«شقایق سرخ»؛ باله‌ای که دو غول کمونیسم را به جان هم انداخت!

«شقایق سرخ» باله‌ای شوروی بود که قرار بود مبارزه چین علیه امپریالیسم بریتانیا را به نمایش بگذارد. اما درعوض، به ایجاد شکافی دیپلماتیک در روابط چین و شوروی انجامید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ «شقایق سرخ» در ۱۷ ژوئن ۱۹۲۷ [۲۶ خرداد ۱۳۰۶] در «نخستین تئاتر دولتی مردمی اپرا و باله» (که پیش‌تر با نام تئاتر بولشوی شناخته می‌شد) و به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب اکتبر روی صحنه رفت. «شقایق سرخ» نخستین باله‌ای بود که آرمان‌های سوسیالیستی را بازتاب می‌داد و مبارزات ضداستعماری کارگران چینی را به تصویر می‌کشید. این باله اگرچه در اتحاد جماهیر شوروی محبوبیت فراوانی یافت، اما هنگامی که در سال ۱۹۵۰ برای هیأت چینیِ بازدیدکننده از شوروی به نمایش درآمد، نتیجه‌ای غیرمنتظره به بار آورد. چینی‌ها «شقایق سرخ» را نوعی تمسخر انقلاب کمونیستی چین در سال ۱۹۴۹ تلقی کردند و همین امر به یک رسوایی دیپلماتیک میان دو کشور انجامید.

zichy mihaly bolshoi theatre 1856 painting
سالن تئاتر بولشوی، مسکو، روسیه، اثر میهای فون زیچی، ۱۸۵۶

تئاتر بولشوی و خلق «شقایق سرخ»

در سال ۱۹۱۷، انقلاب بلشویکی روسیه نه‌تنها خواستار «نان، صلح و زمین» بود، بلکه بر دسترسی عموم مردم به فرهنگ نیز تأکید داشت.

در این چارچوب، انقلاب همچنین در پی دگرگون کردن تئاترهای امپراتوری بود، زیرا این مراکز فرهنگی تنها در دسترس نخبگان روسیه تزاری تلقی می‌شدند؛ ویژگی‌ای که حکومت شوروی درصدد از میان بردن آن بود. به‌ویژه باله از نظر رژیم جدید «بیشترین تعداد از "نشانه‌های مادرزادی" جامعه استثمارگر را با خود حمل می‌کرد. این واقعیت انکارناپذیر در حافظه همگان باقی مانده بود.»

با این حال، دولت شوروی هم‌زمان در باله ظرفیت تبدیل شدن به قالبی هنری برای بیان آرمان‌های جمعی زندگی، پیشرفت فرهنگی و تعالی هنری را نیز می‌دید.

ازاین‌رو، در اوایل دهه ۱۹۲۰ دولت با پرداخت یارانه برای بلیت‌های باله، این فرهنگ را در میان توده‌های مردم گسترش داد و هنرِ زمانی انحصاریِ باله را در دسترس کارگران و دهقانان قرار داد. با این همه، تئاتر بولشوی پیوسته با خطر تعطیلی روبه‌رو بود و برای آن‌که بتواند روح انقلاب روسیه را بازتاب دهد، به تغییر نیاز داشت.

در سال ۱۹۲۵، دولت اتحاد جماهیر شوروی به تئاتر بولشوی اجازه داد مسابقه‌ای برای انتخاب بهترین باله مدرن برگزار کند. راین‌هولد گلیر، آهنگساز شوروی با تبار آلمانی و لهستانی، با ایده‌ای مشخص وارد این رقابت شد. الهام‌بخش او ماجرای یک کشتی شوروی حامل مواد غذایی بود که در چین توقیف شده بود. گلیر این خبر را در روزنامه دولتی «پراودا» دیده بود.

میخائیل کوریلکو، نویسنده لیبرتو، با همکاری نزدیک با گلیر سناریویی نوشت که تابع الزامات و محدودیت‌های رئالیسم سوسیالیستی بود. حاصل این همکاری، «شقایق سرخ» بود؛ اثری که هنر و آرمان‌های انقلابی را به یکدیگر پیوند می‌داد.

ulanova halyna performing taï choa photo
هالینا اولانوا در نقش تای‌چوآ

«شقایق سرخ»؛ مبارزه چین علیه استعمار؟

«شقایق سرخ» از سه پرده، هشت صحنه و یک بخش پایانی باشکوه تشکیل شده است. طراحی رقص پرده‌های اول و سوم برعهده لو لاشچیلین بود، در حالی که واسیلی تیخومیروف طراحی رقص پرده دوم را انجام داد. موسیقی را راین‌هولد گلیر ساخت و میخائیل کوریلکو لیبرتو را نوشت.

داستان باله در دهه ۱۹۲۰ و در بندری در چینِ تحت حاکمیت کومینتانگ رخ می‌دهد. بندر مملو از ملوانانی از کشورهای مختلف، ازجمله اتحاد جماهیر شوروی، به تصویر کشیده می‌شود. ناخدای یکی از کشتی‌های شوروی شاهد بدرفتاری مسئول انگلیسی بندر، سِر هیپس، با به‌اصطلاح «کولی‌ها» است؛ کارگران کم‌مزدی که معمولاً چینی یا هندی بودند.

ناخدای شوروی که از این بی‌عدالتی ناراحت شده، می‌کوشد کارگری را که از حال رفته از چنگ مسئول انگلیسی اسکله نجات دهد. تای‌چوآ، رقاص زیبای چینی که در رستورانی در همان نزدیکی برای انگلیسی‌ها برنامه اجرا می‌کند، مجذوب تلاش‌های ناخدای شوروی و حس عدالت‌خواهی او می‌شود. تای‌چوآ یک شقایق سرخ به نشانه عشق، تحسین و جوانی خود به ناخدا هدیه می‌دهد. رنگ سرخ همچنین نماد انقلاب و کمونیسم است. نامزد تای‌چوآ، ماجراجویی به نام لی‌چان‌فو، حسادت می‌کند و از تای‌چوآ می‌خواهد ناخدای شوروی را بکشد، اما او قاطعانه امتناع می‌کند. تنش‌ها درنهایت به شورشی در اسکله می‌انجامد و تای‌چوآ به شکلی تراژیک کشته می‌شود؛ مرگی که نماد فداکاری او برای ناخدای شوروی است.

the red poppy ballet photo
صحنه‌ای از «شقایق سرخ»

تای‌چوآ در واپسین لحظات زندگی خود شقایق سرخ دیگری را به دختری جوان و چینی می‌دهد؛ گلی که نماد مبارزه آنان برای آزادی است. صحنه با پیوستن کارگران چینی به خدمه شوروی و همچنین ملوانانی از استرالیا، ژاپن و مالزی در یک رقص گروهی شاد به پایان می‌رسد؛ رقصی که نماد همبستگی در برابر امپریالیسم است.

«شقایق سرخ» در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۷ در تئاتر بولشوی روی صحنه رفت و بلافاصله به موفقیت دست یافت، چراکه دقیقاً همان عناصری را در خود داشت که حکومت شوروی خواهان آن بود: سیاست، قهرمانان شوروی و شرورهای غربی.

«شقایق سرخ» تنها در نخستین سال بیش از ۲۰۰ بار اجرا شد و شمار اجراهای آن در سراسر اتحاد جماهیر شوروی به حدود ۳۰۰۰ نوبت رسید.

یکاترینا گلتسر، بالرین اصلی تئاتر بولشوی، به‌ دلیل اجرای درخشانش در نقش تای‌چوآ، جایزه استالین، نشان لنین و نشان پرچم سرخ کار را از دولت شوروی دریافت کرد.

گلیر نیز به‌ سبب سبک محافظه‌کارانه موسیقی خود که بر موسیقی فولکلور جمهوری‌های مختلف شوروی استوار بود، عنوان «هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی» را به دست آورد.

xiwen dong founding of nations painting
«تأسیس ملت»، اثر دونگ شی‌ون، ۱۹۵۳

روابط چین و شوروی و باله

در سال ۱۹۴۹ و در بیست‌وهشتمین سالگرد تأسیس حزب کمونیست چین، مائو تسه‌تونگ، بنیان‌گذار جمهوری خلق چین و رئیس حزب کمونیست چین، مقاله‌ای با عنوان «درباره دیکتاتوری دموکراتیک خلق» منتشر کرد. در این مقاله آمده بود:

«همان‌گونه که همه می‌دانند، حزب ما این بیست‌وهشت سال را در آرامش سپری نکرد، بلکه در میان دشواری‌ها گذراند؛ زیرا ناگزیر بودیم با دشمنان، چه خارجی و چه داخلی، چه درون حزب و چه بیرون آن، مبارزه کنیم. از مارکس، انگلس، لنین و استالین سپاسگزاریم که سلاحی در اختیار ما گذاشتند. این سلاح مسلسل نیست، بلکه مارکسیسم-لنینیسم است.»

مائو در همین مقاله اعلام کرد که چین باید در سیاست خارجی خود «به یک طرف متمایل شود» تا «جبهه‌ای متحد و بین‌المللی» تشکیل دهد و به این ترتیب، وفاداری و دوستی خود با اتحاد جماهیر شوروی را علناً اعلام کرد.

تبادل فرهنگی میان جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی یکی از مؤلفه‌های اساسی سیاست «تمایل به یک طرف» بود. در چارچوب این برنامه، ۲۰ هزار چینی برای آموزش در مشاغل و رشته‌های گوناگون به اتحاد جماهیر شوروی اعزام شدند. در مقابل، ۱۰ هزار متخصص شوروی نیز با همین هدف به چین فرستاده می‌شدند.

باله نیز میان دو کشور کمونیستی اهمیتی سیاسی پیدا کرد، زیرا بخشی از مبادلات فرهنگی محسوب می‌شد. اتحاد جماهیر شوروی رقصندگان مشهور باله خود را به چین فرستاد تا نسل جدید بالرین‌ها و رقصندگان باله چینی را آموزش دهند.

مائو برای عملی کردن رویکرد جدید سیاست خارجی خود، در ۶ دسامبر ۱۹۴۹ [۱۵ آذر ۱۳۲۸] راهی اتحاد جماهیر شوروی شد. این سفر یکی از تنها دو مرتبه‌ای بود که مائو در سراسر زندگی‌اش از چین خارج شد. دومین بار در سال ۱۹۵۷ بود که بار دیگر برای دیدار از اتحاد جماهیر شوروی و شرکت در چهلمین سالگرد انقلاب روسیه از چین خارج شد.

sino soviet friendship treaty stamp
تمبر مربوط به امضای «پیمان دوستی، اتحاد و کمک متقابل چین و شوروی»

با این حال، هنگام ورود مائو به مسکو در دسامبر ۱۹۴۹، تنش میان جمهوری خلق چین و اتحاد جماهیر شوروی بالا بود. هرچند هر دو کشور کمونیستی بودند، مائو در پی رویکردی ملی‌گرایانه‌تر بود و این رویکرد با انترناسیونالیسم ژوزف استالین و اندیشه او درباره ایجاد یک جنبش جهانی کمونیستی تعارض داشت. استالین چین کمونیست را متحدی بالقوه در این مسیر می‌دانست. با این حال، مائو حاضر نبود صرفاً از اتحاد جماهیر شوروی پیروی کند و قصد داشت برتری چین را در منطقه آسیا تثبیت کند. در چارچوب گسترده‌تر جنگ سرد، این اختلاف ایدئولوژیک نفوذ شوروی در آسیا را تهدید می‌کرد و به افزایش تنش میان دو کشور دامن می‌زد.

با وجود این‌که استالین در روز ورود رهبران چین به روسیه از آنان استقبال کرد، مذاکرات فشرده میان شوروی و چین نزدیک به دو ماه ادامه یافت و مائو را مجبور کرد تا فوریه ۱۹۵۰ در اتحاد جماهیر شوروی بماند.

این مذاکرات سرانجام به امضای «پیمان دوستی، اتحاد و کمک متقابل چین و شوروی» در ۱۴ فوریه ۱۹۵۰ [۲۵ بهمن ۱۳۲۸] در مسکو انجامید. این پیمان دوستی یک اتحاد تاریخی را رقم زد و نمادی از اعتماد و همکاری متقابل میان دو کشور بزرگ کمونیستی بود. براساس آن، جمهوری خلق چین از حمایت نظامی و مادی دولت شوروی برخوردار می‌شد و در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی امتیازات اقتصادی در آسیا، ازجمله دسترسی به منابع طبیعی حیاتی و فرصت‌های تجاری با چین، به دست می‌آورد.

mao zedong stalin 1949
ژوزف استالین (وسط) و مائو تسه‌تونگ (چپ) در مسکو، دسامبر ۱۹۴۹

رسوایی دیپلماتیک چین و شوروی

با وجود موفقیت اولیه «شقایق سرخ»، تا دهه ۱۹۳۰ از شدت محبوبیت آن کاسته شد، زیرا دیگر با فضای ژئوپلیتیکی آن دوران هم‌خوانی نداشت. اما در سال ۱۹۴۹، کمونیست‌های چین در مبارزه طولانی خود علیه ملی‌گرایان به پیروزی رسیدند. در پی سیاست خارجی جدید مائو تسه‌تونگ مبنی بر «تمایل به یک طرف»، این باله بار دیگر در اتحاد جماهیر شوروی احیا شد.

دولت شوروی برای جلب رضایت هیأت چینی که به این کشور سفر کرده بود، تغییرات مختلفی در داستان اصلی ایجاد کرد. در نسخه جدید، تای‌چوآ، رقاص زیبای چینی، به جای ناخدای شوروی عاشق یک کارگر چینی می‌شد. با وجود این، روح کلی اثر تغییر نکرد: اتحاد جماهیر شوروی همچنان به‌ عنوان نیرویی تصویر می‌شد که کارگران چینی را آگاه و روشن می‌سازد و خود را در جایگاه راهنمای انقلاب قرار می‌دهد.

در جریان سفر هیئت چینی به مسکو در فوریه ۱۹۵۰، از مائو تسه‌تونگ و سایر اعضای هیئت دعوت شد تا برای تماشای «شقایق سرخ» به تئاتر بولشوی بروند. اما مائو این دعوت را رد کرد. طبق گزارش‌ها، همسر سفیر چین در اتحاد جماهیر شوروی که پیش‌تر در تمرین نمایش حضور یافته بود، به او توصیه کرده بود که در این اجرا شرکت نکند؛ زیرا معتقد بود این باله اهمیت انقلاب کمونیستی چین را تحقیر می‌کند. مائو نیز سپس به مترجم روس اطلاع داد که این باله را توهین‌آمیز می‌داند.

به‌ویژه، رنگ‌آمیزی چهره رقصندگان در نقش چینی‌ها با رنگ زرد توسط شوروی ــ روشی مشابه «سیاه‌چهره‌سازی» ــ از نظر نژادی توهین‌آمیز و بی‌احترامی تلقی شد. افزون بر این، هرچند در نسخه اصلاح‌شده تای‌چوآ دیگر برای به خواب رفتن تریاک مصرف نمی‌کرد، نام باله، یعنی «شقایق سرخ»، همچنان تداعی‌کننده تریاکی بود که از گل خشخاش به دست می‌آمد و درنتیجه، زخم‌های جنگ‌های تریاک را دوباره زنده می‌کرد.

نخستین جنگ تریاک از سال ۱۸۳۹ تا ۱۸۴۲ میان چین و بریتانیا درگرفت. در دومین جنگ تریاک، از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۰، چین با بریتانیا و فرانسه جنگید. چین در هر دو جنگ شکست خورد و مجبور شد بخشی از سرزمین‌های خود را به امپراتوری بریتانیا واگذار کند. معاهداتی که پس از این جنگ‌ها امضا شدند، به «معاهدات نابرابر» شهرت یافتند و از تحقیرآمیزترین بخش‌های تاریخ چین به شمار می‌رفتند.

علاوه بر این، یکی از شخصیت‌های باله مدل موی «صف» داشت؛ یعنی گیس بلند و بافته‌شده‌ای که از پشت سر آویزان می‌شد. استفاده از این مدل مو از سال ۱۹۱۲ در چین ممنوع شده بود، زیرا نماد فرمانبرداری از فاتحان منچوی قرن هفدهم محسوب می‌شد. هیأت چینی این جزئیات را تقویت‌کننده تصویری منسوخ از مردم چین و بی‌احترامی به مبارزات تاریخی آنان تلقی کرد.

با این همه، نکته مثبت آن بود که مائو تسه‌تونگ در اجرای باله مشهور دیگری، «دریاچه قو»، حضور یافت و بنا بر گزارش‌ها از آن لذت برد.

mao zedong nikita khrushchev 1957 photo
مائو تسه‌تونگ و نیکیتا خروشچف در پکن، چین، ۱۹۵۷

پیامدهای «شقایق سرخ»

از دید هیأت چینی، «شقایق سرخ» بازتاب‌دهنده نگرش استعمارگرایانه اتحاد جماهیر شوروی نسبت به جمهوری خلق چین بود که به‌تازگی تأسیس شده بود. این باله با غرور ملی تازه‌ شکل‌گرفته چین، احساس استقلال این کشور و آرزوی آن برای برخورداری از جایگاهی برابر در صحنه جهانی تضاد داشت.

تنش‌های دیپلماتیکی که «شقایق سرخ» ایجاد کرد، نمونه روشنی از این واقعیت است که ابزارهای «قدرت نرم» گاهی می‌توانند نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشته باشند. این باله به جای تقویت همکاری میان دو متحد کمونیست، به منبعی برای ایجاد تنش میان دو کشور سوسیالیستی تبدیل شد که ظاهراً روابطی دوستانه داشتند.

در سال ۱۹۵۷، دولت شوروی نام اصلی باله را به «گل سرخ» تغییر داد تا از هرگونه تداعی ناخواسته با تجارت تریاک جلوگیری کند. بااین‌حال، در آن زمان روابط چین و شوروی از پیش دچار تنش شده بود. سیاست‌های نیکیتا خروشچف برای استالین‌زدایی و تلاش‌های او برای بهبود روابط با غرب، شکافی ایدئولوژیک و سیاسی در روابط چین و شوروی ایجاد کرده بود.

در سال ۱۹۵۸، عنوان باله بار دیگر به «شقایق سرخ» بازگردانده شد. این تغییر فرهنگیِ کوچک بازتاب‌دهنده شکاف ایدئولوژیک و سیاسی عمیق‌تری بود که میان اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری خلق چین ریشه دوانده و بر سیاست جهانی دوران جنگ سرد نیز تأثیر گذاشته بود.

منبع: thecollector.com

۲۵۹

کد مطلب 2268195

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار