«آقای جبلی، مردم چه نگاهی دارند؟»/ روایت کاربران از صداوسیما «افتخار» یا «افتضاح»؟

پیمان جبلی تماشای صداوسیما را «افتخار» می‌داند، اما مرور کامنت‌های کاربران خبرآنلاین نشان می‌دهد بخشی از مخاطبان نه‌تنها چنین احساسی ندارند که بعضا برای توصیف آن‌چه روی آنتن این رسانه می‌رود واژه «افتضاح» را به کار می‌گیرند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، انتشار فیلم انتقاد صریح مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، از پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در جلسه هیأت دولت، بار دیگر اختلاف نظر درباره عملکرد «رسانه ملی» را مقابل دوربین‌ها آشکار کرد؛ پزشکیان در این فیلم صراحتا گفت: «آقای جبلی! اصلاً صداوسیما را نگاه نمی‌کنم؛ وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود» و از جبلی خواست ببیند «مردم چه نگاهی دارند.» چند روز بعد، جبلی در واکنش به انتقادها، تماشای صداوسیما را «افتخار» و این سازمان را «آینه افتخار یک ملت بزرگ» خواند؛ اگرچه بعدتر تأکید کرد منظورش از چنین اظهارنظری اشاره به «زحمات و مجاهدت‌های همکارانش در رسانه ملی» بوده است.

به دنبال انتشار یک نظرخواهی در خبرگزاری خبرآنلاین مبنی بر اینکه آیا مخاطبان با صحبت‌های پیمان جبلی موافقند که دیدن صدا و سیما یک افتخار است مرور کامنت‌های کاربران نشان می‌دهد بخشی از آنها نه‌تنها با تعبیر «افتخار» همراه نشده‌اند، بلکه این واژه را به «افتضاح» و «ننگ» تغییر داده و انتقادهایشان را از کیفیت و تکراری بودن برنامه‌ها تا مسئله اعتماد، سانسور، سیاست‌زدگی و بودجه صداوسیما گسترش داده‌اند.

«افتخار»؛ کلمه‌ای که کاربران پس زدند

اظهارنظر جبلی در شرایطی مطرح شد که در روزهای اخیر میان رئیس‌جمهور و رئیس صداوسیما درباره عملکرد تلویزیون بحث رسانه‌ای شکل گرفته بود. مسعود پزشکیان از جمله گفته بود که خودش تلویزیون را تماشا نمی‌کند؛ جبلی نیز بدون اشاره مستقیم به رئیس‌جمهور، تماشای صداوسیما را «افتخار» و «آینه افتخار ملی» توصیف کرد.

اما همین واژه بیش از هر چیز دیگری واکنش کاربران را برانگیخت. یکی از کاربران نوشت: «صداوسیما یک افتخار که نه، بلکه یک افتضاح است.»

کاربر دیگری نیز با لحنی متفاوت اما با همین مضمون نوشت: «دیدن صداوسیما شرمندگی است نه افتخار.»

نظر یکی دیگر از کاربران هم چنین بود:‌ «هیچ چیزی در دنیای فعلی اونقدر مقدس نیست که به خاطرش انسان افتخار کنه یا احساس شرمندگی داشته باشه. تلویزیون آقای جبلی-جلیلی هم جز پر کردن جیب تهیه‌کنندگان نوکیسه جبهه پایداری از یک طرف و از طرف دیگر گریزان کردن مردم از رسانه ملی، هیچ کار مثبتی نداشته است. پس افتخار که هیچ، به شدت هم باید در افکار عمومی و دادگاه الهی پاسخگوی این همه فساد و ناکارآمدی باشه.»

در میان کامنت‌ها حتی بازی زبانی با همین واژه به چشم می‌خورد؛ برخی کاربران «افتخار» را به «افتضاح» یا «ننگ» تبدیل کرده بودند. عباراتی مانند «مایه ننگ است» و «ندیدنش عبادته» نشان می‌دهد که بخشی از واکنش‌ها اساساً متوجه فاصله میان ادبیات مدیران صداوسیما و تجربه‌ای است که کاربران از این رسانه دارند.

تلویزیونی که «تکراری» و «بی‌مخاطب» توصیف شد

بخش دیگری از انتقادها مستقیماً به برنامه‌های تلویزیونی مربوط بود. کاربران از تکراری بودن محتوا، نبود تنوع، سطح کیفی نازل برخی برنامه‌ها و فاصله گرفتن تلویزیون از سلیقه مخاطب انتقاد کرده‌اند.

تکرار سریال‌هایی مانند «جومونگ»، «مختارنامه» و «یوسف پیامبر» نیز در برخی کامنت‌ها به عنوان نمادی از این وضعیت مطرح شده است. یکی از کاربران با اشاره به همین موضوع نوشت: «جومونگ، مختارنامه، یوسف پیامبر را چند بار باید ببینیم؟»

در کنار این انتقادها، برخی کاربران از حضور مجریانی گلایه کرده‌اند که به باور آنها توانایی لازم را برای اجرای برنامه‌های جدی ندارند. گروهی نیز معتقدند تلویزیون به جای استفاده از چهره‌های متخصص و حرفه‌ای، بیش از اندازه سیاسی و جناحی شده است.

کاربری درباره انتقاد به مجریان نوشت: «سال‌ها پیش صداوسیما عالی بود؛ تقریباً هر برنامه‌ای ارزش دیدن داشت. برای نشاط و سرگرمی همه اقشار، برنامه‌های متنوع و باکیفیت تولید می‌شد و از دیدن و انتخاب مجریان باسواد لذت می‌بردیم. نه مثل امروز که مجری‌های یک‌طرفه و هجوگو صداوسیما را اشغال کرده‌اند و باعث شده‌اند مردم از تلویزیون دلسرد و فراری شوند. هر وقت دیدید تعداد شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور زیاد شده، بدانید صداوسیما ضعیف و بی‌جاذبه شده است.»

یکی از کاربران در این باره نوشت: «آقا جبلی، تو را خدا از صداوسیما برو! با آمدنت، با این مجری‌های اخمو برو. همین‌طور مردم گرفتارند؛ با دیدن قیافه کارمندانت، همه یاد بدهی‌های خودشان می‌افتند.»

کاربر دیگری هم نوشت: «هر کانالی را که باز می‌کنی، جز اینکه فقط می‌خواهند حرف خودشان را بزنند، چیزی نمی‌بینی. تمام مجری‌ها اصلاً اجازه حرف زدن به مهمان را نمی‌دهند؛ خودشان متکلم وحده‌اند.»

در تعدادی از کامنت‌ها نیز انتقاد از سهم برنامه‌های مذهبی و مناسبتی، در مقابل کمبود برنامه‌های شاد و سرگرم‌کننده، تکرار شده بود.

انتقاد فقط به کیفیت برنامه‌ها محدود نیست

اگرچه بخشی از کامنت‌ها درباره کیفیت تولیدات تلویزیونی بود، اما بخشی دیگر مسئله را عمیق‌تر می‌دیدند. واژه‌هایی مانند «سانسور»، «دروغ»، «رسانه میلی» و «ضدمردمی» در میان نظرات به کرات دیده می‌شد؛ عباراتی که نشان می‌دهد برای بخشی از کاربران، مشکل فقط این نیست که برنامه‌های تلویزیون جذاب نیستند، بلکه مسئله اعتماد به رسانه نیز مطرح است.

یکی از کاربران درباره دروغگویی سازمان صدا و سیما معتقد است:‌ «صداوسیما متأسفانه وقیح‌ترین دروغ‌گوی تمام دوران‌هاست! تمام حقایق را وارونه جلوه می‌دهد، آن هم با وقاحت تمام؛ از تولید خرافات گرفته تا انتشار اخبار دروغ. لابه‌لای این‌ها هم چند فوتبال و سریال آب‌دوغ‌خیاری پخش می‌کنند.»

کاربری نوشت: «صداوسیما متأسفانه از واقعیات موجود در جامعه ایران بی‌خبر و عقب‌مانده است، از بدنه کارشناسی قوی برخوردار نیست و با قوای سه‌گانه و مردم هماهنگ نیست. در بعضی مواقع هم به نظر می‌رسد به جای ایجاد همدلی، تفرقه، کینه و اختلاف را پمپاژ می‌کند. بعضی از مجریان نیز اخلاق حرفه‌ای رسانه را ندارند. به نظرم آقای جبلی و جلیلی خودشان استعفا بدهند، بهتر است.»

یکی دیگر از کاربران هم نوشت: «همین که تو رسانه ملی شب و روز دروغ و کلاه‌برداری تبلیغ می‌شه خودش مایه ننگه... دروغ تو اخبار و خبررسانی رو نمی‌گم. اون جای خودش. دروغ‌هایی که تو بخش تبلیغات به خورد مردن داده می‌شه تا از مردم کلاه‌برداری بشه و پولشون رو بقاپن... مثل تبلیغات لوازم بهداشتی. عطر و اسپری و تا...سرای فلان و فلان.»

در واقع، از نگاه این گروه، حتی اگر کیفیت فنی و سرگرمی برنامه‌ها افزایش پیدا کند، تا زمانی که مخاطب احساس کند همه واقعیت‌ها را از تلویزیون دریافت نمی‌کند، بازگرداندن اعتماد دشوار خواهد بود.

ماهواره و اینترنت؛ مخاطب کجا رفته است؟

یکی از پرتکرارترین مسیرهای استدلال کاربران این بود که اگر تلویزیون دیگر برایشان جذاب نیست، گزینه‌های دیگری در دسترس دارند؛ از شبکه‌های ماهواره‌ای گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های نمایش خانگی.

کاربری نوشت: «واقعاً خجالت نمی‌کشد؟ دروغ‌گویی تا چه حد؟ همین رفتارها ملت ایران را به سمت ماهواره و انواع شبکه‌های مجازی کشانده است، بعد هم هر حرف مزخرفی که می‌خواهند می‌زنند.»

کاربر دیگه هم به صورت مختصر نوشت:‌ «تا ماهواره هست تلویزیون ایران چرا؟»

یکی از کاربران هم درباره عدم تماشای تلویزیون به صورت تحلیلی نوشته است:‌ «برای فهمیدن میزان درست یا غلط بودن این حرف، باید به چند نکته توجه داشت: اول، تعداد دیش‌های ماهواره‌ای نصب‌شده روی ساختمان‌ها؛ ماشالله در بعضی محله‌ها تعداد دیش‌ها از تعداد ساختمان‌ها بیشتر است! دوم، تعداد افرادی که از سرویس‌هایی مثل IPTV برای تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای از طریق اینترنت استفاده می‌کنند، به‌خصوص در برج‌های مسکونی بزرگ. سوم، تعداد افرادی که از VPN استفاده می‌کنند و از طریق آن به یوتیوب، اینستاگرام، تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارند و اصولاً سراغ تلویزیون نمی‌روند. وقتی این موارد را کنار هم بگذاریم، به نظر من مشخص می‌شود که این صحبت چندان با واقعیت جامعه همخوانی ندارد و فقط طیف محدودی، در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد، با چنین دیدگاهی موافق هستند. اصولاً بسیاری از خانواده‌های دهه ۶۰ و متولدین دهه ۷۰ به بعد، علاقه چندانی به صداوسیما ندارند؛ چون برنامه‌های آن با سلیقه و خواسته‌های این گروه از مخاطبان همخوانی ندارد و بیشتر مورد پسند همان طیف محدودی است که از وضعیت فعلی کشور و عملکرد مدیران صداوسیما حمایت می‌کنند.»

بودجه؛ چرا برای رسانه‌ای که نمی‌بینیم هزینه می‌شود؟

موضوع دیگری که در کامنت‌ها بارها تکرار شده، بودجه صداوسیما بود. برخی کاربران در شرایط اقتصادی دشوار کشور، هزینه‌های سازمان را زیر سؤال برده و معتقد بودند منابع عمومی باید صرف اولویت‌های دیگری شود.

یکی از کاربران با اشاره بودجه هنگفت صداوسیما نوشت:‌ «صداوسیما با اون همه بودجه که تو این شرایط اسفناک اقتصادی تو جیبش می‌ریزن فقط برای ۵ درصد جامعه برنامه می‌سازه! ۹۵ درصد ندیدن صداوسیمایی رو که به جز نفرت و دروغ و تحریف وقایع چیزی نداره احترام به شعور خودشون می‌دونن.»

یکی از کاربران در همین زمینه نوشت: «چرا باید از جیب مردم برای رسانه‌ای هزینه شود که خود مردم آن را نمی‌بینند؟»

در برخی دیگر از نظرات نیز صداوسیما با تعابیری مانند «بودجه‌خوار» توصیف شده بود و حتی بعضی کاربران خواستار تغییر مدیریت یا تعطیلی سازمان شده بودند.

اما همه مخالف نیستند

در میان کامنت‌ها البته نظرات موافق صداوسیما نیز وجود داشت؛ هرچند تعداد آنها در این نمونه کمتر به نظر می‌رسید.

گروهی از کاربران، تلویزیون را به دلیل تولید برنامه‌های خانوادگی و مذهبی قابل دفاع می‌دانستند و معتقد بودند صداوسیما در مقایسه با برخی شبکه‌های ماهواره‌ای محتوای سالم‌تری ارائه می‌کند.

یکی از این کاربران نوشت: «حداقل صداوسیما برنامه‌هایی دارد که خانواده‌ها با خیال راحت می‌توانند ببینند.»

برخی دیگر نیز معتقد بودند انتقادها بیش از اندازه سیاسی است و کسانی که با صداوسیما مخالف‌اند، لزوماً نماینده همه جامعه نیستند.

در تعدادی از کامنت‌ها نیز منتقدان صداوسیما با جریان‌های سیاسی خاص یا حتی وابستگی به خارج از کشور مرتبط دانسته شده‌اند؛ موضوعی که خود نشان‌دهنده سیاسی شدن شدید بحث درباره رسانه ملی است.

یک اعتراض مهم؛ آیا این کامنت‌ها نماینده مردم‌اند؟

در میان واکنش‌ها، چند نظر نیز نه درباره خود صداوسیما، بلکه درباره شیوه سنجش افکار عمومی بود. برخی کاربران تأکید کرده بودند که از روی کامنت‌های یک رسانه نمی‌توان درباره نظر کل جامعه قضاوت کرد.

این نکته از نظر روش‌شناسی اهمیت دارد. کامنت‌گذاری یک رفتار داوطلبانه است و معمولاً کسانی که انگیزه یا نظر شدیدتری دارند، احتمال بیشتری دارد که وارد بحث شوند. بنابراین نمی‌توان از تعداد کامنت‌های موافق و مخالف، درصد واقعی موافقان و مخالفان صداوسیما در جامعه را استخراج کرد.

به همین دلیل، اگر قرار باشد ادعای «میزان اعتماد مردم به صداوسیما» یا «میزان تماشای تلویزیون» به شکل دقیق بررسی شود، به نظرسنجی علمی با نمونه‌گیری معتبر نیاز است.

مسئله فقط تماشای تلویزیون نیست

مرور این کامنت‌ها نشان می‌دهد دعوا بر سر یک واژه ساده ــ «افتخار» ــ در واقع به مسئله‌ای بزرگ‌تر بازمی‌گردد.

برای گروهی از مخاطبان، صداوسیما هنوز رسانه‌ای قابل دفاع است که محتوای فرهنگی و خانوادگی تولید می‌کند. اما در سوی دیگر، بخشی از کاربران نه‌تنها برنامه‌های تلویزیونی را جذاب نمی‌دانند، بلکه نسبت به صداقت، استقلال و کارآمدی این رسانه نیز تردید دارند.

با یک بررسی آماری در این نظرسنجی این آمار به  دست آمد:

  • اکثریت قاطع ومطلق: مخالف شدید با اظهارات پیمان جبلی. (تقریباً ۸۵ تا ۹۰ درصد نظرات).

  • اقلیت ناچیز: موافق با اظهارات جبلی و حامی رویکرد فعلی صداوسیما. (تقریباً ۵ تا ۷ درصد نظرات).

  • نظرات تحلیلی/پیرامونی: بحث درباره اعتبار نظرسنجی، لزوم رفراندوم و یا نقد خبرگزاری. (تقریباً ۵ درصد نظرات).

نکته قابل توجه، حجم بسیار بالای لایک‌ها (تأیید) برای کامنت‌های مخالف و حجم بالای دیس‌لایک‌ها (تکذیب) برای معدود کامنت‌های موافق است که وزن جبهه مخالف را در این بستر رسانه‌ای خاص، سنگین‌تر نشان می‌دهد.

۵۹۲۴۲

کد مطلب 2269673

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =

آخرین اخبار