به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه خبری میدل ایست آی، دیوید هرست، نویسنده و تحلیلگر ارشد بریتانیایی، در یادداشتی تفصیلی به بررسی ابعاد مداخلات نظامی و دیپلماتیک آمریکا، اسرائیل و امارات متحده عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته است.
بنزاید تلاش کرده تا ابوظبی را به «اسپارتای کوچک» تبدیل کند؛ شهری-دولتی که فراتر از اندازه واقعی خود ضربه میزند. اسپارتا و متحدانش در نهایت پس از ۴ جنگ طولانی با آتن (جنگهای پلوپونزی) پیروز شدند و حکومتهای الیگارشی خود را بر یونان تحمیل کردند — همان کاری که ابوظبی اکنون در شمال آفریقا انجام میدهدهرست با مقایسه نحوه توصیف جنگها توسط رهبران جهان مینویسد: ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، ۱۰ ماه پس از ورود به اوکراین سرانجام از واژه «جنگ» استفاده کرد. اکنون پس از شش ماه از آغاز دومین حمله آمریکا به ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همچنان در توهمی آشکار درباره نبردی به سر میبرد که نه میتواند خود را از آن خارج کند و نه توان بازگرداندن ۵۰ هزار نیروی نظامی، ۱۹ ناو جنگی و دو ناو هواپیمابر را دارد.
ترامپ این منازعه سنگین را «مسئلهای کوچک» یا «یک انحراف و گردش کوتاه چند هفتهای» مینامد. با این حال، خدمه خسته ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن که پس از ۲۸۶ روز دریانوردی بدون توقف در سواحل تایلند پهلو گرفتهاند، نظری کاملاً متفاوت دارند. خبرنگاران پنتاگون به نقل از ملوانان گزارش دادهاند که این ماموریت سختترین و دردناکترین دوران خدمت آنها بوده است.
به نوشته هرست، تصویر این ناو هواپیمابر که تحت اسکورت به سمت سندیگو بازمیگردد، به نماد بیحاصلی جنگی تبدیل شده که ترامپ توان پایان دادن به آن را ندارد. بر اساس آخرین گزارشهای اطلاعاتی آمریکا، ایران با درک بسیار دقیقتر از توانمندیهای دفاعی و موشکی خود، مصممتر از گذشته در برابر فشارهای واشنگتن ایستادگی میکند. سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش ایران، نیز تصریح کرده است که دکترین نظامی ایران از حالت دفاعی و انفعالی به پیشدستی، بازدارندگی فعال و عملیات پیشگیرانه تغییر یافته است.
الگوی امارات برای ایجاد جنگهای دائمی
دیوید هرست اشاره میکند که آمریکا و اسرائیل تنها بازیگرانی نیستند که سعی در عادیسازی وضعیت جنگ دائمی دارند؛ بلکه بازیگران کوچکتری نیز از این الگوی مداخلات جویی پیروی میکنند. محمد بنزاید، رئیس امارات متحده عربی، رهبر دیگری است که خود را در وضعیت جنگ همیشگی میبیند.
محور اماراتی-اسرائیلی اکنون علناً در حال تراز کردن خود با راستگرایان افراطی اروپا و استفاده ابزاری از اسلامهراسی است. پس از آنکه نتانیاهو بریتانیا را «جمهوری اسلامی بریتانیا» خواند، تحلیلگران و چهرههای رسانهای وابسته به امارات نیز مانور تبلیغاتی گستردهای درباره «توطئه اسلامی برای تصرف غرب» به راه انداختنداگرچه ابوظبی ناو هواپیمابر ندارد، اما با تکیه بر دلارهای نفتی، نیروهای مزدوران خارجی، ناوگان هوایی پنهان برای ارسال سلاح و شبکه انبوه بنادر، امپراتوری دریایی خود را تا عمق آفریقا گسترش داده است. ابوظبی بدون حضور نظامی مستقیم و متعارف، از طریق سه ابزار اصلی عمل میکند: پشتیبانی لوجستیک جوی، تامین تجهیزات نظامی برای گروههای شبهنظامی وابسته و بهرهگیری از بازیگران غیردولتی به عنوان بازوی سیاست خارجی.
برای نمونه، بندر بپوساسو در پونتلند سومالی که ظاهراً توسط شرکت اماراتی دیپیورلد (شرکت بنادر دبی، یکی از بزرگترین شرکتهای لجستیک و بندری جهان) برای مصارف تجاری اجاره شده، در واقع به عنوان نقطه پرتاب نظامی برای ارسال تسلیحات به جنگهای داخلی لیبی و سودان مورد استفاده قرار میگیرد.
بازیگر آشوبساز و دروغ تساهل
اصل کلیدی در سیاست خارجی امارات «انکارپذیری» است. این امر به ابوظبی اجازه میدهد تا در ظاهر متحد استراتژیک غرب باقی بماند و در عین حال عملیاتی انجام دهد که مستقیماً منافع متحدانش را به خطر میاندازد.
امارات در سطح رویی، خود را نماد توسعه، دارای بلندترین برج جهان و اسپانسر بزرگترین باشگاههای فوتبال در بریتانیا، آمریکا، اسپانیا و فرانسه معرفی میکند و حتی وزارتی به نام «وزارت تساهل و رواداری» تأسیس کرده است. اما در زیر این ویترین تجملاتی، امارات به پلی برای قاچاقچیان اسلحه، پولشویان، قاچاقچیان طلا، دورزنندگان تحریمها و شبکههای جاسوسی تبدیل شده است.
بنزاید از زمان به قدرت رسیدن موج بهار عربی، کودتای نظامی در مصر و جنگهای داخلی در لیبی، یمن و سودان را سازماندهی و تامین مالی کرده است. او همچنین محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، را به نتانیاهو و خانواده ترامپ معرفی کرد تا مسیر صعود او به قدرت هموار شود.
محور اماراتی-اسرائیلی اکنون علناً در حال تراز کردن خود با راستگرایان افراطی اروپا و استفاده ابزاری از اسلامهراسی است. پس از آنکه نتانیاهو بریتانیا را «جمهوری اسلامی بریتانیا» خواند، تحلیلگران و چهرههای رسانهای وابسته به امارات نیز مانور تبلیغاتی گستردهای درباره «توطئه اسلامی برای تصرف غرب» به راه انداختند.
ائتلاف نظامی نوظهور میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در مقایسه با محور هند، اسرائیل و امارات، شانس بسیار بیشتری برای جذب کشورهای بیطرف منطقه داردمقامات اماراتی حتی ارتباطات نزدیکی با چهرههای افراطی مانند نایجل فاراژ، رهبر حزب ریفرم بریتانیا، برقرار کرده و در نشستهای خصوصی در دبی، رویای الگوبرداری از امارات برای حذف گروههای مسلمان در بریتانیا را با او مطرح کردهاند.
جنایات جنگی در سودان و همکاری با اسرائیل
در حالی که نسلکشی در غزه و کرانه باختری ادامه دارد، شرکت نظامی اسرائیلی البیت سیستمز (Elbit Systems) از امضای قرارداد ۲.۳ میلیارد دلاری با امارات خبر داد که بزرگترین قرارداد تاریخ نظامی اسرائیل محسوب میشود.
همزمان، مداخلات امارات در آفریقا فجایع انسانی سنگینی به بار آورده است. جنگ داخلی سودان تاکنون ۵۹ هزار کشته و ۱۴ میلیون آواره بر جای گذاشته است. اسناد متعددی از دادگاه کیفری بینالمللی و گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در دارفور و الفاشر مرتکب جنایات جنگی و نسلکشی شدهاند؛ نیروهایی که به تمامی از طریق مسیرهای چاد و لیبی توسط امارات مسلح شده و از مزدوران کلمبیایی بهره میبرند.
قدرت نرم همواره بر قدرت سخت پیروز خواهد شد، بهویژه در دنیای امروز که «مشروعیت» حرف اول را میزند. این همان دلیلی است که چرا آمریکا و متحدانش در تمام جنگهای پس از کوزوو شکست خوردهاند و چرا ابوظبی روی اسب بازنده شرطبندی کرده استبا این وجود، طلاهای غارتشده از خزانه سودان همچنان از طریق شرکتهای اماراتی به دبی منتقل میشود و جامعه بینالمللی علیرغم وجود اسناد انکارناپذیر، از برخورد با ابوظبی طفره میرود.

تقابل قدرت سخت و قدرت نرم: درس تاریخ به بنزاید
هرست تاکید میکند که این اقدامات پیچیده در بلندمدت با شکست مواجه خواهند شد. تونس در آستانه فروپاشی مالی است، مصر ضعیفتر از هر زمان دیگری است و در لیبی نیز خلیفه حفتر به دلیل مداخله نظامی ترکیه ناکام مانده و اکنون به دنبال برقراری روابط با آنکاراست.
علاوه بر این، اقدامات امارات در یمن باعث شکاف عمیق و دائمی میان ابوظبی و ریاض شده است. اکنون ائتلاف نظامی نوظهور میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در مقایسه با محور هند، اسرائیل و امارات، شانس بسیار بیشتری برای جذب کشورهای بیطرف منطقه دارد.

دیوید هرست در پایان تحلیلی تاریخی ارائه داده و مینویسد: بنزاید تلاش کرده تا ابوظبی را به «اسپارتای کوچک» تبدیل کند؛ شهری-دولتی که فراتر از اندازه واقعی خود ضربه میزند. اسپارتا و متحدانش در نهایت پس از ۴ جنگ طولانی با آتن (جنگهای پلوپونزی) پیروز شدند و حکومتهای الیگارشی خود را بر یونان تحمیل کردند — همان کاری که ابوظبی اکنون در شمال آفریقا انجام میدهد.
اما امروز چه کسی به اسپارتا سفر میکند و چه کسی آن را به یاد میآورد؟ این آتن شکستخورده بود که امپراتوری روم به آن ادای احترام کرد؛ شهری که عصر طلایی هنر، تئاتر، فلسفه، معماری و دمکراسی را به بشریت هدیه داد. قدرت نرم همواره بر قدرت سخت پیروز خواهد شد، بهویژه در دنیای امروز که «مشروعیت» حرف اول را میزند. این همان دلیلی است که چرا آمریکا و متحدانش در تمام جنگهای پس از کوزوو شکست خوردهاند و چرا ابوظبی روی اسب بازنده شرطبندی کرده است.




نظر شما