به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نهجالبلاغه سرشار از سخنان و رهنمودهای امیرالمؤمنین امام علی(ع) درباره قرآن کریم است. در این سخنان، قرآن تنها یک کتاب آسمانی برای تلاوت نیست؛ بلکه چراغ هدایت، درمان دردهای معنوی، راهنمای زندگی، معیار تشخیص حق از باطل و ریسمانی استوار برای نجات انسان معرفی شده است.
بنابر روایت موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع)، در ادامه مجموعهای از مهمترین سخنان نهجالبلاغه درباره قرآن را مرور میکنیم.
۱. اخبار موجود در قرآن
«ألا ان فیه علم ما یاتی، و الحدیث عن الماضی، و دواء دائکم، و نظم ما بینکم.»
امام علی(ع) میفرمایند: «آگاه باشید! در این کتاب الهی، دانش آنچه در آینده خواهد آمد، خبر آنچه در گذشته رخ داده و درمان دردهای شما و نیز سامان آنچه میان شماست، وجود دارد.»۱
۲. شفاعت قرآن
«من شَفَع له القرآن یوم القیامة شُفّع فیه، و من مَحَل به القرآن یوم القیامة صُدّق علیه.»
هر انسانی که قرآن در روز قیامت برای او شفاعت کند، شفاعتش پذیرفته خواهد شد و اگر قرآن از کسی شکایت کند، آن شکایت مورد پذیرش قرار میگیرد.۲
۳. قرآن؛ نوری تابناک
«أنزل علیه الکتاب نورا لا تطفا مصابیحه و سراجا لا یخبو توقّده، و بحرا لا یدرک قعره، و منهاجا لا یضل نهجه، و شعاعا لا یظلم ضوءه، و فرقانا لا یخمد برهانه، و تبیانا لا تهدم أرکانه، و شفاء لا تخشی أسقامه، و عزا لا تهزم أنصاره، و حقا لا تخذل أعوانه.»
خداوند قرآن را بر پیامبر اکرم(ص) نازل کرد؛ کتابی که نوری است خاموشنشدنی، چراغی است که فروغش پایان نمیگیرد، دریایی است که کسی به ژرفای آن نمیرسد و راهی است که پیمودنش انسان را به گمراهی نمیکشاند. قرآن نوری درخشان است که روشناییاش پایان ندارد، معیار جدایی حق از باطل است که برهانش سست نمیشود، بنایی است که پایههایش فرو نمیریزد، شفایی است که با وجود آن بیماریها مایه هراس نیستند و عزتی است که یارانش شکست نمیخورند؛ همچنین حقی است که پشتیبانانش مغلوب نمیشوند.۳
۴. هدایت به استوارترین راه
«أیها الناس! انه من استنصح الله وُفّق، و من اتخذ قوله دلیلا هُدی للتی هی أقوم.»
ای مردم! هر کس از خدا خیرخواهی و پند بخواهد، به توفیق میرسد و هر کسی سخن خدا را راهنمای خود قرار دهد، به استوارترین و درستترین مسیر هدایت خواهد شد.۴
۵. تکامل دین در قرآن
«أنزل علیک الکتاب تبیانا لکل شیء و عمّر فیکم نبیه ازمانا، حتی أکمل له و لکم فیما أنزل من کتابه دینه الذی رضی لنفسه.»
خداوند کتابی را برای شما نازل کرد که در آن همه چیز تبیین شده است و پیامبرش را مدتی در میان شما باقی گذاشت تا دین مورد رضایت خویش را که در کتابش نازل کرده بود، برای او و شما کامل کند.۵
۶. برطرفکننده تاریکیها
«لا تُکشف الظلمات الا به.»
تاریکیهای جهل و نادانی جز به وسیله قرآن برطرف نمیشوند.۶
۷. شفیعی که شفاعتش پذیرفته است
«اعلموا انه (القرآن) شافع مشفّع، و قائل مصدّق.»
بدانید که قرآن شفاعتکنندهای است که شفاعتش پذیرفته میشود و سخنگویی است که سخنش تصدیق خواهد شد.۷
۸. قرآن؛ وسیله راهیابی
«ان لکم عَلَماً فاهتدوا بعلمکم.»
برای شما نشانه و راهنمایی قرار داده شده است؛ پس به وسیله آن نشانه، مسیر هدایت را پیدا کنید.۸
۹. بهار دلها
«ان الله سبحانه لم یعظ أحدا بمثل هذا القرآن فانه حبل الله المتین، و سببه الامین، و فیه ربیع القلب، و ینابیع العلم، و ما للقلب جلاء غیره.»
خداوند سبحان هیچکس را مانند قرآن پند نداده است؛ زیرا قرآن ریسمان محکم الهی و وسیلهای امین برای رسیدن به اوست. در قرآن، بهار دلها و چشمههای دانش قرار دارد و دل انسان جز به وسیله آن جلا و صفا نمییابد.۹
۱۰. ریسمان محکم الهی
«علیکم بکتاب الله، فانه الحبل المتین، و النور المبین، و الشفاء النافع، و الریّ الناقع، و العصمة للمتمسک، و النجاة للمتعلق.»
به کتاب خدا تمسک کنید؛ چرا که قرآن ریسمانی است استوار، نوری آشکار، شفایی سودمند و سیرابکنندهای برطرفکننده تشنگی است. هر کس به آن چنگ بزند، از آن برای حفظ و نجات خود بهره خواهد برد.۱۰
۱۱. همنشینی با قرآن
«ما جالس هذا القرآن احدٌ الا قام عنه بزیادة او نقصان؛ زیادة فی هُدی، أو نقصان من عَمی.»
هیچکس با قرآن همنشین نشد، مگر اینکه با افزایش یا کاهش از نزد آن برخاست؛ یا بر هدایتش افزوده شد و یا از نابینایی و گمراهی او کاسته شد.۱۱
۱۲. چنگ زدن به ریسمان قرآن
امام علی(ع) در نامهای به حارث همدانی مینویسد:
«تمسّک بحبل القرآن و استنصحه، و أحلّ حلاله، و حرّم حرامه.»
به ریسمان قرآن چنگ بزن، از آن پند بگیر، حلال آن را حلال بدان و حرامش را حرام بشمار.۱۲
۱۳. عمل به قرآن
«الله الله فی القرآن، لا یسبقکم بالعمل به غیرکم.»
شما را به خدا سوگند درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل کردن به آن از شما پیشی بگیرند.۱۳
۱۴. قرآن؛ حکم زندگی
«فی القرآن نباء ما قبلکم، و خبر ما بعدکم، و حکم ما بینکم.»
در قرآن، سرگذشت پیشینیان، خبر حوادث آینده و احکام و دستورهای لازم برای زندگی شما وجود دارد.۱۴
۱۵. درخواست از خدا به وسیله قرآن
«فاسألوا الله به، و توجهوا الیه بحبه، و لا تسألوا به خلقه.»
به وسیله قرآن از خداوند درخواست کنید و با محبت قرآن به سوی او توجه داشته باشید و به وسیله قرآن از بندگان خدا چیزی نخواهید.۱۵
۱۶. بهترین سخن
«تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث، و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب، و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و أحسنوا تلاوته فانه انفع القصص...»
قرآن را فرا بگیرید، زیرا بهترین سخن است. در مفاهیم آن ژرف بیندیشید، چرا که بهار دلهاست. از نور آن برای درمان بهره بگیرید، زیرا شفای بیماریهای سینههاست و آن را نیکو تلاوت کنید، چرا که سودمندترین داستانهاست.
امام علی(ع) همچنین میفرمایند دانشمندی که برخلاف دانستههای خود عمل کند، همانند جاهلی سرگردان است که از نادانی خویش بیدار نمیشود؛ بلکه حجت بر چنین فردی بزرگتر، حسرتش پایدارتر و سرزنش او نزد خداوند بیشتر است.۱۶
۱۷. وجوه مختلف قرآن
امام علی(ع) هنگام فرستادن عبدالله بن عباس برای گفتوگو با خوارج به او سفارش کرد:
«لا تخاصمهم بالقرآن، فان القرآن حمّال ذو وجوه، تقول و یقولون، و لکن حاججهم بالسنة فانهم لن یجدوا عنها محیصا.»
با استناد به قرآن با آنان وارد مجادله نشو؛ زیرا قرآن دارای وجوه و معانی مختلف است و ممکن است تو معنایی را مطرح کنی و آنان معنای دیگری را. با سنت و روایت با آنان احتجاج کن، زیرا در برابر آن راه گریزی نخواهند داشت.۱۷
۱۸. قرآن؛ کتاب هدایت
«القرآن امر زاجر، و صامت ناطق، حجة الله علی خلقه... أتم نوره، و أکمل به دینه.»
قرآن فرماندهنده به نیکی و بازدارنده از بدی است؛ ظاهراً خاموش است، اما گویاست و حجت خدا بر بندگان اوست. خداوند نور خود را به وسیله آن کامل و دین خویش را با آن به کمال رسانده است.۱۸
۱۹. ای کاش غافلان بیدار میشدند
«قد دارستکم الکتاب، و فاتحتکم الحجاج، و عرفتکم ما أنکرتم، و سوغتکم ما محجتم، لوکان الاعمی یلحظ، أو النائم یستیقظ!»
من قرآن را برای شما آموزش دادم، راه استدلال و برهان را به رویتان گشودم، آنچه را نمیشناختید به شما شناساندم و آنچه را از دهان بیرون میافکندید، برایتان گوارا ساختم؛ ای کاش نابینا بینا میشد و خوابیده بیدار میگشت!۱۹
۲۰. هدایتگری که گمراه نمیکند
«واعلموا أن هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغشّ، و الهادی الذی لایضل و المحدث الذی لا یکذب.»
بدانید که قرآن خیرخواهی است که خیانت نمیکند، راهنمایی است که گمراه نمیسازد و گویندهای است که دروغ نمیگوید.۲۰
۲۱. قرآن؛ درمان دردها
«استشفوه من أدوائکم، و استعینوا به علی لأوائکم فان فیه شفاء من أکبر الداء و هو الکفر و النفاق و الغی و الضلال.»
برای دردهای خود از قرآن شفا بجویید و در سختیها از آن یاری بگیرید؛ چرا که قرآن درمان بزرگترین بیماریها، یعنی کفر، نفاق، سرکشی و گمراهی را در خود دارد.۲۱
۲۲. شفاعتگری پذیرفتهشده
«اعلموا! أنه شافع مشفّع و قائل مصدّق، و أنه من شفع له القرآن یوم القیامه شفّع فیه، و من محل به القرآن یوم القیامة صدّق علیه.»
بدانید قرآن شفاعتکنندهای است که شفاعتش پذیرفته میشود و سخنگویی است که سخنش مورد تصدیق قرار میگیرد. هر کس را که قرآن در قیامت شفاعت کند، شفاعتش پذیرفته است و اگر قرآن علیه کسی شهادت دهد، سخنش درباره او پذیرفته خواهد شد.۲۲
۲۳. بینیازی در پناه قرآن
«وَ اعلَمُوا أَنَّه لَیسَ عَلی أَحدٍ بَعدَ القرآن مِن فَاقةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبلَ القُرآنِ مِن غِنًی.»
بدانید پس از بهرهمندی از قرآن، تهیدستی واقعی برای انسان وجود ندارد و بدون قرآن نیز بینیازی حقیقی برای کسی حاصل نمیشود.۲۳
۲۴. قرآن در قیامت
«ینادی مناد قوم القیامة: ألا ان کل حارث مبتلی فی حرثه و عاقبة عمله، غیر حرثة القرآن...»
در روز قیامت ندا داده میشود: آگاه باشید که هر کس گرفتار نتیجه بذری است که کاشته و گرفتار سرانجام عملی است که انجام داده است، مگر کسانی که بذر قرآن را کاشتهاند. پس از پیروان قرآن باشید، با آن پروردگار خود را بشناسید و به وسیله آن خود را نصیحت کنید. هرگاه دیدگاه شما با قرآن ناسازگار بود، رأی خود را متهم کنید و خواستههای خویش را در برابر قرآن نادرست بدانید.۲۴
۲۵. زمانی که از قرآن جز نامی باقی نمیماند
«یأتی علی الناس زمان لا یبقی فیهم من القرآن الا رسمه، و من الاسلام الا اسمه.»
زمانی فرا خواهد رسید که از قرآن در میان مردم جز ظاهر و رسم آن باقی نمیماند و از اسلام نیز جز نامی باقی نخواهد ماند.۲۵
۲۶. همراهی همیشگی علی(ع) با قرآن
«ان الکتاب لمعی، ما فارقتُه مذ صحبتُه.»
همواره کتاب خدا با من بوده است و از زمانی که با آن همراه شدهام، هرگز از آن جدا نشدهام.۲۶
۲۷. استهزای قرآن
«من قرأ القرآن فمات فدخل النار، فهو ممن کان یتخذ آیات الله هزوا.»
کسی که قرآن را بخواند، سپس از دنیا برود و با این حال وارد جهنم شود، از کسانی است که آیات خدا را به تمسخر گرفتهاند.۲۷
۲۸. ظاهر شگفت و باطن عمیق قرآن
«ان القرآن ظاهره أنیق، و باطنه عمیق، لا تفنی عجائبه، و لا تنقضی غرائبه، و لا تکشف الظلمات الا به.»
قرآن ظاهری زیبا و شگفت و باطنی ژرف دارد. شگفتیهای آن پایانپذیر نیست و عجایبش کهنه نمیشود؛ همچنین تاریکیهای جهل و نادانی جز به وسیله قرآن برطرف نخواهد شد.۲۸
۲۹. قرآن؛ نور جاودانه
«أنزل علیه الکتاب نورا لا تطفأ مصابیحه... فهو معدن الایمان و بحبوحته، و ینابیع العلم و بحوره، و ریاض العدل و غدرانه، و أثافی الاسلام و بنیانه.»
خداوند قرآن را بر پیامبر(ص) نازل کرد؛ نوری که چراغهای آن خاموش نمیشوند. قرآن معدن ایمان و مرکز آن، سرچشمهها و دریاهای دانش، بوستانهای عدالت و پایه و بنیان اسلام است.۲۹
۳۰. حق تلاوت قرآن
«أنه سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شیء اخفی من الحق، و لا أظهر من الباطل...»
پس از من روزگاری خواهد آمد که هیچ چیز پوشیدهتر از حق و آشکارتر از باطل نخواهد بود. در آن زمان، قرآن اگر آنگونه که شایسته است تلاوت شود، بیرونقترین کالا خواهد بود؛ اما اگر از جایگاه و معانی حقیقی خود منحرف شود، بیشترین رونق را پیدا خواهد کرد.
در آن روزگار، معروف ناشناخته و منکر شناختهشده میشود. حاملان و حافظان واقعی کتاب الهی آن را کنار میگذارند یا به فراموشی میسپارند و قرآن و اهل حقیقی آن در جامعه، غریب و مطرود خواهند شد.۳۰
۳۱. جلوهگاه معرفت الهی
«تجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر أن یکونوا رأوه بما أراهم من قدرته.»
خداوند سبحان در کتاب خود برای بندگانش جلوه کرده است؛ بیآنکه او را با چشم ببینند، بلکه از طریق نشانههایی از قدرت خویش که در قرآن به آنان نشان داده است.۳۱
۳۲. قرآن در همه شئون زندگی
«کتاب الله تبصرون به، و تنطقون به، و تسمعون به، و ینطق بعضه ببعض، و یشهد بعضه علی بعض...»
کتاب خدا وسیلهای است که به کمک آن میبینید، سخن میگویید و میشنوید. برخی آیات قرآن برخی دیگر را تبیین میکنند و بخشی از آن بر بخش دیگر گواهی میدهد. در بیان الهی اختلافی وجود ندارد و کسی که با قرآن همراه باشد، از خدا منحرف نخواهد شد.۳۲
۳۳. حق تلاوت
«أین القوم الذین دعوا الی الاسلام فقبلوه، و قرأوا القرآن فاحکموه.»
کجایند مردمی که به اسلام دعوت شدند و آن را پذیرفتند، قرآن را خواندند و با استواری و قدرت به آن عمل کردند؟۳۳
۳۴. نزول قرآن و فغان شیطان
«أری نور الوحی و الرسالة، و أشمّ ریح النبوة، و لقد سمعت رنة الشیطان حین نزل الوحی علیه صلی الله علیه و آله.»
من نور وحی و رسالت را میبینم و عطر نبوت را استشمام میکنم؛ و هنگامی که وحی بر پیامبر خدا(ص) نازل شد، ناله و فغان شیطان را شنیدم.۳۴
۳۵. نبود اختلاف در قرآن
«الله سبحانه یقول: ما فرّطنا فی الکتاب من شیء و فیه تبیان لکل شیء و ذکر أن الکتاب یصدّق بعضه بعضا و أنه لا اختلاف فیه...»
خداوند سبحان میفرماید: ما چیزی را در این کتاب فروگذار نکردهایم و در آن بیان همه چیز وجود دارد. آیات قرآن یکدیگر را تأیید میکنند و در آن اختلافی نیست؛ چنانکه خداوند فرموده است اگر قرآن از جانب غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن پیدا میکردند.۳۵
۳۶. حق مردم بر پیامبر و اهلبیت(ع)
«لکم علینا العمل بکتاب الله تعالی و سیرة رسول الله صلی الله علیه و آله و القیام بحقه و النعش لسنته.»
حق شما بر ما این است که به کتاب خدا و سیره پیامبر(ص) عمل کنیم، حق آن را برپا داریم و سنت او را همچون پرچمی برافراشته نگاه داریم.۳۶
۳۷. علی(ع)؛ قرآنشناس
«ذلک القرآن فاستنطقوه، و لن ینطق و لکن أخبرکم عنه.»
این قرآن است؛ آن را به سخن وادارید، هرچند خود با زبان سخن نمیگوید؛ اما من میتوانم آنچه را از قرآن است برای شما بیان کنم.۳۷
۳۸. حق تلاوت و عمل
«أوهِ علی أخوانی الذین تلوا القران فأحکموه، و تدبروا الفرض فأقاموه، أحیوا السنة و أماتوا البدعة...»
آه و افسوس بر برادران من که قرآن را تلاوت کردند و در عمل به آن استوار ماندند، در واجبات اندیشیدند و آنها را به جا آوردند، سنت را زنده کردند و بدعت را از میان بردند. هنگامی که به جهاد دعوت شدند، پاسخ مثبت دادند و به فرمانده خود اعتماد کردند و از او پیروی کردند.۳۸
۳۹. پرهیز از تفسیر به رأی
امام علی(ع) در نامهای به معاویه فرمود:
«فعدَوت علی الدنیا بتأویل القرآن.»
تو با تأویل و تفسیر قرآن مطابق خواستههای خود، دنیا را دنبال کردهای.۳۹
۴۰. نیاز قرآن به مفسر
«هذا القرآن انما هو خط مستور بین الدفتین، لا ینطق بلسان و لا بدّ له من ترجمان.»
این قرآن، نوشتهای است که میان دو جلد قرار گرفته و خود با زبان سخن نمیگوید؛ بنابراین به ترجمان و مفسر نیاز دارد.۴۰
۴۱. ترتیل قرآن
«أما الیل فصافون أقدامهم تالین لاجزاء القرآن یرتلونها ترتیلا. یحزنون به أنفسهم و یستثیرون به دواء دائهم.»
پرهیزکاران شبها بر پا میایستند و بخشهای قرآن را با ترتیل و به بهترین شکل تلاوت میکنند. آنان با آیات قرآن دلهای خود را متأثر میسازند و درمان دردهای خویش را در این کتاب الهی جستوجو میکنند.۴۱
۴۲. قرآن؛ سیرابکننده تشنگان دانش
«جعله الله ریّا لعطش العلماء و ربیعا لقلوب الفقهاء، و محاج لطرق الصلحاء، و دواء لیس بعده داء، و نور لیس معه ظلمة.»
خداوند قرآن را سیرابکننده تشنگی دانشمندان، بهار دلهای فقیهان و راهی روشن برای صالحان قرار داده است؛ دارویی که پس از آن بیماری باقی نمیماند و نوری که با وجود آن تاریکی جایی ندارد.۴۲
۴۳. ثروتی که بدون آن بینیازی ممکن نیست
«اعلموا! أنه لیس علی أحد بعد القرآن من فاقة و لا لاحد قبل القرآن من غنی، فاستشفوه من أدوائکم، و استعینوا به علی لأوائکم.»
بدانید که پس از قرآن، برای کسی تهیدستی واقعی وجود ندارد و پیش از بهرهمندی از قرآن نیز بینیازی حقیقی برای کسی حاصل نمیشود. پس برای دردهای خود از قرآن شفا بخواهید و در سختیها از آن یاری بجویید.۴۳
۴۴. قرآن؛ زینت دل
«طوبی للزاهدین فی الدنیا، الراغبین فی الاخرة... و القران شعارا، و الدعاء دثارا...»
خوشا به حال کسانی که در دنیا زهد میورزند و مشتاق آخرت هستند. آنان زمین را فرش، خاک را بستر، آب را نوشیدنی گوارا، قرآن را پوشش درونی و روش زندگی و دعا را پوشش بیرونی خود قرار دادهاند و به شیوه حضرت مسیح(ع) از دلبستگی به دنیا فاصله گرفتهاند.۴۴
۴۵. دژ استوار الهی
«کتاب الله بین اظهرکم، ناطق لا یعیا لسانه، و بیت لا تهدم أرکانه، و عزّ لا تهزم أعوانه.»
کتاب خدا در میان شماست؛ سخنگویی که زبانش از بیان حق خسته نمیشود، خانهای که پایههایش ویران نمیگردد و عزتی که یارانش شکست نمیخورند.۴۵
۴۶. تمسک به کتاب الهی
«علیکم بکتاب الله فانه الحبل المتین، و النور المبین، و الشفاء الناقع... من قال به صدق، و من عمل به سبق.»
به کتاب خدا چنگ بزنید؛ زیرا قرآن ریسمانی است محکم، نوری روشن و شفایی سودمند. هر کس به آن سخن بگوید و آن را معیار قرار دهد، راست گفته است و کسی که به آن عمل کند، بر دیگران پیشی خواهد گرفت.۴۶
۴۷. بیاعتنایی به قرآن
«انه سیأتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شیء أخفی من الحق، و لا أظهر من الباطل... فلم یبق عندهم منه الا اسمه، و لا یعرفون الا خطه و زبره.»
پس از من روزگاری خواهد آمد که حق پنهان و باطل آشکار میشود. در آن زمان، قرآن و اهل آن در میان مردم هستند، اما از آنان نیستند و با آنان دیده میشوند، ولی همراه آنان نیستند؛ چرا که گمراهی با هدایت سازگار نیست.
مردم در آن روز بر جدایی و پراکندگی توافق میکنند و از اجتماع فاصله میگیرند؛ گویی خود را پیشوای قرآن میدانند، نه اینکه قرآن را پیشوای خویش بدانند. در چنین شرایطی از قرآن جز نام آن باقی نمیماند و مردم تنها نوشته و حروف آن را میشناسند.۴۷
۴۸. ارزش قرآن و حق تلاوت
«الی الله أشکو من معشر یعیشون جُهّالا و یموتون ضُلّالا...»
به خدا شکایت میکنم از مردمی که جاهلانه زندگی میکنند و گمراهانه از دنیا میروند. در نزد آنان قرآنی که درست تلاوت و فهمیده شود، بیارزشترین چیز است؛ اما زمانی که قرآن از جایگاه و معنای حقیقی خود منحرف شود، چیزی گرانبهاتر و پررونقتر از آن نزد آنان وجود ندارد.۴۸
۴۹. تازگی همیشگی قرآن
«و لا تخلقه کثرة الرد، و ولوج السمع.»
تکرار فراوان قرآن و بارها شنیدن آیات آن، هرگز قرآن را کهنه و بیتازگی نمیکند.۴۹
۵۰. تبیین مجملات قرآن
«... مفسرا مجمله، و مبیّنا غوامضه، بینَ ماخوذٍ میثاقُ علمه، و مُوسّعٍ علی العباد فی جهله.»
مجملات قرآن تفسیر شده و مطالب پیچیده و مبهم آن تبیین شده است. بخشی از مطالب آن، اموری است که دانستن و فراگرفتنشان بر انسان لازم است و بخشی دیگر از موضوعاتی است که بندگان درباره ندانستن آنها تکلیف الزامی ندارند.۵۰
۵۱. راه حق و جایگاه عترت
«فأین تذهبون و أنی تؤفکون!... و بینکم عترة نبیکم! و هم أزمة الحق، و أعلام الدین و ألسنة الصدق...»
کجا میروید و چگونه از مسیر حق منحرف میشوید، در حالی که نشانهها برپاست، آیات روشن است و چراغ هدایت در برابر شما قرار دارد؟ چگونه سرگردان میشوید، در حالی که عترت پیامبر(ص) در میان شما حضور دارند؟
آنان راهنمایان شما به سوی حق، نشانههای دین و زبانهای راستگو هستند. پس آنان را در بهترین جایگاهی که برای قرآن قائل هستید قرار دهید و همچون شتران تشنه که با شتاب به سوی آب میروند، به سوی آنان بشتابید.۵۱
۵۲. شناخت راه حق
«اعلموا! أنکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه...»
بدانید که راه رشد را نمیشناسید، مگر آنکه کسی را که آن را ترک کرده بشناسید. به پیمان قرآن وفادار نخواهید ماند، مگر آنکه کسی را که این پیمان را شکسته بشناسید و به قرآن چنگ نخواهید زد، مگر آنکه کسی را که آن را کنار گذاشته است بشناسید.۵۲
۵۳. انواع احکام و حدود در قرآن
«بین مثبَت فی الکتاب فرضه، و معلوم فی السنة نسخه، و واجب فی السنة اخذه، و مرخص فی الکتاب ترکه...»
در قرآن احکامی وجود دارد که در برههای واجب شدهاند و نسخ آنها در سنت پیامبر(ص) آمده است. برخی احکام نیز در سنت واجب شدهاند، در حالی که پیشتر ترک آنها در کتاب خدا مجاز بوده است. بعضی احکام برای زمان مشخصی واجب هستند و برخی نیز وجوبشان در آینده پایان مییابد.
در قرآن میان گناهان نیز تفاوت وجود دارد؛ برای گناهان بزرگ وعده عذاب داده شده و برای گناهان کوچک راه آمرزش باز گذاشته شده است. در کارهای نیک نیز مقدار اندک پذیرفته میشود و انجام بیشتر آنها ارزشمند و پسندیده است.۵۳
۵۴. آغاز فتنه
«انما بدء وقوع الفتن أهواء تُتّبع، و أحکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله...»
آغاز شکلگیری فتنهها از پیروی هواهای نفسانی و پدید آوردن احکامی است که با کتاب خدا مخالفت دارند؛ سپس گروهی نیز از افرادی پیروی میکنند که مسیرشان با دین خدا متفاوت است.۵۴
۵۵. جامعیت قرآن
«... کتاب ربکم فیکم. مبینا حلاله و حرامه، و فرائضه و فضائله، و ناسخه و منسوخه، و رخصه و عزائمه، و خاصه و عامه و عبره و أمثاله، و مرسله و محدوده، و محکمه و متشابهه.»
کتاب پروردگار شما در میان شماست؛ کتابی که حلال و حرام، واجبات و فضیلتها، ناسخ و منسوخ، موارد مجاز و الزامات، خاص و عام، عبرتها و مثالها، مطلق و محدود و همچنین محکم و متشابه آن روشن شده است.۵۵
۵۶. سنجش امور با قرآن
«کونوا من حرثته و أتباعه، و استدلوه علی ربکم، و استنصحوه علی أنفسکم، و اتهموا علیه آراءکم، و استغشوا فیه أهواءکم.»
از کشتکنندگان و پیروان قرآن باشید، آن را راهنمای خود برای رسیدن به پروردگار قرار دهید و از آن پند بگیرید. افکاری را که با قرآن مخالفت دارند، متهم کنید و هواهای نفسانی مخالف با قرآن را خیانتکار بدانید.۵۶
۵۷. قرآن؛ وسیله حفظ و مصونیت
«علیکم بکتاب الله، (فانه الحبل المتین)... و العصمة للمتمسک.»
به کتاب خدا تمسک کنید؛ زیرا قرآن ریسمانی محکم و وسیله حفظ و مصونیت کسی است که به آن چنگ میزند.۵۷
۵۸. قرآن؛ نور معنوی
«جاءهم بتصدیق الذی بین یدیه و النور المقتدی به ذلک القرآن.»
پیامبر اکرم(ص) برای مردم با تصدیق آنچه پیش روی آنان بود و با نوری معنوی آمد؛ نوری که باید از آن پیروی کرد و آن قرآن است.۵۸
۵۹. احیای قرآن
«انما حکم الحکمان لیحییا ما أحیا القرآن، و یمیتا ما أمات القرآن، و إحیاوه الاجتماع علیه، و إماتته الافتراق عنه.»
اگر به ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص حکمیت داده شد، هدف این بود که آنچه قرآن زنده دانسته، زنده کنند و آنچه قرآن از بین برده است، کنار بگذارند. احیای قرآن در اتحاد و عمل به آن است و از میان بردنش زمانی رخ میدهد که مردم از آن جدا و پراکنده شوند.۵۹
۶۰. جایگاه قرآن نزد یاوران حضرت مهدی(عج)
«ألا و ان من ادرکها منا یسری فیها بسراج منیر...»
بدانید آن کسی از ما که فتنهها را درک کند، در تاریکی آنها با چراغی روشن حرکت خواهد کرد و بر روش صالحان گام برمیدارد؛ گرههای فتنه را میگشاید، اسیران را آزاد میکند، جمعیت گمراهان را پراکنده و نیکان را گرد هم میآورد.
او از مردم پنهان است و حتی جستوجوگران نیز قادر به یافتنش نیستند. در آن فتنهها گروهی چنان صیقل میخورند و آماده میشوند که گویی آهنگران شمشیر را صیقل میدهند. چشمان آنان با نور قرآن روشن میشود، معانی آیات در گوشهایشان جای میگیرد و صبح و شام از جام حکمت و معارف الهی سیراب میشوند.۶۰
۶۱. نگاه اولیای خدا به قرآن
«ان اولیاء الله هم الذین نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها...»
اولیای خدا کسانی هستند که وقتی مردم به ظاهر دنیا نگاه میکنند، به باطن آن مینگرند و زمانی که دیگران به امور زودگذر دنیا سرگرماند، آنان به سرانجام آن توجه دارند. آنان چیزهایی را که بیم دارند موجب هلاکتشان شود، کنار میگذارند و آنچه را میدانند روزی آنان را ترک خواهد کرد، رها میکنند.
چیزهایی را که دیگران فراوان میشمارند، اندک میبینند و رسیدن به آنها را از دسترفته میدانند. آنان با آنچه دنیاطلبان با آن سازش کردهاند دشمناند و آنچه را آنان دشمن میدارند، دوست میدارند.۶۱
۶۲. همه چیز در این کتاب
«أم انزل الله سبحانه دینا تاما فقصر الرسول صلی الله علیه و آله عن تبلیغه و أدائه، و الله سبحانه یقول: ما فرطنا فی الکتاب من شیء و فیه تبیان لکل شیء.»
آیا خداوند دین کاملی نازل کرده و پیامبر(ص) در رساندن و ابلاغ آن کوتاهی کرده است؟ در حالی که خداوند سبحان میفرماید: ما چیزی را در این کتاب فروگذار نکردهایم و در آن بیان همه چیز وجود دارد.۶۲
۶۳. توجه به فرمانهای الهی در قرآن
«الله الله! أیها الناس! فیما استحفظکم من کتابه، واستودعکم من حقوقه، فإن الله سبحانه لم یخلقکم عبثا.»
ای مردم! درباره آنچه خداوند در کتاب خود رعایت آن را از شما خواسته و حقوقی که شما را نسبت به آن امین قرار داده است، خدا را در نظر داشته باشید؛ زیرا خداوند سبحان شما را بیهوده نیافریده است.۶۳
۶۴. عمل به قرآن
«ان الله تعالی أنزل کتابا هادیا بین فیه الخیر و الشر فخذوا نهج الخیر تهتدوا، و اصدفوا عن سمت الشر تقصدوا.»
خداوند متعال کتابی هدایتگر نازل کرده که در آن راه خیر و شر را مشخص کرده است. پس مسیر خیر و نیکی را در پیش بگیرید تا هدایت شوید و از راه شر و بدی روی برگردانید تا به مقصد درست و سرمنزل حق برسید.۶۴
پینوشتها:
۱. خطبه ۱۵۸.
۲. خطبه ۱۵۸.
۳. خطبه ۱۹۸.
۴. خطبه ۱۴۷.
۵. خطبه ۸۶.
۶. خطبه ۱۸.
۷. خطبه ۱۷۶.
۸. خطبه ۱۷۶.
۹. خطبه ۱۷۶.
۱۰. خطبه ۱۵۶.
۱۱. خطبه ۱۷۶.
۱۲. نامه ۶۹.
۱۳. نامه ۴۷.
۱۴. حکمت ۳۱۳.
۱۵. خطبه ۱۷۵.
۱۶. خطبه ۱۱۰.
۱۷. نامه ۷۷.
۱۸. خطبه ۱۸۳.
۱۹. خطبه ۱۸۰.
۲۰. خطبه ۱۷۶.
۲۱. خطبه ۱۷۵.
۲۲. خطبه ۱۷۵.
۲۳. خطبه ۱۷۵.
۲۴. خطبه ۱۷۶.
۲۵. خطبه ۱۲۲.
۲۶. خطبه ۱۲۲.
۲۷. حکمت ۲۲۸.
۲۸. خطبه ۱۸.
۲۹. خطبه ۱۹۸.
۳۰. خطبه ۱۴۷.
۳۱. خطبه ۱۶۷.
۳۲. خطبه ۱۳۳.
۳۳. خطبه ۱۲۱.
۳۴. خطبه ۱۹۲.
۳۵. خطبه ۱۸.
۳۶. خطبه ۱۶۹.
۳۷. خطبه ۱۵۸.
۳۸. خطبه ۱۸۲.
۳۹. نامه ۵۵.
۴۰. خطبه ۱۲۵.
۴۱. خطبه ۱۹۳.
۴۲. خطبه ۱۹۸.
۴۳. خطبه ۱۷۶.
۴۴. حکمت ۱۰۴.
۴۵. خطبه ۱۳۳.
۴۶. خطبه ۱۵۶.
۴۷. خطبه ۱۴۷.
۴۸. خطبه ۱۷.
۴۹. خطبه ۱۵۶.
۵۰. خطبه ۱.
۵۱. خطبه ۸۷.
۵۲. خطبه ۱۴۷.
۵۳. خطبه ۱.
۵۴. خطبه ۵۰.
۵۵. خطبه ۱.
۵۶. خطبه ۱۵۵.
۵۷. خطبه ۱۵۶.
۵۸. خطبه ۱۵۸.
۵۹. خطبه ۱۲۷.
۶۰. خطبه ۶۴.
۶۱. خطبه ۶۴.
۶۲. خطبه ۱۸.
۶۳. خطبه ۸۶.
۶۴. خطبه ۱۶۷.




نظر شما