لیلاز:اگر امروز از اهرم تنگه هرمز استفاده نکنیم فردا باید دنبال سلاح هسته ای برویم تا بازدارندگی ایجاد کند / تراستی ها زمینه ساز اتفاقات دی 1404 بودند

اگرچه تحریم و جنگ می‌توانند به افزایش تورم کمک کنند، اما موتور اصلی تورم را باید در ساختار پولی و بانکی کشور جست‌وجو کرد.‌

به گزارش خبرآنلاین سعید لیلاز به همشهری گفت: به گفته برخی مقامات مهم اقتصادی و بانکی حدود دوسوم تورم می‌تواند ناشی از ناترازی شبکه بانکی باشد. حدود ۴۰ درصد دارایی‌های شبکه بانکی ایران ممکن است عملا موهوم باشد.‌

او  با اشاره به دوره ریاست محسن نوربخش بر بانک مرکزی گفت: «نوربخش مخالف ایجاد بانک توسط مؤسسات شبه‌دولتی بود و تأکید داشت که بانک باید با انضباط ایجاد شود.» به‌گفته لیلاز، پس از آن دوره، تعداد زیادی بانک و مؤسسه مالی ایجاد ‌ و ساختار بانکی به‌تدریج با مشکلاتی مواجه شد که آثار آن امروز در ناترازی بانک‌ها دیده می‌شود.‌

لیلاز همچنین به رابطه نرخ سود و تورم اشاره کرد و گفت: «وقتی نرخ سود بانکی به شکل معناداری پایین‌تر از نرخ تورم باشد، گرفتن تسهیلات بانکی می‌تواند به یک رانت اقتصادی تبدیل شود». او با یک مثال گفت:« اگر فردی بتواند یک میلیارد تومان وام دریافت کند، در شرایطی که نرخ‌های مؤثر تسهیلات پایین‌تر از تورم باشد، عملا ماهانه ده‌ها میلیون تومان منفعت به‌دست می‌آورد؛ منفعتی که از جیب سپرده‌گذار و در چارچوب همین ساختار خلق می‌شود».


اصلاحات دردناک؛ از سوخت تا ارز
لیلاز معتقد است ایران سال‌هاست اصلاحات دشوار را به تأخیر انداخته و به همین دلیل، اصلاحاتی که می‌توانست در مقاطع مختلف با هزینه کمتری انجام شود، اکنون به تصمیم‌های بسیار سخت تبدیل شده است.‌او درباره قیمت سوخت گفت: «مسئله اصلی فقط قیمت بنزین و گازوئیل نیست؛ بلکه ابتدا باید رشد نقدینگی کنترل شود». ‌

لیلاز در عین حال با افزایش قیمت سوخت در شرایط تورمی بدون انجام اصلاحات بنیادی مخالفت کرد و گفت: «نمی‌توان هر چند سال یک‌بار جامعه را در معرض شوک قیمتی قرار داد و از آن انتظار ثبات داشت.» ‌

او همچنین موضوع قاچاق سوخت را مطرح کرد و گفت: «بخشی از مصرف بالای سوخت در ایران نتیجه قاچاق و اتلاف منابع است». به اعتقاد او، در شرایط فعلی روزانه ده‌ها میلیون دلار منابع در قالب سوخت ارزان از بین می‌رود؛ منابعی که می‌تواند در جای دیگری به اقتصاد ایران کمک کند.

تراستی‌ها ؛ زمینه‌ساز دی‌ماه ۱۴۰۴ و حمله به ایران
لیلاز در بخش دیگری از گفت‌وگو، تحولات دی‌ماه ۱۴۰۴ و حمله به کشور را ‌ با موضوع «تراستی‌ها» مرتبط دانست.‌ او با اشاره به کاهش شدید ورود ارز حاصل از صادرات نفت گفت: در مقطعی که قرار بود درآمدهای صادراتی ماهانه در محدوده 3 میلیارد دلار باشد، این رقم به حدود ۱۵۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرد و در همان شرایط، اعتراض‌ها و ناآرامی‌های داخلی شکل گرفت.‌ به روایت لیلاز، بخشی از این وضعیت به عملکرد شبکه‌های موسوم به «تراستی» بازمی‌گشت؛ شبکه‌هایی که به‌گفته او نه دولت و نه فعالان رسانه‌ای، ایجادکننده آن نبودند.

چرا نیروهای مسلح بهتر تصمیم می‌گیرند؟
لیلاز ‌ عملکرد نیروهای مسلح را با دستگاه اجرایی مقایسه کرد و گفت:« در شرایط فعلی، نیروهای مسلح توانسته‌اند بهتر از بخش‌های دیگر کشور با شرایط جنگی سازگار شوند».‌او ثبات فرماندهی، استمرار برنامه‌ها و امکان تصمیم‌گیری سریع را از عوامل این عملکرد می‌داند و معتقد است در حوزه‌های نظامی و دفاعی، ساختارها به‌گونه‌ای شکل گرفته‌اند که در شرایط بحران می‌توانند سریع‌تر واکنش نشان دهند.‌از نگاه لیلاز، مسئله مهم این است که چنین سازوکاری در دستگاه اجرایی کشور وجود ندارد و اقتصاد همچنان درگیر مجموعه‌ای از فرآیندهای کند و بوروکراتیک است.

جنگ یا مذاکره؛‌ مسئله اصلی چیز دیگری است
یکی از مهم‌ترین محورهای گفت‌وگو، نقد دوگانه جنگ یا مذاکره بود.‌لیلاز معتقد است جریان‌های سیاسی مختلف گاهی به شکلی درباره آمریکا و جنگ صحبت می‌کنند که گویی 2 گزینه اصلی پیش روی ایران، یا مصالحه با آمریکا یا رویارویی نظامی است؛ درحالی‌که ‌ این دوگانه مسئله اصلی را پنهان می‌کند.‌ چه ایران با آمریکا وارد مذاکره شود و چه با آن مقابله کند، بدون اصلاح ساختار اقتصادی داخلی، بخش اصلی مشکلات پابرجا خواهد ماند. به‌گفته او، کسانی که از مذاکره و توافق دفاع می‌کنند، در بسیاری از موارد صرفا راه‌حل اقتصادی خود را در بازگشت به فروش نفت می‌بینند  در مقابل، کسانی که فقط بر تشدید رویارویی با آمریکا تأکید دارند،‌گاهی بحران داخلی را به بیرون منتقل می‌کنند.

مشکلات با مدیران ترسو حل نمی‌شود
‌لیلاز گفت:« اگر دولت بخواهد با قاچاق سوخت مقابله کند، با مقاومت گروه‌های ذی‌نفع و حتی فشارهای مختلف مواجه خواهد شد؛ اما مدیری که اظهار ترس از ذی‌نفعان می‌کند باید برکنار شود. البته مسئله اصلی  فقط ترس یک مدیر یا یک وزارتخانه نیست، بلکه مشکل، ساختاری است که تصمیم‌گیری بموقع و قاطع را دشوار کرده است».‌

تنگه هرمز؛ تضمین تمامیت ارضی کشور
‌ لیلاز ‌ مخالف این دیدگاه است که تنگه هرمز دیگر کارآمدی گذشته را ندارد. از نظر او، اگر ایران مهم‌ترین ابزار ژئوپلیتیک خود را کنار بگذارد، در آینده ناچار خواهد شد به‌دنبال ابزار بازدارنده دیگری مثل سلاح هسته‌ای بگردد.‌او می‌گوید: آمریکا و اسرائیل به‌دنبال تبدیل ایران به لیبی و سوریه هستند؛ در نتیجه ایران به هیچ عنوان نباید تنگه هرمز را از دست بدهد.‌ از نگاه او، کنار گذاشتن هر یک از ابزارهای ژئوپلیتیک ایران لزوما به کاهش فشار خارجی منجر نمی‌شود.‌ ‌

‌ نباید جلوتر از رهبری ‌حرکت کرد
لیلاز در موضوع مذاکره نیز موضع خود را بر پایه اعتماد به ساختار تصمیم‌گیری کشور توضیح داد.او گفت:« در سال‌های گذشته عملا مذاکرات متوقف نشده و بنابراین تکرار صرف عبارت مذاکره نمی‌تواند به‌عنوان یک راه‌حل مستقل مطرح شود. ‌ اگر رهبری ‌ کشور تصمیم به مذاکره بگیرد،باید از آن حمایت کنیم و اگر تصمیم بر ادامه مقاومت و جنگ  باشد، از آن نیز دفاع خواهیم کرد». اوگفت:« اگر کسی به رهبری اعتماد دارد، نباید در تصمیم‌گیری‌های حساس از آن جلو بزند».لیلاز همچنین شکست برجام را یکی از نشانه‌هایی عنوان کرد که نشان می‌دهد نمی‌توان مسائل ایران و آمریکا را صرفا با یک توافق حل‌شده تلقی کرد.

17302

کد مطلب 2269989

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین