۰ نفر
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۴
 برای نجات ایران جلوی افزایش خشونت را بگیریم

ایران امروز بیش از هر چیز به شکستن چرخه خشونت نیاز دارد؛ نه انتقال خشونت از یک طرف به طرف دیگر.اگر واقعاً نگران امنیت ایران هستیم، باید از خود بپرسیم:چه کسی خشم را تولید می‌کند؟چه کسی آن را انباشته می‌کند؟چه کسی آن را مقدس می‌کند؟و چه کسی حاضر است مسئولیت پایان دادن به این چرخه را بپذیرد؟

گروه اندیشه: دکتر علی هاشمی مدرس دانشگاه، جانشین رئیس جمهور اصلاحات و دبیرکل اسبق ستاد مبارزه با موادمخدر کشور در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده نسبت به افزایش خشونت در جامعه به عنوان یک زنگ خطر جدی اظهار نگرانی کرده، این مطلب را در ادامه می خوانید: 

 ****

اگر امروز از خشونت در خیابان می‌ترسیم، باید از ریشه‌های تولید خشونت بسیار بیشتر بترسیم. جامعه‌ای که در آن خشم انباشته می‌شود، اعتراض بی‌پاسخ می‌ماند، شهروند تحقیر می‌شود، قدرت پاسخگو نیست و خشونت با نام «امنیت»، «مصلحت» یا حتی «مقدس» توجیه می‌شود، دیر یا زود با انفجار اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

هیچ خشونتی مقدس نیست؛ نه گلوله‌ای که به مأمور امنیتی شلیک می‌شود، نه گلوله‌ای که به بازداشتی بسته شلیک می‌شود. اگر گزارش‌های مربوط به خشونت علیه بازداشت‌شدگان درست باشد، مسئله فقط چند تخلف فردی نیست؛ مسئله، فرسایش اخلاق، قانون و اعتماد عمومی است.

خطر بزرگ‌تر آنجاست که جامعه به این باور برسد که قدرت می‌تواند بدون پاسخگویی خشونت کند، اما مردم باید همیشه خویشتندار باشند. این معادله پایدار نیست.وقتی عدالت عقب‌نشینی کند، خشم جلو می‌آید؛وقتی گفت‌وگو بسته شود، خیابان سخن می‌گوید؛وقتی کرامت انسان شکسته شود، انتقام جای قانون را می‌گیرد.

ایران امروز بیش از هر چیز به شکستن چرخه خشونت نیاز دارد؛ نه انتقال خشونت از یک طرف به طرف دیگر.اگر واقعاً نگران امنیت ایران هستیم، باید از خود بپرسیم:چه کسی خشم را تولید می‌کند؟چه کسی آن را انباشته می‌کند؟چه کسی آن را مقدس می‌کند؟و چه کسی حاضر است مسئولیت پایان دادن به این چرخه را بپذیرد؟

این پرسش‌ها، پرسش‌های امنیتی صرف نیستند؛پرسش‌های تاریخی درباره آینده ایران‌اند. خانم سخنگو؛ اگر از خشونت می‌پرسیم، باید به سرچشمه خشونت هم نگاه کنیم . سخن گفتن از خشونت علیه نیروهای امنیتی، کاملاً ضروری است.جان مأمور امنیتی نیز مانند جان هر شهروند ایرانی محترم است و هیچ‌کس حق ندارد به بهانه اعتراض، نفرت، خشم یا مخالفت سیاسی، انسان دیگری را هدف خشونت قرار دهد.

اما اگر واقعاً می‌خواهیم بفهمیم:«چه شد که جامعه به اینجا رسید؟»نباید فقط آخرین صحنه را ببینیم؛باید تمام فیلم را ببینیم.خشونت ناگهان از آسمان نازل نمی‌شود.خشونت، گاهی محصول سال‌ها تحقیر، بی‌اعتمادی، تبعیض، سرکوب، فقدان گفت‌وگو، احساس بی‌عدالتی و بی‌پاسخ ماندن شکایت‌هاست.

روایت‌هایی که درباره رفتار با برخی بازداشت‌شدگان دی‌ماه منتشر شده، اگر پس از رسیدگی مستقل قضایی اثبات شوند، باید با جدیت تمام بررسی شوند. نه برای انتقام؛ برای نجات آینده ایران.زیرا اگر مأمور متخلف مجازات نشود، قانون تضعیف می‌شود.اگر شهروند متخلف مجازات نشود، قانون تضعیف می‌شود.اگر معترض خشونت کند و پاسخگو نباشد، قانون تضعیف می‌شود.و اگر مسئول سیاسی یا امنیتی دستور غیرقانونی بدهد و مصون بماند، قانون از درون تهی می‌شود.

مسئله فقط «خشونت» نیست؛ مسئله عادی‌شدن خشونت است . خطرناک‌ترین مرحله زمانی آغاز می‌شود که جامعه به خشونت عادت کند.وقتی کتک‌زدن بازداشتی «روش کار» تلقی شود؛ وقتی تحقیر مخالف «اقتدار» نام بگیرد؛ وقتی شلیک به انسان بی‌دفاع با یک برچسب سیاسی توجیه شود؛ وقتی تعرض به مأمور امنیتی «حق اعتراض» نامیده شود؛ در همه این موارد، اخلاق شکست خورده است.

هیچ لباس، عنوان، مقام، عقیده یا پرچمی نمی‌تواند خشونت غیرقانونی را مقدس کند. اسلام نیز چنین اجازه‌ای نمی‌دهد:««وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ»»دشمنی با گروهی نباید انسان را به بی‌عدالتی بکشاند.این آیه برای زمانی نیست که همه با ما موافق‌اند؛برای همان لحظه‌ای است که خشم و دشمنی چشم انسان را بر عدالت می‌بندد.

جامعه خشمگین را نمی‌توان با باتوم آرام کرد، اگر گزارش‌های مربوط به سطح بالای خشم اجتماعی، از جمله عدد ۶۴ درصدی که به مشاور اجتماعی رئیس‌جمهور نسبت داده شده، دقیق باشد، باید آن را هشدار امنیت ملی دانست، نه یک عدد آماری ساده.

جامعه خشمگین الزاماً جامعه خشونت‌طلب نیست.اما اگر خشم شنیده نشود،اگر اعتراض قانونی راه نداشته باشد،اگر عدالت قابل دسترس نباشد،اگر مسئولان پاسخگو نباشند،خشم می‌تواند به خشونت تبدیل شود. و آنگاه دیگر هیچ دیوار امنیتی، هیچ فیلتر رسانه‌ای و هیچ ابزار قهری نمی‌تواند به‌تنهایی جامعه را آرام کند.

هشدار جدی‌تر: خشونت مقدس‌نما از خشونت عادی خطرناک‌تر است. خشونت وقتی با نفرت همراه شود خطرناک است؛ اما وقتی قدسی شود، خطرناک‌تر می‌شود. زیرا انسان خشونت‌گر دیگر خود را خشونت‌گر نمی‌بیند؛ خود را «مأمور حقیقت» می‌پندارد.اینجاست که مخالف، دیگر انسان نیست؛«دشمن» است و معترض، دیگر شهروند نیست.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2274714

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =

آخرین اخبار