دیکتاتوریِ «حالِ خوب»؛ چرا جامعه‌ی امروز تابِ دیدنِ غمِ کودکان را ندارد؟

چگونه ترس از «تروما»، مصرف‌گرایی و روان‌شناسی زرد، فرصتِ تاب‌آوری را از نسلِ فردا می‌گیرد؟

کودک در راهروی فروشگاه زمین خورده یا اسباب‌بازی‌اش شکسته است؛ اشک می‌ریزد و صدای گریه‌اش بلند می‌شود. واکنشِ معمول و فوریِ بزرگسالان چیست؟ «گریه نکن عزیزم! بیا این شکلات را بخور»، «ببین تو تبلت چه کارتونِ قشنگی هست!» یا «غصه نخور، الان می‌رویم یکی بزرگ‌تر و بهترش را می‌خریم!».
در نگاهِ اول، این تلاشی مهربانانه برای آرام کردنِ یک کودک است، اما اگر با عینکِ اجتماعی و فرهنگی به این صحنه‌ی تکراری در خانه‌ها، پارک‌ها و فروشگاه‌ها نگاه کنیم، با پدیده‌ای عمیق‌تر و نگران‌کننده‌تر روبه‌رو می‌شویم: سیطره‌ی «دیکتاتوریِ حالِ خوب» بر جامعه؛ فرهنگی که به ما القا می‌کند انسانِ موفق و سالم، انسانی است که همیشه شاد است و هرگونه احساسِ غم، ناکامی یا خشم، یک «نقص» یا «بحران» است که باید فوراً سرکوب یا پنهان شود.

اضطرابِ جمعیِ والدین در تله‌ی روان‌شناسیِ زرد

پیش از هر چیز باید با شفقت به والدینِ امروز نگاه کرد. آن‌ها در این شتاب‌زدگی برای پاک کردنِ اشک‌های کودکشان، مقصر نیستند؛ بلکه خود قربانیِ یک اضطرابِ جمعی‌اند. جامعه‌ی امروز، زیرِ بمبارانِ اطلاعاتیِ شبکه‌های اجتماعی و روان‌شناسیِ پاپ (بازاری)، والدین را ترسانده است. مفاهیمِ تخصصی روان‌شناسی مانند «تروما»، «طرح‌واره» و «کودکِ درونِ آسیب‌دیده»، به ابزارهایی برای ایجادِ وحشت تبدیل شده‌اند.
والدینِ مضطربِ امروز، مدام در هراس‌اند که مبادا کوچک‌ترین ناکامیِ کودک، تبدیل به یک تروما یا عقده‌ی روانی در آینده‌ی او شود. در نتیجه، هر قطره اشکِ کودک را به مثابهِ «شکستِ خود در والدگری» تفسیر می‌کنند. آن‌ها از سرِ عشق و البته ترس، می‌کوشند تمامِ موانع و دست‌اندازهای طبیعیِ زندگی را از سرِ راهِ کودک جارو کنند تا او فقط «حالِ خوب» را تجربه کند.

مُسکن‌های مصرف‌گرایانه؛ وقتی احساسات هم کالایی می‌شوند

یکی از بازتاب‌های مهمِ این پدیده در جامعه‌ی مصرفی، شیوه‌ی مواجهه‌ی ما با احساساتِ ناخوشایند است. وقتی کودک غمگین یا عصبانی است، جامعه به ما آموخته است که به جای مکث کردن و به رسمیت شناختنِ آن احساس، فوراً یک «کالا» یا «خدمات» را جایگزینِ آن کنیم. خریدنِ یک اسباب‌بازیِ جدید، دادنِ خوراکی‌های شیرین یا غرق کردنِ کودک در صفحاتِ دیجیتال، راهکارهای بازار برای فرار از مواجهه با روانِ انسان است.
ما ناخواسته به کودکانمان آموزش می‌دهیم که «اگر احساسِ خلأ، غم یا خشم کردی، لازم نیست آن را تحمل کنی یا بشناسی؛ کافی است چیزی مصرف کنی تا حواست پرت شود!». این همان الگوی مخربی است که در بزرگسالی به شکلِ اعتیاد به خرید، مصرف‌گراییِ افراطی یا فرار از واقعیت‌های تلخِ اجتماعی خود را نشان می‌دهد.

تولیدِ انبوهِ «شهروندانِ شکننده»

خطرناک‌ترین پیامدِ اجتماعیِ غصب کردنِ «حقِ غمگین بودن» از کودکان، کاهشِ شدیدِ «تاب‌آوریِ اجتماعی» (Social Resilience) است. کودکی که در فضای ایزوله و گلخانه‌ای بزرگ می‌شود و اجازه ندارد برای خراب شدنِ برجِ لگویی‌اش سوگواری کند یا ناکامیِ نرفتن به پارک را بپذیرد، چگونه می‌تواند در جوانی با بحران‌های پیچیده‌ی جامعه روبه‌رو شود؟
جامعه‌ی فردا، جامعه‌ای پر از چالش‌های اقتصادی، تفاوت‌های فرهنگی، تعارضِ منافع و شکست‌های اجتناب‌ناپذیر است. ما در حالِ پرورشِ نسلی هستیم که به دلیلِ محرومیت از تجربه‌ی ناکامی‌های کوچک در آغوشِ امنِ خانواده، فاقدِ پادتن‌های روانی برای مواجهه با طوفان‌های واقعیِ زندگی است. شهروندی که نتواند با احساساتِ ناخوشایندِ خود کنار بیاید، در برابرِ مشکلاتِ اجتماعی یا دچارِ فروپاشیِ روانی می‌شود، یا به خشونت و انفعال پناه می‌برد.

بازگرداندنِ حقِ زیستنِ تمامِ احساسات

سلامتِ روان و پویاییِ یک جامعه، در گروِ لبخندهای اجباری و مصنوعی نیست؛ بلکه در تواناییِ افراد برای تجربه‌ی طیفِ کاملِ احساساتِ انسانی است. ما باید به عنوان یک جامعه، دست از سرکوبِ احساساتِ طبیعی برداریم.
احترام به عاملیت و کرامتِ کودک ایجاب می‌کند که او را ماشینِ تولیدِ لبخند و رضایت برای اثباتِ موفقیتِ خودمان ندانیم. وقتی کودک از از دست دادنِ چیزی غمگین است، بزرگسالِ آگاه به جای پرت کردنِ حواسِ او، در کنارش می‌نشیند، احساسش را نام‌گذاری می‌کند و به آن اعتبار می‌بخشد: «می‌بینم که خیلی ناراحتی… حق داری غصه بخوری، چون آن اسباب‌بازی را خیلی دوست داشتی.»
این حضورِ امن و تنظیم‌کننده، نه تنها به کودک پیام می‌دهد که «تو با تمامِ احساساتت، حتی احساساتِ تاریکت، پذیرفتنی هستی»، بلکه به تدریج شهروندانی می‌سازد که از مواجهه با مشکلاتِ جامعه نمی‌هراسند؛ شهروندانی که می‌دانند غم، خشم و ناکامی پایانِ دنیا نیستند، بلکه بخش‌های اصیل و جدایی‌ناپذیری از تجربه‌ی عمیقِ انسان‌بودن‌اند.

*پژوهشگر و طراح حوزه ی تعلیم و تربیت

۲۳۳۲۳۳
 

کد مطلب 2270309

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین