به گزارش خبرآنلاین، نشریه معتبر «نیو لفت ریویو» (New Left Review) در گفتگویی تفصیلی با یرواند آبراهامیان، تاریخنگار نامدار و استاد برجسته دانشگاه شهری نیویورک، به بررسی ابعاد تحریمهای اقتصادی، پایداری ساختار سیاسی ایران، معادلات نظامی، اشتباهات محاسباتی غرب و تغییر جهتگیری راهبردی تهران پرداخته است.
آبراهامیان تأکید میکند که فشارهای خارجی و ترورهای اخیر نه تنها به سقوط منجر نشده، بلکه مشروعیت دفاعی و همبستگی ملی را تقویت کرده است. وی همچنین معتقد است کارتهای استراتژیک ایران نظیر تسلط بر تنگه هرمز و فناوریهای ارزانقیمت مانند پهپادها، توان بازدارندگی بالایی در برابر هزینههای سنگین طرف مقابل ایجاد کرده و موازنه قدرت را به سمت یک بازآرایی راهبردی در حوزه خلیج فارس سوق داده است.
پایداری اقتصادی، تجربه سهمیهبندی و مقایسه با دوران مصدق
آبراهامیان در پاسخ به سوالی درباره فشار شدید اقتصادی و کاهش یارانهها، ضمن اذعان به سختی معیشت برای طبقات پایین و متوسط، تاکید کرد که تحریمها عامل طولانیمدت و دیرپایی هستند و بهتنهایی هرگز منجر به سقوط یک نظام سیاسی نمیشوند. او با استناد به نمونههای تاریخی یادآور شد که حمله جرج بوش به عراق به این دلیل رخ داد که سالها تحریم فلجکننده برای سرنگونی حکومت این کشور کافی نبود و همین الگوی ناکارآمدی تحریم در مواجهه با حکومتهای لیبی و سوریه نیز به چشم خورد. به عقیده وی، در نمونه ایران نیز اگرچه فشارهای اقتصادی شدید است، اما این عامل به خودی خود باعث تغییر رژیم نخواهد شد.
این تاریخنگار توان نهادی و اداری ایران در مدیریت بحران و سهمیهبندی کالا را کلیدی دانست و آن را با مدیریت اقتصادی دولت ملی مصدق و تجربه دهه نخست پس از انقلاب مقایسه کرد. او تصریح کرد که دولتهای وقت در دوران جنگ تحمیلی با موفقیت توانستند کمبودهای اساسی را کنترل و توزیع کالاهای ضروری را مدیریت کنند. علاوه بر این، استراتژی کلان حاکمیت از سال ۱۳۵۷ برپایه خودکفایی در کالاهای اساسی و یافتن مسیرهای متنوع دور زدن تحریمها استوار بوده است. در همین راستا، ایران با دارا بودن یکی از بزرگترین ناوگانهای نفتکش در جهان و بهرهگیری از مسیرهای جایگزین، همچنان درآمد ارزی لازم برای مدیریت حداقلهای اقتصادی را تامین میکند.
استحکام نهادی حاکمیت و شکست سناریوی تلآویو
استاد دانشگاه شهری نیویورک با اشاره به شهادت مقامات ارشد تصریح کرد که تصور برچیده شدن نظام از طریق ترورهای هدفمند، ناشی از عدم شناخت عمیق از ساختار سیاسی ایران است. به گفته وی، تلآویو به واشنگتن اطمینان داده بود که چند روز بمباران سنگین باعث سقوط حاکمیت یا شعلهور شدن جنگ داخلی خواهد شد، اما ساختار نهادی ایران برخلاف نظامهای فردمحور، مستحکم و پایدار باقی ماند.
آبراهامیان در تحلیلی جامعهشناختی درباره انتصابات و ساختار قدرت جدید افزود افرادی که در رأس کار قرار گرفتهاند، بیش از آنکه صرفاً محصول ارگانهای نظامی یا روحانیت باشند، نماینده طبقه متوسط سنتی و بازار به شمار میروند. این افراد پیوندهای خانوادگی و اجتماعی فشردهای دارند و با وجود تمام رقابتهای درونی، همگی در حفظ ساختار موجود ذینفع و متحد هستند.
توهمات واشنگتن و نقد ساختار تصمیمگیری در آمریکا
آبراهامیان ساختار تصمیمگیری فعلی در آمریکا را فاقد کارشناسان مستقل و متخصص در امور ایران دانست و یادآور شد که در واشنگتن برخلاف گذشته، کارگروههای کارشناسی که گزارشهای واقعبینانه درباره هزینهها و خطرات جنگ ارائه دهند وجود ندارد و تصمیمگیرندگان آمریکایی عمدتاً تحت تاثیر القائات مقامات اسرائیلی قرار دارند.
وی با اشاره به ناآگاهی غرب از جامعه ایران، به نمونههایی از این سوءمحاسبات پرداخت؛ از جمله پخش اعلامیههایی به زبان عبری در تهران در جریان درگیریهای قبلی برای تحریک اقلیتها که نشاندهنده درک سطحی و عجیب آنها از جامعه ایران بود. همچنین دل بستن به چهرههایی مانند محمود احمدینژاد که هیچ جایگاهی در میان مردم یا حاکمیت ندارند، نمونه دیگری از این توهمات راهبردی است. آبراهامیان خاطرنشان کرد که هدف واقعی اسرائیل نه دموکراسی، بلکه تجزیه و فروپاشی ساختار کشوری ایران مانند الگوی عراق و لیبی بوده است؛ موضعی که افکار عمومی در ایران نیز به آن پی برده و وضعیت کنونی را نبردی برای حفظ تمامیت ارضی میداند.
معادلات نظامی: جنگ ناهمتراز، پهپادها و تنگه هرمز
در بخش ارزیابی نظامی، آبراهامیان تاکید کرد که برتری تکنولوژیک غرب در برابر استراتژی ناهمتراز و ارزانقیمت ایران کارایی محدودی دارد. او در تشریح اقتصاد جنگ پهپادی توضیح داد در حالی که ساخت هر پهپاد ایرانی بین ۴ تا ۳۰ هزار دلار هزینه دارد، آمریکا برای سرنگونی هر یک از آنها مجبور به شلیک موشکهای رهگیر یک میلیون دلاری است و این عدم تقارن مالی، انبار تسلیحاتی طرف مقابل را به شدت تحت فشار قرار داده است.
وی همچنین نظریههای رایج غربی مبنی بر عدم توانایی ارتشهای شرقی در تفویض اختیار را رد کرد و گفت نیروهای مسلح ایران نشان دادهاند که توانایی بالایی در تفویض اختیارات عملیاتی به فرماندهان میدانی در خلیج فارس دارند. در کنار این توانمندی، کارت استراتژیک انسداد یا ناامن شدن تنگه هرمز ابزاری به مراتب کارآمدتر و بازدارندهتر از سلاحهای متعارف محسوب میشود.
آبراهامیان در پایان تحلیل خود به یک تغییر جدی در استراتژی کلان ایران اشاره کرد. به باور وی، رویدادهای اخیر نشان داد که وزن واقعی و حیاتی قدرت ایران در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز نهفته است، نه در شامات یا مدیترانه.
وی نوسانات قیمت نفت، گاز و کودهای شیمیایی را بازوی فشار شدیدی بر اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی دانست و افزود اگر قیمت بنزین در آمریکا به ۵ دلار برسد و نفت از ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار عبور کند، والاستریت و افکار عمومی آمریکا واکنش شدیدی نشان خواهند داد که مستقیماً بر انتخابات و سیاست داخلی واشنگتن اثر خواهد گذاشت.




نظر شما