه جنگ را توضیح دهد؛ هزینه‌ای که البته به شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان و رزمندگان محدود نماند و جان شهروندان، صنایع، پالایشگاه‌ها، شبکه برق و فرصت‌های شغلی کشور را نیز دربرگرفت. محور اصلی سخنان او، ضرورت سنجیدن هزینه‌ها در تصمیم‌گیری سیاسی بود.
 

بازخوانی منصفانه سخنان قائم‌پناه به شنیدن همان یک جمله محدود نمی‌شود. او در همان سخنرانی از آمادگی خود برای شهادت و حتی «قطعه‌قطعه‌شدن» گفته و تأکید کرده است که از ایران دست نخواهد کشید. کنار هم قراردادن این دو فراز، تصویر روشن‌تری از مقصود او به دست می‌دهد: ایستادن پای ایران و در همان حال، یافتن راهی که کشور برای تحقق اهداف خود هزینه‌ای بیش از ضرورت نپردازد.

می‌توان با این ارزیابی مخالف بود. می‌توان استدلال کرد که عقب‌نشینی در برابر آمریکا از جنگ جلوگیری نمی‌کرد یا امتیاز در موضوع هسته‌ای، مطالبه‌های تازه‌ای درباره توان دفاعی و دیگر مؤلفه‌های قدرت ایران به دنبال می‌آورد. اینها موضوعات مهمی برای یک بحث جدی سیاسی‌اند. اما تبدیل چنین بحثی به مسابقه‌ای برای اثبات وفاداری و متهم‌کردن یک مقام دولتی به خیانت، صورت مسئله را تغییر می‌دهد و امکان گفت‌وگو درباره نسبت اهداف ملی و هزینه‌های تحقق آنها را از میان می‌برد.
 

دو گزاره می‌توانند همزمان معتبر باشند: آمریکا و اسرائیل مسئول مستقیم جنگ و شهادت رهبر انقلاب‌اند؛ سیاست‌گذار ایرانی نیز وظیفه دارد درباره راه‌های کاهش هزینه‌ها، جلوگیری از جنگ و حفظ ظرفیت‌های کشور پاسخ‌گو باشد. محکوم‌کردن متجاوز، تصمیم‌های داخلی را از ارزیابی بی‌نیاز نمی‌کند و نقد سیاست‌های گذشته نیز به معنای تبرئه دشمن نیست.


در سخنان منتشرشده، قائم‌پناه ارزش صنعت هسته‌ای یا حقوق ایران را انکار نکرده و از تصمیم تازه‌ای در دولت خبر نداده است. او یک داوری شخصی و پسینی را با عبارتی صریح مطرح کرده است. نقد آن عبارت حق منتقدان است؛ اما نسبت‌دادن نیات اثبات‌نشده، حمله به خانواده و جایگزین‌کردن ناسزا به جای استدلال، نسبتی با نقد سیاسی ندارد.


ایران پس از تجربه جنگ، بیش از هر زمان دیگری به صورت‌بندی دقیق پرسش‌های خود نیاز دارد: چگونه می‌توان حقوق و قدرت بازدارندگی کشور را حفظ کرد و همزمان هزینه‌های قابل اجتناب را از دوش مردم برداشت؟ عبارت قائم‌پناه می‌توانست صیقل‌خورده‌تر باشد، اما پرسشی که پشت آن قرار دارد با جنجال و برچسب‌زنی از میان نمی‌رود.

1717

کد مطلب 2266625

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین