چرا بسیاری از مجسمه‌های باستانی بینی خود را از دست داده‌اند؟

کمتر مجسمه باستانی توانسته از گذر زمان جان سالم به در ببرد و آسیبی نبیند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در میان تمدن‌های مختلف، کمتر مجسمه باستانی توانسته از گذر زمان جان سالم به در ببرد. برخی از مجسمه‌ها دست‌های خود را از دست می‌دهند و برخی دیگر سرشان را؛ با این حال، تعداد شگفت‌انگیزی از آن‌ها تنها فاقد بینی هستند. اگرچه این تخریب و تغییر شکل گاهی ناشی از آسیب‌های تصادفی است، اما در بیشتر مواقع نتیجه فرآیندهای طبیعی یا تخریب‌های عامدانه است.

چرا مردم عمداً بینی مجسمه‌ها را می‌بریدند؟

در بسیاری از فرهنگ‌های باستانی، مجسمه‌ها صرفاً یک اثر هنری نبودند، بلکه دارای قدرت معنوی یا نمادین بودند. بنابراین در طول تاریخ بشر، «شمایل‌شکنی» (تخریب عامدانه پیکره‌ها یا نمادهای مهم)، روشی برای تضعیف اقتدار یا سلب قدرت به شمار می‌رفت.

برای مثال، مصریان باستان بر این باور بودند که مجسمه خدایان می‌تواند بخش‌هایی از ذات آن خدایان را در خود جای دهد؛ درست همان‌طور که تندیس یک شخص درگذشته (مانند یک فرعون) می‌توانست بخشی از روح او را در خود نگه دارد. مردم معتقد بودند که آسیب رساندن به بخش خاصی از بدن یک مجسمه، مانع از انجام وظیفه آن می‌شود؛ مثلاً خرد کردن گوش‌های تندیسِ یک خدا با چکش، مانع از شنیدن دعاها توسط او می‌شد، در حالی که شکستن بازوی مجسمه، جلوی اهدای نذورات یا دریافت آن‌ها را می‌گرفت.

و با توجه به این‌که نیروی حیات (یعنی نَفَس) از طریق بینی وارد بدن می‌شود، از بین بردن بینیِ یک «مجسمه روح‌دار» مانع از تنفس آن شده و در عمل آن را «می‌کشت».

مردم معمولاً به دلایل سیاسی یا مذهبی، و همچنین به عنوان نوعی محافظت از خود، مجسمه‌ها را تخریب می‌کردند. برای مثال، سارقان و غارتگران مقبره‌های مصری گاهی بینی مجسمه را از بین می‌بردند تا از انتقام‌جویی شخصِ درگذشته جلوگیری کنند.

علاوه بر این، بریدن و مثله کردن بینی یکی از اشکال رایج مجازات در دنیای باستان بود؛ از یونان گرفته تا امپراتوری ایران (پارس) و دوره بیزانس. از بین بردن بینیِ یک تندیس، می‌توانست روشی برای مجازاتِ معنوی شخص واقعی یا خدای مربوطه باشد.

مجسمه‌ها چگونه بینی خود را به طور طبیعی از دست می‌دهند؟


مجسمه‌ها ممکن است به دلیل پدیده «هوازدگی» (فرسایش طبیعی) بینی یا سایر اعضای بدن خود را از دست بدهند. این فرآیند عبارت است از تجزیه یا انحلالِ کُندِ سنگ‌ها و مواد معدنی؛ مانند سنگ آهک که اغلب در مجسمه‌ها و سازه‌های مصر باستان استفاده می‌شد، و سفالِ «تِراکوتا» (سفال پخته) که مورد علاقه مجسمه‌سازان اولیه دودمان «چین» (Qin Dynasty) در چین باستان بود.

این مواد هنگامی که برای مدت طولانی در معرض عوامل طبیعی قرار می‌گیرند، به‌آرامی تخریب می‌شوند. هوازدگی می‌تواند ماهیت فیزیکی داشته باشد — مانند انبساط و انقباض مکرر سنگ به دلیل قرار گرفتنِ متوالی در معرض گرما و سرما — یا می‌تواند ناشی از فرآیندهای شیمیایی یا بیولوژیکی (زیستی) باشد. از عوامل رایج هوازدگی می‌توان به آب، یخ، اسیدها، نمک‌ها، گیاهان، حیوانات و تغییرات دمایی اشاره کرد.

منبع: history.com

۲۵۹

کد مطلب 2269074

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین