به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سلیمان باشکوه (متولد نوامبر ۱۴۹۴ تا آوریل ۱۴۹۵ ـ درگذشته ۵ یا ۶ سپتامبر ۱۵۶۶ [۱۴ یا ۱۵ شهریور ۹۴۵] در نزدیکی سیگتوار، مجارستان) از سال ۱۵۲۰ تا ۱۵۶۶ سلطان امپراتوری عثمانی بود. او نهتنها با انجام لشکرکشیهای جسورانه قلمروی امپراتوری را گسترش داد، بلکه بر شکوفایی آنچه بعدها به عنوان شاخصترین دستاوردهای تمدن عثمانی در عرصههای حقوق، ادبیات، هنر و معماری شناخته شد نیز نظارت داشت.
که یک مراسم یا کاروان در حال عبور از استانبول را در سال ۱۵۳۳ به تصویر کشیده است.
زندگی اولیه و آغاز سلطنت
سلیمان تنها پسر سلطان سلیم اول بود. او در دوران سلطنت پدربزرگش، بایزید دوم، به مقام سنجقبیگی (فرماندار) کفه در کریمه رسید و در دوران سلطنت پدرش، سلیم اول، فرمانداری مانیسا در غرب آسیای صغیر را بر عهده گرفت.
سلیمان پس از مرگ پدرش، در سپتامبر ۱۵۲۰، به سلطنت رسید و دوران حکومت خود را با لشکرکشی علیه قدرتهای مسیحی در اروپای مرکزی و منطقه مدیترانه آغاز کرد. بلگراد در سال ۱۵۲۱ به دست او افتاد و رودس، که مدتها تحت فرمان شوالیههای سنت ژان بود، نیز در سالهای ۱۵۲۲ و ۱۵۲۳ فتح شد.
در نبرد موهاچ در اوت ۱۵۲۶، سلیمان توان نظامی مجارستان را درهم شکست. لوئی دوم، پادشاه مجارستان، نیز در جریان این نبرد کشته شد.
تاجوتخت خالی مجارستان اکنون از سوی فردیناند اول، آرشیدوک هابسبورگِ اتریش، و ژانوش (یانوش زاپولیا)، که وویوود (حاکم) ترانسیلوانیا بود، مطالبه میشد؛ زاپولیا مورد حمایت جناح «بومی» مجارستان قرار داشت که با چشمانداز حکومت هابسبورگ مخالف بود.
سلیمان پذیرفت ژانوش را به عنوان پادشاه دستنشانده مجارستان و تابع عثمانی به رسمیت بشناسد. او در سال ۱۵۲۹، با این امید که یکباره به هرگونه مداخله بیشتر هابسبورگها پایان دهد، وین را محاصره کرد. اما مشکلات ناشی از طولانی بودن مسیر و فاصله، شرایط نامساعد جوی و کمبود آذوقه، در کنار مقاومت نیروهای مسیحی، سلطان را وادار کرد محاصره را پایان دهد.
با این حال، این لشکرکشی از جنبهای فوریتر نیز موفقیتآمیز بود؛ زیرا ژانوش پس از آن تا زمان مرگش در سال ۱۵۴۰ بر بخش عمدهای از مجارستان حکومت کرد. دومین لشکرکشی بزرگ سلیمان در سال ۱۵۳۲، که دفاع درخشان مسیحیان از گونس (Güns) از وقایع برجسته آن بود، درنهایت به حملهای محدود به مناطق مرزی اتریش تبدیل شد. سلطان که درگیر مسائل شرق بود و به این نتیجه رسیده بود که اتریش را نمیتوان با یک ضربه شکست داد، در سال ۱۵۳۳ با آرشیدوک فردیناند پیمان آتشبس امضا کرد.
مرگ ژانوش در سال ۱۵۴۰ و پیشروی سریع دوباره نیروهای اتریشی به مرکز مجارستان، سلیمان را واداشت تا راهحلی را که در دوران ژانوش تحمیل کرده بود، به طور اساسی تغییر دهد. لشکرکشیهای او در سالهای ۱۵۴۱ و ۱۵۴۳ به شکلگیری سه مجارستان متمایز انجامید: مجارستان هابسبورگ در شمال و غرب دوردست؛ مجارستان عثمانی در امتداد بخش میانی رود دانوب، منطقهای که به طور مستقیم و دائمی تحت اشغال نظامی عثمانی قرار داشت و مرکز اصلی آن بودا بود؛ و ترانسیلوانی که به یک دولت دستنشانده وابسته به دربار عثمانی تبدیل شد و تحت حکومت ژانوش زیگموند، پسر ژانوش زاپولیا، قرار گرفت.
از سال ۱۵۴۳ تا ۱۵۶۲، جنگ در مجارستان ادامه یافت؛ جنگی که با دورههای آتشبس قطع میشد و تغییرات مهم چندانی در مواضع دو طرف به وجود نمیآورد. مهمترین تحول در این دوره، تصرف بانات تمشوار (تیمیشوارا) به دست عثمانیها بود. سرانجام پس از مذاکرات طولانی، در سال ۱۵۶۲ پیمان صلحی به امضا رسید که وضعیت موجود در مجارستان را به رسمیت میشناخت.
لشکرکشیها علیه ایران
سلیمان سه لشکرکشی بزرگ علیه ایران انجام داد. نخستین لشکرکشی، در سالهای ۱۵۳۴ تا ۱۵۳۵، به عثمانیها امکان داد کنترل منطقه ارزروم در شرق آسیای صغیر را به دست گیرند. در همین لشکرکشی، عثمانیها عراق را نیز فتح کردند؛ موفقیتی که درواقع تکمیلکننده دستاوردهای سلیم اول بود.
دومین لشکرکشی، در سالهای ۱۵۴۸ تا ۱۵۴۹، بخش بزرگی از مناطق پیرامون دریاچه وان را زیر سلطه عثمانی درآورد. اما لشکرکشی سوم، در سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۵۵، بیش از آنکه دستاورد سرزمینی مهمی برای عثمانی داشته باشد، به این کشور نشان داد که سلطه یافتن بر دولت صفوی در ایران تا چه اندازه دشوار است.
نخستین پیمان صلح رسمی میان عثمانیها و صفویان در سال ۱۵۵۵ به امضا رسید، اما این پیمان راهحل روشنی برای مشکلاتی که سلطان عثمانی در مرزهای شرقی خود با آن روبهرو بود، ارائه نکرد.
قدرت دریایی عثمانی در دوران سلطنت سلیمان به نیرویی قدرتمند و هراسانگیز تبدیل شد. خیرالدین که در غرب با نام بارباروسا شناخته میشد، به مقام کاپودان (دریاسالار) ناوگان عثمانی رسید و در سال ۱۵۳۸ در نبرد دریایی نزدیک پروِزا در یونان، ناوگان متحد ونیز و اسپانیا را شکست داد. این پیروزی ابتکار عمل دریایی در مدیترانه را تا نبرد لپانتو در سال ۱۵۷۱ در اختیار عثمانیها قرار داد.
طرابلس در شمال آفریقا در سال ۱۵۵۱ به دست عثمانیها افتاد. در سال ۱۵۶۰، یک لشکرکشی قدرتمند اسپانیا برای بازپسگیری طرابلس در جربه (جِربا) درهم شکسته شد. با این حال، عثمانیها در سال ۱۵۶۵ نتوانستند مالت را از شوالیههای سنت ژان تصرف کنند.
قدرت دریایی عثمانی در این دوره حتی در فاصلهای دور، در هند نیز احساس میشد. ناوگانی که از مصر اعزام شده بود، در سال ۱۵۳۸ تلاش کرد شهر دیو را از پرتغالیها بگیرد، اما این عملیات ناکام ماند.
سالهای پایانی سلطنت سلیمان با درگیری میان پسرانش همراه بود. مصطفی تا سال ۱۵۵۳ به کانون نارضایتیها در آسیای صغیر تبدیل شده بود و در همان سال به فرمان سلطان اعدام شد. پس از آن، در فاصله سالهای ۱۵۵۹ تا ۱۵۶۱، میان دو شاهزاده، سلیم و بایزید، بر سر جانشینی تاجوتخت درگیری درگرفت که با شکست و اعدام بایزید پایان یافت.
خود سلیمان نیز در حالی که قلعه سیگتوار در مجارستان را محاصره کرده بود، درگذشت.
ساختهشده به دست معمار سنان، در فاصله سالهای ۱۵۵۰ تا ۱۵۵۷.
دستاوردهای داخلی
سلیمان خود را با مدیران و دولتمردانی کمنظیر از نظر توانایی احاطه کرده بود؛ ازجمله وزیران اعظم او، ابراهیم، رستم و محمد صوقللی. همچنین عالمان دینی و متخصصان حقوق اسلامی، بهویژه ابوالسعود (خواجه چلبی) و کمالپاشازاده، در برجسته شدن این دوره نقش داشتند. در همین دوران، باقی، شاعر بزرگ ترک، و معمار سنان نیز به شهرت رسیدند.
سلیمان برای دفاع از مناطقی که از مسیحیان تصرف کرده بود، دژهای مستحکمی ساخت و شهرهای جهان اسلام، ازجمله مکه، دمشق و بغداد، را با ساخت مسجدها، پلها، آبراههها و دیگر بناهای عمومی آراست.
درمجموع، سلیمان توانست روند تبدیل شهر پیشینِ قسطنطنیه، که میراث امپراتوری بیزانس بود، به استانبول را تکمیل کند؛ شهری که به مرکز شایستهای برای یک امپراتوری بزرگ ترک و اسلامی تبدیل شد.
منبع: www.britannica.com
۲۵۹




نظر شما