صلح حدیبیه چیست و چرا یک واقعه تاریخی به کلیدواژه دو جبهه موافقان و مخالفان مذاکره با غرب تبدیل شده است؟

«صلح حدیبیه» یکی از معدود رخدادهای تاریخ صدر اسلام است که نامش از کتاب‌های تاریخی بیرون آمده و وارد ادبیات سیاسی امروز شده است. هر بار که بحث مذاکره با غرب، پذیرش یک توافق دشوار یا عقب‌نشینی تاکتیکی برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر مطرح می‌شود، این پرسش هم دوباره به میان می‌آید: آیا می‌توان از الگوی صلح حدیبیه برای توضیح یک تصمیم سیاسی در روزگار امروز استفاده کرد؟

سیما پروانه‌گهر - یک‌بار دیگر نام «صلح حدیبیه» به ادبیات سیاسی ایران برگشته است؛ این‌بار از زبان سعید جلیلی. او در اظهارات اخیر خود، از «ابتکاری» سخن گفته که می‌تواند سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد و این وضعیت را با آنچه پیامبر اسلام(ص) در ماجرای احزاب و حدیبیه انجام داد، مقایسه کرده است. این تعبیر از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که جلیلی سال‌ها یکی از منتقدان جدی مذاکره با آمریکا و توافق هسته‌ای بوده است. حالا اما نام حدیبیه از زبان او شنیده می‌شود؛ همان واقعه‌ای که سال‌ها پیش حسن روحانی نیز بارها برای توضیح ضرورت مذاکره و پذیرش توافقی دشوار به آن استناد کرده بود. 

حدیبیه چه بود؟

صلح حدیبیه در سال ششم هجری میان پیامبر اسلام(ص) و قریش شکل گرفت. مسلمانان برای انجام عمره به سمت مکه حرکت کرده بودند، اما قریش مانع ورود آنان شد و در نهایت مذاکراتی میان دو طرف انجام گرفت که به توافقی انجامید. بر اساس این توافق، مسلمانان آن سال بدون انجام عمره به مدینه بازمی‌گشتند و برای مدتی میان دو طرف آتش‌بس برقرار می‌شد.

در نگاه نخست، برخی مفاد توافق برای مسلمانان سنگین بود؛ به‌ویژه اینکه آنان در حالی از مکه بازمی‌گشتند که هدف اولیه سفرشان محقق نشده بود. با این حال، این توافق در ادامه به کاهش درگیری و فراهم‌شدن شرایطی برای گسترش ارتباط میان دو طرف انجامید و از همین رو در روایت تاریخی اسلام، حدیبیه به نمونه‌ای از پذیرش یک توافق دشوار برای دستیابی به هدفی بزرگ‌تر تبدیل شده است.

همین ویژگی است که حدیبیه را برای سیاستمداران امروز جذاب کرده است؛ توافقی که الزاماً به معنای کنارگذاشتن هدف اصلی نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک تصمیم تاکتیکی در شرایط خاص تفسیر شود.

روحانی و حدیبیه؛ مذاکره از مسیر تاریخ

حسن روحانی از جمله سیاستمدارانی بود که بارها برای توضیح رویکرد خود در سیاست خارجی به وقایع صدر اسلام رجوع کرد. در سال‌های ریاست‌جمهوری او، مقایسه مذاکره با غرب با صلح حدیبیه به یکی از استدلال‌های جریان حامی مذاکره تبدیل شد؛ به این معنا که پذیرش یک توافق دشوار در مقطعی خاص، لزوماً به معنای شکست یا تسلیم نیست.

این استدلال البته همان زمان نیز مخالفان جدی داشت. منتقدان روحانی معتقد بودند شرایط حدیبیه را نمی‌توان مستقیماً به رابطه ایران و آمریکا تعمیم داد و از یک واقعه تاریخی برای توجیه یک تصمیم سیاسی معاصر استفاده کرد. در واقع، از همان ابتدا حدیبیه فقط یک مثال تاریخی نبود؛ تبدیل شده بود به بخشی از جدال سیاسی بر سر این پرسش که آیا مذاکره با دشمن می‌تواند بخشی از یک راهبرد باشد یا نه.

چرا حالا جلیلی از حدیبیه می‌گوید؟

بازگشت این تعبیر به ادبیات سعید جلیلی، به همین دلیل مورد توجه قرار گرفته است. جلیلی در سال‌های گذشته به‌عنوان منتقد توافق هسته‌ای و رویکرد مذاکره با غرب شناخته شده و حالا استفاده او از مثال حدیبیه، پرسش‌هایی درباره معنای این تغییر ادبیات ایجاد کرده است.

البته خود جلیلی از «تسلیم» یا پذیرش همه خواسته‌های طرف مقابل سخن نگفته است. تأکید او بر «ابتکار» و برداشتن سایه جنگ است؛ بنابراین می‌توان سخنان اخیر او را در چارچوب همان تفسیری خواند که حدیبیه را نه به معنای کنارگذاشتن اهداف، بلکه به معنای انتخاب یک مسیر تاکتیکی برای عبور از یک شرایط دشوار می‌داند. اما همین استفاده از یک مثال تاریخی، واکنش‌هایی نیز در پی داشته است؛ از جمله کسانی که پرسیده‌اند چگونه ممکن است سیاستمداری که سال‌ها منتقد مذاکره و توافق بوده، اکنون برای توضیح راه عبور از شرایط جنگی به حدیبیه استناد کند. 

حدیبیه؛ یک واژه با دو قرائت

به این ترتیب، «صلح حدیبیه» در سیاست ایران به یک کلیدواژه مشترک میان دو سوی مناقشه تبدیل شده است؛ اما هر طرف معنای متفاوتی از آن استخراج می‌کند.موافقان مذاکره با غرب، حدیبیه را نمونه‌ای از انعطاف تاکتیکی برای رسیدن به هدف راهبردی می‌دانند؛ یعنی ممکن است یک طرف در مقطعی از برخی خواسته‌های فوری خود بگذرد تا امکان دستیابی به اهداف بزرگ‌تر فراهم شود.

در مقابل، مخالفان مذاکره تأکید می‌کنند که نمی‌توان هر توافقی با غرب را با حدیبیه مقایسه کرد. از نگاه آنان، شرایط تاریخی، طرفین مناقشه و اهداف توافق باید جداگانه بررسی شود و صرف شباهت ظاهری میان دو موقعیت نمی‌تواند یک تصمیم سیاسی را توجیه کند.به همین دلیل، حدیبیه در ادبیات سیاسی ایران بیش از آنکه صرفاً یک واقعه تاریخی باشد، به زبان مشترک مناقشه درباره مذاکره تبدیل شده است؛ یک طرف با آن از امکان توافق دشوار سخن می‌گوید و طرف دیگر با اشاره به تفاوت شرایط، نسبت به ساده‌سازی یک تجربه تاریخی هشدار می‌دهد.

اکنون سخنان تازه جلیلی بار دیگر این بحث قدیمی را زنده کرده است؛ بحثی که از روحانی تا جلیلی ادامه پیدا کرده و نشان می‌دهد مسئله اصلی فقط خود «صلح حدیبیه» نیست. مسئله این است که در مواجهه با یک دشمن یا رقیب قدرتمند، مرز میان انعطاف، مذاکره، توافق و عقب‌نشینی کجاست؟ همین پرسش است که نام حدیبیه را هر بار با بازشدن دوباره پرونده مذاکره با غرب به صدر ادبیات سیاسی ایران بازمی‌گرداند.

۳۱۳۱

کد مطلب 2275664

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین