به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) از مدینه به سوی ایران را نمیتوان صرفاً سفری برای دیدار برادر دانست؛ این حرکت، هجرتی آگاهانه در مسیر حمایت از امام رضا(ع) و مقابله با سیاست دستگاه عباسی برای دور کردن امام از مردم و منزوی ساختن ایشان بود.
بنابر روایت حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمد میرزا محمدی در یکی از سخنرانیهای خود با موضوع «ساحت مقدس امامت و شخصیت و جایگاه حضرت معصومه(س)» به ابعاد مختلف جایگاه این بانوی بزرگوار پرداخته است که در ادامه بخشهایی از این سخنرانی تقدیم میشود.
یادآوری نعمتهای الهی؛ وظیفهای قرآنی
بسمالله الرحمن الرحیم.
در محضر ملکوتی کریمه اهلبیت، حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها، و در روز ورود این بانوی بزرگوار به شهر مقدس قم قرار داریم.
خداوند متعال در قرآن کریم به یکی از وظایف مهم انسان در برابر نعمتهای الهی اشاره کرده است. انسان با وجود همه تواناییها، استعدادها، امکانات و داشتههایی که خداوند به او عطا کرده، باز هم از شمارش نعمتهای پروردگار ناتوان است. قرآن کریم در سوره مبارکه نحل به همین حقیقت اشاره میکند و میفرماید:
«وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا»
حتی وجود مقدس اهلبیت(ع) نیز در دعاها، مناجاتها و سخنان گهرباری که از آنان به یادگار مانده، همین ناتوانی انسان در شمارش نعمتهای خداوند را مورد توجه قرار دادهاند؛ از جمله امام حسین(ع) در دعای عرفه و امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی.
نعمت امامت؛ برترین نعمت الهی
قرآن کریم در وهله نخست از انسان میخواهد که نعمتهای الهی را به یاد آورد. این دستور هم خطاب به مؤمنان آمده است:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ»
و هم خطاب به همه انسانها:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ»
بنابراین، یادآوری نعمتهای الهی از نگاه قرآن وظیفهای است که متوجه همه انسانهاست.
یکی از فلسفههای بعثت پیامبران نیز همین یادآوری نعمتهای فراموششده است. امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه نخست نهجالبلاغه، پنج فلسفه برای بعثت انبیا بیان میکنند که یکی از آنها یادآوری نعمت الهی است؛ یعنی پیامبران آمدهاند تا نعمتهایی را که انسانها به فراموشی سپردهاند، به آنان یادآوری کنند.
در میان نعمتهای ویژهای که قرآن کریم معرفی کرده، نعمت امامت جایگاه ممتازی دارد. خداوند همان تعبیر امتنانی را که درباره نعمت رسالت به کار برده، درباره نعمت امامت نیز به کار گرفته است.
در سوره آلعمران، آیه ۱۶۴، درباره نعمت رسالت میفرماید:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا»
و مشابه همین تعبیر در سوره قصص، آیه ۵، درباره نعمت امامت آمده است:
«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»
به تعبیر مفسران، رسالت و امامت دو نعمت امتنانی قرآن هستند؛ یعنی خداوند این دو نعمت بزرگ را که در شمار برترین نعمتهای الهی قرار دارند، مورد توجه انسان قرار داده و بشر را به قدردانی از آنها فراخوانده است.
امامت؛ منصبی الهی و خارج از انتخاب مردم
امامت، مانند نبوت، منصبی است که منشأ آن اراده الهی است. همانگونه که مردم در انتخاب پیامبران نقشی نداشتند و خداوند این مقام را به انسانهای شایسته و برگزیده عطا میکرد، در تعیین امام نیز انتخاب مردم ملاک نیست؛ زیرا امامت منصبی الهی است و اعطاکننده این نعمت، پروردگار عالم است.
خداوند در سوره بقره، آیه ۱۲۴، در آیه معروف به آیه ابتلا، درباره حضرت ابراهیم(ع) میفرماید:
«وَإِذِ ابْتَلَیٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»
حضرت ابراهیم(ع) پس از آنکه از آزمونهای الهی سربلند بیرون آمد، به مقام امامت منصوب شد. بنابراین جعل منصب نبوت و امامت، در اختیار پروردگار عالم است و انسانها توانایی تعیین امام را ندارند.
خداوند در این آیه به صراحت میفرماید:
«إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»
نعمت امامت پس از نعمت رسالت، برترین نعمت الهی است و در آفرینش، نعمتی همتراز و مشابه آن وجود ندارد.
در دعای ندبه نیز در فرازهایی که از امام صادق(ع) نقل شده و هفت مرتبه تعبیر «بِنَفْسِی أَنْتَ» خطاب به حضرت حجتبنالحسن(عج) آمده، یکی از این فرازها چنین است:
«بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أُمْنِیَّةِ شَائِقٍ یَتَمَنَّی»
یعنی جانم به فدای آن نعمتی که آرزوی مشتاقان است و نظیر و مشابهی ندارد.
امام رضا(ع) نیز در روایتی طولانی و نورانی که از کاملترین روایات درباره نعمت امام به شمار میرود و مرحوم کلینی آن را در باب «نادر» اصول کافی نقل کرده است، درباره جایگاه امام میفرمایند:
«الإمامُ واحدُ دَهرِه، لا یُدانیهِ أحدٌ، ولا یُعادِلُه مثلٌ، ولا له نظیرٌ»
امام، یگانه روزگار خویش است؛ کسی با او قابل مقایسه نیست، همانندی ندارد و برای او نظیری وجود ندارد.
امام؛ نعمتی که قابل مقایسه با دیگر نعمتها نیست
امام و نعمت امامت، یگانه است و هیچ انسان یا نعمتی نمیتواند در کنار آن قرار گیرد و با آن مقایسه شود. امام رضا(ع) در ادامه همان روایت، بر ناتوانی بشر از انتخاب امام تأکید میکنند.
ایشان میفرمایند اگر همه علما، عقلا، فصحا، ادبا، شعرا و حکما گرد هم جمع شوند و بخواهند امام را انتخاب یا حقیقت مقام او را توصیف کنند:
«ضَلَّتِ العُقولُ، وَ عَجَزَتِ الأَدباءُ، وَ کَلَّتِ الشُّعَراءُ، وَ حَصِرَتِ الخُطَباءُ، وَ جَهِلَتِ العُلماءُ، وَ عَجَزَتْ عَنْ وَصْفِهِ قُدْرَتُهُمْ»
یعنی عقلهای بشری در شناخت حقیقت مقام امام ناتوان میمانند و اهل علم و ادب و سخن نیز از توصیف جایگاه او عاجز خواهند بود.
امام هادی(ع) نیز در زیارت جامعه کبیره میفرمایند:
«مَوَالِیَّ، لَا أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ، وَلَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ، وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ»
بنابراین، انسان چگونه میتواند چنین نعمتی را با معیارهای بشری انتخاب کند؟ امام نه نظیر دارد، نه شبیه و نه بدیلی برای او قابل تصور است.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در خطبه دوم نهجالبلاغه میفرمایند:
«لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ»
از میان این امت، هیچکس را نمیتوان با آل محمد(ص) مقایسه کرد.
پیامبر اکرم(ص) نیز در حدیث ثقلین، قرآن و عترت را در کنار یکدیگر قرار دادند و عترت و امام را عدل قرآن معرفی کردند. از این رو اگر قرار باشد امام با چیزی سنجیده یا شناخته شود، آن چیز قرآن کریم است.
امام صادق(ع) درباره آیه شریفه:
«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ»
فرمودند:
«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی إِلَی الْإِمَامِ، وَ الْإِمَامُ یَهْدِی إِلَی الْقُرْآنِ»
یعنی قرآن به سوی امام هدایت میکند و امام نیز به سوی قرآن هدایتگر است.
امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به اصبغبننباته تمیمی کوفی، فرمانده شرطهالخمیس، فرمودند که یکسوم قرآن درباره ائمه(ع) نازل شده است. بر اساس آنچه در منابع علما، مفسران و محدثان شیعه و اهلسنت آمده، تاکنون حدود پانصد آیه در موضوع نعمت امام و آیات مربوط به امام استخراج و تألیف شده است.
چهار وظیفه انسان در برابر نعمت امامت
در برابر نعمت امام، پیامبر اکرم(ص) چهار وظیفه اساسی را از انسان طلب کردهاند: محبت امام، معرفت امام، اطاعت و تبعیت از امام و در نهایت نصرت و یاری امام.
در بحث محبت، پیامبر اکرم(ص) در روایتی که مرحوم صدوق در کتاب «خصال» نقل کردهاند، میفرمایند:
«مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»
هر کس ما اهلبیت را دوست داشته باشد،
«فَقَدْ أَصَابَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»
به خیر دنیا و آخرت دست یافته است.
و در ادامه میفرمایند:
«فَلَا یَشُکَّنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِی الْجَنَّةِ»
پس نباید در بهشتی بودن چنین فردی تردیدی وجود داشته باشد.
محبت امام و اهلبیت(ع) چنان جایگاه مهمی دارد که امام رضا(ع) فرمودند نخستین چیزی که در قیامت از بنده درباره آن سؤال میشود، محبت اهلبیت است:
«أَوَّلُ مَا یُسْأَلُ عَنْهُ الْعَبْدُ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»
محبت امیرالمؤمنین(ع)؛ واجبی بدون مرخصی
در جلد بیستوششم بحارالانوار علامه مجلسی، روایتی نقل شده که در آن فردی عرب نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و درباره جایگاه محبت امیرالمؤمنین(ع) سؤال کرد.
او گفت: ما پیش از اسلام بتپرست بودیم. پس از آمدن اسلام، احکام مختلفی را که پیامبر برای ما بیان کردند، پذیرفتیم؛ نماز خواندیم، زکات پرداختیم، روزه گرفتیم و حج بهجا آوردیم. اما اکنون از طرف شما به ما گفته شده که محبت علیبنابیطالب(ع) نیز بر ما واجب است. پرسش من این است که محبت علی در میان این واجبات چه جایگاهی دارد؟
پیامبر اکرم(ص) در پاسخ فرمودند نماز را واجب کردم، اما برای زنان در ایام خاص، این تکلیف برداشته شده است.
فرمودند روزه را واجب کردم، ولی بیمار و مسافر از آن معاف هستند.
حج را نیز واجب کردم، اما کسی که استطاعت ندارد، تکلیفی برای انجام آن ندارد.
زکات نیز زمانی واجب میشود که مال به حد نصاب برسد.
اما درباره محبت علیبنابیطالب(ع) فرمودند:
«جَعَلْتُ حُبَّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ»
محبت علی را واجب کردم؛ واجبی که برای آن به هیچکس مرخصی داده نشده است.
بنابراین محبت امیرالمؤمنین و فرزندان معصوم ایشان، ویژگی خاصی دارد و برخلاف برخی واجبات که در شرایطی میتوان از انجام آنها معاف شد، در محبت اهلبیت(ع) چنین مرخصیای وجود ندارد.
حضرت معصومه(س)؛ الگویی کامل در محبت و معرفت امام
اگر قرار باشد برای چهار مقام محبت، معرفت، اطاعت و نصرت امام، یک الگوی کامل معرفی کنیم، یکی از برجستهترین مصادیق آن صاحب همین بارگاه نورانی، حضرت فاطمه معصومه(س)، است.
این بانوی بزرگوار در محضر پدر گرامی خود، امام موسیکاظم(ع)، و برادر بزرگوارش، امام رضا(ع)، در این چهار عرصه به جایگاهی رسید که حتی از بسیاری از فرزندان موسیبنجعفر(ع) نیز پیشی گرفت.
بر اساس شواهد تاریخی، دختران امام موسیکاظم(ع) همگی بانوانی فقیه، پارسا، متقی و برجسته بودند؛ اما پس از امام رضا(ع)، شخصیتی در میان آنان به عظمت حضرت فاطمه معصومه(س) وجود ندارد.
این بانوی بزرگوار در محبت به امام زمان خویش به جایگاهی رسید که روشن بود علاقه او به امام رضا(ع) صرفاً یک محبت خانوادگی میان خواهر و برادر نیست.
حضرت معصومه(س) اگرچه تنها خواهر و برادر ابوینی امام رضا(ع) بودند، اما پیوند ایشان با امام، ریشه در وظیفهای فراتر از رابطه خانوادگی داشت؛ او محبت به امام مفترضالطاعه را از واجبترین وظایف میدانست و این محبت را جلوهای از محبت خداوند تلقی میکرد:
«مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ»
از همین روست که لقب «معصومه» از سوی امام رضا(ع) به این بانوی بزرگوار داده شد.
معرفت حضرت معصومه(س) به مقام امام
حضرت معصومه(س) در مقام معرفت نیز به جایگاه والایی دست یافته بود. او میدانست شناخت امام زمان، از مهمترین و ضروریترین وظایف انسان است و اگر این معرفت از بین برود، اساس دین انسان نیز با خطر مواجه خواهد شد.
امام صادق(ع) در دعای معرفت که به زراره تعلیم دادند، میفرمایند:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»
این بانوی بزرگوار به این معرفت رسیده بود که امام، بابالله، صراطالله، عینالله الناظر، اسمالله الرضی، وجهالله و نور خداوند است؛ نوری که خاموششدنی نیست.
امام، صراط مستقیم هدایت و راه رسیدن به توحید است. کسی که بخواهد در این نظام آفرینش به توحید و مقام بندگی خدا برسد، باید از مسیر امام زمان خود عبور کند. در دعاهای مربوط به امام زمان(عج) نیز میخوانیم:
«السلام علیک یا سبیل الله العظیم»
حضرت معصومه(س) به خوبی میدانست که حتی طواف خانه خدا نیز میتواند زمینهای برای رسیدن به معرفت امام باشد. اگر نعمت امام در این عالم وجود نداشته باشد، نعمتهای دیگر نیز برای انسان ارزش حقیقی خود را از دست خواهند داد؛ زیرا امام واسطه فیض میان خداوند و بندگان است.
این بانوی بزرگوار همچنین میدانست که منزلت امام به منزلت رسول خدا(ص) نزدیک است و پایینترین مرتبه معرفت امام آن است که او را هموزن و عدل پیامبر اکرم(ص) بدانیم، با این تفاوت که امام دارای منصب نبوت نیست.
اطاعت حضرت معصومه(س) از امام رضا(ع)
در مقام اطاعت نیز زندگی حضرت معصومه(س) نمونهای برجسته است.
از حدود دهسالگی که دوران یتیمی ایشان آغاز شد تا بیستوهشتسالگی که زمان رحلت این بانوی بزرگوار بود، یعنی در هجده سالی که در محضر نورانی برادرشان امام رضا(ع) قرار داشتند، کوچکترین کوتاهی در برابر فرمان و تصمیم امام از ایشان دیده نشد.
برخی مورخان بر این باورند که حضرت معصومه(س) در ساوه مسموم شدند. همچنین در برخی نقلها آمده است که از میان همراهان و بستگان ایشان، ۱۸ یا ۲۲ برادر حضور داشتند که به دست حکام بنیعباس در ساوه به شهادت رسیدند و خود حضرت نیز در همان منطقه مسموم شدند و پس از آن به سوی قم حرکت کردند.
اگر مسمومیت حضرت معصومه(س) را بر اساس این گزارشهای تاریخی بپذیریم، رحلت ایشان مرگی طبیعی نبوده و میتوان آن را شهادت دانست.
این بانوی بزرگوار در تمام سالهایی که پس از شهادت پدر در کنار امام رضا(ع) بود، حتی ذرهای از فرمان امام زمانش جلوتر نرفت و از انجام وظایف خود نیز کوتاهی نکرد؛ چراکه به این حقیقت ایمان داشت:
«مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ»
اطاعت از امام، همانند اطاعت از پروردگار، اطاعتی مطلق و کامل است.
هجرت حضرت معصومه(س)؛ حرکتی برای نصرت امام رضا(ع)
اما شاید یکی از برجستهترین جلوههای شخصیت حضرت معصومه(س)، در مقام نصرت و یاری امام رضا(ع) آشکار شود؛ جایی که این بانوی بزرگوار با حرکت خود، نقشه دستگاه مأمون و بنیعباس را با چالش مواجه کرد.
هدف حکومت مأمون از انتقال امام رضا(ع) از مدینه به مرو، تنها جابهجایی یک شخصیت نبود. مدینه از آغاز، محل تولد و خاستگاه اسلام و یکی از مهمترین پایگاههای امامت و هدایت بود. با انتقال امام از مدینه، حکومت عباسی میخواست ارتباط مستقیم مردم با امام را قطع کند و آن حضرت را تحت نظارت کامل خود قرار دهد.
از همین رو، مسیری که برای انتقال امام رضا(ع) انتخاب شد، مسیری نبود که از مراکز اصلی شیعیان و محبان اهلبیت عبور کند. امام را از مسیری خاص به سوی مرو و نیشابور بردند تا ارتباط ایشان با مردم تا حد امکان محدود شود.
در نیشابور نیز هنگامی که کاتبان و علاقهمندان برای ثبت حدیث سلسلهالذهب گرد آمدند، بنا بر این نقل، بسیاری از حاضران از بزرگان اهلسنت بودند.
در چنین شرایطی، حضرت معصومه(س) همانند حضرت زهرا(س) در دفاع از امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زینب(س) در نهضت عاشورا، مسئله امامت و ضرورت یاری امام را به خوبی تشخیص داد.
از این منظر، زیارت حضرت معصومه(س) نیز جایگاه ویژهای دارد. امیرالمؤمنین(ع) درباره مقام این بانوی بزرگوار، عظمت و جلالت ایشان را مرتبط با حضرت زهرا(س) دانستهاند و بر همین اساس، زیارت حضرت معصومه(س) در حقیقت یادآور زیارت حضرت فاطمه زهرا(س) است.
هجرتی که با یک نامه آغاز شد
حرکت حضرت معصومه(س) از مدینه به سوی ایران، صرفاً نتیجه دلتنگی یک خواهر برای برادر نبود.
این بانوی بزرگوار پس از انتقال امام رضا(ع) از مدینه به مرو، حدود یک سال منتظر ماند و بدون اجازه و فرمان امام اقدامی نکرد. زمانی که نامه امام رضا(ع) به ایشان رسید، حضرت معصومه(س) به سرعت حرکت خود را آغاز کرد و رهبری یک هجرت دستهجمعی از مدینه را بر عهده گرفت.
در برخی منابع تاریخی آمده است که حدود ۴۰۰ نفر همراه حضرت معصومه(س) از مدینه خارج شدند.
والی مدینه در ابتدا تصور میکرد این سفر تنها برای دیدار خواهر با برادر صورت گرفته است. حتی ممکن بود از خروج خاندان موسیبنجعفر(ع) از مدینه خشنود شده باشد؛ چراکه تصور میکرد با خالی شدن مدینه از خاندان عصمت و طهارت، زمینه برای اجرای سیاستهای بنیعباس فراهمتر خواهد شد.
اما حقیقت این بود که حضرت معصومه(س) هدف حکومت عباسی را به خوبی تشخیص داده بود.
ایشان دریافته بود که مأمون میخواهد امام رضا(ع) را از مهد اسلام و مرکز ارتباط با مردم دور کند، آن حضرت را در منطقه تحت نفوذ حکومت خود قرار دهد و با ایجاد فاصله میان امام و جامعه، کاری کند که مردم به تدریج امام را فراموش کنند و مراجعه آنان به این «بابالله» و «صراطالله» کاهش یابد.
اگر چنین اتفاقی رخ میداد، مسیر توحید تضعیف و زمینه برای رونق دستگاه شرک فراهم میشد.
حضرت معصومه(س)؛ بانوی «محدثه» و راوی فضائل اهلبیت(ع)
از همین رو، حضرت معصومه(س) هجرتی جمعی را آغاز کرد؛ اما مسیر حرکت ایشان با مسیر انتقال امام رضا(ع) تفاوت داشت.
ایشان از مناطقی عبور کردند که پایگاه و مأمن شیعیان و محبان امیرالمؤمنین(ع) بود و در مسیر، روایات اهلبیت(ع) را برای مردم نقل کردند.
یکی از القاب مشهور این بانوی بزرگوار، «محدثه» است؛ زیرا روایات متعددی از ایشان نقل شده است. از جمله، احادیثی مانند حدیث منزلت و حدیث غدیر که حضرت معصومه(س) در سلسله سند آنها قرار گرفتهاند.
این بانوی بزرگوار این احادیث را از برادرشان امام رضا(ع)، پدرشان امام موسیکاظم(ع) و مادرشان، حضرت نجمه(س)، نقل کردند و سلسله روایت را به حضرت زهرا(س) رساندند.
در مناطقی که شیعیان حضور داشتند، حضرت معصومه(س) حدیث غدیر و حدیث منزلت را که از مهمترین فضائل و مناقب امیرالمؤمنین(ع) است، برای مردم بازگو کردند.
ساوه؛ جایی که نقشه بنیعباس آشکار شد
حرکت این کاروان زمانی به شهر ساوه رسید که حکومت عباسی تازه متوجه شد این هجرت، یک سفر خانوادگی ساده نیست؛ بلکه حرکتی در مسیر دفاع از امامت و از جنس قیام فاطمی و زینبی است.
در همین نقطه، با کاروان حضرت مقابله شد و بر اساس برخی نقلهای تاریخی، تعدادی از نزدیکان و برادران حضرت معصومه(س) که در این کاروان حضور داشتند، در برابر دیدگان ایشان به شهادت رسیدند؛ حادثهای که یادآور مظلومیت اهلبیت(ع) و واقعه کربلا بود.
از این منظر، ورود حضرت معصومه(س) به سرزمین ایران و سپس شهر مقدس قم را نمیتوان صرفاً ناشی از علاقه خواهرانه و دلتنگی برای برادر دانست.
این حرکت، یکی از جلوههای نصرت امام رضا(ع) بود؛ گویی پیام حضرت چنین بود که اگر امام مفترضالطاعه را از مدینهالرسول(ص) به اجبار به منطقه تحت سلطه خود تبعید میکنید، من به عنوان خواهر امام، دختر امام و عمه امام، اجازه نمیدهم پرچم هدایت همانند دوران خانهنشینی امیرالمؤمنین(ع) به گوشهای رانده شود و امام از حافظه امت مدینهالرسول(ص) فراموش شود.
هجرت حضرت فاطمه معصومه(س) از مدینه تا قم، از این منظر، تنها یک سفر تاریخی نیست؛ بلکه روایتی از معرفت امام، اطاعت از امام و در نهایت نصرت و یاری امام است؛ حرکتی که با الهام از مکتب حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س)، پیام امامت را از مدینه تا سرزمین ایران امتداد داد.




نظر شما