عجم اوغلو: صعود اقتدارگرایی ناشی از نادیده‌گرفتن وعده‌ لیبرالیسم به طبقه کارگر است/ وقتی نخبگان صدای مردم را نشنیدند/ طرحی برای نجات لیبرالیسم

عجم اوغلو مسئله را فقط اقتصادی نمی بیند. از نظر او، شایسته سالاری وقتی مدرک و موفقیت حرفه ای را نشانه ی برتری اخلاقی تلقی کند، به تحقیر کسانی می انجامد که از این مسیر عبور نکرده اند.بحث «مهندسی اجتماعی» نیز از همین جا آغاز می شود. لیبرال ها ممکن است با نیت دفاع از ارزش های درست، به این باور برسند که می توانند جامعه را از بالا اصلاح کنند. در چنین وضعی، آموزش یک طرفه جای گفت و گو و تحمیل جای اقناع را می گیرد. عجم اوغلو معتقد است لیبرالیسم باید از ارزش های خود دفاع کند، اما این کار را «بی تلقین، بی تحمیل، و بی تحقیر» انجام دهد.

گروه اندیشه: در این تردیدی نیست که لیبرالیسم و نئولیبرالیسم نیز پس از کمونیسم شکست سختی خورده اند، اما باور ایدئولوژیک، نیروی قدرتمندی است که نه تنها باعث می شد کمونیست ها به معنای فروپاشی دیوار برلین توجهی نکنند، همچنین باعث می شود که لیبرال ها و نئولیبرال های جهانی و وطنی نیز باور نکنند که ایدئولوژی اقتصاد آزاد به چه روزی افتاده است. تا جایی که در روزهای دشوار مقاومت در برابر آمریکا کماکان نئولیبرال ها و لیبرال های وطنی نیز تاکید خانمان براندازی نسبت به تحقق آن سیاست ها دارند. اما در این باره آنانی درک درست از سقوط دارند، که می توانند با خروج از پوسته ایدئولوژیک خود، به آسیب شناسی جدی بپردازند. دارون عجم اوغلو در کتاب «دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟» به همین موضوع اقدام کرده است. نقد عجم‌اوغلو بر فرسایش وعده‌های لیبرالیسم و آسیب شناسی سقوط دموکراسی از درون تاکید دارد. دارون عجم‌اوغلو در کتاب «دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟» بحران اعتماد، قطبی‌شدن و صعود اقتدارگرایی را ناشی از نادیده‌گرفتن وعده‌های اصلی لیبرالیسم در قبال طبقه کارگر می‌داند. او با نقدی درونی نشان می‌دهد که چگونه نخبگان، جهانی‌شدن و فناوری، به شکاف منزلت، انزوای خدمات عمومی و نادیده گرفتن «صدای سیاسی» اکثریت انجامیده‌اند. کتاب با طرح مفاهیمی چون «عدم سلطه»، «هوش مصنوعی کارگرمحور» و «لیبرالیسم طبقه کارگر»، خواهان بازسازی پیوند سیاست با رفاه مشترک و اجتماع است. ترجمه اسماعیل یزدان‌پور نیز با مقدمه و واژه نامه توصیفی، این شبکه مفهومی را برای خواننده ایرانی بومی‌سازی می‌کند.

 ****

  نشر اگر به‌زودی کتاب دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟: بازآفرینی سیاستی برای رفاه مشترک» ، نوشته‌ی دارون عجم‌اوغلو، با ترجمه‌ی اسماعیل یزدان‌پور را منتشر می‌کند. کتاب‌های دارون عجم‌اوغلو در ایران، از «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» تا آثاری که درباره‌ی آزادی، قدرت و  فناوری است، با استقبال خوانندگان روبه رو شده اند. بخشی از این استقبال به پرسش هایی برمی گردد که او مطرح می کند: چرا بعضی کشورها به رفاه می رسند و بعضی در فقر و بی ثباتی می مانند؟ نهادهای سیاسی چه نسبتی با توسعه دارند؟ فناوری به سود چه کسانی کار می کند؟

کتاب تازه او «دموکراسی لیبرا چه پیش آمد؟»، این بحث ها را در قالب پرسشی سیاسی تر به هم پیوند می دهد: چرا دموکراسی لیبرال پس از خوش بینی گسترده ی دهه ی ۱۹۹۰ ، امروز با بحران اعتماد، قطبی شدن و گسترش نیروهای اقتدار گرا روبه رو شده است؟

عجم اوغلو برای پاسخ دادن به این پرسش، فقط به قدرت گرفتن دشمنان دموکراسی نمی پردازد. او از درون سنت لیبرال به مسئله نگاه می کند و می پرسد خود لیبرال ها چه کردند و چه چیزهایی را ندیدند. به نظر او دموکراسی لیبرال سه وعده اصلی داشت:

۱-رفاه مشترک
۲-خدمات عمومی
۳-امکان مشارکت و شنیده شدن.

کتاب برای ایران نوشته نشده و بخش بزرگی از شواهد آن از آمریکا و اروپای غربی آمده است؛ اما بسیاری از پرسش هایش برای جامعه امروز ایران نیز آشناست: چه گروه هایی موضوع سیاست اند، اما در ساختن آن صدا ندارند؟ چرا سیاست گذاری از تجربه روزمره مردم فاصله می گیرد؟ از میان رفتن امنیت شغلی چه اثری بر اعتماد عمومی دارد؟ چگونه می توان ارزش های مورد قبول خود را بدون تحقیر و حذف دیگران پیش برد؟

تاکید کتاب بر خدمات عمومی نیز برای ایران قابل توجه است. عجم اوغلو دموکراسی را فقط انتخابات و گردش قدرت نمی داند. آب، آموزش، سلامت، حمل و نقل و زیرساخت های قابل اعتماد، بخشی از وعده ی دموکراسی اند. اعتماد عمومی زمانی دوام می آورد که سیاست بتواند با نیازهای ملموس زندگی مردم نیز ارتباط برقرار کند.

اسماعیل یزدان پور ترجمه را برگردان متن را محدود نکرده است. مقدمه مترجم، درآمدی برای شناخت مسئله کتاب، جهان فکری عجم اوغلو و نسبت بحث او با تجربه خواننده ایرانی است. این مقدمه مفاهیمی مانند صدار، منزلت، اجتماع، فاصله نخبگان و مردم و از دست رفتن زبان مشترک را برجسته می کند و راه ورود به بحث های کتاب را نشان می دهد.

مترجم در آغاز «جستار کتاب شناختی» نیز روش کار خود را توضیح داده است. ارجاعات متراکم متن انگلیسی عمدتا به پاورقی منتقل شده اند، در بعضی موارد عنوان با معرفی کوتاهی از منابع افزوده شده و برخی بندهای طولانی برای خوانایی بیشتر شکسته شده اند. به این ترتیب، جستار کتاب شناختی، که نیاز فکری استدلال های عجم اوغلو را توضیح می دهد، برای خواننده فارسی زبان روشن تر شده است.

یکی از افزوده های مهم مترجم «واژه نامه ی توصیفی ترجمه» در پایان کتاب است. این واژه نامه فقط فهرستی از برابرهای فارسی نیست. مترجم در باره انتخاب هایی ماننده «اجتماع»، «خودحکمرانی»، «صدا»، «عدم سلطه»، «رفاه مشترک»، «پیمان صنعتی»، «قفس الگوریتمی»، «لیبرالیسم طبقه کارگر»، و «هوش مصنوعی کارگر محور» توضیح می دهد و معادل های دیگر و دلیل انتخاب نهایی را نیز بررسی می کند.

برای نمونه مترجم توضیح می دهد که چرا به جای «لیبرالیسم کارگری»، از ترکیب «لیبرالیسم طبقه کارگر» استفاده کرده است. ترکیب نخست در فارسی ممکن است به سنت مارکسیستی و احزاب کارگری ارجاع دهد، در حالی که عحجم اوغلو در باره بازتعریف نسبت لیبرالیسم با طبقه کارگر سخن می گوید. مقدمه یادداشت های توضیحی، تنظیم ارجاعات و واژه نامه توصیفی کمک می کنند شبکه مفهومی کتاب در زبان فارسی دقیق تر دیده شود.

عجم اوغلو پس از طرح چارچوب نظری کتاب، نشان می دهد که فاصله میان وعده های دموکراسی لیبرال و تجربه زندگی مردم چگونه شکل گرفت. بخش بزرگی از جامعه، به ویژه طبقه کارگر، به تدریج احساس کرد سهمی از تحقق این وعده ها ندارد.

جهانی شدن و تغییر قناوری ثروت فراوانی تولید کردند، اما منافع آن به طور برابر توزیع نشد. تعطیلی کارخانه ها و از میان رفتن بعضی مشاغل فقط درآمد گروه هایی از مردم را کاهش نداد؛ به منزلت اجتماعی، شبکه روابط و احساس مفیدبودن آنان نیز آسیب زد. هم زمان، سیاست لیبرال بیشتر در اختیار نخبگان تحصیل کرده و متخصصانی قرار گرفت که زبان و تجربه شان با زندگی بخش بزرگی از جامعه فاصلی داشت. در نتیجه کسانی که زمانی بخشی از ائتلاف اجتماعی حامی دموکراسی بودند، احساس کردند سیاست در باره آنان تصمیم می گیرد، اما صدای آنان را نمی شنود.

عجم اوغلو برای توضیح این وضع میان «عدم مداخله» و «عدم سلطه» تفاوت می گذارد. آزادی فقط این نیست که دولت یا دیگری در انتخاب فرد دخالت نکند. کسی که از نظر اقتصادی و اجتماعی به اراده دیگران وابسته است، حتی در صورت نبود مداخله مستیم، آزاد نیست. از این منظر آزادی با امنیت اقتصادی، خدمات عمومی، امکان سازمان یابی و قدرت اثرگذاری سیاسی پیوند دارد.

مفهوم دیگری که در سراسر کتاب حضور دارد، «اجتماع» است. عجم اوقلو با فردگرایی ساده ای که انسان را جدا از روابط اجتماعی می بیند، فاصله می گیرد. افراد در اجتماع شکل می گیرند. از یکدیگر یاد می گیرند و اعتماد و دانش جمعی تولید می کنند. البته اجتماع می تواند به «قفس هنجارها» نیز تبدل شود و آزادی اعضای خود را محدود کند. پیشنهاد عجم اوغلو احترام به تفاوت اجتماعات است، تا جایی که آزادی های بنیادی اعضای آن ها نقض نشود.

کتاب در فصل های میانی از اقتصاد صنعتی به سیاست پساصنعتی می رسد. پیمانی که زمانی میازن کارگران، دولت و بنگاه ها شکل گرفته بود، با صنعت زدایی، جهانی شدن، تضعیف اتحادیه ها و تغییر فناوری فرسوده شد. در جای آن، ائتلافی از گروه های تحصیل کرده، مدیران، متخصصان و فعالان بخش فناوری قدرت بیشتر پیدا کرد. عجم اوغلو مسئله را فقط اقتصادی نمی بیند. از نظر او، شایسته سالاری وقتی مدرک و موفقیت حرفه ای را نشانه ی برتری اخلاقی تلقی کند، به تحقیر کسانی می انجامد که از این مسیر عبور نکرده اند.

بحث «مهندسی اجتماعی» نیز از همین جا آغاز می شود. لیبرال ها ممکن است با نیت دفاع از ارزش های درست، به این باور برسند که می توانند جامعه را از بالا اصلاح کنند. در چنین وضعی، آموزش یک طرفه جای گفت و گو و تحمیل جای اقناع را می گیرد. عجم اوغلو معتقد است لیبرالیسم باید از ارزش های خود دفاع کند، اما این کار را «بی تلقین، بی تحمیل، و بی تحقیر» انجام دهد.

What Happened to Liberal Democracy? - MIT Stone Center on Inequality and  Shaping the Future of Work

فصل مربوط به الگوریتم ها و هوش مصنوعی، ادامه بحث های پیشین عجم اوغلو در باره فناوری است. الگوریتم ها می توانند اطلاعات و  قدرت را در اختیار شمار محدودی از شرکت ها و متخصصان متمرکز کنند و برای نظارت، هدایت رفتار و حذف نیروی انسانی به کار روند. بدیل پیشنهادی او «هوش مصنوعی کارگر محور» است: فناروی ای که فقط وظایف موجود را خودکار نکند، بلکه توانایی کارگران را افزایش دهد و وظایف تازه ای برای انسان پدید آورد.

پیشنهاد نهایی کتاب «لیبرالیسم طبقه کارگر» است. منظور عجم اوغلو شاخه ای از سوسیالیسم کارگری با مجموعه ای از کمک های رفاهی برای کارگران نیست. او خواهان بازسازی لیبرالیسمی است که طبقه کارگر در ائتلاف اجتماعی، سیاست اقتصادی و تصمیم گیری آن حضور واقعی داشته باشد. این بازسازی بر چهار محور قرار دارد: رفاه مشترک، صدای سیاسی، به رسمیت شناختن اجتماع و امکان خودحکمرانی.

«دموکراسی لیبرال را چه پیش آمد؟» نقدی درونی به لیبرالیسم و پیشنهادی برای بازسازی آن است. پاسخ عجم اوغلو این است که دموکراسی لیبرال وقتی طبقه کارگر، خدمات عمومی، منزلت کار و صدای گروه های کم قدرت را از مرکز سیاست کنار گذاشت، بخشی از پایگاه اجتماعی خود را نیز از دست داد. راه پیشنهادی او بازگردان رفاه مشترک، اجتماعی، صدا و مشارکت واقعی به قلب سیاست دموکراتیک است.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2272417

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =

آخرین اخبار