گردن می زدند کسانی را که خدایشان با آنان کمی متفاوت بود/ خشونتی که در پیچ و خم تاریخ شکل گرفت/ مروری بر کتاب «سلفی‌گرایی»

کتاب «سلفی‌گرایی» اما قرار نیست صرفا انگشت اتهام را به سمت یک گروه یا یک جریان خاص نشانه بگیرد. تلاش نویسنده این است که پدیده‌ای مانند تکثیر جریان‌ها و گروه‌های تکفیری را از ریشه‌های اولیه و تاریخی آن بررسی کند...

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، حنان سالمی نوشت: همه‌چیز با اسم «خدا» شروع شد و همین، ماجرا را ترسناک می‌کرد! یک عده آدم، لابه‌لای شهرها و روستاها پیدا شدند که خدا را فقط همان‌طور که خودشان می‌خواستند می‌شناختند و اگر طی تفتیش عقاید، متوجه می‌شدند بقیه مثل آن‌ها این خدا را قبول ندارند، سرشان بدون دادگاه و تنها با حکم شرعی خودشان بریده می‌شد!

اما چه می‌شود که یک جریان، آن هم با نام خدا و پیامبر، به این مرحله می‌رسد که حکم کشتار جمعی هم‌کیشان خودش را صادر می‌کند؟ چطور ممکن است مفاهیمی مانند توحید، جهاد، سنت و شریعت، در خوانشی افراطی و تکفیری، از مفاهیمی برای هدایت انسان به ابزاری برای حذف انسان دیگری تبدیل شوند؟ کتاب «سلفی‌گرایی» نوشته «محمد ملک‌زاده» تلاش می‌کند پاسخی پژوهش‌محور به همین پرسش‌ها بدهد؛ پژوهشی دقیق، موشکافانه و جامع درباره ریشه‌ها و روند شکل‌گیری جریان‌های سلفی و تکفیری؛ مردمانی از قاره آسیا، با سبک زندگی‌ای در بسیاری موارد شبیه همه ما و صدالبته مسلمان!

شاید یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌هایی که در عصر جدید، تصویر اسلام و مسلمانان را در میان بسیاری از مردم جهان، به‌ ویژه در غرب، با بحران مواجه کرد، حملات یازدهم سپتامبر و انفجار برج‌های دوقلو به دست شبکه القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن بود. او رهبر جریانی با تفکرات افراطی و تکفیری بود که جهاد مسلحانه را در قرائت خود راهی برای مقابله و گسترش آنچه «اسلام حقیقی» می‌پنداشت، می‌دانست. اما ماجرای سلفی‌گری به القاعده و یازدهم سپتامبر ختم نمی‌شود؛ این حادثه تنها یکی از نمودهای بسیار مهم و تکان‌دهنده جریان‌های بنیادگرای معاصر بود. سال‌ها بعد، همان ادبیات افراطی، این‌بار در قالب گروهی دیگر، به جان مسلمانانی افتاد که از نگاه آنان «دیگری» و مستحق حذف بودند. نام این گروه را همه شنیده‌ایم: «داعش».

کتاب «سلفی‌گرایی» اما قرار نیست صرفا انگشت اتهام را به سمت یک گروه یا یک جریان خاص نشانه بگیرد. تلاش نویسنده این است که پدیده‌ای مانند تکثیر جریان‌ها و گروه‌های تکفیری را از ریشه‌های اولیه و تاریخی آن بررسی کند؛ ریشه‌هایی که برای فهمشان باید چند قرن به عقب بازگشت و به دوره‌هایی از تاریخ اندیشه اسلامی رسید که برخی برداشت‌های خاص از مفهوم «سلف» و بازگشت به شیوه نسل‌های نخست مسلمانان، به تدریج در قالب خوانش‌های متفاوتی از دین مطرح شدند. به همین دلیل، کتاب نمی‌خواهد فقط درباره داعش یا القاعده حرف بزند؛ بلکه می‌خواهد نشان دهد چگونه مجموعه‌ای از برداشت‌های فکری، اجتماعی، سیاسی و تاریخی می‌تواند در شرایط خاص، زمینه را برای شکل‌گیری جریان‌هایی فراهم کند که در نهایت، مخالف خود را نه صرفا «مخالف»، بلکه «کافر» و در نتیجه، مستحق حذف می‌بینند.

درست به همین دلیل است که در فصل ابتدایی کتاب، مفاهیم بنیادینی که ممکن است در طول مطالعه پرسش‌برانگیز شوند، با زبانی نسبتا روان و همراه با مستندات تاریخی، دینی، اجتماعی و حتی سیاسی، موشکافی می‌شوند و نویسنده تلاش می‌کند پیش از رسیدن به مصادیق و گروه‌های شناخته‌شده، ابزار لازم برای فهم موضوع را در اختیار مخاطب قرار دهد. در فصل‌های بعدتر، بحث به سراغ اصل ماجرا می‌رود؛ یعنی جریان‌هایی که این تفکرات را از سطح بحث‌های نظری و اختلافات اعتقادی، به عرصه اجتماع و سیاست کشاندند و در مواردی، آن را به خشونت سازمان‌یافته و کشتار تبدیل کردند.

«سلفی‌گرایی» شاید در نگاه اول یک کتاب با موضوعی تخصصی و حتی سنگین به نظر بیاید؛ اما می‌توان به آن همچون یک روزنامه دیواری بزرگ نگاه کرد که روی دیوار جهان نصب شده و چشم هر عابر پیاده‌ای را به خودش می‌گیرد؛ چون دست روی زخمی گذاشته که قرن‌هاست خونابه آن به‌طور کامل بند نیامده است؛ زخمی که در مقاطع مختلف تاریخ، با نام دین، خدا، سنت پیامبر و دفاع از حقیقت، به جان و مال و آبروی انسان‌ها افتاده و قربانی گرفته است.

مسئله اما فقط کشتار شیعیان یا حتی اهل‌سنت مخالف این جریان‌ها نیست. خطر تفکر تکفیری، دقیقا از جایی آغاز می‌شود که مرز میان «منِ مؤمن» و «دیگریِ کافر» آن‌قدر گسترده می‌شود که هر اختلاف فکری، مذهبی یا سیاسی می‌تواند بهانه‌ای برای طرد، تکفیر و در نهایت خشونت باشد. به تعبیر نویسنده، «در حال حاضر این تفکر به رغم برخورداری از آموزه‌های غیرعقلانی، خشن و افراط‌گرایانه و مخالفت گسترده علمای مذاهب اسلامی، در مراحل و مقاطع گوناگون متأسفانه توانسته است در بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های اسلامی و سایر مناطق جهان گسترش یابد!»

شاید اهمیت کتاب «سلفی‌گرایی» دقیقا در همین نقطه باشد؛ در اینکه مخاطب را مجبور می‌کند پیش از آنکه از یک گروه تروریستی، یک چهره افراطی یا یک کشتار هولناک حرف بزند، یک قدم به عقب برگردد و بپرسد این خشونت از کجا آمده است؟ چه زمانی «اختلاف» تبدیل به «تکفیر» شد؟ چه زمانی «تکفیر» به مجوز حذف دیگری رسید؟ و مهم‌تر از همه، چگونه ممکن است کسی آن‌قدر از حقیقتی که برای خودش قطعی است مطمئن باشد که جان انسان دیگری را به نام همان حقیقت، مباح بداند؟

شاید پاسخ این پرسش‌ها را نتوان در چند صفحه یا حتی در یک کتاب خلاصه کرد؛ اما اگر قرار باشد پدیده‌ای را که سال‌هاست چهره‌ای خشن از اسلام به جهان نشان داده، درست بشناسیم، ناچاریم به جای ایستادن در انتهای زنجیره و خیره شدن به آخرین حلقه، مسیر را تا ابتدای آن دنبال کنیم.

«سلفی‌گرایی» می‌خواهد همین مسیر را نشان‌مان بدهد؛ مسیری که از یک اختلاف فکری آغاز می‌شود، در پیچ‌وخم تاریخ شکل می‌گیرد و اگر با تکفیر و خشونت همراه شود، می‌تواند به جایی برسد که حتی کشتن انسان‌ها نیز با نام خدا توجیه شود. و شاید ترسناک‌ترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه گاهی مسئله، نبودن خدا نیست، بلکه انسانی است که خدا را آن‌قدر به قرائت شخصی خودش محدود می‌کند که در نهایت، برای کشتن دیگری هم از همان نام مقدس مجوز می‌گیرد.

کد مطلب 2272476

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین