به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سالها درس خوانده، تخصص به دست آورده و برای ساختن آیندهاش تلاش کرده، اما بعد از ازدواج و خانهنشینی ممکن است ناگهان احساس کند بخشی از هویتش را گم کرده است.
زنانی که سالها برای کسب دانش، رسیدن به تخصص و ساختن جایگاه شغلی خود تلاش کردهاند، پس از ورود به فضای خانه ممکن است با شرایطی روبهرو شوند که تعریف موفقیت در آن، تفاوت زیادی با دوران تحصیل و کار دارد.
بنابر روایت فارس، مشاور خانواده محبوبه مرادی در این متن ضمن بررسی این وضعیت، راهکارهایی کاربردی را برای مادران مطرح میکند.
وقتی دیگر خبری از پاداشهای کاری نیست!
مرادی در تشریح این مسئله میگوید: «در واقع تضاد میان تفکر منطقی و برنامهریزیشدهای که از دوران تحصیل شکل گرفته و ماهیت ناپایدار و گاه بینظم مدیریت خانه، میتواند احساس بیکفایتی و ناامیدی را در این زنان ایجاد کند.»
به گفته او، این زنان به دلیل نبود بازخوردها و پاداشهای ملموس مانند ارتقای شغلی یا تشویق همکاران، ممکن است احساس کنند بخش قابلتوجهی از تواناییهایشان را از دست دادهاند.
در عین حال، گاهی کمبود مهارت کافی در زمینه خانهداری، رسیدگی به امور فرزندان و مدیریت زندگی خانوادگی نیز میتواند اعتمادبهنفس زنان را در ایفای این نقش کاهش دهد؛ چراکه بسیاری از این مهارتها در آموزش رسمی و دوران تحصیل دختران جایگاه مشخصی ندارند.
وی تأکید میکند که حل چنین چالشی تنها بر عهده زنان نیست و به همراهی و حمایت خانواده، جامعه و ساختارهای دولتی نیاز دارد؛ از جمله میتوان به ضرورت توجه بیشتر به آموزشهای متناسب با نیازهای زندگی در نظام آموزشی اشاره کرد.

مادری در کنار فعالیت هدفمند؛ بانوی متخصص!
مرادی برای مقابله با احساس ناکافی بودن پیشنهاد میکند زنان در کنار ایفای نقش مادری، حتماً فعالیتهای فکری و هدفمند را نیز در برنامه زندگی خود قرار دهند.
او معتقد است راهکارهای عملی برای رهایی از احساس ناکافی بودن را میتوان در چند حوزه دنبال کرد؛ از جمله حوزه ذهنی و روانی، مدیریت زمان، تقویت مهارتها و ارتباطات اجتماعی.

در خانه ارتقای شغلی نداریم، اما میتوان پیشرفت را دید
۱. دفترچه «پیشرفتهای کوچک» داشته باشید
در محیط خانه برخلاف محل کار، پیشرفتها معمولاً با نامه رسمی یا ارتقای شغلی اعلام نمیشوند. به همین دلیل، مادر باید خودش موفقیتهای روزانهاش را ببیند و ثبت کند.
برای مثال، میتوان هر روز سه مورد از کارهایی را که بهخوبی انجام شده یادداشت کرد؛ از مدیریت یک گفتوگوی دشوار با کودک گرفته تا یادگیری یک غذای تازه.
این کار باعث میشود سیستم پاداش ذهن که در خانه کمتر با تأیید بیرونی مواجه است، به سمت نوعی تأیید درونی هدایت شود.
۲. خروجی کار را دوباره تعریف کنید
به جای اینکه مدام به فهرست کارهای باقیمانده خانه نگاه کنید و از خود بپرسید «چقدر کار هنوز انجام نشده است؟»، بهتر است سؤال دیگری را مطرح کنید: «امروز چه چیزی را بهتر کردم؟»
این تغییر زاویه نگاه، فرد را از تمرکز صرف بر «انجام وظیفه» به سمت «مدیریت یک پروژه» هدایت میکند و کمک میکند نتیجه تلاشهای روزانه بهتر دیده شود.
ساعت متخصص بودن شما چه زمانی است؟!
۳. برای خودتان زمان تخصصی تعیین کنید
لازم است زنان در طول هفته، ساعت یا روز مشخصی را به فعالیتی اختصاص دهند که در آن صرفاً نقش «مادر» یا «خانهدار» نداشته باشند و بتوانند دوباره در جایگاه «دانشجو» یا «متخصص» ظاهر شوند.
برای نمونه، میتوان سهشنبهها از ساعت ۱۰ تا ۱۲ را به مطالعه یا فعالیت تخصصی اختصاص داد و در این بازه زمانی مسئولیتهای خانه را کنار گذاشت.
چنین برنامهای میتواند احساس کنترل بر زمان را تقویت کند و فرصتی برای ارتباط دوباره با هویت حرفهای فرد به وجود آورد.

فقط یاد نگیرید؛ یک محصول تولید کنید!
۴. یادگیری را به یک خروجی ملموس تبدیل کنید
صرف مطالعه کتاب یا دنبال کردن مطالب آموزشی کافی نیست. بهتر است آموختهها در قالب یک فعالیت یا محصول مشخص خود را نشان دهند.
برای مثال، فردی که به روانشناسی علاقه دارد میتواند یک یادداشت بنویسد و کسی که به زبان علاقهمند است، یک پادکست کوتاه ضبط کند.
داشتن یک خروجی ملموس، همان چیزی است که میتواند احساس مفید بودن و اثرگذاری را دوباره تقویت کند.
در کنار این موضوع، بهتر است به جای تعیین اهداف بلندمدت و دور از دسترس، برای هر فصل یک هدف مشخص در نظر گرفته شود. برای نمونه، فرد میتواند تصمیم بگیرد طی سه ماه سطح زبان انگلیسی خود را از متوسط به پیشرفته برساند.
رسیدن به چنین هدفهای کوچک و قابل دستیابی، احساس موفقیت و «دستاورد» را دوباره به زندگی بازمیگرداند.
حباب انزوا را بشکنید!
ساخت یک «دایره فکری کوچک»
برای جلوگیری از فاصله گرفتن از فضای فکری و تخصصی، میتوان گروهی کوچک از دوستان تحصیلکرده تشکیل داد؛ گروهی که موضوع گفتوگوهای آن فقط سرگرمی و مسائل روزمره نباشد و مباحثی مانند مطالعه، اخبار و تحلیلهای تخصصی نیز در آن مطرح شود.
چنین ارتباطی میتواند از احساس «خالیشدن فکری» جلوگیری کند و فرصت تبادل نظر و استفاده از تواناییهای ذهنی را فراهم آورد.
مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه تخصصی
اگر فردی در زمینههایی مانند حسابداری، حقوق، آموزش یا سایر حوزهها تخصص دارد، میتواند بخشی از این توانایی را به صورت آنلاین یا در ساعات محدود در اختیار خیریهها، گروههای دانشجویی یا فعالیتهای اجتماعی قرار دهد.
این نوع مشارکت علاوه بر حفظ مهارتهای تخصصی، میتواند احساس مفید بودن و اثرگذاری اجتماعی را نیز دوباره در فرد زنده کند.




نظر شما