به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مسیر اهلبیت(ع) برای نزدیک کردن جامعه به مکتب خود، بر پایه علم، تربیت و اخلاق استوار بود؛ نه بر تحریک اختلافات مذهبی و ایجاد شکاف میان مسلمانان.
اگر بخواهیم ریشههای وحدت اسلامی را در سیره اهلبیت(ع) بررسی کنیم، یکی از مهمترین نمونهها را باید در رفتار امیرالمؤمنین(ع) جستوجو کرد؛ جایی که حضرت با وجود باور روشن به حقانیت خود در مسئله خلافت، از اقدامی که میتوانست بنیان جامعه نوپای اسلامی را با تهدیدی جدی مواجه کند، پرهیز کردند.
بنابر روایت تسنیم، امیرالمؤمنین(ع) در خطبه شقشقیه میفرمایند: «فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَی هَاتَا أَحْجَی؛ فَصَبَرْتُ وَفِی الْعَیْنِ قَذًی وَفِی الْحَلْقِ شَجًا». یعنی حضرت شرایط موجود را به گونهای دیدند که صبر و بردباری را خردمندانهتر دانستند و بر آن اساس شکیبایی کردند.
این سخن بهخوبی نشان میدهد که حفظ اصل و اساس جامعه اسلامی برای امیرالمؤمنین(ع) اهمیت فراوانی داشت؛ به اندازهای که با وجود تحمل رنجی سنگین، حاضر نشدند اقدامی انجام دهند که نتیجه آن میتوانست ایجاد شکاف و درگیری گسترده میان مسلمانان باشد.
همین رویکرد را میتوان در سیره دیگر امامان(ع) نیز مشاهده کرد. البته هر امام با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود، روش متناسبی را برای حفظ جامعه اسلامی و تقویت جایگاه اهلبیت(ع) دنبال میکرد.
یکی از نمونههای روشن در این زمینه، توصیههای امام صادق(ع) به پیروانشان است. حضرت میفرمودند: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیَّرُونَّا بِهِ»؛ مراقب باشید رفتاری انجام ندهید که دیگران به واسطه آن، ما را مورد سرزنش قرار دهند.
ایشان در ادامه میفرمایند: «کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْنًا وَلَا تَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْنًا»؛ برای کسانی که به آنان وابسته و منسوب هستید، زینت و مایه افتخار باشید و باعث عیب و ننگ آنان نشوید.
امام صادق(ع) در ادامه این توصیهها، شیعیان را به حضور در میان دیگر مسلمانان دعوت میکردند؛ از آنان میخواستند با دیگران نماز بخوانند، به عیادت بیمارانشان بروند و در تشییع جنازههای آنان شرکت کنند. این روایت که در کتاب الکافی نقل شده، نشان میدهد که امام صادق(ع) حتی در شرایطی که اختلافات اعتقادی میان مسلمانان جدی بود، بر روابط اجتماعی سالم، اخلاق نیکو و تعامل سازنده تأکید داشتند.
نکته مهم این است که از نگاه اهلبیت(ع)، وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن باورهای شیعه یا نادیده گرفتن اصول اعتقادی نبود. آنان همزمان که بر ولایت و معارف اهلبیت(ع) تأکید میکردند، اجازه نمیدادند اختلافات اعتقادی به نفرت، بدرفتاری و دشمنی اجتماعی تبدیل شود.
امام صادق(ع) در روایت دیگری میفرمایند: «کُونُوا لَنَا زَیْنًا وَلَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْنًا، قُولُوا لِلنَّاسِ حَسَنًا، وَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ، وَکُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَقَبِیحِ الْقَوْلِ»؛ برای ما زینت باشید و مایه عیب و بدنامی نباشید؛ با مردم سخن نیک بگویید و زبان خود را حفظ کنید و آن را از سخنان بیهوده و زشت بازدارید.
این سفارش نشان میدهد که معرفی و دفاع از مکتب اهلبیت(ع) قرار نبود با توهین، ادبیات تحریکآمیز یا رفتارهایی همراه باشد که دیگران را نسبت به این مکتب بدبین کند.
علم و اخلاق؛ مسیر اصلی گسترش مکتب اهلبیت(ع)
از دوران امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به بعد، یکی از مهمترین شیوههای اهلبیت(ع) برای گسترش معارف تشیع، تکیه بر دانش و تربیت اخلاقی بود.
امام باقر(ع) در دوره خود فرصت یافتند بخش قابل توجهی از معارف دینی را برای مردم تبیین کنند و امام صادق(ع) نیز با ایجاد یک جریان علمی گسترده، شاگردان فراوانی را تربیت کردند.
در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که خداوند به واسطه پدر بزرگوارشان، امام باقر(ع)، راههای دانش، احکام و معارف دینی را برای مردم گشود؛ به گونهای که پس از آن، مردم برای آموختن این معارف به اهلبیت(ع) نیاز پیدا کردند.
از این منظر، مسیر اصلی اهلبیت(ع) برای جذب جامعه به مکتب خود، مسیر علم، تربیت و اخلاق بود؛ نه ایجاد اختلاف و دامن زدن به حساسیتهای مذهبی.
روش امام رضا(ع)؛ گفتوگو به جای توهین
در دوره امام رضا(ع) نیز همین روش با جلوهای متفاوت ادامه یافت. حضرت در مجالس علمی مأمون با دانشمندان ادیان و مکاتب مختلف به گفتوگو و مناظره میپرداختند و از طریق استدلال و گفتوگوی علمی، مبانی و معارف اهلبیت(ع) را تبیین میکردند.
در گزارشهای مربوط به این مناظرات، از گفتوگوی امام رضا(ع) با جاثلیق، رأسالجالوت و دیگر عالمان سخن گفته شده است.
رفتار امام رضا(ع) نشان میدهد که دفاع از اعتقادات شیعه الزاماً نیازی به توهین یا تخریب طرف مقابل ندارد. حضرت با تکیه بر دانش، استدلال و گفتوگوی حکیمانه با مخاطبان خود مواجه میشدند و از همین مسیر، زمینه آشنایی آنان با حقیقت را فراهم میکردند.
توصیهای که امام هادی(ع) به شیعیان داشتند
در دورههای بعد و در زمان امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام نیز این مسیر تربیتی ادامه پیدا کرد.
از امام هادی(ع) نقل شده است: «اتَّقُوا اللهَ وَکُونُوا زَیْنًا وَلَا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَّ مَوَدَّةٍ، وَادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیحٍ»؛ تقوای الهی پیشه کنید، زینت ما باشید و مایه عیب و بدنامی ما نشوید، همه محبتها را به سوی ما جلب کنید و هر زشتی را از ما دور سازید.
این بیان، پیام مهمی برای پیروان اهلبیت(ع) دارد؛ یک شیعه تنها وظیفه ندارد عقیده خود را حفظ کند، بلکه رفتار او نیز باید به گونهای باشد که دیگران را با اهلبیت(ع) آشنا و به آنان علاقهمند کند.
به تعبیر دیگر، رفتار یک پیرو اهلبیت(ع) میتواند وسیلهای برای نزدیک شدن مردم به این مکتب باشد یا برعکس، آنان را از آن دور کند.
وحدت در مکتب اهلبیت(ع) به چه معناست؟
بنابراین، هنگامی که از «وحدت» در مکتب اهلبیت(ع) سخن میگوییم، نباید آن را به معنای حذف تفاوتهای اعتقادی یا سکوت در برابر اختلافات فکری بدانیم.
وحدت در منطق عترت به معنای حفظ بنیان جامعه اسلامی، جلوگیری از تبدیل اختلاف نظر به دشمنی، رعایت اخلاق در تعامل با دیگران و استفاده از دانش و منطق برای معرفی حقیقت است.
سیره امیرالمؤمنین(ع) در مسئله خلافت، سفارشهای امام باقر و امام صادق(ع) درباره رفتار شایسته با دیگر مسلمانان و روش علمی امام رضا(ع) در مناظرات، همگی یک حقیقت مشترک را نشان میدهند: اهلبیت(ع) برای گسترش مکتب خود به دنبال ایجاد نفرت نبودند، بلکه علم، معرفت و اخلاق را به عنوان مسیر اصلی انتخاب کردند.
از همین رو، اگر امروز هیئتی به نام اهلبیت(ع) فعالیت میکند، باید بیش از هر چیز مراقب رفتار و گفتار خود باشد تا مصداق «شین» و مایه بدنامی این مکتب نشود؛ بلکه همانگونه که امام صادق(ع) فرمودند، «زین» اهلبیت(ع) باشد.
«زین» بودن یعنی رفتار و گفتار انسان به گونهای باشد که مردم را به محبت اهلبیت(ع) نزدیک کند و در نهایت، زمینه همدلی، وحدت و انسجام بیشتر میان امت اسلامی را فراهم آورد.




نظر شما