گرچه در زمان های خاص که شایعه ها و دروغ ها خواسته اند، موضوع ربودن امام موسی صدر را ساده سازی کنند یا به انحراف بکشند، یا سخنی و بیانی و سندی، مسیر پرونده امام را از نگاه سیاستمداران به دلخواهشان رسانده باشد؛ اینجا «سیدصدرالدین صدر» سکوت نکرده و همراه با تلاش های پیوسته موسسه صدر در تهران، صدایی شده تا سیاست سکوت و ساده سازی را بشکند.
فیلمی از توضیحات سیدصدرالدین صدر، در مورد دروغ ها و خبرسازی ها
اینک در نهم شهریور، سالروز ربودن امام موسی صدر در لیبی، به سراغ او رفتیم تا درباره آخرین تحولات پرونده آدم ربایی، پیگیریهای قضایی و سیاسی و نقش لبنان و کشورهای منطقه بپرسیم.
پروندهای که نزدیک به پنج دهه است برای روشن شدن وضعیت ربودن امام و دو همراهش دنبال می شود تا ابعاد حل نشده این پدیده عجیب آدم ربایی در جهان اسلام تبیین شود و مهمتر این که این پرونده، به ابزار معامله سیاسی تبدیل نشود؛ نه برای اسقاط تکلیف و نه برای محافظه کاری و مصلحت اندیشی. این موضوع محور اصلی گفت وگو با سیدصدرالدین صدر است.
این گفتوگوی تازه با سیدصدرالدین صدر، فرزند ارشد امام موسی صدر به همت خانواده محترم صدر تهیه شده و به صورت اختصاصی در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته است. مشروح این گفت وگو را می خوانید:
ما اجازه ندادیم چنین اتفاقی بیفتد
از آخرین گفتوگوی شما یک سال گذشته است. در این مدت چه تحولاتی در پرونده ربودن امام موسی صدر رخ داده است؟
شاید یکی از مهمترین اقداماتی که خانواده امام موسی صدر در تمام این سالها انجام داده، این بوده که اجازه نداده مسئله ربودن امام و آزادی ایشان، وجهالمصالحه اختلافات سیاسی، درگیریهای حزبی، اختلاف میان دولتها یا مصلحتسنجیهای سیاسی شود.
بسیاری از پروندههای مبهم سه دهه گذشته، بهاصطلاح در عرصه سیاست «حلوفصل» شدهاند؛ اما معنای درونی این حلوفصلها گاهی این بوده که پرونده با یک سناریوی نادرست بسته شده است.
سیاستمداران به دلخواهشان رسیدهاند، اما حقیقت به نتیجه نرسیده است. ما اجازه ندادهایم چنین اتفاقی درباره امام موسی صدر ودو یار همراهش بیفتد.
نمونه روشن آن، ماجرای لاکربی است که سیف الاسلام قذافی برای ترمیم وجهه لیبی و دولت تروریستی قذافی با انگلیسی ها معامله کرد و ده ها مورد دیگر .
برای مثال، در مقطعی دولت انقلابی لیبی اعلام کرد در منطقه تاجوراء اجسادی پیدا شده و مشخصاتی از آنها ارائه کرد. این اطلاعات با شواهد و اطلاعاتی که خانواده درباره زنده بودن امام در اختیار داشت، و همچنین با اطلاعاتی که از آقای عبدالجلیل دریافت کرده بود، سازگار نبود.
خانواده مانند همیشه این موضوع را پیگیری کرد. پس از انجام آزمایش DNA، ادعا شد که پیکر متعلق به «منصور کیخیا» است. اما سؤال این بود که آیا واقعاً این DNA متعلق به اوست یا نه؟ متأسفانه کمتر کسی در آن زمان تحقیق جدی کرد تا صحت این ادعا روشن شود و همان نتیجه پذیرفته شد.
منظورم این است که یکی از مهمترین اقدامات خانواده، در کنار پیگیریهای سیاسی، مذاکرهای و قضایی در لبنان و کشورهای دیگر، این بوده که در برابر فشارهای مختلف اجازه نداده پرونده امام فراموش، معامله، مصالحه یا از اولویت خارج شود.
در طول این سالها تماسهای فراوانی گرفته شد، پیشنهادهای مختلفی مطرح شد و قدرتهایی وارد موضوع شدند که عملاً نشان داده بودند توانایی تهدید و ارعاب و اقدامات بسیاری از را دارند. اما خانواده بر یک اصل ایستاد: پیگیری و آزادی و نجات امام موسی صدر هیچگاه تحت هیچ شرایطی با هیچ تهدید و ارعاب و تطمیعی قابل معامله نیست. البته باید این موضوع را در اندازه یک خانواده و جمعی از افرادی ارزیابی کرد که سالها به دنبال حق و نجات امام بودهاند. خانواده چه قدرتی برای تصمیمسازی در منطقهای دارد؟
امروز نگاه کنید؛ چه قدرتی توانسته است از کشتار گسترده در غزه یا تخریبهای جنوب لبنان جلوگیری کند؟ مذاکرات چقدر طول کشیده است؟ هر روزی که از مذاکرات میگذرد، بخشهایی از جنوب لبنان تخریب میشود. بنابراین باید شرایط و ظرفیت واقعی خانواده را در نظر گرفت. با وجود این، خانواده از هیچیک از مسیرهای ممکن برای پیگیری دست نکشیده است.
دولت لیبی را با یک فرد تعریف نمیکنیم
در حوزه پیگیری قضایی چه اقداماتی انجام دادهاید؟
پیگیری قضایی تا بالاترین حد ممکن است. یکی از مهمترین اقدامات، توقیف هانیبال قذافی در لبنان بود. پس از سقوط و کشته شدن قذافی نیز پیگیریهای ما از سوی دادگاههای لبنان ادامه پیدا کرد و به سمت دستیاران قذافی رفت. حتی در کشورهای دیگر، وکلای ما با برخی از این افراد در محل بازداشتشان دیدار و گفتوگو کردند و از آنها تحقیق شد.اما نکته بسیار مهم این است که ما دولت لیبی را با شخص قذافی، یا آقای عبدالجلیل یا رئیس فعلی آن تعریف نمیکنیم.
ما لیبی را بهعنوان یک عضو جامعه بینالمللی و یک شخصیت حقوقی میشناسیم؛ بنابراین، دولت لیبی بهعنوان یک شخصیت حقوقی باید همکاری کند. دولت انقلابی لیبی مسئله ربودن امام را پذیرفت. قذافی نیز در سال ۲۰۰۲، در یک سخنرانی، به ربوده شدن امام در لیبی اعتراف کرد. پس از انقلاب لیبی نیز آقای عبدالجلیل و برخی وزرای دولت او بر ربوده شدن امام تأکید کردند. در یادداشت تفاهمی که میان دولت لبنان و دولت لیبی امضا شد نیز موضوع پیگیری پرونده امام و همکاری دو جانبه برای رسیدن به امام و دو یار همراهش مورد تأکید قرار گرفت.
اسناد و گزارشهای مختلفی که بررسی شد، در مجموع بر این واقعیت دلالت داشت که امام در لیبی ربوده شده است. اما تحولات بعدی لیبی، بهعنوان یک شخصیت حقوقی در جامعه بینالملل، شرایط را بسیار پیچیده کرد. لیبی وارد جنگ داخلی شد و درگیر بحرانهای متعدد گردید.
در چنین شرایطی، نهتنها پرونده امام موسی صدر، بلکه بسیاری از مسائل مهم دیگر این کشور نیز مورد غفلت قرار گرفت.
این تصویر به ما میگوید: امام در قید حیات است
این پیگیریها دقیقاً چگونه انجام شده است؟
از ابتدای ربوده شدن امام تا امروز، هر خبری که درباره ایشان مطرح شده ــ چه از نظر کارشناسان ما مستند بوده و چه غیرموثق ــ پیگیری شده است. گاهی خانواده مستقیماً اقدام کرده، گاهی از طریق وکلا و گاهی از طریق ارتباطات سیاسی.
هیچ خبری، حتی خبرهایی که احتمال میدادیم نادرست باشند، از حوزه تحقیق و بررسی خانواده خارج نشده است.
آنچه اهمیت دارد این است که هر یک از این پیگیریها، دیدارها، بررسی اخبار، شایعات و اطلاعات، مستقیم یا غیر مستقیم ما را به یکی از قطعات یک موزاییک رسانده است. امروز این قطعات، تصویری کلیتر از مسئله ربودن امام و دو همراه ایشان به ما میدهد. این تصویر به ما میگوید که: «امام در قید حیات است.»
امروز شبکههای اجتماعی باعث میشوند هر خبری، هر شایعهای یا هر اطلاعاتی بسیار سریع در اختیار همه قرار گیرد. اما در گذشته که شبکههای اجتماعی وجود نداشت، هر جا خبری مطرح میشد، ما کسی را میفرستادیم تا آن را بررسی کند.
بسیاری از این اخبار دروغ بودند و از ابتدا نیز نشانههایی از نادرستی آنها وجود داشت. علت اینکه خانواده امروز با اطمینان میگوید امام در لیبی ربوده شده، این ربایش به دست قذافی صورت گرفته و امام در قید حیات است، این نیست که خانواده از ابتدا تصمیم گرفته بود چنین نتیجهای را اثبات کند.
ما به دنبال اثبات یک فرضیه نبودیم؛ اطلاعات و شواهد، ما را به این نتیجه رساندند. مجموعه اخبار درست و نادرست بررسی شد. گزارشهایی که دستگاههای اطلاعاتی در اختیار خانواده گذاشتند یا خانواده با اصرار به دست آورد، مورد بررسی قرار گرفت. گروههای تخصصی این اطلاعات را صحتسنجی و اعتبارسنجی کردند و در نهایت مجموعهای از یافتههای مبنایی از آنها استخراج شد.
ما یاد گرفتیم که باید به اخبار و شواهد اعتماد کنیم، نه به تحلیلهای بدون پشتوانه. در همان روزهای نخست ربوده شدن امام، تحلیلهای مختلفی مطرح میشد؛ مثلاً میگفتند قذافی آدم بیرحمی است، دیکتاتور است و کسانی را که ربوده، مدت زیادی نگه نمیدارد. اما اینها تحلیل بودند، نه واقعیت.
دیدار با سیدصدرالدین صدر در بیروت/ عکس اختصاصی خبرآنلاین

این دو رویکرد از زمین تا آسمان متفاوتاند
در این سالها رویکرد دولتها و سیاستمداران نسبت به پرونده امام چگونه بوده است؟
بهطور کلی میتوان گفت چند رویکرد وجود داشته است. رویکرد اول این بوده که مسئله امام، اولویت ما نیست و نباید در دستور کار دولت قرار گیرد. استدلال این بوده که امروز جنگ و مناقشه در خاورمیانه وجود دارد، امروز مسئله تسلیحات مطرح است و دولتها مسائل فوریتری دارند.
رویکرد دوم این بوده که مسئله اساساً مورد غفلت قرار گیرد. اما رویکرد سوم، از نظر ما بسیار مهمتر و خطرناکتر بود: اینکه بیاییم پرونده را ببندیم. در مقطعی، پس از مذاکراتی که سیفالاسلام قذافی با مقامات ایرانی، سوری و سودانی و برخی کشورهای دیگر داشت، تلاشهایی برای تعیین تکلیف و بهاصطلاح «بستن» پرونده صورت گرفت. بسیاری از مقاماتی که با ما صحبت میکردند، به دنبال بستن پرونده بودند، نه الزاماً به دنبال نجات امام.
این دو، دو ادبیات کاملاً متفاوت در مذاکرهاند. یکبار شما وارد مذاکره میشوید و میگویید: «طبق این اطلاعات و اسناد، امام در قید حیات است؛ احتمال میدهیم در فلان منطقه نگهداری شود و مسئولیت آن بر عهده دولت قذافی است؛ بنابراین باید آزاد شود.»
اما یک وقت وارد مذاکره میشوید و میگویید: « حالا که چنین اتفاقی افتاده، ببینیم چگونه میتوان یک راه آبرومندانه پیدا کرد که شما متهم نباشید و ما هم بتوانیم بهعنوان یک امتیاز سیاسی بگوییم که این پرونده را حل کردیم.» این دو رویکرد از زمین تا آسمان متفاوتاند.
توهم، اشتباه، تحلیلهای نادرست، منافع برخی حاکمان، ناپختگی سیاسی
آیا همه مسئولان و دولتها چنین نگاهی داشتند؟
نه. گاهی انسانهای صادق و دلسوزی در دولتها واقعاً پیگیری میکردند، اما بحران پشت بحران بود. آنقدر مسائل جدید و فوری به وجود میآمد که پرونده که پرونده آنگونه که باید پی گیری نشد. اما واقعیت این است که در ایران، لبنان و حتی در مجامع بینالمللی، مسئله ربودن و نجات امام موسی صدر هیچگاه در حد و اندازه اهمیت واقعی این پرونده پیگیری نشد.
اگر چنین شده بود، شاید امام در بین ما بود. امام در زمانی ربوده شد که هنوز قذافی در اوج قدرت نبود و فرصتهای مختلفی برای پیگیری وجود داشت.
اما گاهی توهم، اشتباه، تحلیلهای نادرست، منافع برخی حاکمان، ناپختگی سیاسی و در مورد لبنان، ضعف ساختار دولت، باعث شد این مسئله آنگونه که باید دنبال نشود.
یک دیدار متفاوت با سیدحسن نصرالله
مجموعه شیعیان لبنان، از جمله جنبش امل، مجلس اعلای شیعیان و حزبالله، در این سالها چه نقشی داشتهاند؟
در مورد مجلس اعلای شیعیان، از همان روزهای نخست، چه از طریق حرکتهای مردمی و چه از طریق فعالیتهای سیاسی، تماسها و پیگیریهای مختلف، فعال بوده است. در مورد جنبش امل نیز این جنبش همیشه در پیگیری مسئله امام موسی صدر همراه بوده است. بهخصوص شخص استاد نبیه بری که هیچگاه پیگیری مسئله امام از اولویت او خارج نشده است .
حتی در اوج جنگ با اسرائیل، زمانی که او عملاً شخصیت اصلی لبنان در حل اختلافات داخلی، مذاکرات بینالمللی، ایجاد همگرایی و کاهش اختلافات بود، هر زمان که با او تماس گرفتیم و موضوعی درباره امام مطرح کردیم، مسئله را جدی گرفت و در دستور کار قرار داد.
در مورد حزبالله نیز باید این موضوع را از نگاه شهید عزیزمان، آیتالله سید حسن نصرالله، دید. پیش از جنگهای اخیر، پیش از به شهادت رسیدن ایشان، توفیق داشتم شبی به دعوت ایشان خدمتشان برسم. چند ساعت با هم گفتوگو کردیم. ملاقات بسیار گرم و صمیمانه بود، اما در عین حال گفتوگویی بسیار عقلانی و جدی داشتیم. مسئله اصلی ما و خانواده، هر جا که میرویم، نجات امام موسی صدرو دو یار همراهش است و این مسئله را با ایشان نیز مطرح کردیم.
در لبنان، شخصیتهایی مانند سید حسن نصرالله، استاد نبیه بری و مجموعههایی مانند مجلس اعلای شیعیان، با وجود همه بحرانها و مشکلات، مسئله امام موسی صدر را در دستور کار خود نگه داشتهاند. اما آیا دولت لبنان بهتنهایی توانسته است همه مسائل خودش را حل کند که ما انتظار داشته باشیم بهتنهایی این مسئله را حل کند؟
به تعبیر سیدمحمد خاتمی
پس چرا یک هماهنگی بینالمللی برای نجات امام شکل نگرفت؟
برای ربوده شدن امام، به تعبیر آقای خاتمی، چندین اراده بینالمللی دخیل بود. بنابراین برای نجات امام نیز به یک اراده و هماهنگی بینالمللی نیاز داریم. چرا این هماهنگی شکل نگرفت؟ درباره این موضوع حرفهای زیادی میتوان زد و بعضی از آنها مستند است.
گاهی اساساً اعتقادی به پیگیری پرونده امام وجود نداشته و پیگیریها صرفاً یک حرکت فرمالیته بوده است. اما از سوی دیگر باید واقعیت منطقه را هم دید. آن چه که امروز از سرکشی و تجاوزهای اسراییل شاهدیم یکی نتایج ربودن امام است.
یکی از سختیهای مسئله همین است که ما در اوج بحرانها پیگیری را رها نکردهایم؛ نه فقط به این دلیل که امام موسی صدر برای ما عزیز است، بلکه چون این مسئله، یک امر حق است. همانطور که مقابله با اشغالگری، دفاع از مظلوم و جلوگیری از واگذاری سرزمین به متجاوز، مسائل مربوط به حق هستند، مسئله ربوده شدن یک انسان و محروم کردن او از آزادی ومحروم کردن مردم از او نیز یک مسئله حق است. هر کس در پیگیری این مسئله کوتاهی کند، در حقیقت در پیگیری یک حق کوتاهی کرده است.
کتاب آدم ربایی در لیبی پاسخی به این خلا درباره امام موسی صدر/ برای تهیه کتاب کلیک کنید

پی گیری در سکوت، پرهیز از شعار و جنجال
با توجه به شرایط امروز منطقه، آیا پیگیری مسئله امام برای خانواده دشوارتر نشده است؟
یکی از تأسف های ما نزد خودمان، در خلوت خودمان، این بوده که در منطقهای که مردم همیشه درگیر جنگ، آوارگی، مشکلات اقتصادی و تبعیض بودهاند، ما همچنان باید مسئله امام را مطرح و پیگیری میکردیم.
خودتان را جای ما بگذارید. وقتی میبینید صدها هزار آواره از جنوب لبنان آمدهاند و همه جهان شاهد این وضعیت است، یا وقتی فاجعه غزه اتفاق افتاده و جهان آن را میبیند، بسیار دشوار است که ما در چنین شرایطی مسئله امام را مطرح کنیم. ممکن است در فضای اجتماعی این تصور ایجاد شود که ما شرایط مردم را درک نمیکنیم.
اما مسئله این است که ما و کسانی که همراه خانواده برای نجات امام تلاش میکنیم، معتقدیم دفاع از هر حق، بخشی از یک حقیقت واحد است. ما همگی در خانواده امام صدر همگی باید برای کمک به عزیزان آسیب دیده کمک کنیم. موسسات امام صدر نیز در کنار مردم بوده و به آنان یاری می رسانده و به وظایف خود عمل می کرده.
وقتی آوارگی اتفاق میافتد، دفاع از حقوق آوارگان یک امر حق است. آنها باید به سرزمین و خانههایشان بازگردند. خانههایشان باید ساخته شود. زمینهایشان باید به آنها بازگردانده شود.
شهدای مردم را نمیتوان جبران کرد، اما میتوان سرزمین آنها را بازسازی کرد، خانههایشان را ساخت و امکان بازگشت آنها را فراهم کرد. مسئله امام نیز یک مسئله حق است.ربودن امام موسی صدر یک مظلومیت تاریخی و یک لکه تاریک بر تاریخ انسان معاصر است. به همین سبب باید پیگیری شود.اما باور کنید وقتی بحران آوارگی وجود دارد، پیگیری مسئله امام برای ما آسان نیست. به همین سبب، بسیاری از اوقات کارمان را در سکوت انجام میدهیم.
گاهی از ما پرسیده میشود: «شما چه کار میکنید؟»پاسخ ما این است:ما در سکوت داریم پیگیری میکنیم.ما اهل شعار و جنجال نبودهایم. اما باور کنید وقتی بحران آوارگی وجود دارد، علنی کردن پیگیری مسئله امام برای ما سخت تر است.
لذا بسیاری از اوقات کارمان را در سکوت انجام میدهیم. گاهی از ما پرسیده میشود: «شما چه کار میکنید؟» پاسخ ما این است: ما در سکوت داریم به جدیت و دایما پیگیری میکنیم . به رهنمودهای امام عمل می کنیم. ما اهل شعار و جنجال نبودهایم.
در عمل هم دیدهایم که غوغاسالاری، جنجال و کارهای صرفاً مطبوعاتی و رسانهای کمکی به پیگیری قضیه امام نکرده است. ما باید اندیشه و یاد امام را به مردم منتقل کنیم و در عین حال، با جدیت به دنبال آزادی ایشان باشیم. چون باور داریم: اگر امام موسی صدر ربوده نشده بود، شرایط لبنان و منطقه امروز میتوانست خیلی بهتر باشد.
/6262




نظر شما