به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «تلنگرهای فرهنگی» چهارمین کتاب این نویسنده پس از آثار «وبگزار»، «حاشیهنوشت» و «سواد رسانهای برای همه» است. این کتاب با همکاری انتشارات نوید شیراز و مؤسسه رسانهای خبر منتشر شده و از نظر موضوع و شیوه روایت، تفاوتهایی با آثار پیشین نویسنده دارد.
بذرافکن در آثار قبلی خود بیشتر به موضوعاتی همچون رسانه، فضای مجازی و سواد رسانهای پرداخته بود، اما در کتاب جدید سراغ اتفاقات و رفتارهایی رفته است که در زندگی روزمره رخ میدهند و ممکن است در نگاه نخست چندان مهم به نظر نرسند؛ اما از منظر فرهنگی و اجتماعی، پرسشهایی قابل تأمل ایجاد میکنند.
نویسنده درباره این تفاوت میگوید: «آثار قبلی بیشتر به حوزه رسانه، فضای مجازی و آموزش سواد رسانهای میپرداختند، اما «تلنگرهای فرهنگی» حاصل مشاهده، دغدغهمندی و یادداشتبرداری از اتفاقاتی است که هر روز در جامعه با آنها مواجه میشویم. این بار تلاش کردم به جای پرداختن به مباحث نظری، مخاطب را با روایتهایی کوتاه اما تأملبرانگیز روبهرو کنم».

از اتفاقهای روزمره تا دغدغههای فرهنگی
ایده اصلی کتاب از مشاهده اتفاقات روزمره شکل گرفته است. نویسنده میگوید گاهی یک رفتار در خیابان، گفتوگویی کوتاه، اتفاقی در اداره یا بیمارستان و حتی ماجرایی در وسایل حملونقل عمومی ذهنش را درگیر کرده و احساس کرده است این دغدغهها تنها متعلق به او نیست و بسیاری از مردم نیز آنها را میبینند اما کمتر دربارهشان صحبت میکنند.
این مشاهدات به تدریج در قالب یادداشتهایی کوتاه ثبت شدهاند؛ یادداشتهایی که در هرکدام یک اتفاق واقعی یا موقعیت اجتماعی میتواند بهانهای برای طرح موضوعی گستردهتر باشد.
چرا «تلنگر»؟
عنوان کتاب نیز بر همین اساس انتخاب شده است. نویسنده معتقد است هدف از طرح این موضوعات، محکوم کردن یا نصیحت مخاطب نیست بلکه ایجاد یک مکث کوتاه و دعوت به دوباره دیدن رفتارهایی است که ممکن است در زندگی روزمره به آنها عادت کرده باشیم.
بذرافکن در این باره میگوید: «واژه «تلنگر» را آگاهانه انتخاب کردم. قصد نداشتم کسی را محکوم یا نصیحت کنم. میخواستم به رفتارهایی که شاید از کنارشان بیتفاوت عبور میکنیم، اشاره کنم؛ چه رفتارهای نادرستی که باید کمتر تکرار شوند و چه رفتارهای ارزشمندی که شایسته گسترش هستند».
بر همین اساس بسیاری از یادداشتها با نتیجهگیری مستقیم پایان نمییابند و قضاوت نهایی به مخاطب سپرده میشود.
نویسنده تلاش کرده است موقعیت را روایت کند و پرسش را پیش روی خواننده بگذارد؛ اینکه مخاطب پس از خواندن آن روایت چه برداشتی دارد و آیا رفتار مطرحشده را در زندگی خود نیز تجربه کرده است یا خیر.
یادداشتهایی کوتاه برای خواندن و فکر کردن
کوتاه بودن مطالب از دیگر ویژگیهای کتاب است. بیشتر مطالب در یک صفحه و برخی تنها در چند خط نوشته شدهاند.
نویسنده این کتاب معتقد است در دنیای امروز، بعضی وقت ها یک جمله یا یک صفحه میتواند بیش از یک مقاله طولانی ذهن مخاطب را درگیر کند.
ساختار کتاب نیز با همین نگاه طراحی شده و تیتر هر مطلب به صورت مستقل و با فونت درشت در یک صفحه آمده است. به این ترتیب مخاطب میتواند کتاب را در زمانهای کوتاه و با انتخاب یادداشتهای مختلف مطالعه کند.
این ساختار همچنین با مفهوم «تلنگر» هماهنگ است؛ هر یادداشت میتواند به عنوان یک واحد مستقل خوانده شود و پس از پایان آن، ادامه فکر در ذهن مخاطب شکل بگیرد.
ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب
بذرافکن این کتاب را «ادای دینی کوچک به مردی بزرگ و به خبرجنوب» توصیف کرده است؛ رسانهای که به گفته او یکی از مهمترین فصلهای زندگی حرفهایاش را رقم زده است.
او نوشته:آغاز همکاری من با روزنامه خبرجنوب و بهطور کلی با مؤسسه رسانهای بینالمللی خبر به سال پنجم دبستان بازمیگردد؛ زمانی که کودکی 10 ساله بودم و حالا که ۴۶ سال دارم، گمان می کنم این مسیر برایم بخشی از زندگی و هویت من بوده است.

از همان دوران دانشآموزی تا پایان دبیرستان، خبرنگار صفحه دانشآموز روزنامه خبرجنوب بودم و حتی در دو سال خدمت مقدس سربازی نیز افتخار داشتم در بخشهای مختلف این روزنامه قلم بزنم.
پس از پایان خدمت با افتخار وارد کار حرفهای خبرنگاری در روزنامه خبرجنوب شدم. در کنار کار، تحصیل را تا مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی ادامه دادم و از سال ۱۴۰۰ برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات، از این روزنامه جدا شدم؛ البته فقط از نظر فیزیکی، چرا که دل و جانم هنوز در تحریریه خبرجنوب جا مانده است.مگر میشود از جایی که از کودکی تا میانسالی در آن رشد کردهای جدا شد؟خبرجنوب برای من خانهای پر از خاطره، تجربه، و نفسهای فرهنگی بوده و هست.در این مسیر استاد ارجمند حسین واحدیپور مدیر بزرگ این مؤسسه رسانهای، همواره برایم الگو و الهامبخش بودهاند؛ مردی که حضورش در عرصه فرهنگ و رسانه مانند نوری بر تارک آسمان فارس و ایران میدرخشد.و حالا این کتاب که با محوریت فرهنگ نوشتهام، ادای دینی است کوچک به مردی بزرگ و به «خبرجنوب» رسانهای که از کودکی تا امروز، زیباترین فصلهای زندگیام را رقم زده است.
تحقق یک آرزوی قدیمی با انتشارات نوید
بذرافکن میگوید از دوران نوجوانی نام انتشارات نوید و داریوش نویدگویی را میشناخته و انتشار کتاب با این ناشر یکی از آرزوهای قدیمی او بوده است.
او در حدود ۲۰ سالگی قصد داشت نخستین کتاب خود را با انتشارات نوید منتشر کند. آن کتاب موضوعی ورزشی داشت، اما همکاری در آن مقطع به مرحله طرح با داریوش نویدگویی نرسید و ادامه پیدا نکرد.سالها بعد، این آرزو با انتشار «تلنگرهای فرهنگی» تحقق پیدا کرد.

بذرافکن درباره داریوش نویدگویی معتقد است فعالیتهای او در حوزه فرهنگ و نشر، جایگاهی ماندگار در فرهنگ ایران دارد و ارزش بسیاری از این فعالیتها ممکن است با گذشت زمان بیشتر آشکار شود.
او نوشته:داریوش نویدگویی در فرهنگ ایران نامی شناختهشده و تأثیرگذار است؛ برندی فرهنگی که سالهاست بار بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی این سرزمین را بر دوش میکشد. کارهای او از آن دست کوششهایی است که هر چه زمان میگذرد ارزش و ماندگاریشان آشکارتر میشود و بیتردید آیندگان با احترام از او و آثارش یاد خواهند کرد.
فرهنگ؛ از شعار تا رفتار
«تلنگرهای فرهنگی» در مجموع تلاش میکند فرهنگ را به عنوان مجموعهای از رفتارهای روزمره بررسی کند. در این نگاه، فرهنگ در نحوه رفتار با دیگران، رعایت قانون، مسئولیتپذیری، شیوه تربیت فرزندان، کمک به نیازمندان، احترام به حقوق دیگران و حتی در موقعیتهایی که کسی ناظر رفتار ما نیست، خود را نشان میدهد.
از همین رو مخاطب کتاب در بسیاری از موارد با پرسشی درباره رفتار دیگران مواجه نمیشود، بلکه ناگزیر است رفتار خود را نیز مرور کند.
این ویژگی، «تلنگرهای فرهنگی» را از یک مجموعه انتقادی جدا میکند. نویسنده تلاش دارد میان نقد جامعه و نقد خود فاصلهای باقی نگذارد و مخاطب را نیز در فرایند بازاندیشی شریک کند.
کتابی برای مکث کردن
«تلنگرهای فرهنگی» به دنبال ارائه یک نظریه جامع درباره فرهنگ نیست. در این کتاب مجموعهای از موقعیتهای واقعی و تجربههای روزمره در کنار یکدیگر قرار گرفته تا مخاطب برای چند لحظه از جریان عادی زندگی جدا شود.
شاید اهمیت این کتاب نیز در همین نقطه باشد؛ اینکه اتفاقاتی که ممکن است در نگاه اول ساده و کماهمیت باشند، میتوانند به پرسشهایی درباره رفتار اجتماعی و مسئولیت فردی تبدیل شوند.
«تلنگرهای فرهنگی» در نهایت میخواهد به جای ارائه پاسخهای آماده، پرسش ایجاد کند؛ پرسشهایی درباره رفتارهایی که هر روز میبینیم و شاید کمتر درباره آنها فکر میکنیم.
از یک رفتار در اتوبوس تا یک اقدام خیرخواهانه، از تربیت فرزند تا تعریف ما از نیکوکاری، هر روایت میتواند نقطه شروعی برای نگاه دوباره به خود و جامعه باشد.
شاید بتوان نگاه کلی کتاب را در یک جمله خلاصه کرد: هر یادداشت یک تلنگر است؛ هر تلنگر فرصتی برای فکر کردن و هر فکر، میتواند آغاز یک تغییر کوچک در رفتار فردی و اجتماعی باشد.
23




نظر شما