روایت ادیب برومند از فروزانفر؛ «یگانه روزگار خود»

بدیع‌الزمان فروزانفر، از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات و پژوهش ایران، در خاطره شاگردان و معاصرانش تنها یک استاد و ادیب نبود؛ دانشمندی با حافظه‌ای شگفت‌انگیز، تسلطی کم‌نظیر بر ادبیات فارسی و عربی و نگاهی دقیق و نقادانه بود که میراثش در پژوهش‌های ادبی و تربیت نسل‌های متعدد از اهل فرهنگ باقی ماند. به مناسبت زادروز او، این روایت شادروان عبدالعلی ادیب برومند، تصویری شخصی و کمتر شنیده‌شده از فروزانفر به دست می‌دهد؛ از نخستین دیدار و شیوه تدریس سخت‌گیرانه او تا نگاهش به شعر، مولانا و جایگاه دیگر ادیبان معاصر.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بدیع‌الزمان فروزانفر برای عبدالعلی ادیب برومند، فقط نامی بزرگ در تاریخ ادبیات ایران نبود؛ استادی بود که دیدار و هم‌نشینی با او، حضور در کلاس درسش و شنیدن سخنانش، تصویری زنده و انسانی از یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگ و ادب معاصر به دست می‌داد. ادیب برومند در خاطرات خود از نخستین دیدار با فروزانفر در منزل دوست مشترکشان، از تشویق‌های او و دعوتش به فرستادن شعرها و کتاب‌های تازه، تا حضور کوتاهش در کلاس دانشکده حقوق و شگفتی از حافظه، دانش و شیوه تدریس او روایت می‌کند.

در ادامه روایت عبدالعلی ادیب برومند درباره بدیع‌الزمان فروزانفر را می‌خوانیم: 

نخستین باری که توفیق رفیق شد و به زیارت جناب استاد بدیع‌الزمان فروزانفر نائل آمدم، در منزل دوست دیرینم، مرحوم وارسته بود؛ همان مرد بافرهنگ و وارسته‌ای که سال‌ها به عنوان وزیر دارایی خدمت کرده و مدتی نیز استاندار اصفهان بود و آشنایی بنده با ایشان از همان دوران آغاز شده بود. در آن روز مبارک، دست تقدیر و حسن تصادف، استاد فروزانفر بزرگ را نیز به آن محفل کشانده بود. وقتی به ایشان معرفی شدم، با بزرگواری ابراز داشتند که برخی از آثار ناچیز بنده را دیده‌اند و زبان به تمجید گشودند. این تشویقِ استادِ مسلّمِ زمانه، مایه‌ مباهات و دلگرمی بسیار برای من شد. ایشان با فروتنی آدرس منزل خود را به من دادند و فرمودند هر زمان شعر تازه یا کتاب جدیدی سرودم و پرداشتم، برایشان بفرستم. پس از آن، یکی دو بار تلفنی و حضوری در منزلشان به خدمتشان شرفیاب شدم. در آن دیدارها، ایشان را مردی فوق‌العاده بافرهنگ، دانشمند، آداب‌دان و در عین حال بسیار فروتن یافتم. بی‌جهت نبود که محفل او همواره مأمن و مجمع انسان‌هایی شریف، متادب به آداب ادبی و دانشمندانی ممتاز بود.

روایت ادیب برومند از فروزانفر؛ «یگانه روزگار خود»
عبدالعلی ادیب برومند

در میان سجایای بی‌شمار استاد فروزانفر، حضور ذهن و قوت حافظه‌ شگفت‌انگیز ایشان جادویی بود که نظیرش کمتر دیده شده است. تسلط ایشان بر ادبیات عرب بی‌مانند بود؛ مکرر به چشم خود می‌دیدم که قصاید مفصل و طویل عربی را از حفظ و پشت‌سرهم با فصاحتی تمام قرائت می‌کردند. حتی به یاد دارم گاهی که تلفنی با یکی از فضلا و دانشمندان درباره بیتی از شاعری عرب گفتگو می‌کردند، استاد نه تنها آن شعر را با چندین روایتِ مختلف بازگو می‌کردند، بلکه فی‌البداهه ده بیتی از ادامه‌ آن قصیده را نیز از حافظه می‌خواندند. این احاطه بی‌نظیر علمی در شعر فارسی و سبک خراسانی نیز جلوه‌گر بود. خود ایشان اشعار بسیار فصیح و استواری به سبک خراسانی سروده بودند، هرچند در سال‌های پسین، اشتغالات فراوان علمی و تدریس مداوم، ایشان را از ساحت شعر و شاعری قدری دور کرده بود؛ خود استاد گاه با تأسف و اندوه ابراز می‌داشتند: «متأسفانه تدریس، فرصتِ شعر گفتن را از من ربوده و از این بابت دلتنگم.» گرچه ما تسلا می‌دادیم که هر اثر و خدمتی از جانب ایشان، برکتی ماندگار برای ادب این سرزمین است.

او در عرصه‌ مثنوی‌شناسی و غوطه‌ور شدن در دقایق افکار مولانا جلال‌الدین، زحمات طاقت‌فرسایی کشید. نثری روان، بی‌تکلف و به‌غایت فصیح داشت و آنچه از او در شرح و تبیین افکار مولانا به یادگار مانده، از حیث درک عمیق و بیان شیوا، در اوج است. در روزگار ما، تنها مرحوم استاد جلال‌الدین همایی بود که در شناخت دقایق مثنوی زبردستی و مهارتی در آن پایه داشت؛ به واقع می‌توان گفت فروزانفر و همایی دو فرد بی‌بدیل و کم‌نظیر در درک ژرفای تفکرات مولانا بودند که پهلو به پهلوی هم، این مسیر تاریک را روشن ساختند.

با این حال، استاد همایی با تمام احترامی که برای فضل و دانش فروزانفر قائل بود، گاه گله می‌کرد و معتقد بود فروزانفر رگه‌هایی از رقابت و حسادت دوستانه دارد؛ از جمله به ماجرای امتحانی در دانشکده اشاره می‌کرد که در آن به دختر ایشان نمره‌ای با بی‌مهری داده شده بود و مرحوم همایی آن را ناشی از یک دلخوری جزئی و دوستانه‌ قدیمی میان خود و فروزانفر می‌دانست. اما این دست گلایه‌های ظریف میان هم‌قطاران، هرگز از احترام عمیق و قلبی آن‌ها به یکدیگر نمی‌کاست؛ چنان‌که مرحوم همایی در رثای درگذشت فروزانفر نیز سوگ‌نامه‌ای فصیح و صمیمانه پرداخت.

روایت ادیب برومند از فروزانفر؛ «یگانه روزگار خود»
بدیع الزمان فروزانفر 

در باب تدریس، استاد فروزانفر در زمره معلمان بسیار سخت‌گیر و جدی بود؛ با کار تحصیل و تدریس شوخی نداشت. عقیده داشت شاگردی که پای درس او می‌نشیند، باید کار را تمام‌وعیار فراگیرد و عیناً همان‌گونه که شایسته است باز پس دهد. به قول معروف، شاگرد نزد او باید «سینه به حصیر می‌مالید» و رنج فراوان در طلب علم می‌کشید.

من خود شیوه‌ تدریس بی‌نظیر او را در سال ۱۳۲۱، هنگامی که برای تحصیل در دانشکده حقوق به تهران آمده بودم، از نزدیک تجربه کردم. غنیمتی بزرگ بود که پای استاد به دانشکده حقوق باز شد، چرا که پیش از آن بیشتر در دانشکده‌های الهیات (معقول و منقول) و ادبیات تدریس می‌کردند. حضور ایشان مایه خوشبختی و افتخار ما دانشجویان حقوق بود. در آن دو جلسه‌ای که توفیق حضور در کلاسشان را داشتم، تدریسشان را سرشار از اطلاعات عمیق، دقیق و فراتر از حد معمول یافتم. بسیار شمرده، رسا و به گونه‌ای سخن می‌گفتند که دانشجو مطلب را کاملاً هضم و درک کند. چشمان تیزبینی داشتند؛ با نگاهی گذرا به چهره تک‌تک شاگردان متوجه می‌شدند چه کسی جان کلام را دریافته و چه کسی هنوز در فهم آن غوطه‌ور است. با این حال، پیدا بود که میل به ادامه تدریس در دانشکده حقوق ندارند؛ چرا که در برابر پرسش‌های مکرر دانشجویان، پاسخ‌های قطعی را به جلسات بعد حواله می‌کردند و پس از آن دو جلسه، دیگر تشریف نیاوردند.

از منظر اخلاقی و منش شخصی، فروزانفر مردی فروتن بود که رعایت حرمت قدما و سبق تقدم دیگران را به کمال نگاه می‌داشت. بارها که از او درباره فضایل و مراتب دیگر ادیبان معاصر می‌پرسیدم، با کمال بی‌طرفی، عادلانه و عاری از هرگونه غرض‌ورزی قضاوت می‌کرد و سهم فضل هر کس را تمام و کمال می‌پرداخت. او اگرچه در فضایی سنتی پرورش یافته و متادب به آداب قدیم و مردی متدین بود، اما در شیوه لباس‌پوشیدن، برخوردها، تعارفات اجتماعی و رعایت آداب مدرن روزگار، بسیار متجدد و شیک‌پوش به نظر می‌آمد.

روایت ادیب برومند از فروزانفر؛ «یگانه روزگار خود»

گاهی شنیده می‌شد که برخی خرده‌گیران به او برچسب «مقام‌طلبی» می‌زدند. اما به باور من، این صفت مایه عیب‌جویی بزرگی نیست. بشر در سیر طبیعی خود ممکن است به مناصب دنیوی بی‌توجه نباشد؛ اگر کسی تلاش کند در بستر طبیعی و بدون دست‌یازی به تشبثات ناروا به مقامی شایسته برسد، عیب و نقصی بر او وارد نیست که بتوان با آن مرتبه رفیع علمی‌اش را زیر سوال برد.

در پایان، باید به شاهکار ماندگار او، کتاب "سخن و سخنوران" اشاره کنم که بنده بارها آن را با شوق خوانده‌ام. این اثر، کار بسیار تازه‌ای در روزگار خود بود. برخلاف تذکره‌نویسان گذشته که کارشان صرفاً مداحی، تمجید بی‌چون‌وچرا و خالی از هرگونه نقدِ کلام بود، فروزانفر در این کتاب در عین تمجید از زیبایی‌های شعر شاعران، با شجاعت تمام نقاط ضعف اثر و حتی خلقیات منفیِ نویسنده و گوینده را آشکار می‌ساخت. این تلفیق نقد صریح در کنار مدح منصفانه، به همراه قلمی روان و شیوه نگارشی بی‌نظیر، تا آن زمان کاملاً نوظهور و تازه بود.

بدیع‌الزمان فروزانفر، یگانه روزگار خود بود؛ ستونی استوار که با رفتنش، خلأ بزرگی در بنای رفیع فرهنگ و ادب پارسی پدید آمد، اما میراث او در سطرسطر کتاب‌هایش و در جانِ شاگردان ممتازش، تا همیشه جاودان خواهد ماند.

این مطلب را محمد باغستانی در اختیار خبرآنلاین قرار داده است. 

۵۹۵۹

کد مطلب 2269638

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =

آخرین اخبار