چگونه فرزندانمان را در عصر فتنه تربیت کنیم؟ ۴ کلیدواژه‌ای که والدین نباید فراموش کنند

در روزگاری که کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری در معرض شبکه‌های اجتماعی، محرک‌های رسانه‌ای و آسیب‌های فرهنگی قرار دارند، تربیت دیگر با توصیه‌های مقطعی پیش نمی‌رود. حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی با ترسیم چهار سبد تربیتی، از خودسازی و زمانه‌شناسی تا وقت‌گذاری، صبر، امید، توکل و توسل را به‌عنوان الزامات تربیت نسل امروز مطرح می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزگاری که هجمه‌های رسانه‌ای و شبیخون‌های فرهنگی پیچیده‌تر از گذشته شده‌اند، دیگر نمی‌توان تربیت فرزندان را تنها با توصیه‌های سطحی یا روش‌های سنتی پیش برد. رویارویی با مسائل تربیتی امروز، از موضوع سن ازدواج گرفته تا طوفان فضای مجازی، نیازمند یک نقشه راه توحیدی است؛ نقشه‌ای که از پذیرش ربوبیت خداوند، خودسازی و شناخت دقیق زمانه آغاز شود و با وقت‌گذاری، صبر، امید، توکل و توسل به مقصد برسد.

خانواده‌ها امروز در شرایطی زندگی می‌کنند که مرزهای فرهنگی تا حد زیادی از میان رفته و کودکان و نوجوانان، بدون واسطه در معرض انواع محرک‌ها، آلودگی‌ها و آسیب‌های فضای مجازی قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، «تربیت جنسی» دیگر مسئله‌ای انتخابی و فرعی نیست؛ بلکه ضرورتی حیاتی برای صیانت از سلامت نسل آینده به شمار می‌رود. غفلت در این زمینه می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد؛ به‌ویژه آنکه دشمن با برنامه‌ریزی گسترده، غرایز و تمایلات جوانان را هدف قرار داده است.

بنابر روایت حوزه، در همین راستا، حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی درباره این موضوع مهم، نکات عمیق و راهگشایی را مطرح کرده‌اند که با احترام و با هدف بهره‌مندی خانواده‌ها و دغدغه‌مندان عرصه تربیت، در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

برای ورود به بحث تربیت، نخست باید اصل ربوبیت و مالکیت خداوند را پذیرفت. این مسئله صرفاً یک بحث ذهنی و نظری نیست، بلکه باوری است که باید در رفتار و عمل انسان خود را نشان دهد. قرآن کریم و روایات فراوان، بر ربوبیت، مالکیت و فرمانروایی مطلق خداوند تأکید کرده‌اند و تکرار این مسئله نشان می‌دهد که با یکی از بنیادی‌ترین اصول تربیت روبه‌رو هستیم.

باید باور کنیم که این جهان خالقی دارد که تنها آفریننده آن نیست، بلکه رب و پروردگار آن نیز هست. همه موجودات، پروردگار، مالک، صاحب اختیار و مدبری دارند.

خداوند، خالقی نیست که جهان را آفریده و سپس آن را به حال خود رها کرده باشد تا همه چیز به شکل خودکار پیش برود. ما «رب» داریم؛ یعنی مالک، مدبر، صاحب اختیار و همه‌کاره داریم. پیام مشترک همه پیامبران نیز همین بوده است:

«اِنَّ اللهَ رَبّی وَ رَبُّکُم»

خدا رب ماست، صاحب ماست و چون پروردگار ماست، باید او را بندگی کنیم.

هنگامی که در مسیر تربیت خود و دیگران، ربوبیت الهی را می‌پذیریم، در حقیقت قبول کرده‌ایم خدایی که ما را آفریده، مالک و مدبر و صاحب اختیار ماست. بنابراین طبیعی است که برای تربیت ما نیز طرح و برنامه داشته باشد. قابل اعتمادترین نقشه تربیتی، همان نقشه‌ای است که خالق انسان برای او ترسیم کرده است؛ زیرا او بهتر از هرکس مخلوق خود را می‌شناسد.

پس اگر می‌خواهیم در عرصه تربیت، به‌ویژه تربیت جنسی، به ریشه و اصل مسئله برسیم، باید سراغ تربیت توحیدی و برنامه‌ای برویم که خالق و رب انسان برای او ارائه کرده است. هر طرح دیگری که از این نقشه فاصله بگیرد، می‌تواند نسخه‌ای بدلی و انحرافی باشد؛ مسئله‌ای که متأسفانه امروز نمونه‌های آن در بازار تربیت کم نیست.

ستون‌های استوار تربیت
نکته نخست: پذیرش ربوبیت الهی

نخستین اصل این است که خدایی داریم که رب ماست و برای تربیت، نقشه و برنامه ارائه کرده است. اگر می‌خواهیم تربیت را به‌درستی مدیریت کنیم، باید مطابق همان نقشه حرکت کنیم. در تربیت جنسی نیز اگر خداوند برای حفظ امنیت اخلاقی و جنسی فرد و جامعه راهکاری تعیین کرده است، باید آن را پذیرفت و به آن عمل کرد.

نکته دوم: سرمایه‌ای به نام فطرت
دومین اصل آن است که در تربیت باید سرمایه بزرگی به نام «فطرت» را نیز به رسمیت بشناسیم. بر اساس جهان‌بینی قرآن و روایات، انسان با فطرتی الهی و دست‌نخورده وارد دنیا می‌شود.

انسان، برخلاف دیدگاهی که او را یک لوح سفید و فاقد هرگونه پیش‌فرض می‌داند، از ابتدا دارای سرمایه‌ای درونی است. خداوند انسان را بر اساس فطرت آفریده است:

«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»

تمام انسان‌ها با شناخت و گرایش به خداوند و امور الهی آفریده شده‌اند. فطرت، یکی از سرمایه‌های ارزشمند و الهی است که در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است.

وقتی بدانیم انسان با چنین فطرتی متولد می‌شود، نگاه ما به تربیت نیز تغییر می‌کند. دیگر تصور نمی‌کنیم که تربیت را از صفر و با دست خالی آغاز کرده‌ایم. فرزند یا شاگردی که در اختیار ماست، سرمایه‌ای بزرگ به نام فطرت دارد؛ خدا را می‌شناسد، به سوی او گرایش دارد و نسبت به امور الهی تمایل نشان می‌دهد. ایمان برای او مطلوب و کفر، فسق و فجور با سرشت الهی او ناسازگار است.

این سرمایه آن‌قدر مهم است که در مواجهه با هجمه‌های سنگین فرهنگی و جنسی، مانع از ناامیدی مربی می‌شود. وقتی بدانیم خداوند چنین سرمایه‌ای را در درون انسان قرار داده است، دیگر نباید در برابر شبیخون‌های فرهنگی دست تسلیم بالا ببریم.

بسیاری از کسانی که امروز از تربیت نوجوانان و جوانان ناامید شده‌اند و تصور می‌کنند دیگر نمی‌توان آنان را از این گرداب نجات داد، در حقیقت از سرمایه‌ای مهم به نام «فطرت» غافل مانده‌اند.

نکته سوم: هدف نهایی، بندگی خداست
در فرآیند تربیت باید هدف نهایی را «بندگی و عبودیت» قرار داد. قرآن کریم در یکی از روشن‌ترین آیات درباره فلسفه آفرینش می‌فرماید:

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)

خداوند فلسفه خلقت انسان را بندگی و عبودیت معرفی کرده است.

بنابراین انسان در این دنیا شأنی جز بندگی ندارد. تربیت نیز بخشی از همین بندگی است. بندگی تنها به نماز، روزه، حج و زیارت محدود نمی‌شود؛ انسان در عرصه تربیت نیز بنده خداست.

اما عبد بودن در میدان عمل چه معنایی دارد؟

همان‌گونه که انسان برای نماز ابتدا دستور الهی را می‌شناسد، زمان و کیفیت آن را درمی‌یابد و سپس در زمان مقرر به آن عمل می‌کند، در تربیت نیز باید ابتدا خواست و رضایت پروردگار را بشناسد و سپس به وظیفه خود عمل کند.

حقیقت بندگی در دو مرحله خلاصه می‌شود: «تشخیص وظیفه» و «انجام وظیفه».

در تربیت فرزند، تربیت اخلاقی و تربیت جنسی نیز همین قاعده برقرار است. ابتدا باید تکلیف الهی را بشناسیم و سپس همان تکلیف را اجرا کنیم. وظیفه ما همین است و نباید از این محدوده فراتر برویم؛ به‌خصوص نباید در عرصه هدایت و تربیت، خود را در جایگاه خداوند قرار دهیم.

والدی که اصرار دارد حتماً نتیجه‌ای مشخص و از پیش تعیین‌شده از تربیت فرزندش به دست آورد، در واقع وارد حوزه‌ای شده که متعلق به او نیست. مگر والد، همه‌کاره عالم است؟ مگر تنها عامل مؤثر در تربیت فرزند اوست؟

خیر؛ والد، بنده است. خداوند از او خواسته است فرزندش را به شیوه‌ای مشخص تربیت کند و برای جلوگیری از آسیب‌های اخلاقی و جنسی، وظایفی را بر عهده بگیرد. بنابراین وظیفه والد، انجام درست تکلیف است، نه تضمین نتیجه.

بخش مهمی از اضطراب‌های بیهوده، یأس‌ها، دست‌وپا زدن‌های بی‌ثمر و از دست رفتن انگیزه، از همین جا ناشی می‌شود؛ اینکه انسان مسئولیت‌هایی را بر دوش خود می‌گذارد که اساساً در محدوده بندگی او نیست.

ما باید وظیفه خود را انجام دهیم و نتیجه را به خدا بسپاریم.

بخش دوم: پیش‌نیازهای تربیت
نخستین پیش‌نیاز؛ ابتدا خودت را تربیت کن

کسی که قصد تربیت دیگران را دارد، پیش از هر چیز باید خودش را تربیت کرده باشد.

پدر و مادر، معلم، روحانی، استاد دانشگاه، فعال فرهنگی یا امام جماعت، پیش از آنکه وارد میدان تربیت دیگران شوند، باید مسیر خودسازی را طی کنند؛ زیرا «ذات نایافته از هستی‌بخش، کی تواند که شود هستی‌بخش».

مربی باید برای تهذیب نفس، اصلاح درون و خودسازی زمان بگذارد تا شخصیت او رنگ الهی پیدا کند. هرچه مسئولیت تربیتی سنگین‌تر باشد، نیاز او به روحی قوی‌تر نیز بیشتر است. این مسیر با دشواری‌ها و موانع متعددی همراه است و بدون استقامت روحی نمی‌توان در آن دوام آورد.

روح ضعیف در برابر چنین فشارهایی فرو می‌شکند. تربیت، جاده‌ای صاف و بدون مانع نیست؛ فراز و فرود و حتی پرتگاه دارد. برای عبور از این مسیر باید روحی محکم و بزرگ ساخت.

تقویت روح نیز جز با تهذیب نفس، ارتباط مستمر با خدا، توسل به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و انجام دقیق وظایف بندگی امکان‌پذیر نیست.

اثرگذاری مربی بر دیگران نیز تا حد زیادی به همین تهذیب نفس وابسته است. فردی که خودش در برابر کشش‌ها و غرایز نیرومند توان مقاومت ندارد، نمی‌تواند در تربیت دیگران اثرگذاری عمیقی داشته باشد.

وقتی مربی خود را اصلاح و به خدا نزدیک کند، سخنش می‌تواند بر نوجوانی که در محاصره جذابیت‌های فضای مجازی، فیلم‌های مستهجن و ارتباطات ناسالم قرار گرفته است، اثر بگذارد. کلام اثرگذار، باید از وجودی برخاسته باشد که با خداوند پیوند دارد.

پدران و مادران هرقدر فضای تربیتی امروز را دشوارتر می‌بینند، باید بر سحرخیزی، انس با قرآن و ارتباط قلبی با امام زمان(عج) بیفزایند. مراقبت از زبان، کنترل نگاه، اصلاح اخلاق و انجام دقیق وظایف عبادی، از الزامات این مسیر است.

دومین پیش‌نیاز؛ آگاهی و بصیرت
ورود به میدان تربیت بدون معرفت و بصیرت، خطرناک است. امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) خطاب به کمیل می‌فرمایند:

«مَا مِنْ حَرَکَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَی مَعْرِفَةٍ»

هیچ حرکتی نیست مگر اینکه در آن به معرفت نیاز داشته باشی.

برای پیمودن هر مسیری، باید ابتدا راه را شناخت. هرچه مسیر حساس‌تر و پیامدهای اشتباه در آن سنگین‌تر باشد، اهمیت داشتن نقشه راه نیز بیشتر می‌شود.

گاهی تربیت را بیش از اندازه ساده می‌گیریم؛ درست مانند فردی که بدون راهنما وارد کویر شود و تصور کند چون مسیر رفتن را بلد است، راه برگشت را نیز پیدا خواهد کرد. کافی است باد بوزد تا ردپاها از بین بروند و فرد در میانه کویر سرگردان شود.

تربیت، به‌ویژه تربیت جنسی، چنین وضعیتی دارد. اگر بصیرت نداشته باشیم و نقشه تربیتی دین را نشناسیم، به‌راحتی در دام نسخه‌های بدلی و ظاهراً جذاب گرفتار می‌شویم.

امروز دوره‌ها و نسخه‌های مختلفی در حوزه تربیت عرضه می‌شود و گاهی مردم برای آموزه‌هایی هزینه‌های سنگین می‌پردازند که مبنای درستی ندارند. آیا می‌توان در مسئله‌ای به این مهمی، فرزند را به دست هر نسخه‌ای سپرد؟

فرزند، امانت الهی است و تشخیص نسخه درست از نادرست نیازمند بصیرت و شناخت عمیق است.

والدین باید اهل مطالعه آثار دینی معتبر باشند. حتی کتاب‌هایی که مستقیماً درباره روش‌های تربیتی نیستند اما مبانی فکری را اصلاح می‌کنند، می‌توانند بسیار راهگشا باشند. مطالعه آثار شهید مطهری نیز می‌تواند به والدین کمک کند تا ملاک‌ها و چارچوب‌های اصیل تربیت را بشناسند.

زمانه‌شناسی و شناخت موانع
یکی دیگر از پیش‌نیازهای مهم تربیت، شناخت زمانه و موانع موجود در مسیر است.

برای موفقیت در تربیت فرزندان امروز باید بدانیم آنان در چه فضایی زندگی می‌کنند. برخی والدین بدون شناخت فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌های جدید وارد میدان تربیت می‌شوند؛ در حالی که بسیاری از این بسترها در گذشته اصلاً وجود نداشته‌اند.

مربی باید هم زمانه را بشناسد و هم دشمن را. شیطان گاهی مسیر انحراف را آن‌قدر زیبا و آراسته نشان می‌دهد که تشخیص حقیقت از باطل دشوار می‌شود.

اگر دین را درست نشناسیم و زمانه را نیز نشناسیم، ممکن است نسخه‌هایی غیردینی را تنها با عنوان «اقتضائات زمانه» بپذیریم.

برای نمونه، مسئله افزایش سن ازدواج را در نظر بگیرید.

امروز گفته می‌شود میانگین سن ازدواج پسران به حدود ۲۸ تا ۳۰ سال رسیده است و بسیاری نیز سن ۲۲ تا ۲۴ سالگی را سن مطلوب ازدواج می‌دانند.

اما باید پرسید این بازه سنی بر چه مبنایی تعیین شده است؟

پسران امروز گاهی در ۱۲ یا ۱۳ سالگی به بلوغ می‌رسند. اگر قرار باشد تا ۲۴ سالگی ازدواج نکنند، فاصله‌ای حدود دوازده سال میان بلوغ و ازدواج ایجاد می‌شود. آیا انسان به‌طور معمول می‌تواند در تمام این مدت و در برابر فشارهای غریزی و محیطی، چنین خویشتن‌داری‌ای داشته باشد؟

گاهی این فاصله با توجیه‌هایی مانند ضرورت تحصیل دانشگاهی، گذراندن سربازی یا پیدا کردن شغل مناسب، امری طبیعی جلوه داده می‌شود و بدون بررسی دقیق، به‌عنوان یک اصل پذیرفته می‌شود.

اما باید این مسئله را بر اساس دین بررسی کرد. آیا دین واقعاً گفته است که فرد باید ابتدا دانشگاه برود، سپس سربازی را تمام کند، شغل مناسب پیدا کند و بعد ازدواج کند؟

بحث تفصیلی این مسئله مجال دیگری می‌طلبد؛ اما نکته مهم این است که مربی باید شرایط زمانه و فتنه‌های موجود را بشناسد. اگر کسی اقتضائات امروز، آسیب‌ها و ابتلائات این دوره را درست درک کند، دیگر فاصله طولانی میان بلوغ و ازدواج را مسئله‌ای ساده تلقی نخواهد کرد.

چگونه فرزندانمان را در عصر فتنه تربیت کنیم؟ ۴ کلیدواژه‌ای که والدین نباید فراموش کنند

در نتیجه، سه پیش‌نیاز اصلی تربیت عبارت‌اند از:

۱. خودتربیتی: کسی که می‌خواهد دیگران را تربیت کند، ابتدا باید خودش را اصلاح و تهذیب کند.

۲. کسب آگاهی و بصیرت: مربی باید دانش لازم و نقشه راه دینی را به دست آورد.

۳. زمانه‌شناسی و دشمن‌شناسی: مربی باید شرایط روز، موانع و روش‌های دشمن برای ایجاد انحراف را بشناسد.

اما پس از این مبانی و پیش‌نیازها، باید وارد «میدان عمل» شد.

سبد سوم؛ الزامات میدان عمل
وقت‌گذاری و استمرار؛ شرط اساسی تربیت
نخستین اصل عملی این است که برای تربیت باید وقت گذاشت.

تربیت یک فرآیند فوری و دستوری نیست. تربیت، جریانی تدریجی، مستمر و مرحله‌به‌مرحله است. برای رسیدن به قله‌های تربیتی، مربی باید صبر کند، زمان اختصاص دهد و همراه متربی قدم‌به‌قدم حرکت کند.

شاید این سخن صریح باشد، اما باید آن را روشن گفت:

پدر و مادر عزیزی که نگران تربیت فرزند خود هستید اما حاضر نیستید برای او وقت بگذارید، نباید انتظار داشته باشید تربیت به‌درستی اتفاق بیفتد.

تربیت بدون زمان گذاشتن امکان‌پذیر نیست.

والدین علاوه بر آگاهی، باید برای انتقال ارزش‌ها، ایجاد انگیزه و حل مشکلات رفتاری فرزندان، زمان باکیفیت اختصاص دهند.

یکی از زمینه‌های انحرافات اخلاقی و جنسی، فراغت بی‌هدف و بیکاری است. وقتی گفته می‌شود برای فرزند فعالیت مفید ایجاد کنید، برخی می‌پرسند چگونه چنین کاری انجام دهیم؟

پاسخ این است که همین کار نیازمند وقت گذاشتن والدین است.

نمی‌توان برای فرزند هیچ برنامه‌ای نداشت و بعد برای پر کردن خلأ، گوشی یا تبلت را در اختیار او گذاشت تا ساعت‌ها با بازی‌های رایانه‌ای یا شبکه‌های اجتماعی سرگرم باشد و این را «پر کردن اوقات فراغت» نامید.

این فعالیت لزوماً مفید نیست.

کودک و نوجوان باید به سمت فعالیت‌های واقعی و سازنده هدایت شود. حتی از سن مشخصی، به‌خصوص درباره پسران، حضور در محیط‌های واقعی کار و اجتماع می‌تواند زمینه مسئولیت‌پذیری، تلاش و شناخت زندگی را فراهم کند. فراغت رهاشده و بطالت، بستر مناسبی برای شکل‌گیری بسیاری از آسیب‌های اخلاقی و جنسی است.

اما ایجاد چنین بستری نیز بدون وقت گذاشتن والدین ممکن نیست.

برخی والدین می‌گویند وقت نداریم؛ اما وقتی میزان استفاده خودشان از شبکه‌های اجتماعی را بررسی می‌کنند، متوجه می‌شوند روزانه دو یا سه ساعت از وقتشان در این فضا سپری می‌شود.

پس چگونه برای شبکه‌های اجتماعی وقت داریم اما برای فرزندمان نداریم؟

اگر همین زمان به شکل مدیریت‌شده کاهش پیدا کند و حتی بخشی از آن به گفت‌وگو، همراهی و حضور مؤثر کنار فرزند اختصاص یابد، تغییر بزرگی ایجاد خواهد شد.

وقت گذاشتن برای فرزند یک تعارف نیست؛ یک راهبرد تربیتی است.

باید با فرزند حرف زد، برای او قصه خواند، از دانسته‌ها و مطالعات خود برایش گفت، حدیث خواند و با او با قرآن انس گرفت. این‌ها فقط فعالیت‌های فرهنگی نیستند؛ ابزارهایی برای انتقال معرفت و ایجاد پیوند عاطفی‌اند.

بسیاری از والدین دائماً می‌گویند «وقت ندارم»، اما وقتی فرزندشان دچار خطای تربیتی یا انحراف اخلاقی می‌شود، به‌شدت دچار اضطراب و ناراحتی می‌شوند.

باید به این والدین یادآوری کرد که تربیت، بدون وقت گذاشتن ممکن نیست.

چگونه فرزندانمان را در عصر فتنه تربیت کنیم؟ ۴ کلیدواژه‌ای که والدین نباید فراموش کنند

دشمن برای تأثیرگذاری بر فرزندان ما برنامه‌ریزی می‌کند و وقت می‌گذارد؛ پس چگونه ما برای حفظ امانت‌های الهی، زمان کافی اختصاص نمی‌دهیم؟

صبر؛ ستون قوام تربیت
پس از وقت‌گذاری، دومین ضرورت میدان عمل «صبر» است.

صبر یکی از مهم‌ترین ابزارهای تربیت است. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) جایگاه صبر در کارها را مانند جایگاه سر در بدن دانسته‌اند. همان‌گونه که بدن بدون سر حیات و حرکت ندارد، کار بدون صبر نیز استحکام و دوام نخواهد داشت.

تربیت با عجله سازگار نیست.

اگر انتظار داریم امروز یک نسخه تربیتی دریافت کنیم و فردا نتیجه آن را در رفتار فرزند ببینیم، اساساً معنای فرآیند تربیت را درست درک نکرده‌ایم.

تربیت یعنی تغییر در نگاه، باور، رفتار و علاقه‌ها و چنین تغییراتی یک‌شبه ایجاد نمی‌شوند.

عجله باعث می‌شود برای نتیجه، یک زمان غیرواقعی تعیین کنیم. وقتی در آن بازه کوتاه نتیجه‌ای حاصل نشد، ناامید می‌شویم و انگیزه را از دست می‌دهیم.

باید با صبر و استقامت، مرحله‌به‌مرحله حرکت کرد.

اگر مثلاً یک فرآیند تربیتی واقعاً به دو ماه زمان نیاز داشته باشد اما والد انتظار داشته باشد ظرف دو هفته نتیجه بگیرد، احتمالاً از هفته سوم دچار سستی می‌شود و در هفته چهارم کار را کنار می‌گذارد.

پس باید زمان را واقع‌بینانه دید؛ تربیت زمان می‌برد.

امید؛ موتور حرکت در تربیت
سومین لازمه میدان عمل، «امید» است.

ناامیدی از خطرناک‌ترین دام‌های شیطان است. ناامیدی انگیزه را می‌کشد و انسان را در برابر مشکلات به بن‌بست می‌رساند.

یکی از دلایل اینکه برخی والدین در تربیت به تماشاچی تبدیل می‌شوند، این است که دیگر امیدی به تغییر ندارند.

آن‌ها به حجم شبکه‌های ماهواره‌ای، صفحات ناسالم فضای مجازی، محیط مدرسه، جامعه، محله و حتی فضای فامیل نگاه می‌کنند و می‌گویند:

«من در برابر این همه عامل چه کاری می‌توانم انجام دهم؟»

این نگاه، مربی را از میدان عمل خارج می‌کند و به جای تلاش، او را به تماشای آسیب‌ها می‌نشاند.

در حالی که امید به لطف خدا و امکان تغییر، شرط آغاز و استمرار فعالیت تربیتی است.

سبد چهارم؛ الزامات توحیدی تربیت
توکل؛ تکیه بر قدرت بی‌پایان خداوند
اکنون باید به الزامات توحیدی تربیت برسیم. یکی از مهم‌ترین این الزامات، «توکل» است.

اگر انسان فقط خودش را ببیند و در مقابل آن، انبوه آسیب‌های رسانه‌ای و اجتماعی را قرار دهد، ممکن است احساس شکست کند. این واکنش از نگاه مادی قابل فهم است.

اما مؤمن در این میدان تنها نیست.

«من» تنها نیستم؛ «من و خدا» هستیم.

ما به خدایی تکیه داریم که «عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر» است؛ خدایی که مالک آسمان‌ها و زمین است و اراده او بر همه چیز نافذ است.

اگر او اراده کند، امر ناممکن ممکن می‌شود:

«کُن فَیَکون»

این حقیقت را در تاریخ پیامبران می‌توان مشاهده کرد. خدای ما، خدای نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبر خاتم(صلوات‌الله‌علیه‌وآله) است.

قدرت الهی تنها یک شعار نیست؛ تاریخ معاصر نیز نمونه‌های آن را نشان داده است.

چه کسی تصور می‌کرد امام خمینی(ره)، که در ظاهر یک استاد حوزه علمیه بود، بتواند نظامی با سابقه‌ای طولانی را سرنگون کند؟

همه این‌ها می‌تواند نشانه‌ای از قدرت الهی باشد.

خدای ما همان خدای امام خمینی(ره) و همان خدای مقام معظم رهبری است. وقتی مربی به چنین قدرتی تکیه کند، هجمه‌ها نمی‌توانند او را به‌راحتی بترسانند و موانع نیز نباید او را به یأس بکشانند.

خدای ما، خدای شهید حسن طهرانی‌مقدم نیز هست؛ انسانی که در شرایط فشار و تحریم، ایران را در عرصه موشکی به جایگاهی مهم رساند.

پس باید به چنین خدایی توکل کرد:

«وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»

هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است. (سوره طلاق، آیه ۳)

پدران و مادران، این حرف‌ها صرفاً شعار نیست. بسیاری از شکست‌ها در عرصه تربیت، از جایی آغاز می‌شود که والدین فقط خود و ضعف‌هایشان را می‌بینند و خداوند را از معادله حذف می‌کنند.

کسانی که تصور می‌کنند دیگر کاری از دستشان برنمی‌آید، معمولاً تنها به توانایی محدود خود نگاه کرده‌اند و از قدرت الهی غافل شده‌اند.

توکل یعنی انسان خود را به قدرت خداوند متصل بداند؛ خدایی که خالق جهان و آفریننده انسان است.

البته توکل به معنای کنار گذاشتن تلاش نیست. انسان باید وظیفه خود را با جدیت انجام دهد، اما نتیجه را تنها محصول توانایی محدود خود نداند و به یاری خداوند امیدوار باشد.

در مسیر تربیت، والدین نباید خود را در برابر رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و آسیب‌های مختلف تنها تصور کنند.

وظیفه ما آگاهی، تلاش، صبر و استمرار است و پشتوانه همه این‌ها توکل بر خداوند متعال است.

توکل؛ یک ضرورت برای زندگی
توکل یعنی اتصال به خدای «سبب‌ساز» و «سبب‌سوز»؛ خدایی که در تاریخ همه انبیا حضور داشته است.

توکل صرفاً یک فضیلت جانبی نیست که داشتن آن خوب و نداشتنش بی‌تأثیر باشد؛ بلکه برای زندگی مؤمنانه ضروری است.

خداوند می‌فرماید:

«وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»

مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.

پس باید توکل داشت و تنها بر قدرت خداوند تکیه کرد.

نباید از حجم و قدرت ظاهری اینترنت و شبکه‌های اجتماعی ترسید؛ قدرت خداوند از همه این‌ها بالاتر است.

پنجمین لازمه میدان عمل؛ توسل
پس از توکل، نوبت به «توسل» می‌رسد.

برای بهره‌مندی از رحمت و فیض الهی باید به واسطه‌های فیض الهی متوسل شد.

پدران و مادران، بیایید در چنین روزی که روز به امامت رسیدن امام زمان(علیه‌السلام) است، با خدای خود عهد کنیم و باور داشته باشیم که صاحب داریم؛ امام داریم.

امام ما زنده، حاضر و ناظر است؛ صدای ما را می‌شنود و ما را می‌بیند.

امام، واسطه فیض و رحمت الهی است و خداوند هرگاه بخواهد فیض خود را به بندگانش برساند، از مسیر این بزرگوار می‌رساند.

بنابراین در میدان تربیت باید پنج اصل را جدی گرفت:

وقت‌گذاری، صبر، امید، توکل و توسل.

این پنج مورد، سلاح‌های مؤمن در میدان دشوار تربیت نسل هستند.

ادامه توسل؛ پیوند دائمی با امام
به ما دستور داده شده است که توسل کنیم، تضرع داشته باشیم و به خانه امام زمان(علیه‌السلام) برویم.

باید در خانه آقا اظهار نیاز و ضعف کنیم و بگوییم:

«آقاجان! من و خود من، مگر می‌توانم در برابر این همه هجمه ایستادگی کنم؟»

تو همان امامی هستی که رحمت خدا را به بندگان می‌رسانی.

نمونه این حقیقت را می‌توان در لبنان مشاهده کرد؛ جایی که با وجود همه فسادها و دشواری‌ها، شخصیت‌هایی مانند سید حسن نصرالله، عماد مغنیه، جهاد مغنیه، سید عباس موسوی و سید هاشم صفی‌الدین ظهور کردند؛ انسان‌هایی که هرکدام مجاهد و عارف بودند.

این‌ها را می‌توان از برکات وجود امام و واسطه‌های فیض او دانست.

بنابراین نباید توسل را مقطعی کرد.

مبادا زمانی که چند توانمندی به دست آوردیم، تصور کنیم دیگر نیازی به امام زمان(علیه‌السلام) نداریم.

برای تربیت باید توسل داشت و این ارتباط را استمرار بخشید.

سپردن نتیجه به خدا
یکی دیگر از الزامات توحیدی این است که نتیجه را به خدا بسپاریم و از تدبیر شخصی و خودمحورانه فاصله بگیریم.

در اینجا دوباره به همان اصل نخست، یعنی ربوبیت و مالکیت خداوند، بازمی‌گردیم.

پدر، در نهایت یک «بنده مربی» است. فرزند نیز بنده خداست و خداوند رب اوست.

بنابراین والد باید از تدبیر خداوند غافل نشود و در تمام عرصه‌ها تدبیر را به او بسپارد.

چگونه فرزندانمان را در عصر فتنه تربیت کنیم؟ ۴ کلیدواژه‌ای که والدین نباید فراموش کنند

مرز وظیفه بندگی و دخالت در تدبیر الهی
برای روشن شدن این مسئله در موضوع تربیت جنسی، می‌توان به مسئله ازدواج اشاره کرد.

در این بحث گفته می‌شود سن ازدواج در جامعه امروز افزایش یافته و باید کاهش پیدا کند. این مسئله از نگاه دینی صرفاً یک پیشنهاد نیست، بلکه بر اساس دستورهای دینی باید برای ازدواج جوانان تلاش کرد.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَأَنکِحُوا الْأَیَامَیٰ مِنکُمْ...»

یعنی بی‌همسران خود را به ازدواج درآورید.

پس وظیفه بندگی ما چیست؟

این است که برای ازدواج فرزندانمان تلاش کنیم.

اما در همین نقطه، تدبیرهای شخصی وارد میدان می‌شوند.

والد می‌گوید اگر دخترم را در هجده سالگی شوهر بدهم چه می‌شود؟ اگر پسرم در دوران دانشجویی ازدواج کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر چنین کنم یا چنان کنم چه خواهد شد؟

ترس‌ها و محاسبات شخصی آغاز می‌شوند.

اینجا باید پرسید: آیا نباید تدبیر کرد؟

چرا؛ تدبیر لازم است، اما نباید در برابر تدبیر الهی، خود را صاحب اختیار مطلق بدانیم.

گاهی تناقض عجیبی ایجاد می‌شود. فرد در جلسه‌ای درباره ازدواج و احکام دینی سخن می‌گوید، اما وقتی وقت نماز می‌رسد، نماز خود را به تأخیر می‌اندازد یا حتی قضا می‌کند؛ چون نگران است اگر نماز بخواند دیگران او را مسخره کنند.

اینجا مشکل شکل گرفته است.

انسان برای مسائل دنیایی بیش از اندازه تدبیر می‌کند، اما وقتی دستور الهی مطرح می‌شود، بهانه می‌آورد.

اگر خداوند گفته نماز بخوان، پاسخ بنده باید این باشد:

«چشم، نماز می‌خوانم.»

اینکه بعد از انجام وظیفه چه اتفاقی خواهد افتاد، دیگر در محدوده وظیفه او نیست.

بخشی از تدبیرهای افراطی ما از بی‌اعتمادی به تدبیر الهی سرچشمه می‌گیرد.

ممکن است بگوییم فلان اتفاق را در جامعه دیده‌ایم و از پیامدهای آن نگرانیم.

اما خداوند نیز از این پیامدها آگاه است.

وظیفه ما این نیست که جای خدا تصمیم بگیریم؛ وظیفه ما تشخیص تکلیف و انجام درست آن است.

بنابراین تدبیر خود را به خدا بسپار و تدبیرت را صرفاً در مسیر درست انجام دادن وظیفه به کار بگیر.

اگر به خدا ایمان داشته باشی، توکل کنی و متوسل شوی، می‌توانی با آرامش بگویی:

«هرچه پیش آید، خیر است.»

چرا که نتیجه را به خداوند سپرده‌ای.

جمع‌بندی؛ چهار سبد تربیتی برای نسل امروز
در وبینار افتتاحیه دوره دوم «تربیت جنسی»، مبانی، پیش‌نیازها و الزامات تربیت در دنیای امروز در قالب چهار سبد مورد بررسی قرار گرفت.

سبد اول: زیربناها و مبانی تربیت

در این بخش سه اصل مطرح شد:

. برای تربیت باید ربوبیت و مالکیت خداوند را پذیرفت.
. باید سرمایه فطرت را در وجود انسان به رسمیت شناخت.
. هدف نهایی تربیت باید بندگی و عبودیت خداوند باشد.

سبد دوم: پیش‌نیازهای تربیت

در این بخش بر سه ضرورت تأکید شد:

. برای تربیت دیگران، ابتدا باید خود را تربیت کرد.
. برای تربیت صحیح، باید آگاهی و بصیرت به دست آورد.
. برای موفقیت در تربیت، باید زمانه، موانع و نقشه‌های دشمن را شناخت.

سبد سوم: الزامات میدان عمل

در میدان عمل نیز سه اصل اساسی مطرح شد:

برای تربیت باید وقت گذاشت.
باید صبر و شکیبایی داشت.
نباید امید را از دست داد.

سبد چهارم: الزامات توحیدی تربیت

در نهایت، سه اصل دیگر مطرح شد:

. برای تربیت باید به خداوند توکل کرد.
. باید به اولیای الهی توسل جست.
. نتیجه را باید به خدا سپرد و از تدبیرهای شخصی و خداگونه فاصله گرفت.

این چهار سبد، در مجموع نقشه‌ای برای حرکت در مسیر تربیت نسل امروز ارائه می‌کنند؛ نسلی که در معرض پیچیده‌ترین هجمه‌های فرهنگی و رسانه‌ای قرار دارد و برای صیانت از آن، بیش از هر چیز به تربیتی آگاهانه، صبورانه، توحیدی و مستمر نیاز است.

برای دانلود و شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.

کد مطلب 2266659

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

آخرین اخبار