کتاب شویی صوفیان؛ غرور شهود یا ابتذال دیجیتال؟ / چرا جامعه‌ی معاصر بیش از همیشه نیازمند بازگشت به کتاب است؟

گروه اندیشه: این یادداشت در روزنامه اعتماد، به بهانه نشر کتاب«کتاب‌شویی صوفیان» نوشته احمد راسخی لنگرودی، انتشارات مروارید، چاپ دوم/۱۴۰۴ نوشته شده است. محمدرضا مهدیزاده نویسنده مطلب ، با عزیمت از روایت تاریخیِ«کتاب‌شوییِ» صوفیان و نفیِ «علمِ قال» در برابر «علمِ حال»، به آسیب‌شناسیِ تطبیقی پدیده‌ی اعراض از متن در دنیای معاصر می‌پردازد. نویسنده تمایز بنیادی میان «کتاب‌سوزی اقتدارگرایانه» و «کتاب‌شویی فردی و شهودیِ کهن» را گشوده و هشدار می‌دهد که در عصر حاضر، نوعی «کتاب‌دوریِ عمومی» و سطحی‌نگری ناشی از سیطره‌ی شبکه‌های اجتماعی و داده‌های بی‌شکل جایگزین سنت خوانش عمیق شده است؛ پدیده‌ای شبیه به خودفریبی استغنا از حقیقت که خرد انتقادی را فلج کرده و جامعه را در برابر الگوریتم‌ها و مرادهای مدرن آسیب‌پذیر می‌سازد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

 ****

«...و شیخ از علم قال روی به علم حال آورد، در اثناء آن مجاهدت‌ها و ریاضت‌ها چون شیخ را آن حالت روی نمود و لذت حالت بیافت هرچه از کتب خوانده بود و نبشته و جمع‎کرده جمله در زیر زمین کرد و برزور {روی}آن کتابها دکانی کرد و شاخی مورد به دست مبارک خویش باز کرد و بر آن دکان بر زور کتابها فرو برد و آن شاخ به مدتی اندک بگرفت و سبز گشت و درختی بزرگ شد با شاخهای بسیار و از جهت تبرک دست‌کشتِ مبارک شیخ، اهل ولایت ما جهت اطفال، به وقت ولادت، و از جهت گذشتگان، به وقت تجهیز و تکفین، به‌کار داشتندی و به ولایت‌های دور ببردندی و بزرگان عالم که به حکم زیارت، به میهنه آمدندی از آن تبرک زله کردندی، و در عهد ما همچنان سبز و نیکو بود...». (اسرارالتوحید/تصحیح شفیعی کدکنی) 

کتابشویی صوفیان | فروشگاه انتشارات مروارید

در عصر مدرن و سواد و رسانه، اطلاع از کتاب‎شویی وکتاب‎شویان ما را به چه کار آید؟آیا در زمانه‎ای که ظاهرا خواندن و نوشتن و کتاب بر صدر مصطبه ومطبعه هر صنف و اجتماعی نشسته، یادآوری کنش به ظاهر تاریک، نافرهیختانه و واپسگرانه کتاب‌روبی آن هم آگاهانه و عامدانه، درس و نقشی قابل تامل بر زمانهِ به قولی پیش افتاده ما دارد؟

کتاب‎شویی صوفیان از این حیث قابل تامل است که ضدیت یا نفی و بی‌نیازی از کتاب (یا آنچه علم قال نام گرفته) را نه از سوی قدرتمندان یا اصحاب زر و زور و تزویر که با استبداد، سدهای سانسور یا وقایع کتاب‌سوزی به پا کرده و می‌کنند، بلکه از سوی برخی از خودِ قوم نوشتار و اهل کتاب به تماشا می‌گذارد.

اگر رمان فارنهایت ۴۵۱ (ری برادبری، ۱۹۵۳) ترس سیاسی اجتماعی از کتاب را در فضای ادبی می کاود و خود بنیان و الهام‌بخش فیلم‌های سینمایی فرانسوا تروفو (۱۹۶۶) و رامین بحرانی (۲۰۱۸) و مستند فارنهایت ۹/۱۱ (مایکل مور ۲۰۰۴) گردید که بر اساس این رمان واکاونده کتاب‌سوزی و آزادی بیان و نوشتار (با استعاره دمای سوختن کاغذ و آزادی بیان غربی) بودند، کتاب‎شویی صوفیان ترس فردی از کتاب و بی‌نیازی از آن و تبدیل کتاب به عنصر غیر و ماسوی‌الهو شدن را بر ما عرضه می‌کند.

چیزی که نمونه مدرن دیگرش اگوست کنت و امساک علمی اخلاقی و بهداشت مغزی او بوده است. اما این بهداشت قلبی (دلی)، صوفیان را قرار بوده ذوب در حق باقی‌گذارد. اینکه چنین شده و چگونه، خیلی بررسی و کاویده نشده و بر محققان است تا منابع معرفت صوفیان و سیر تحولات این معرفتِ شطح و طامات‌گونه آنها را بیابند، معرفتی که ظاهرا بر تفهم و شهود کفایت و توقف کرده و با آن شناخت و دانش، خود را کامل و مستغنی شمرده‌اند. 

اگر در قرون ماضی و در فضا و هندسه‌ای از کوچکی جوامع، قلت باسوادان و کثرت اجتماع نانویسا، چند کتاب یا دفترخوانی‎های محدود می‌توانست آدمی را غره وصول به معرفت شهودی و فردی و بی‌نیاز از جامعه و کتاب کند و علامه‎شدنِ ولو باطنی و فردی بنا به محدود بودن حوزه علوم میسر بود، اما امروزه چنین چیزی ناممکن و ناشدنی است. 

به‌علاوه با سادگی و محدودیت علم و جامعه علمی قرون خیزش علم و جامعه و شهرنشینی، کتاب‎شویان چیز زیادی از دست نمی‌دادند، اما آیا امروزه می‌توان بدون کتاب خواندن و نوشتن و امساک در آن ولو با وجود هوش مصنوعی و این دستیار و مرید رباتیک مدرن، صوفی شد و به دریای معرفت و فنافی‌الله رسید؟

به‌علاوه در زمانه‌ای که پست مدرنیسم و نسبی‌گرایی ضربه بزرگی به استحکام منابع معرفتی و شناخت حقیقت و کسب یقین و ایمان و معرفت و عقلانیت بین‎الاذهانی و مشترکات انسانی و یونیورسال زدند و در واقع کاری که صوفیان کردند را به صورت شیک و عقلی و هنری بر سر عقلانیت و نگره مدرن آوردند، خواندن و نوشتن و کتب چاپیدن بیش از پیش ضروری گشته است. اگر صوفیان شعار چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند را پیشه‌ کرده و عذر هفتادودو ملت را خواسته و خود را از معرفت مکتوب معذور می‌داشتند، ما اکنون بیش از پیش محتاج کاوش منابع مکتوب و میراث گذشته و پر ارزش خویش هستیم . 

اگرتاحد زیادی دو عامل عجب و حجب یا غرور وصل و فنا فی‌الله و ترس و شرم از وسوسه سوال، چالش، نقد نوشته و مکتوبات پشت‎سر، حیرت و سرگیجه منابع معرفت متضاد و متفاوت و در نتیجه ناتوانی از ماندن بر موضع، صوفی را به کتاب‎شویی سوق می‌داد، امروزه نیز در تمدن نوشتاری و کتاب‌دوستی با گونه دیگر آن مواجهیم.

اگر کتاب‌سوزی (یا سانسور مدرن)، سرکوب و محدودسازی اجتماعی و اقتدارگرایانه نظام حاکم بر اندیشه، شناخت و معرفت بوده و هست، کتاب‎شویی غیراجتماعی و فردی معاصر چگونه پدیده‎ای است؟ در عصر حاضر این رخداد، با اعراض و رویگردانی تدریجی و به ظاهر آگاهانه و داوطلبانه خیل کثیری از جامعه از منابع مکتوب و عمیق و نوشتارهای بلند و عمیق و دارای انسجام و کلیت (پس و پیش‌دار و نه بریده . و مقطع نویسنده و کتاب ناشناس) به شکلی آرام و بی‌صدا درحال اجراست و نه خاص یک قشر بلکه پدیده‌ای عمومی و فراگیر و بدتر شایع قشر باسواد است. 

در عصر سیطره رسانه و فراگیر شدن مدیا و شبکه به جای کتاب، ظاهرا منبع معرفت عمده بشر، سرک کشیدن و نوک و ناخنک زدن و دیدزدن عکس و تصاویر و کلمات قالب‌ شده در تصویر و فروریخته بر این تارتار و صفحه صفحه (به قول ابالخیر بر زور=روی/صفحه/پیج) شبکه‌هاست. عکس و تصویر به ذاته و بنا به سرشتِ انجمادبخش و برش‌زننده زمان و مکان توسط آنها، تمهید و فن و ابزارِ محدود کردن و گزینش لحظات خاصِ رخداد و معرفت ما هستند و از خاصیت تامیت، کمال و کل‌گرایی که لازم تقرب به حقیقت تلقی می‌شود عاری‌هستند. 

امروزه اکثریت توده‎ها چونان برخی صوفیان پریروز وپس‌پریروز، در گمان وآگاهی کاذبِ وصل به حقیقت و بی‌نیازی از منابع متکثر و محکم معرفت از جمله کتاب هستند. جملگی نیز سنت «کتاب‌دوری»و ریا و نمایش کتاب‌دوستی با یار مهربان را پیشه کرده‌اند. سنتی که به مراتب گسترده‌تر و بداثرتر و فراخ‌چهره‎تر از کتاب‎شویی معدود و گزینشی صوفی ملا و پرخوان است.

احتمالا بلای کنونی و نازل شده ما بر کتاب و خوانش عمیق و دقیق و همه‌جانبه و انتقادی، ثقیل و گرانسنگ‌تر از شعار و بینه «نعم‌الدلیل انت والاشتغال بالدلیل بعد الوصول محال» صوفیان کهن است. چه آنها از سرچشمه نوشیده بودند و پله‎پله بر نردبان فلک سرکشیده بودند و چون به عرش خویش می‌رسیدند نردبام را رها و نقش خاک می‌کردند و بقیه را از آن محروم، اما امروزیان حتی لبی از پایاب اصلی چشمه هم‌تر نکرده و صرفا به نام آب و اعجبنا القلب آب بسنده و کفایت کرده اند.

 بی‌نیازی لولیان عصر جدید از کتاب و کتاب‌دوری فراگیر نسل جوان، زمینه را برای مرادهای جعلی و مریدشدن‌های فوری و داوطلبانه و زانو زدن در پای هر ایدیولوژی و الگوی فریبنده جوان‌پسند و رنگارنگ آماده خواهدکرد. مهم‌ترین آموزه کتاب‎شویی صوفیان برای ما دوری از غرور یا ترس از استغراق در جنگل اطلاعاتی و هراس از اضمحلال خرد انتقادی و تحلیلی خود و پرورش مراد و پیرو و توده انبوه و بی‌شکل و غلطان و مومِ دستانِ برادران بزرگ‌تر امثال سرمایه‎داری شبکه‌ای و پلتفرمی و... است. 

آیا در این شرایط دشوار کنونی (درقیاس با دنیا و اجتماع علمی محدود صوفیان) ما از خرد صافی و کافی و وافی برای غرق نشدن و به زیر انبوه ضایعات داده و نه حتی اطلاعات برخوردارخواهیم بود؟ اگر زمانی حتی از کتاب‎کوبی و دفن ‌نبشته‌ها و دست‎کشت‌های صوفیانِ کتاب‌شوی، درختان «مورد»جاویدان و همیشه‎سبز و پر برکت برای اعصار و نسل‌های پیاپی و از لابه‌لای روزن هر پشته، از تولد تا مرگ سر باز می‌کرد و جوانه می‎زد (همان‌گونه که در حکایت هیجان‌انگیز ابتدای این نوشتار آمد) آیا کسی را یارای ترک و ریاضت و توبه از دنیای تفاله‎های مجازی و زباله‌های اطلاعاتی و فلج‎کننده خرد و حکمت (وحتی کتب‌مهمل و قطع درختان و مرگ جنگل‌ها) و رویاندن و رستن سدره‌المنتهی‎ها وطوباهای ناجی و رهنمون به بهشت و خضرهای فرخنده‌پی هست؟

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2273044

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =

آخرین اخبار