روایت کمتر دیده‌شده از جامعه نبوی؛ از مشارکت زنان و جوانان تا کرامت انسانی

 رئیس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: در دوره پیامبر(ص) زنان در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی دخالت می کنند حتی در امور اقتصادی و نظامی هم فعالیت می کنند. در غزوه حنین برخی زنان در کنار مداوای مجروحان، سلاح به دست گرفتند و از جان پیامبر (ص) دفاع کردند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا مطهری رئیس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است که در زمینه پیامبر اکرم (ص) دو اثر دارد؛ یک کتاب مجموعه مقالات با عنوان «حیات، حکمت و حکومت پیامبر(ص)» است که سال ۱۳۹۲ به چاپ رسیده است و بخش نخست کتاب، زندگی و حیات پیامبر را در بر می گیرد، بخش دوم، حکمت برخی کارها و فعالیت های ایشان است و بخش سوم هم مربوط به دوره حکومت و حکمرانی رسول خداست.

عناوین مقالات عبارت است از: ترازمندی حیات نبوی تا عهد نبوی، پیشرفت حیات نبوی در عهد مدنی، پیامبر و قرآن، بررسی مقایسه گزارش های سیره نبوی با قرآن، دگرگونی سیاسی اجتماعی و فرهنگی شهر مکه تا عصر نبوی، تحول ساخت شهری مدینه و پذیرش مسحیت در عهد نبوی، روابط اجتماعی مدینه در عصر نبوی با تاکید بر نقش پیامبر(ص)، اصول حاکم بر سیاست خارجی پیامبر، حضور سیاسی جوانان در حکومت پیامبر، نقش زنان در حکومت پیامبر، سیره نظامی پیامبر، سیره امنیتی رسول خدا، حکمت ازدواج های پیامبر، حجاب در عصر رسول خدا، اخلاق خانوادگی پیامبر، مناسبات پیامبر و یهود، روابط پیامبر با مسیحیان، صابئین و زرتشتیان در عصر نبوی.

«زنان در نگاه نبوی» عنوان کتاب دیگری است که به قلم وی و در قالب کار جمعی ۲۳ جلدی از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است که یک جلد آن «زنان در نگاه نبوی» است.

بنابر روایت شفقنا، گفت وگوی با استاد حمیدرضا مطهری را در ادامه بخوانید:

جامعه عربستان در آستانه ظهور اسلام با ساختارهای قبیله‌ای و نابرابری‌های اجتماعی مشخصی روبه‌رو بود. دعوت پیامبر (ص) چه تغییراتی در مفهوم منزلت انسان، مسئولیت اجتماعی و مناسبات میان گروه‌های مختلف ایجاد کرد؟

برای پاسخ به این سوال ضروری است که آن دوران را بشناسیم چون تا آن دوران را نشناسیم واقعا نمی توانیم درک کنیم که پیامبر چه اقدامی انجام دادند و چه تحولی در این جامعه ایجاد کردند. آنچه که ما در زندگی پیامبر (ص) می بینیم مربوط به دوران پیش از بعثت حضرت و در واقع وضعیتی است که در آن جامعه کرامت های انسانی به طور کامل نادیده گرفته می شد و وضعیت و شرایط اخلاقی جامعه به گونه ای بود که که در آن مقطع نه به کرامت انسانی توجه می شد و نه اخلاق جایگاه ویژه ای داشت؛ در چنین فضایی و در یک چنین جامعه ای پیامبر اکرم (ص) مبعوث شدند و یک تحولی در جامعه ایجاد کردند که تا آن زمان سابقه نداشت.

در حجاز و حتی دیگر مناطق جزیره العرب، نابرابری های اجتماعی موج می زد یعنی افراد از جهت حقوق اجتماعی برابر نبودند. نکته دوم بخش عمده ای از افراد جامعه که زنان هستند هیچ جایگاهی در جامعه نداشتند. فرض یک خانم برای ازدواج تمام اختیارش به دست ولی و سرپرست او بود و حتی اگر مهریه‌ای تعیین می‌شد برای زن نبود بلکه به سرپرست او داده می‌شد. این سرپرست ممکن است پدر یا برادر باشد. این تحولی که پیامبر اکرم در این جامعه ایجاد می کنند این است که یک جایگاه ویژه ای برای زنان ایجاد می شود. به عنوان مثال، زنان در عمده حرکت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیامبر حضور دارند.

در ماجرای ازدواج حضرت زهرا (س) می بینیم وقتی که حضرت علی (ع) برای خواستگاری می آیند یکی از مهم ترین کارهایی که پیامبر اکرم انجام دادند این بود که از خود حضرت زهرا سلام الله علیها سوال کردند در حالی که در آن زمان اصلا چنین چیزی در جامعه مرسوم نبود.

کار دیگری که در همین راستا پیامبر اکرم برای مشارکت دادن زنان انجام دادند، حضور زنان در بیعت‌های مختلف بود. وقتی که مسلمانان مکه را فتح کردند، پیامبر(ص) زنان را به بیعت دعوت کرد. مفاد این بیعت درآیه ۱۲ سوره مبارکه ممتحنه مورد اشاره قرار گرفته است. یَـٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِیُّ إِذَا جَآءَکَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ یُبَایِعۡنَکَ عَلَیٰٓ أَن لَّا یُشۡرِکۡنَ بِٱللَّهِ شَیۡـࣰٔا وَلَا یَسۡرِقۡنَ وَلَا یَزۡنِینَ وَلَا یَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا یَأۡتِینَ بِبُهۡتَٰنࣲ یَفۡتَرِینَهُۥ بَیۡنَ أَیۡدِیهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا یَعۡصِینَکَ فِی مَعۡرُوفࣲۙ فَبَایِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ.

همچنین در بحث کرامت انسانی، سلمانی که هیچ قوم و قبیله و جایگاهی در حجاز ندارد «سلمان محمدی» می شود و پیامبر تعبیر «سلمان منا اهل البیت» را درباره ایشان به کار می برند.

بلال حبشی که هیچ جایگاه و پایگاهی ندارد به مرتبه ای می رسد که موذن پیامبر (ص) می شود پس توجه به کرامت انسانی یکی از مهم ترین تحولاتی است که پیامبر در آن جامعه ایجاد می کنند. و کرامت انسانی به حد اعلای خود رسید.

یعنی دوره کوتاه حکومت پیامبر (ص) یک نمونه آشکار از مدینه فاضله ای است که اگر ادامه پیدا می کرد، جامعه اسلامی و به دنبال آن، جامعه بشری از ناپاکی ها و رذائل و اخلاق نکوهیده نجات پیدا می کرد منتها متاسفانه روش پیامبر ادامه پیدا نکرد.

با تکیه بر منابع تاریخی، چه تغییراتی در موقعیت حقوقی و اجتماعی زنان در دوره نبوی رخ داد و تا چه اندازه سیره ی پیامبر (ص) در قبال منزلت زنان در جوامع اسلامی در قرون بعد دنبال شد؟

در اینکه در دوره پیامبر(ص) یک تحولی اتفاق افتاد تردیدی نیست. در دوره پیامبر(ص) زنان در امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی دخالت می کنند حتی در امور اقتصادی و نظامی هم فعالیت می کنند. در غزوه حنین برخی زنان در کنار مداوای مجروحان، سلاح به دست گرفتند و از جان پیامبر (ص) دفاع کردند.

نکته جالب اینجاست که مفاد بیعت عقبه اول – که البته هیچ زنی در آن حضور نداشت-  چون هماهنگ با این بیعت بعد از فتح مکه بود به آن هم بیعت النساء اطلاق کردند به هر حال اینکه عنوان بیعت النساء یک عنوان مستقل بود که متمایز از بیعت‌های عمومی مطرح شد خود این نشان دهنده جایگاهی است که زنان در عصر پیامبر پیدا کردند. البته بعد از رحلت پیامبر (ص) چنین وضعیتی ادامه پیدا نکرد چون حاکمیت در اختیار معصوم نبود. اگر حاکمیت در اختیار معصومان بود شاید روند مشارکت زنان در امور مختلف ادامه پیدا می کرد و زنان در امور مختلف و جایگاهی که در جامعه داشتند به مراتب رشد و ترقی می کردند ولی متاسفانه انحراف در جامعه اجازه این رشد را نداد.

یکی از موضوعات مهم در مطالعات معاصر اسلام، عدالت اجتماعی است. تا چه اندازه می‌توان در قرآن و سیره پیامبر، علاوه بر اخلاق فردی، نوعی نگاه ساختاری به فقر، توزیع ثروت و حمایت از گروه‌های ضعیف تر مشاهده کرد؟

کافی است در بحث حمایت از گروه های ضعیف هم فقط نگاهی به مهاجرانی که در مدینه استقرار پیدا کردند و جایی نداشتند داشته باشیم. پیامبر (ص) در مدینه النبی یک جایی برای این ها قرار داد و یک سکویی مشخص کرد که به نام «صفّه» معروف شد و کسانی که اینجا بودند به اصحاب صفّه معروف بودند. رسیدگی به این افراد با دستور پیامبر و توسط ساکنان مدینه اتفاق می افتاد.

نکته دیگر، این است که پیامبر وقتی در مجلسی یا در مسجد می نشست به گونه ای مسجد را تنظیم می کرد که پایین و بالای مجلس مشخص نبود و اگر احیانا کسی که پیامبر را نمی شناخت وارد مسجد می شد نمی توانست تشخیص بدهد که کدام یک پیامبر (ص)است. تا این اندازه پیامبر (ص) تواضع داشتند و ساده زیست بودند. این یکی از کارهایی بود که پیامبر قبل از بعثت هم انجام می دادند منتها در ادامه اگر زندگی پیامبر و حضرت زهرا (س) را نگاه کنیم می بینیم که زندگی حضرت زهرا (س) چقدر ساده بود یا وسایل ابتدایی زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها چقدر ساده و کم بود و آغاز زندگی با یک معنویت خاصی آغاز شد و البته در کنار آن ابزار ساده و بی آلایشی هم دیده می شود. خود همین می تواند بهترین نشانه عدالت اجتماعی پیامبر (ص) باشد. البته باید توجه داشت که وسایل زندگی حضرت زهرا (س) با هزینه ای که از فروش زره دریافت کردند، تامین کردند. این در حالی بود که به هر حال پیامبر شخص اول حکومت بود و اگر اشاره می کردند به هر کدام از انصاری که ثروتمند هم بودند خیلی راحت می توانستند بهترین و پرهزینه ترین عروسی را در مدینه برگزار کنند اما پیامبر به دنبال این چیزها نیستند. و نمونه های دیگر مثل حضور هر یک از افراد فقیر در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و گاهی اوقات اتفاقاتی که رخ می دهد قابل مشاهده است.

حکایت معروفی است که پیامبر نشسته بودند و یکی از فقرا وارد مسجد شد. یک نفر که محضر حضرت نشسته بود خود را جمع کرد. پیامبر(ص) خطاب به آن فرد ثروتمند فرمودند که آیا ترسیدی از فقر او چیزی به تو برسد؟ فرد ثروتمند که از کار خود پشیمان شده بود اعلام کرد حاضر است برای جبران خطایش نیمی از ثروتش را به ان فرد فقیر ببخشد.

در نمونه دیگر، پیامبر اکرم (ص) درمجلس نشسته بودند یک نفر از اصحاب نشسته بود و پسر خردسالش وارد شد. این پسر را روی زانو نشاند و او را بوسید. بعد از چند دقیقه ای دخترش وارد شد دختر را هم مقابل خودش روی زمین نشاند. پیامبر ناراحت شدند و فرمودند چرا این کار را انجام دادی؟ به او دستور دادند که دختر را هم روی زانوی دیگرش گذاشت و مانند پسرش با او رفتار کرد.

یکی دیگر از مهمترین نکاتی که می تواند نشان دهنده بحث عدالت اجتماعی باشد اهمیتی است که پیامبر (ص) به جوانان می دادند و حضور آنها را در مناصب مختلف حکومتی می توانیم به وضوح ببینیم.

 در مطالعات سیره، مسئله نسبت اخلاق و قدرت اهمیت ویژه‌ای دارد. شیوه پیامبر در اداره جامعه، مواجهه با مخالفان و اعمال اقتدار سیاسی چه اصولی درباره محدودیت و مسئولیت اخلاقی قدرت در اختیار ما قرار می‌دهد؟

طبیعتا همه قدرت حکومت در اختیار پیامبر (ص) بود هر دستوری می داد نافذ بود و بدون معطلی اجرا می شد. اما همین پیامبر به گونه ای با مخالفان رفتار می کرد که تا آن زمان سابقه نداشت. به عنوان نمونه،  عبدالله بن ابی سرکرده منافقان مدینه بود، در بازگشت از غزوه  بنی المصطلق، اختلاف و درگیری بین مهاجران و انصار و عبدالله بن ابی درگرفت. عبدالله بن ابی تهدید کرد که اگر به مدینه برسم اینها را اخراج می کنیم و سوره منافقون هم به این ماجرا اشاره دارد.

پیامبر وقتی جریان اختلاف را متوجه شدند بدون اینکه دخالتی کنند دستور حرکت دادند. حرکت به اندازه ای با شتاب و با سرعت و ادامه دار بود که وقتی پیامبر دستور توقف دادند بلافاصله همه افراد به خواب رفتند و آن اختلاف فراموش شد. البته برخی از افراد عبدالله بن ابی را تهدید کردند و حتی از پیامبر تقاضا کردند که او را بکشند وقتی فرزند عبدالله بن ابی این جریان را شنید برای اینکه مبادا احیانا این اتفاق بیفته نزد پیامبر (ص) رفت و درخواست کرد اگر قرار است پدرش را به قتل برسانند، خودش این کار را انجام بده چون در آن صورت ممکن بود نتواند قاتل پدرش را تحمل کند و سبب یک اختلاف دیگری شود لذا سراغ پیامبر رفت و گفت اگر چنین تصمیمی گرفتید من خودم انجام می دهم که پیامبر(ص) خیال او را راحت کرد فرمود چنین قصدی ندارد و مسئله را خاتمه دادند. به هر حال این تدبیر پیامبر اثرگذار بود و این اختلاف به این شکل جمع شد و نکته دیگر اینکه پیامبر اجازه نداد که کسی متعرض عبدالله بن ابی شود.

 از نظر روش‌شناختی، چگونه می‌توان میان اصول و مقاصد پایدار و پاسخ‌هایی که متناسب با شرایط تاریخی آن دوره بوده‌اند تمایز گذاشت؟

بحث من این است که ما چطور می توانیم آن اصول و ارزش ها را در این جامعه در کنار هم داشته باشیم . یکی از مواردی که پیامبر به دنبال آن بود عدالت اجتماعی است. اگر ما به عنوان مثال عدالت اجتماعی و اخلاق را در جامعه پیاده کنیم و برخی از اخلاق رذیله را از جامعه دور کنیم مثلا دروغگویی را در جامعه ریشه کن کنیم، می توانیم بگوئیم که جامعه در مسیر مدینه النبی حرکت می کند و در واقع یک جامعه آرمانی شکل می گیرد.

البته منظور این نیست که ما تک تک اقدامات پیامبر را الان اجرا کنیم چون کارهای پیامبر متناسب با شرایط زمان ایشان بود ولی ما می توانیم از آن ها یکسری اصول و ارزش هایی را استخراج کنیم که قابل اجرا باشند.

در سال‌های اخیر، پژوهشگران مسلمان و غیرمسلمان خوانش‌های متفاوتی از زندگی پیامبر ارائه کرده‌اند. مطالعات جدید تاریخی و دانشگاهی چه ابعادی از شخصیت و تجربه اجتماعی پیامبر را برجسته کرده‌اند که در روایت‌های پیشین کمتر مورد توجه بوده است؟

به طور طبیعی، مواد خام در منابع پیشین است منتها در منابع پیشین به شکل امروزی و در واقع با موضوع ها و عناوین امروزی ارائه نشده بوده. مثلا در گذشته زندگانی پیامبر اکرم (ص) تحت عنوان «مغازی» یا «سیره رسول خدا» یا «السیره النبویه» تالیف شده و گزارشات مربوط به زندگی پیامبر اکرم را آوردند که در دل همان ها موضوعات مختلفی وجود داشته که شاید برخی از آنها پراکنده یا نامنسجم یا به اصطلاح دارای نظم و ساختار مشخصی نبوده است ولی امروزه سیره خانوادگی پیامبر یا سیره اقتصادی پیامبر یا سیره نظامی پیامبر یا سیره امنیتی پیامبر را از منابع پیشین گرفتند و در قالب جدید و با موضوعات جدید عنوان کردند و لذا یک خوانش جدیدی از سیره پیامبر است.

به نظر شما مطالعات پیامبرشناسی امروز بیش از همه با چه خلا پژوهشی روبروست و چه ابعادی از زندگی، اندیشه و تجربه اجتماعی پیامبر هنوز نیازمند پژوهش و بازخوانی جدی تر است؟

اندیشه و تجربه اجتماعی پیامبر (ص) یکی از مهمترین خلاهای امروز جامعه ماست. جامعه امروز ما با یکسری افراط و تفریط مواجه هست. هر کسی آن قسمتی از پیامبر را نگاه می کند که مطابق با خواست و اندیشه و باور خودش باشد.

یک نگاه جامع و همه جانبه ای از اندیشه و تجربه اجتماعی پیامبر(ص) نداریم که اگر یک غیرمسلمان و یا حتی مسلمان خواست با پیامبر اکرم آشنا شود به او ارائه کنیم؛ اثری کامل و در عین حال کوتاه و گویا. ممکن است یک اثری هزار صفحه ای نوشته شده باشد اما باید یک اثر جامعی داشته باشیم که بتوانیم این را برای رفع خلاهای عمومی در اختیار پژوهشگران و علاقه مندان قرار بدهیم.

کد مطلب 2265057

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =

آخرین اخبار